کلیدواژه‌ها = higher education
آموزش عالی

دیپلماسی علمی؛ واکاوی همکاری بین‌المللی ایران با عراق در عرصه آموزش عالی

دوره 17، شماره 3، تابستان 1404، صفحه 69-99

https://doi.org/10.22035/isih.2025.5496.5148

سعیده سعیدی

چکیده دیپلماسی علمی یک مفهوم میان‌رشته‌ای است، و به‌طور خاص در بحث عراق، حوزه‌هایی همچون علم و فناوری، روابط بین‌الملل، سیاست خارجی، حوزه نظامی و حوزه گفتمانی مهم‌ترین آبشخورهای مفهومی سازنده آن می‌باشند. این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که دیپلماسی علمی جمهوری اسلامی ایران با عراق چگونه صورت‌بندی می‌شود و مهم‌ترین چالش‌های همکاری‌های علمی ایران و عراق چیست؟ این پژوهش چندبعدی و در پارادایم کیفی انجام شده است. روش جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات ترکیبی از منابع اسنادی و کتابخانه‌ای، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و تعاملی، مشاهده همراه مشارکت، مصاحبه متخصصان، برگزاری پانل خبرگان، جلسات کارشناسی و کسب نقطه‌نظرات دستگاه‌ها و نهادهای مرتبط با موضوع بوده است. در این پژوهش ابعاد 4 گانه آموزشی، پژوهشی، فرهنگی و اجرایی دیپلماسی علمی ایران و عراق مورد مداقه قرار خواهد گرفت. افزایش نقش‌آفرینی کارگزاران برون‌مرزی عرصه دیپلماسی به ویژه تقویت نقش رایزن علمی و رایزن فناوری در شناسایی ظرفیت‌های کشور مقصد و معرفی ظرفیت‌های ایران، تدوین نقشه راه با مرکزیت نهادهای مسئول بخش علم و فناوری، تنظیم بوروکراسی تعاملات بین‌المللی کنشگران دانشگاهی و صنعتی و تسهیل رویه‌های کنسولی برای اتباع غیر ایرانی، تدوین بانک داده ورودی و خروجی نهاد آموزش عالی به‌منظور تقویت شبکه‌سازی و بهره‌مندی از تخصص افراد، نیازسنجی مداوم از بازار و شرایط محیطی کشور مقصد، تلاش در جهت تعریف واحد و واقع‌بینانه از دنیا و روابط بین‌الملل، افزایش سواد فرهنگی بازیگران عرصه دیپلماسی علمی و بین‌المللی‌سازی دانشگاه‌ها به‌طور خاص، سرمایه‌گذاری بر افزایش کیفیت نیروی انسانی در این حوزه می‌تواند در پیشبرد دیپلماسی علمی ایران مؤثر باشد.

آموزش عالی

نقش دانشگاه در شکل‌دهی به منش دانشجویان؛ طراحی مدلی برای توسعه نگرش‌های توانمندساز شخصیتی، اجتماعی و اخلاقی

دوره 16، شماره 2، بهار 1403، صفحه 35-67

https://doi.org/10.22035/isih.2024.4959.4821

حامد مخبر دزفولی، نادرقلی قورچیان، کامران محمدخانی

چکیده دانشگاه به‌عنوان یک موقعیت اجتماعی مهم، نه تنها زمینه‌ساز کسب تجربه مستمر علمی است بلکه به‌واسطه ایجاد موقعیت‌ها و تعاملات گسترده و متنوع نقش مهمی در شکل‌گیری منش دانشجویان ایفا می‌کند. این پژوهش با هدف بررسی چگونگی نقش‌آفرینی دانشگاه در شکل‌دهی به منش دانشجویان انجام شده است. این مطالعه با رویکرد ترکیبی (کمّی-کیفی) انجام شد. در بخش کمّی، با استفاده از نمونه‌گیری تصادفی، دیدگاه 290 دانشجوی دانشگاه‌های شهر تهران در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد احصا شده است. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌های محقق‌ساخته بوده است. داده‌های کمّی با استفاده از نرم‌افزارهای آماری تحلیل شدند. در بخش کیفی، مصاحبه‌های عمیق با مدیران و کارشناسان حوزه آموزش عالی انجام گرفت. داده‌های کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفتند یافته‌ها نشان داد که منش اخلاقی پیش‌بینی‌کننده معناداری برای فهم عملکرد تحصیلی و پرورش فضیلت‌ها و نگرش‌های اخلاقی و اجتماعی دانشجویان است. تحلیل داده‌ها منجر به شناسایی چهار بعد اصلی در ارتقای منش دانشجویان شد. این ابعاد شامل: 1) نگرش‌های توانمندسازی و فضیلت‌محور، 2) نگرش‌های شخصیتی، 3) نگرش‌های اجتماعی و 4) نگرش‌های اخلاقی است. همچنین، نقش محوری دانشگاه در ایجاد محیطی برای تعامل، یادگیری و رشد این نگرش‌ها مشخص شد محیط دانشگاه بر توسعه اخلاقی دانشجویان تأثیرگذار است.

آموزش عالی

تبیینی نظری از «قدرت نرم آموزش عالی» در نظریه‌های روابط بین‌الملل؛ پتانسیل‌ها و کارکردها

دوره 16، شماره 2، بهار 1403، صفحه 101-132

https://doi.org/10.22035/isih.2024.5213.4972

حسن جباری نصیر

چکیده با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در دهه 1990، فهم از قدرت نیز به تدریج تغییر کرد. قدرت نرم با تعدیل تمرکز محدود تحلیل قدرت واقع‌گرایانه یعنی در اختیار داشتن منابع ملموس خاص برای حفظ و افزایش قدرت ملی با توانایی تغییر رفتار کنشگران، با وارد کردن عنصر متقاعدکنندگی و قدرت جذب یعنی توانایی شکل دادن به خواسته‌های دیگران بدون کاربرد عنصر زور و اجبار، توسط جوزف نای مطرح شد و از نظر اثربخشی، ماهیت رفتار و مشخص بودن منابع را به وضوح نشان داد. در توضیح نای، قدرت نرم با اینکه در قالب و ترمیم نظریه رئالیستی به‌عنوان یک مفهوم تحلیلی طرح‌بندی شده، اما با دیدگاه و نظریه‌های لیبرالیستی و سازه‌انگاری توانایی انطباق و همپوشانی دارد. تلقی آموزش عالی به‌عنوان تابعی از قدرت نرم مستلزم بررسی نظری رابطه آن با سایر نظریه‌های روابط بین‌الملل است. سؤال اساسی این است که جایگاه قدرت نرم آموزش عالی در نظریه‌های اصلی روابط بین‌الملل چیست و چگونه می‌توان آن را در قالب نظریه‌های ناظر به رفتارهای عملگرایانه تبیین کرد. در این مقاله، با تبیین آموزش عالی به‌عنوان یک امر فرهنگی و تابعی از قدرت نرم، نسبت آن با نظریه‌های رئالیسم، لیبرالیسم و سازه‌انگاری، به‌صورت میان‌رشته‌ای، با استناد به مطالعات کتابخانه‌ای با رویکردی توصیفی‌ـ‌تحلیلی بررسی می‌شود. در بررسی هر یک از این نظریه‌ها، روایت‌ها، چارچوب‌های مفهومی و نظری در رابطه با نقش قدرت نرم آموزش عالی ارائه می‌شود تا پتانسیل و کارکرد آن در دستیابی به موضوعاتی همچون توسعه همه‌جانبه ملی، در زمینه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، فناوری و اقتصادی، حفظ صلح و پیشگیری از درگیری‌های احتمالی تبیین شود. این مقاله با ارائه مبانی نظری و ظرفیت فکری لازم می‌تواند مقدمات ارائه رویکردهای عملی در موضوع مورد پژوهش را در پژوهش‌های آتی فراهم آورد.

