نوع مقاله: مقاله علمی ـ پژوهشی

نویسنده

عضو هیئت علمی/دانشگاه شهید بهشتی

10.22035/isih.2020.3626.3809

چکیده

تاریخ انگاره در زمره روش‌های جدیدی است که با رویکردی تاریخی به یک مفهوم و انگاره معین پرداخته، اهمّ تغییراتِ مولفه‌ای در آن‌را شناسایی کرده و در نهایت نیز توسعه، تضییق، یا تغییراتِ اساسی که در طول تاریخ برای آن مفهوم ایجاد شده است را نشان می‌دهد. میان‌رشتگی نیز انگاره مهم، پیچیده و کارآمدی در روزگار ما محسوب می‌شود که ضرورت کاربستِ آن در دانش، تحولاتِ آنرا در یکی دو سده اخیر بسیار سریع کرده است. نگاهی تاریخی به اهمّ تعاریف پیرامون میان‌رشتگی، گونه‌های مختلف آن و تعیین اهمّ تحولات رخ‌داده در آن، می‌تواند در این ارتباط بسیار روشنگر باشد. این پژوهش نشان می‌دهد که میان‌رشتگی در ابتدا بیشتر مفهومی آرمانی و در ارتباط با دست‌یابی به «علم واحد» بوده است. در دوره مدرن نیز اولین تعاریف از میان‌رشتگی در راستای دست‌یابی به علم واحد هستند. امّا این ایده به‌سرعت کنارگذاشته شده و «تلفیق دانش» به‌عنوان اصلی‌ترین معیار مطرح می‌شود. کم‌کم رویکردِ ابزاری در کنار رویکردِ نظری به میان‌رشته‌ای در میانِ صاحب‌نظران شکل می‌گیرد.. در گونه اولِ فرارشته‌ای با «عبور از مرزهای دانش» و در گونه دوم با «عبور از حوزه دانشی» روبرو خواهیم بود. بنابراین نگاه تاریخی به این انگاره دو گذارِ اساسی را به ما نشان می‌دهد: 1- گذار از نگاه آرمان-گرایانه و مبتنی بر رخنه‌های معرفتی به نگاهِ عمل‌گرایانه و مبتنی بر حل مساله؛ 2- گذار از میان‌رشته‌ای به فرارشته‌ای.

کلیدواژه‌ها

موضوعات