نوع مقاله : مقاله علمی ـ پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری اندیشۀ سیاسی، پژوهشکدۀ مطالعات فرهنگی و اجتماعی، تهران، ایران

2 استاد علوم سیاسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

3 دانشیار سیاست‌گذاری علم، فناوری و نوآوری، سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی ایران، تهران، ایران

4 استادیار برنامه‌ریزی توسعۀ آموزش عالی، پژوهشکدۀ مطالعات فرهنگی و اجتماعی، تهران، ایران

چکیده

نظریۀ سرمایۀ انسانی نقش مهمی را در ورود و اثرگذاری نظام آموزش عالی در روند توسعه برعهده دارد. هدف از این مقاله، اندیشه‌شناسی سیاسی نظریۀ توسعه‌ای سرمایۀ انسانی و استخراج دلالت‌های سیاستی آن در حوزۀ آموزش عالی است؛ براین‌اساس، از روایت دلالتی به‌عنوان چارچوب مفهومی و روش‌شناسی دلالت‌پژوهی استفاده شده است. یافته‌های این مقاله نشان می‌دهد نظریۀ سرمایۀ انسانی با تکیه بر مقومات و دلالت‌های اندیشۀ سیاسی مطلوبیت‌گرایی، مبانی نظری و هنجاری رویکرد اقتصادی و بازارمحور در حوزۀ نظام آموزش عالی را فراهم کرده و با تأکید بیش‌ازاندازه بر بُعد اقتصادی آموزش و اولویت‌دهی به اهداف اقتصادی، بسیاری دیگر از اهداف و کارکردهای غیراقتصادی و فی‌نفسه ارزشمند نظام آموزش عالی را مورد غفلت و کم‌توجهی قرار داده است. طبق نتایج به‌دست‌آمده، نظام آموزش عالی مبتنی بر تئوری سرمایۀ انسانی، با انعکاس نگاه تقلیل‌گرا و محدودیت‌های حاکم بر مطلوبیت‌گرایی در تکیه بر انگارۀ انسان اقتصادی، بی‌تفاوتی نسبت به مسئلۀ توزیع، تفاوت‌های میان‌فردی و فراموش‌کردن سایر ملاحظات ناوابسته به مطلوبیت، از کفایت نظری لازم برای ارائۀ تصویری همه‌جانبه و جامع از نقش و جایگاه نظام آموزش عالی در توسعه برخوردار نیست.

کلیدواژه‌ها

موضوعات