میان رشته‌ای

مناسبات نظام آموزش عالی و جنسیت: تجربه زیسته در دانشگاه تک‌جنسیتی الزهرا

دوره 15، شماره 4، پاییز 1402، صفحه 145-169

https://doi.org/10.22035/isih.2023.5172.4941

سعیده پورخزایی، گلنار مهران، پروین احمدی، فریبا عدلی

چکیده چند دهه است که کشورهای جهان به اهمیت توسعه برای رسیدن به تعالی انسان‌ها، رفع نابرابری و ایجاد عدالت اجتماعی پی برده‌اند و رسیدن به اهداف توسعه را محور سیاست‌گذاری‌های کلان خود قرار داده‌اند. کشور برای رسیدن به توسعه پایدار نیاز به مشارکت همه اعضای جامعه دارد. از آن جا که زنان نیمی از جمعیت جامعه را تشکیل می‌دهند، و با توجه به اینکه آموزش عالی وظیفه تربیت نیروی انسانی را بر عهده دارد، و به دلیل ترویج آموزش زنان توجه به دانشگاه تک‌جنسیتی حائز اهمیت است. رویکرد مقاله حاضر کیفی است و در سپهر فلسفی تفسیرگرایی با روش تحلیل محتوا به بررسی تجربه زیسته دانشجویان دانشگاه الزهرا از تحصیل در یک دانشگاه تک‌جنسیتی پرداخته است. مشارکت‌کنندگان پژوهش دانشجویان زن دانشگاه الزهرا در دوره کارشناسی بودند که با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. یافته‌ها در چهار بعد مطرح شده است: بعد فردی (اعتماد به نفس، آزادی بیان، احترام، محیط امن و راحت، کنترل استرس، حس خوب، حمایت، انعطاف پذیری، احساس لطیف زنانه، درک متقابل، تمرکز بر درس و پیشرفت درسی، روحیه پرسشگری، حسادت و چشم‌و‌هم‌چشمی، عدم علاقه به دانشگاه، محیط شبیه به مدرسه و پوشش)، بعد اجتماعی (هماهنگی، ارتباط اجتماعی و اشتراک افکار، عدم ارتباط اجتماعی با جنس مخالف)، بعد فرهنگی (عدم اجازه تحصیل، انتخاب دانشگاه به دلیل ارزش‌ها و تطبیق‌پذیری)، بعد شناختی (یادگیری مباحث به صورت نظری و غیرکاربردی، تلاش برای کسب نمره و عدم ارتباط با بازار کار) دسته‌بندی شده است.

آموزش عالی

تحلیل ساختاری مؤلفه‌ها و شناسایی پیشران‌های سازندۀ آیندۀ آیین‌نامۀ ارتقای مرتبۀ اعضای هیئت علمی مراکز آموزش عالی در ایران در افق 1414

دوره 14، شماره 3، تابستان 1401، صفحه 123-155

https://doi.org/10.22035/isih.2022.4663.4603

احد رضایان، احسان مرزبان، علی‌حسین رضایان، مصطفی مرزبان

چکیده هدف از این مقاله، شناسایی و تعیین عوامل کلیدی، روندهای نوظهور و نیروهای پیشران در مسیر تدوین آیین‌نامۀ ارتقای مرتبۀ اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها و ارزیابی روابط ساختاری میان عوامل و مؤلفه‌های کلیدی در افق 1414 است. برای این منظور با تکیه بر روش‌شناسی آمیخته و بهره‌گیری از ابزارهای مرور ادبیات، مصاحبه، ماتریس تحلیل آثار متقاطع، نرم‌افزار میک‌مک و پنل خبرگان، ضمن احصای مجموعه‌ای جامع از عوامل اثرگذار، مؤلفه‌های کلیدی شناسایی و روابط اثرگذاری و اثرپذیری میان آن‌ها به‌لحاظ ساختاری تحلیل شده است. درنتیجه، پنج نیروی «گفتمان حاکم بر آموزش عالی در ایران»، «انتظار جامعه (صنعت، بازار و دولت) از آموزش عالی»، «اقتصاد آموزش عالی»، «رقابتی و بین‌المللی‌شدن آموزش عالی» و «چالش‌های نوظهور و توسعۀ علوم میان و فرارشته‌ای» به‌عنوان پیشران‌های تغییر در موضوع مقاله احصا گردیده و تأثیر و نقش هریک در آیندۀ نظام ارتقای اعضای هیئت علمی تبیین شده است. براین‌اساس، ارتقای ویرایش‌های آیندۀ این آیین‌نامه، نیازمند همگامی با نیروهای پیشران شناسایی‌شده، لحاظ پیچیدگی‌های ساختاری میان عوامل کلیدی مؤثر و انطباق با تحولات محیط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی از طریق اتخاذ رویکردهای میان‌رشته‌ای و آینده‌نگر آن‌هاست.

آموزش عالی

آینده‌پژوهی در آموزش عالی: طراحی راهرویِ استراتژیک ورزش دانشگاهی ایران با رویکرد میان‌رشته‌ای

