تحلیل مفهومی غفلتورزی دانشجویان تحصیلات تکمیلی: مطالعه موردی دانشگاه کردستان
دوره 18، شماره 1، زمستان 1404، صفحه 143-168
https://doi.org/10.22035/isih.2026.5670.5243
علی امینی باغ، پریسا سیمانی، جمال سلیمی
چکیده پدیدهٔ غفلتورزی آکادمیک در میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی، با توجه به تأثیرات منفی آن بر فرآیند و نتایج پژوهشی، به یک دغدغهٔ جدی در نظام آموزش عالی تبدیل شده است. لذا این پژوهش بر آن است تا با رویکرد نظریهٔ زمینهای به ساخت این تبیین بپردازد. مشارکتکنندگان تحقیق دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه کردستان بودند که از طریق نمونهگیری هدفمند 15 نفر از آنها در تحقیق مشارکت داده شدند. ابزار گردآوری دادهها مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته بود. همچنین دادهها طی سه مرحلهٔ کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شد. یافتهها نشان میدهد که غفلتورزی آکادمیک پدیدهای چندبعدی و نهادی است که در تعامل میان عوامل علّی همچون احساس بیمعنایی تحصیلی، ضعف تعامل استاد–دانشجو، محدودیت منابع و فشارهای اقتصادی با شرایط زمینهای از جمله تعلیق هویت علمی، پیشبینیناپذیری مسیر تحصیلی و گسست تعلق دانشگاهی شکل میگیرد. همچنین ساختار ناکارآمد آموزشی، فقدان حمایت روانی و شکاف فرهنگی بهعنوان شرایط مداخلهگر بر تشدید این وضعیت اثر میگذارند. بر این اساس، راهبردهایی نظیر بازآرایی فرهنگ دانشگاهی، توانمندسازی هیئت علمی، تقویت نظامهای حمایتی و اصلاح سازوکارهای انگیزشی پیشنهاد میشود. پیامدهای این پدیده در دو سطح مثبت (افزایش خودآگاهی و توان بازاندیشی) و منفی (انزوای علمی و کاهش تعاملات حرفهای) بروز مییابد. در مجموع، نتایج بیانگر آن است که غفلتورزی آکادمیک نه مسئلهای فردی، بلکه بازتاب شکاف ساختاری و فرهنگی در آموزش عالی است و بازتعریف نقش دانشگاه را ضروری میسازد.
تبیین و مدلسازی مفهوم دانشگاه متفکر در بافت آموزش عالی ایران: مطالعهای مبتنی بر نظریه دادهبنیاد
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 مهر 1405
https://doi.org/10.22035/isih.2026.5806.5341
جمال سلیمی، علی امینی باغ
چکیده دانشگاه متفکر، نهادی است که فراتر از کارکردهای ابزاری و انتقال صرف دانش، بر بازاندیشی انتقادی، دیالوگ علمی و مسئولیت اجتماعی تمرکز دارد. با توجه به چالشهای ساختاری و کمیگرایی در آموزش عالی ایران، این پژوهش با هدف تدوین مدل نظری دانشگاه متفکر در بافت آموزش عالی ایران و بر اساس تجربه زیسته استادان علوم انسانی انجام شد. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه دادهبنیاد (رویکرد اشتراوس و کوربین) انجام گرفت. جامعه پژوهش اعضای هیئت علمی دانشکده علوم انسانی دانشگاه کردستان بودند که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند با گرایش نظری، 20 نفر از آنان به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، مصاحبههای نیمهساختاریافته بود. تحلیل دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت پذیرفت. عوامل علّی شامل جستوجوی معنا، تجربه محدودیتها و تحولات محیطی؛ عوامل زمینهای شامل فرهنگ دانشکده، ویژگیهای فردی و شرایط سازمانی؛ و عوامل مداخلهگر شامل سیاستهای ارزیابی، مدیریت دانشگاه و فضای تعامل شناسایی شدند. در مواجهه با این شرایط، استادان راهبردهایی نظیر تقویت گفتوگوی علمی در محیط دانشگاه، بازاندیشی در شیوههای تدریس و پژوهش، استفاده از ظرفیتهای جمعی هیئت علمی و مدیریت سازگار با محدودیتهای ساختاری را اتخاذ میکنند. پیامدهای این راهبردها در قالب تقویت حیات فکری در دانشگاه، تحول در تجربه آموزشی دانشجویان، ارتقای کیفیت فعالیت علمی و بازتعریف تدریجی نقش دانشگاه در جامعه دستهبندی شد. نتایج نشان داد تحقق دانشگاه متفکر در ایران، نیازمند گذار از ساختارهای صلبی و کمیگرا به سمت کنشگری بازاندیشانه استادان و ایجاد فضاهای گفتوگوی غیررسمی است.