دوره 14، شماره 3، تابستان 1401، صفحه 157-193

https://doi.org/10.22035/isih.2022.4544.4506

جواد شهولی کوه شوری، احمدرضا عسکری، رسول نظری، امیررضا نقش

چکیده علوم ورزشی و آینده‌پژوهی هردو به‌عنوان حوزه‌ای میان‌رشته‌ای در جهان مطرح شده‌اند. یکی از حوزه‌هایی که به‌موازات این دو رشد کرده است و اثر محسوس و بنیادینی بر آن‌ها گذاشته و نیز از آن‌ها تأثیر پذیرفته است، مطالعات بین‌رشته‌ای یا فرارشته‌ای است. تحقیقات میان‌رشته‌ای، به‌ویژه در زمینۀ ورزش، که در کنار ماهیت سلامت‌محوری‌اش اهداف بلندپروازانه‌ای نیز دارد، بسیار مهم‌اند. ازاین‌رو، در این مقاله با به‌کارگیری ابزار سناریو به‌عنوان یکی از روش‌های آینده‌پژوهی، یک راهروی استراتژی برای توسعۀ ورزش دانشگاهی ایران در افق 1414 پدید آمده است. ورزش در دانشگاه‌ها شکل نهادی فرایند تربیت ‌بدنی برای زندگی سالم و فعال است. مشارکت‌کنندگان مقالۀ تحلیلی و اکتشافی حاضر شامل 34 نفر از ذی‌نفعان داخلی و خارجی ورزش دانشگاهی ایران بودند که براساس نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. گردآوری داده‌ها با مصاحبه و پرسش‌نامۀ باز صورت گرفت. براساس یافته‌ها، تحلیل 30 عامل اصلی به‌دست‌آمده درنهایت منجر به دو عدم‌قطعیت کلیدی «پیوستن به جنبش جهانی ورزش» و «نظام‌مندی فعالیت جسمانی پایدار» شد که اساس توسعۀ چهار سناریو با اسامی دماوند، تفاخر، روز از نو و فیزیک، قرار گرفتند. به منظور توسعۀ ورزش دانشگاهی ایران، باید سیاست‌های مجزا در قسمت‌های مختلف ورزش دانشگاهی بر مبنای نظام‌مندی فعالیت‌های جسمانی پایدار، تدوین شود.

آموزش عالی

فراتحلیل کیفی مطالعات آینده‌پژوهی آموزش ‌عالی در ایران: مورد مطالعه، میز آینده‌پژوهی آموزش‌ عالی

دوره 14، شماره 3، تابستان 1401، صفحه 227-250

https://doi.org/10.22035/isih.2022.4737.4661

رضا منیعی، حامد کمالی

چکیده موضوع اصلی آینده‌پژوهی آموزش‌ عالی، شناسایی نظام‌مند نیروها و پیشران‌های تغییر، فرصت‌ها و تهدیدهای ناشی از تغییرات، خلق چشم‌اندازها و آیندۀ مطلوب برای آموزش ‌عالی و تدوین راهبردها و اقدام‌های مؤثر برای دستیابی به آن است. ازاین‌رو، این مقاله به منظور فراتحلیل مطالعات میز آینده‌پژوهی آموزش‌ عالی به‌عنوان یک مصداق تجربی از مطالعات آینده‌پژوهی آموزش‌ عالی در ایران نوشته شده است. برای این منظور با روش فراتحلیل کیفی به تحلیل و یکپارچه‌سازی این مطالعات با رویکرد جامع (کمّی و کیفی) در دو بُعد شکلی و محتوایی پرداخته شد. یافته‌ها در بعد شکلی تداوم و استمرار مطالعات میز در سال‌های مختلف را با مشارکت متنوع ذی‌نفعان درونی و اجتماعی آموزش‌ عالی در سطوح مختلف نشان می‌دهد. در بعد محتوایی، مطالعات میز بر پنج مقولۀ موضوعی شامل مدیریت و برنامه‌ریزی اثربخش در آموزش‌ عالی، ارزشیابی و کیفیت دانشگاه‌ها و مؤسسه‌های پژوهشی، برنامۀ ‌درسی و یادگیری دانشگاهی، فناوری اطلاعات و ارتباطات و فضای مجازی در آموزش‌ عالی، و اقتصاد آموزش‌ عالی و دانشگاه متمرکز بوده است که ذیل هر یک از مقولات براساس شرایط و اقتضائات، مسائل دارای اولویت انتخاب، و در یک رویکرد میان‌رشتگی با رجوع به نخبگان و بحث کانونی آینده‌پژوهی شده است. دستاوردهای این مطالعات می‌تواند در عرصۀ سیاست‌ورزی و دانش‌ورزی در بافتی میان‌رشتگی مورد توجه و استفادۀ دانشگاهیان قرار گیرد.

آموزش عالی

تدوین الگوی دانشگاه نسل چهارم برای دانشگاه‌های ایران

دوره 13، شماره 4، پاییز 1400، صفحه 31-57

https://doi.org/10.22035/isih.2021.375

آرش یدالهی ده چشمه، سعید رجائی پور، سیدعلی سیادت

چکیده با توجه به تأثیر دانشگاه‌ها نسل چهارم در تحولات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و رشد و توسعۀ‌ جوامع محلی و منطقه‌ای، هدف اصلی این مقاله بررسی ابعاد و تدوین الگوی دانشگاه نسل چهارم برای دانشگاه‌های ایران است. مقاله حاضر در چارچوب رویکرد کیفی و با به‌کارگیری راهبرد نظریه داده‌بنیاد انجام‌ گرفته است. جامعهٔ آماری شامل متخصصان و صاحب‌نظران حوزه آموزش عالی بوده است که داده‌های موردنیاز از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با 25 صاحب‌نظر و با استفاده از روش نمونه‌گیری هدف‌مند زنجیره‌ای جمع‌آوری گردید. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA و بر اساس طرح اشتراوس و کوربین از طریق سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام گرفت. نتایج جهت اعتباریابی و بازبینی در اختیار مصاحبه‌شوندگان قرار گرفت و با استفاده از فن مرور همتا از پنج متخصـص در حوزه آموزش عالی نظرخواهی شد. یافته‌ها نشان داد که مؤلفۀ دانشگاه مسئولیت‌گرای ارزش‌آفرین به‌عنوان پدیدهٔ محوری، مؤلفهٔ تحول‌خواهی و سازگارشوندگی به‌عنوان عوامل علّی، رهبری مسئولانه، مؤلفهٔ توسعهٔ شایستگی‌های حرفه‌ای سرمایهٔ انسانی و برنامهٔ آموزشی و درسی توسعه‌دهنده به‌عنوان راهبردهای کنش، مؤلفه‌های خط‌مشی‌گذاری تخصصی و حرفه‌ای، فرهنگ نوآوری مسئولانه و ساختار تحول‌آفرین به‌عنوان شرایط زمینه‌ای و استقلال دانشگاهی و مؤلفهٔ مدل‌های مالی توسعه‌دهنده به‌عنوان مؤلفه‌های مداخله‌ای دانشگاه نسل چهارم شناسایی شدند. پیامد اصلی برهم‌کنش تمامی مؤلفه‌های اشاره‌شده توسعۀ منطقه‌ای است که در سه حوزه فرهنگی‌ـ‌اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی نقش حیاتی در توسعه و بالندگی جامعۀ محلی و ملی دارد.

بحران ویروس کرونا

آینده‌پژوهی تأثیرات بحران کووید‌ـ19 بر آموزش عالی

دوره 12، شماره 2، بهار 1399، صفحه 181-211

https://doi.org/10.22035/isih.2020.3962.4063

غلامرضا ذاکرصالحی

چکیده در این مقاله به آینده‌های محتملی خواهیم پرداخت که بر اثربحران کرونا پیش‌روی آموزش عالی قرار خواهد گرفت. این مقاله از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی‌ـ‌اکتشافی و از نظر روش، زمینه‌یاب مقطعی است. آینده‌پژوهی به‌عنوان یک حوزهٔ میان‌رشته‌ای جهت‌گیری این مقاله را تشکیل می‌دهد نحوهٔ جمع‌آوری داده‌ها میدانی است. داده‌ها از طریق ابزار پرسش‌نامهٔ بسته محقق‌ساخته گردآوری شد. در تهیه پرسش‌نامه از مقیاس گاتمن استفاده شد. پاسخگویان جمعی از خبرگان و متخصصان آموزش عالی هستند که به‌صورت راهبردی و هدفمند انتخاب شدند. نتایج در قالب سناریوهای آینده ارائه شده‌اند. سناریوهای محتمل برای کشف و اعتباربخشی سناریو مرجح در اختیار عده‌ای از خبرگان آموزش عالی قرار گرفت. در پیمایش مربوط به اعتباربخشی، 84 نفر از متخصصان و صاحب‌نظران آموزش عالی مشارکت داشتند. سناریوهای محتمل در هفت مؤلفه سازماندهی شدند: 1) هویت و جایگاه دانشگاه؛ 2) توجه به پایداری 3) ورود به دانشگاه؛ 4) تغییر سبک زندگی دانشگاهی؛ 5) بین‌المللی‌شدن؛ 6) یادگیری الکترونیکی؛ و 7) حکمرانی و مدیریت. یافته‌ها نشان داد خبرگان آموزش عالی اصل وجود تأثیرات و پیامدهای بحران کووید‌ـ‌‌19 برآموزش عالی را پذیرفته‌اند. همچنین، از دیدگاه آنان این تأثیرات بسیط و ساده نبوده و دارای ابعاد وسیع و متنوّعی است. همان‌گونه‌که ملاحظه شد، در هر یک از ابعاد هفت‌گانهٔ معطوف به آینده حداقل یک سناریو مرجّح با میانگین بالای 50درصد موافق وجود دارد. سه روند کلان که بیشترین احتمال وقوع را از نظر پاسخگویان دارند به ترتیب عبارت‌انداز: 1) تقویت یادگیری الکترونیکی(اما نه به‌صورت تحوّل بنیادین و مجازی‌شدن کامل)؛ 2) تغییر در سبک زندگی دانشگاهی؛ و 3) توجه بیشتر به مقولهٔ پایداری. این سه روند بیشترین سناریوهای مرجّح را در درون خود جای داده‌اند.

علوم تربیتی

چارچوب سیاست فرهنگی بین‌المللی‌شدن آموزش عالی در ایران؛ پژوهشی آمیخته

دوره 10، شماره 2، بهار 1397، صفحه 165-198

https://doi.org/10.22035/isih.2018.282

محمد نیک بین، غلامرضا ذاکرصالحی، رضا ماحوزی

چکیده بین‌المللی‍شدن به‌عنوان موضوعی اصلی و پدیدهای گسترده در آموزش عالی تبدیل شده است. یکی از جنبه‍های سیاست‌گذاری در این حوزه  توجه به ابعاد فرهنگی بین‌المللی‍شدن آموزش عالی است که  شرایط را برای پذیرش این پدیده آماده و از برخورد تضادها جلوگیری می‍کند. با توجه به اهمیت مباحث فرهنگی و نقش بازتولیدی فرهنگ در آموزش عالی این مقاله به‍دنبال پاسخ به این پرسش است که از منظر فرهنگی برای بین‌المللی‍شدن آموزش عالی چه الزاماتی مورد نیازاست؟ برای پاسخ به این پرسش از  روش تحقیق آمیخته (کیفی و کمّی) استفاده شد. در مرحله کیفی با 13نفر از خبرگان و مدیران بین‌الملل دانشگاه مصاحبه نیمه‍ساختاریافته صورت گرفت و سپس داده‍های آن توسط روش تحلیل محتوای استقرایی، بررسی شد. در مرحله کمّی نیز پس از تحلیل داده‍های کیفی و مشخص‍شدن مؤلفه‌های اصلی،یک پرسش‌نامه محقق‍ساخته بین مدیران بین‌الملل، کارشناسان و خبرگان آموزش عالی توزیع شد و داده‍های آن با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی موردتحلیل قرار گرفت. یافته‌ها نشان داد که برای ارتقاء بین‌المللی‍شدن آموزش عالی ایران باید به اتخاذ سیاست فرهنگی در سطوح حکمرانی، محیط بین‌الملل، محیط داخلی (فرهنگ ملی) و دانشگاه و مراکز آموزش عالی به‍صورت توأمان اقدام و در هر مورد می‍بایست سیاست‌های مناسبی اتخاذ کرد. پیشنهاد اصلی این مقاله در قالب یک الگوی جامع  و کل‍گرا مبتنی بر همه سطوح و محیط دور و نزدیک آموزش عالی ارائه شده است.

برنامه‌ریزی درسی

پیش‌نیازها و سازوکار برنامه درسی میان‌رشته‌ای دانشگاهی برای تقویت آینده‌پژوهی در راستای تحقق معرفت جامع

دوره 9، شماره 3، تابستان 1396، صفحه 25-41

https://doi.org/10.22631/isih.2017.1937.2480

مهدی سبحانی نژاد، سولماز نورآبادی

چکیده هدف پژوهش حاضر، تبیین پیش‌نیازها و سازوکار برنامه درسی میان‌رشته‌ای دانشگاهی به‌منظور تحقق معرفت جامع است. روش پژوهش این مقاله، توصیفی‌ـ‌تحلیلی و استنتاجی بوده و در پی پاسخ به دو پرسش است؛ 1. پیش‌نیازهای برنامه درسی میان‌رشته‌ای دانشگاهی چیست؟ 2. سازوکار تحقق معرفت‌ جامع حاصل از برنامه درسی میان‌رشته‌ای در آموزش عالی، چگونه است؟ یافته‌ها نشان داد که «عمده‌ترین پیش‌نیاز برنامه درسی میان‌‌رشته‌ای دانشگاهی، درک اهمیت میان‌رشته‌ای در راستای خودرهبرسازی یادگیرنده است». لازم است دست‌اندرکاران این حوزه دریابند که تقسیم موضوع‌ها به مواد درسی مجزا، برقراری ارتباط میان مفاهیم را دشوار می‌کند. رویکرد موضوع‌محور کنونی، سبب پرورش نیافتن مهارت‌های فکری سطح بالا و نیز بی‌توجهی به ابعاد بینشی و مهارتی یادگیری می‌شود. همچنین ازآنجاکه منظور از معرفت جامع، نوعی یادگیری است که دربردارندۀ هم‌زمان شناخت، بینش و مهارت باشد، بنابراین، برنامه درسی دانشگاهی باید به‌گونه‌ای باشد که فراگیران بتوانند به همۀ ابعاد معرفت جامع دست یابند. سازوکار میان‌رشته‌ای، درصدد فراهم کردن فرصت بحث و تفکر، آشنا کردن استادان با رویکرد‌های نوین تدریس، سنجش نیاز‌های محلی و ملی و مشاهده نتایج در محتوای برنامه درسی، و به‌کارگیری روش مناسب ارزشیابی از برنامه‌های درسی است. با بهره‌‌مندی از برنامه درسی میان‌رشته‌ای می‌توان به تحقق معرفت جامع که هدف والای دانشگاه است، کمک کرد.

میان رشته‌ای

سیستم اطلاعات جغرافیایی در پژوهش‌های باستان‌شناسی ایران؛ پیشینه، روند و مشکلات

دوره 9، شماره 3، تابستان 1396، صفحه 43-65

https://doi.org/10.22631/isih.2017.1616.2248

محمود حیدریان، حمیدرضا قربانی، حسنعلی عرب، شهرام پارسه

چکیده فناوری سیستم‌ اطلاعات جغرافیایی (GIS) بالغ بر 30 سال است که برای مطالعات باستان‌شناسی به‌کار می‌رود و به‌طور فزاینده‌ای درحال گسترش است. گسترش استفاده از این سیستم در باستان‌شناسی، نتیجه تکثیر و دردسترس بودن برنامه‌های نرم‌افزاری جغرافیایی، پیشرفت در فناوری رایانه و فراوان بودن داده‌های مکانی در زمینه باستان‌شناسی است. باستان‌شناسی ایران نیز از این قاعده مستثنا نبوده و در سال‌های اخیر بررسی‌ها و پایان‌نامه‌های زیادی بخشی از مطالعات خود را به این مقوله اختصاص داده‌اند. این مقاله با مروری بر ضرورت استفاده از نظریه‌های مکانی در باستان‌شناسی، به بررسی و نقد کاربرد این سیستم در باستان‌شناسی ایران می‌پردازد. پس از بررسی فعالیت‌های انجام‌شده مبتنی‌بر این سیستم در ایران که در دو حوزه چشم‌‌انداز و درون‌محوطه‌ای انجام شده است، مشخص شد که عدم آشنایی کامل باستان‌شناسان با قابلیت‌ها و امکانات این سیستم و توجیه نشدن کاربران آشنا با این سیستم که از دانش‌آموختگان رشته‌های جغرافیا بوده و درصدد کمک به باستان‌شناسان برآمده‌اند، ازجمله مهم‌ترین مشکلات بر سر راه کاربرد سیستم اطلاعات جغرافیایی در باستان‌شناسی ایران است؛ هرچند می‌توان عوامل دیگری چون دشواری ساخت مدل مکانی برای تمامی اشیا و شکل‌های متنوع به‌دست‌آمده از کاوش، به‌روزرسانی نشدن بانک‌های اطلاعاتی به‌دلیل طولانی بودن روند تفسیرهای باستان‌شناسی از کاوش تا آماده شدن برای چاپ، پیچیدگی مشاهده‌های باستان‌‌شناسی، تنوع زیاد ابزارها، مفاهیم و کارکردهای خاص، نقشه‌کشی و تجزیه‌و‌تحلیل تصویر، تنوع فرهنگی و منطقه‌ای، گاه‌نگاری و چارچوب‌های تاریخی، هزینه‌بر بودن و نبودن توافق در بین باستان‌شناسان ایرانی را نیز در این امر دخیل دانست.

میان رشته‌ای

آینده علم و آموزش در اندیشه سید حسین نصر؛ نگاهی میان‌رشته‌ای به فرایند بازسازی معرفت در چارچوب اندیشه سنت‌گرایی

دوره 9، شماره 3، تابستان 1396، صفحه 93-109

https://doi.org/10.22631/isih.2017.2095.2605

رضا ماحوزی، مسعود اعتصامی

چکیده سنت‌گرایی به‌عنوان یکی از جریان‌های نیرومند فکری دنیای معاصر، از طریق نقد نشانه‌های دنیای جدید و نظام آموزشی و فرهنگی آن، خواهان ایجاد نظم جدیدی در عرصه فرهنگ، علم، و آموزش است. این جریان، به پشتوانه بهره‌مندی از یک سنت فکری فلسفی و عرفانی، توانسته است در دهه‌های اخیر ذهن‌های بسیاری را در کشورها و فرهنگ‌های مختلف متوجه خود کند. بر این اساس، بررسی برنامه‌های آموزشی و علمی موردنظر جریان سنت‌گرایی معاصر ــ‌ که در ایران بیش از هرکسی خود را مدیون اندیشه‌های سید حسین نصر می‌داند ــ‌ امری موجه است. در این مقاله تلاش می‌شود با توجه به نقدهای این جریان فکری، به‌ویژه سید حسین نصر، به محتوا و ساختار علوم جدید و نظام علمی هم‌سو با آن، پیشنهادهای جایگزین در رویکردی میان‌رشته‌ای به بحث گذاشته شود. ازاین‌رو به‌کمک نگاه میان‌رشته‌ای سنت‌گرایان در نقد دنیای معاصر ازیک‌سو و پیشنهاد جایگزین آن‌ها مبنی‌بر بازگشت به متافیزیک سنت و نه‌تنها دنیای گذشته از سوی دیگر، مجالی برای فهم کلیت این نظام اندیشگی ــ‌ که هم‌زمان از دانش‌هایی چون فلسفه، الهیات، عرفان، تاریخ، روان‌شناسی، هنر، سیاست و علوم دقیقه برخوردار است‌ ــ‌ فراهم می‌شود. در هر دو وجه، سنت‌گرایان، فهم درست و دقیق متافیزیک سنت را، شرط هرگونه داوری و قضاوت درباره ضعف‌ها و تاریکی‌های عصر مدرن و ضرورت گذر از آن طرح کرده‌اند. در این نوشتار تلاش می‌کنیم آینده نظام علم را برمبنای نگاه انتقادی سید حسین نصر به نظام علمی موجود که در متافیزیک وارونه عصر مدرن ریشه دارد، معرفی و بررسی کنیم.

آموزش عالی

نقش روان‌شناسی در ایجاد پیوند بین‌ رشته‌های علوم انسانی برای توسعه مؤسسه‌های میان‌رشته‌ای

دوره 8، شماره 4، پاییز 1395، صفحه 173-193

https://doi.org/10.22035/isih.2016.239

محمد نقی فراهانی، حمید خانی پور

چکیده روان‌شناسی می‌تواند در نقش یک علم میانجی، علوم انسانی را به هم مرتبط کند. اهداف این مقاله عبارتند از: 1- بررسی تاریخچه علاقه‌مندی‌های میان‌رشته‌ای در روان‌شناسی؛ 2- بررسی حوزه‌های مشترک روان‌شناسی و سایر علوم انسانی؛ 3- تبیین‌های روان‌شناختی ناکام ماندن مطالعات میان‌رشته‌ای در علوم انسانی ایران؛ 4- سازوکار‌های روان‌شناختی ‌اثرگذاری تأسیس مؤسسه‌های میان‌رشته‌ای در توسعه آموزش عالی؛ و 5- راه‌های ارتقای همکاری روان‌شناسان در مطالعات میان‌رشته‌ای ایران. مطالعات میان‌رشته‌ای، نیازمند تأسیس و توسعه مؤسسه‌های میان‌رشته‌‌ای است که برون‌داد آن، یکپارچگی نظری و توسعه راه‌حل‌های جامع و کل‌نگر به نیازهای زیستی، روانی، اجتماعی، و اخلاقی انسان خواهد بود. فرایندهای مخرب مرتبط با پویایی‌های کار گروهی، سوگیری خود افزایی و کمبود مؤسسه‌های میان‌رشته‌ای به‌عنوان داربست‌های اجتماعی تحول علوم انسانی، ازجمله دلایل شکست همکاری‌های میان‌رشته‌ای در ایران است. توسعه مؤسسه‌های میان‌رشته‌‌ای که روان‌شناسی نیز در آن نقش داشته باشد، مستلزم تغییر ‌دادن برنامه‌های درسی، گسترش شاخه‌های روان‌شناسی، و اتخاذ رویکردهای گفتمانی در روان‌شناسی است.

آموزش عالی

مدل پیشبرد دیپلماسی علم و فناوری در کشور از زاویه مطالعات میان‌رشته‌ای نظام‌های آموزش عالی و سیاست خارجی؛ مورد مطالعه: دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

دوره 8، شماره 4، پاییز 1395، صفحه 195-224

https://doi.org/10.22035/isih.2016.232

طلیعه مقیمی، حمیدرضا اراسته، کامران محمدخانی

چکیده با توجه به پیشرفت‌های علمی اخیر در جمهوری اسلامی ایران، پیشبرد دیپلماسی علم و فناوری در اولویت برنامه‌های راهبردی کشورمان قرار گرفته است. مقاله حاضر به‌لحاظ پرداختن به نقش نظام‌های آموزش عالی و سیاست خارجی در پیشبرد دیپلماسی علم و فناوری، از نوع پژوهش‌های میان‌رشته‌ای نوآورانه است و برای نخستین‌بار با ایجاد رابطه‌ای دوسویه از طریق پیشبرد دیپلماسی علم و فناوری، دو حوزه مدیریت آموزش عالی کشور و سیاست خارجی را به هم پیوند می‌دهد؛ همچنین بر مبنای هدف، از نوع کاربردی و از نظر نحوه جمع‌آوری اطلاعات، پیمایشی است. برای پاسخ به پرسش‌های پژوهش، از دو روش کیفی (مصاحبه نیمه‌ساختاریافته) و کمی (پرسش‌نامه) استفاده شده است. جامعه آماری در روش کیفی، 6 نفر از صاحب‌نظران حوزه‌های آموزش عالی و سیاست خارجی (به‌لحاظ ماهیت بین‌رشته‌ای پژوهش) هستند که در مصاحبه شرکت کرده‌اند. جامعه آماری برای ابزار کمی نیز اعضای هیئت علمی دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی هستند. یافته‌های به‌دست‌آمده از این پژوهش، بیانگر کارآمدی آن در سیاست‌گذاری‌های دو حوزه مورداشاره است و مدل نهایی شامل 3 بعد و 30 مؤلفه برای پیشبرد دیپلماسی علم و فناوری در کشور و 5 عامل و 21 ملاک، برای ارتقای نقش نظام آموزش عالی در پیشبرد دیپلماسی علم و فناوری است. توسعه ظرفیت‌های کشور در مسیر پیشبرد دیپلماسی علم و فناوری در همه ارکان جامعه، به‌ویژه جامعه علمی و توسعه همکاری‌های علمی و فناورانه میان نهادهای علمی کشور و همچنین تسهیل فرایند صدور روادید و تسهیلات ویژه برای جامعه علمی ایران و دیگر کشورها، در راستای توسعه دادوستدهای دانشگاهی، از مهم‌ترین پیشنهادهای کاربردی، به دو نظام موردمطالعه این پژوهش برای پیشبرد دیپلماسی علم و فناوری است.

تحلیلی بر برنامه درسی میان‌رشته‌ای آموزش محیط زیست در آموزش عالی

دوره 7، شماره 3، تابستان 1394، صفحه 127-145

https://doi.org/10.7508/isih.2015.27.005

سیدمحمد شبیری شبیری، سیده زهرا شمسی

چکیده مسائل و مشکلات زیست محیطی، گسترش دانش‌ها و پیشرفت فناوری‌های جدید نیاز به برنامه‌درسی زیست محیطی در آموزش عالی و تفکر را در برنامه‌ریزی توسعه دانشگاهی جهت پویایی ارتباط گذشته، حال و آینده مضاف می‌کند. بدین منظور این پژوهش به بررسی تحلیلی برنامه ‌درسی میان‌رشته‌ای آموزش زیست محیطی در آموزش عالی می‌پردازد. روش پژوهش، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری شامل اساتید و دانشجویان زیست محیطی در دانشگاه‌های کشور به تعداد 759 نفر می‌باشد که 40 نفر استاد و 719 نفر دانشجو است. روش نمونه‌گیری برای دانشجویان به‌طور تصادفی ساده بوده که بنا بر پیشنهاد جدول کرجیسی و مورگان تعداد نمونه برابر با 250 نفر و برای اساتید از شیوه سرشماری انتخاب و استفاده شد. ابزار گردآوری داده‌ها این پژوهش پرسشنامه پژوهشگر ساخته می‌باشد که برای تعیین روایی از نظرات صاحب‌نظران و براساس فرمول لا و شه 8/0 و برای پایایی آن بر اساس ضریب آلفای کرونباخ برابر 806% بدست آمد. تحلیل و تفسیر داده‌ها براساس ماتریس SWOT انجام پذیرفت. با استناد نتایج حاصل از نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها استراتژی کنونی نظام آموزش عالی در برنامه درسی زیست محیطی راهبردی تهاجمی است. راهبردی که با استفاده از نقاط قوت و در جهت بهره‌گیری از فرصت‌ها به منظور پیشبرد اهداف سازمان تدوین و پیش می‌رود. این‌گونه راهبرد مطلوب‌ترین نوع راهبرد است.

شکل‌گیری و توسعه میان‌رشته‌ای‌ها در آموزش عالی: عوامل و الزامات

دوره 5، شماره 2، بهار 1392، صفحه 91-117

https://doi.org/10.7508/isih.2014.18.005

رضا مهدی

چکیده محوریت دانش در حیات اجتماعی، پیچیدگی مسائل و نیازهای جامعه، انتظار خدمات اجتماعی و نوآوری و کارآفرینی علمی از دانشگاهها، مساله گشایی و غنی سازی وظایف آموزشی و پژوهشی، توسعه و گسترش فعالیتها و رشته‌های میان‌رشته‌ای را به یک ضرورت راهبردی در آموزش عالی و نظام دانشگاهی تبدیل کرده است. در نیم قرن اخیر، گسترش و توسعه فعالیتهای آموزشی و پژوهشی میان‌رشته‌ای دستاوردها و نتایج مناسبی برای نظام آموزش عالی، دانشگاهها، صنعت و جامعه در کشورهای توسعه یافته داشته است. علاقه‌مندی و تمایل دانشگاهها، صنایع، دولت، استادان، محققان و دانشجویان به طراحی و اجرای فعالیتها و رشته‌های میان‌رشته‌ای یکی از مهمترین دستاوردهای فعالیت‌های میان‌رشته‌ای در نظام دانشگاهی و آموزش عالی است. در آموزش عالی و نظام دانشگاهی ایران، شکل‌گیری و توسعه فعالیت‌ها و رشته‌های دانشگاهی میان‌رشته‌ای نسبت به اهداف و برنامه، توفیق چندانی نداشته است. در راستای جبران عقب ماندگی‌های گذشته و فراهم کردن شرایط مطلوب برای شکل‌گیری و توسعه میان‌رشته‌ای‌ها، هدف اصلی این مقاله شناسایی عوامل و الزامات کلیدی برای شکل‌گیری و توسعه فعالیتهای دانشگاهی میان‌رشته‌ای، است. برای انجام این پژوهش، از روش تحقیق کیفی ترکیبی شامل مرور اسناد، فراتحلیل یافته‌های پژوهشهای دیگر و پیمایش محدود، استفاده شده است. در نهایت، با جمع‌بندی تحقیقات انجام شده، شش عامل عمده و دوازده الزام کلیدی برای شکل‌گیری و توسعه فعالیت‌ها و رشته‌های دانشگاهی میان‌رشته‌ای، استخراج و ارائه شده است.

اعضای هیأت علمی و ساختار سازمانی: تعارضات میان‌رشته‌‏ای

دوره 4، شماره 4، پاییز 1391، صفحه 1-34

https://doi.org/10.7508/isih.2012.16.001

حسن محجوب عشرت آبادی، عماد ملکی‌نیا، داود قرونه

چکیده فعالیت‌های میان‏ رشته ‏ای به‌عنوان یک نوآوری در جهت مقابله با چالش‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی فراروی آموزش عالی در نظر گرفته شده است. فشارهای بیرونی و نیاز به ترکیب حوزه‌های مختلف دانش برای حل مسائل امروزی، اهمیت تحقیقات میان‏رشته‏ای را دو چندان کرده است و فعالیت‌های میان‏رشته‏ای نوشداروی مشکلات آموزش عالی امروزی شناخته شده است.هیچ سازمانی به اندازه دانشگاه تخصصی نیست در نتیجه حل چالش‌های فراروی آموزش عالی میان‏رشته‏ای بستگی به اصلاح ساختارهای فرهنگی دارد تا این تخصص‌ها رشد ‌یابند. اعضای هیأت علمی نقش اساسی در تغییرات سازمانی موردنیاز برای توسعه فعالیت‌های میان‏ رشته ‏ای ایفاء می‌نمایند و در واقع اساتید نقش اصلی را در ابتکارات میان‏رشته‏ای بازی می‌کنند در این مقاله مواردی از قبیل: رشته‏های دانشگاهی، نیاز به آموزش‏های میان‏رشته‏ای، چالش‏های فراروی تحقیقات میان‏رشته‏ای، نقش مدیران و اعضای هیأت علمی در تسهیل ابتکارات میان‏رشته‏ای و استراتژی‏های مورد استفاده در فعالیت‌های میان‏رشته‏ای بحث و بررسی قرار گرفته‏اند‏. می‏توان نتیجه گرفت که، موانع اصلی فعالیت‏های میان‏رشته‏ای، موانع ساختاری رشته‏ها است. این موانع عبارتند از: قرار دادن اعضای هیات علمی و محققان در دپارتمان‏های جداگانه و غیر قابل نفوذ، سازماندهی دانش به صورت حوزه‏های مجزا، حاکم کردن دیدگاه‏ها و نظریات محدود و خاص بر رفتارهای علمی و قالبی کردن رفتارها. دانشگاه و موسسات آموزش عالی جهت تسهیل آموزش‏ها و تحقیقات میان‏رشته‏ای بایستی بر استراتژی‏هایی در زمینه ساختارهای سازمانی، اعضای هیأت علمی و سیاست‏های تغییر تاکید داشته باشند.

نقش توسعه اعضای هیات علمی در ارتقاء مطالعات میان‌رشته‌ای

دوره 4، شماره 4، پاییز 1391، صفحه 35-52

https://doi.org/10.7508/isih.2012.16.002

ثنا صفری

چکیده آموزش عالی به‌عنوان نظام پرورش نیروی انسانی متخصص و تولیدکننده دانش نقش مهمی در توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هر کشور دارد. این نقش به ویژه در توسعه انسانی کارآزموده کشورها و پرورش افراد متخصص به ویژه اعضای هیات علمی انکارناپذیر است. در این راستا می‌توان سند چشم انداز بیست سال آینده توسعه جامعه ایرانی را مورد نظر قرار داد. در این سند بر ضرورت توجه به پرورش نیروی انسانی، برخوردار از دانش پیشرفته، توانا در تولید علم و فناوری، متکی بر سهم برتر منابع انسانی و سرمایه اجتماعی تاکید شده است. از این رو می‌توان به نقش و اهمیت آموزش عالی در توسعه آینده این کشور پی برد. بنابراین ماهیت و کیفیت یک موسسه آموزش عالی در گرو کیفیت توان علمی اعضای هیات علمی آن می‌باشد. به عبارتی دیگر ارتقای دانشگاه‌ها از طریق ارتقای توانمندی‌های اعضای هیات علمی و ارتباط آنها با تغییرات تکنولوژیکی وتاثیرات آنها بر تدریس ویادگیری تسریع می‌گردد. از سوی دیگر پاسخ گویی به نیازهای نوظهور جوامع علمی مستلزم بهره مندی از مطالعات میان‌رشته‌ای است. در این مقاله ابتدا به مفهوم و ماهیت توسعه اعضای هیات علمی پرداخته می‌شود وسپس حیطه‌های مطالعاتی مربوط به این حوزه مطالعاتی با تاکید بر علوم میان‌رشته‌ای مورد بررسی قرار می‌گیرد. همچنین رویکردهای جدید ونقش اعضای هیات علمی در ارتقاء مطالعات میان‌رشته‌ای مورد بررسی وتحلیل واقع شده ودر پایان راهکارهای مناسب برای ارتقا کیفیت علوم میان‌رشته‌ای ارائه می‌شود. 

تحلیل و رتبه‌بندی عوامل موثر بر بهبود کیفیت آموزشی (مطالعه موردی: دانشگاه اصفهان)

دوره 4، شماره 4، پاییز 1391، صفحه 53-74

https://doi.org/10.7508/isih.2012.16.003

غلامعلی طبرسا، مهدی حسنوند مفرد، محسن عارف نژاد

چکیده کیفیت آموزشی و پژوهشی از جمله دغدغه‌های اصلی نظام‌های آموزش عالی در اغلب کشورهای جهان است. بررسی‌ها نشان می‌دهد به‌رغم نقشی که دانشگاه‌ها در توسعه منابع انسانی داشته و دارند و همواره کوشش بر این بوده است که دانشجویان را تربیت کنند که بتوانند مشکلات جامعه را حل کنند، موضوع آموزش هنوز دچار کمبود‌ها و نارسایی‌‌های فراوانی بوده است. دانشگاه‌ها به‌عنوان سازمان‌هایی که نقش اساسی در رشد و توسعه علمی، فرهنگی و تربیت نیروی انسانی متخصص دارند باید هم‌گام با تحولات علمی، آموزشی و متناسب با نیاز‌ها و مقیاس‌‌های ملی و جهانی، فرایند کیفیت آموزشی خود را به طور مستمر بهبود بخشند. در این پژوهش به بررسی برخی از عوامل موثر بر بهبود کیفیت آموزشی پرداخته شده است. این عوامل شامل حمایت از دانشجویان و اساتید، اعضای هیئت علمی، خدمات اداری، خدمات کتابخانه‌ای، تهیه برنامه آموزشی و مکان، زیرساخت‌ها و امکانات هستند. برای رتبه‌بندی عوامل موثر بر اجرای بهبود کیفیت آموزشی با استفاده از رویکرد AHP گروهی از نظرات 130 نفر از اساتید و دانشجویان دانشگاه اصفهان استفاده شده است.با توجه به اطلاعات بدست آمده و تجزیه وتحلیل آنها با استفاده از نرم افزار expert choice تهیه برنامه آموزشی با وزن 0.338 دارای بیشترین تاثیر بر بهبود کیفیت آموزشی است و بعد از آن اعضای هیئت علمی با وزن0.246، حمایت از دانشجویان و اساتید با وزن0.122، مکان، زیرساخت‌ها و امکانات با وزن 0.103، خدمات کتابخانه‌ای با وزن 0.102، و خدمات اداری با وزن 0.089در اولویت‌‌های بعدی می‌باشند.

بررسی نقش و جایگاه میان‌رشته‌ای در رابطه دانشگاه و صنعت

دوره 4، شماره 1، زمستان 1390، صفحه 25-40

https://doi.org/10.7508/isih.2012.13.002

فاروق امین مظفری، خورشید پاداشی اصل، لقمان شمسی، علی بوداقی

چکیده مقاله حاضر با هدف بررسی نقش و جایگاه میان‌رشته‌‌ای در رابطه دانشگاه و صنعت نوشته شده است. با بررسی فرایند تولید علم و مرور هر سه پارادایم موجود در جامعه‌شناسی علم، پارادایم اخیر تولید علم، رابطه دانشگاه و صنعت را به عنوان یکی از الگوهای تولید علم معرفی می‌‌نماید. اما ارتباط دانشگاه با صنعت یک رابطه ساده و بی‌‌چالش نبوده و مطالعات انجام شده در این زمینه گویای این مسئله است. از طرفی دیگر آموزش و انجام پژوهش‌‌های میان‌رشته‌‌ای نیز در سال‌‌های اخیر رونق گرفته است. با بررسی عوامل موثر بر انجام کار میان‌رشته‌‌ای و محدودیت‌‌های موجود در آن این نتایج بدست آمد که چالش‌‌های موجود بر سر راه ارتباط دانشگاه با صنعت، مواردی هستند که جزو عوامل موثر بر کار میان‌رشته‌‌ای تلقی می‌شوند و عدم وجود این عامل‌‌ها باعث اخلال در کار میان‌رشته‌‌ای و ایجاد چالش در رابطه دانشگاه و صنعت شده است. بنابراین تاکید بر کار و پژوهش‌‌های میان‌رشته‌‌ای می‌‌تواند قسمت عظیمی از چالش‌‌های موجود در رابطه دانشگاه و صنعت را بر طرف کند. 

تأملی بر پژوهش میان‌رشته‌ای در آموزش عالی

دوره 3، شماره 2، تابستان 1390، صفحه 15-50

https://doi.org/10.7508/isih.2011.1011.002

هدایت الله اعتمادی زاده، محمد جواد لیاقتدار، احمد رضا نصر، نعمت الله موسی پور

چکیده تحولات گوناگون دهه‌های اخیر موجب شده تا پژوهش‌های مشارکتی و میان‌رشته‌ای از سوی مؤسسه‌های پژوهشی و همچنین نهادها و مجامعی که در پژوهش‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند، مورد حمایت قرار گیرد. به واسطه ضرورت جامع‌نگری در حل مسائل و درک پیچیدگی و چندبعدی بودن مسائل پیش روی جوامع بشری، این تفکر شکل گرفته که اگر پژوهشگران یک رشته علمی درگیر بررسی مسئله‌های مهم بر بنیاد بینش تخصصی خود و بدون یاری جستن از متخصصان سایر رشته‌های علمی به ارائه طریق اقدام کنند، ممکن است بدون ملاحظه و مداقّه در تمام وجوه و ابعاد مسائل به عرضه راه‌حل‌هایی متعدد ولی ناکارآمد، برای آنها اقدام کنند. بر این ‌اساس، سیاست‌گذاران پژوهش به این نتیجه رسیده‌اند که باید اولاً پژوهش‌های مربوط به مسائل اجتماعی با کمک پژوهشگران حوزه‌های علمی مختلف صورت گیرد، ثانیاً پژوهشگران به صورت گروهی و در تعامل با یکدیگر فعالیت کنند، ثالثاً یافته‌های آنها به گونه‌ای تلفیق شود که حتی‌الامکان راه‌حلی جامع و مورد توافق برای حل مسئله ارائه شود و در نهایت اینکه تحقق این مهم از طریق پژوهش میان‌رشته‌ای امکان‌پذیر می‌شود.

جهانی شدن،بین المللی شدن آموزش عالی و برنامه های درسی میان رشته ای

دوره 2، شماره 4، پاییز 1389، صفحه 1-17

https://doi.org/10.7508/isih.2010.08.001

رضوان حکیم زاده

چکیده توجه روز افزون به برنامه‌های درسی میان رشته‌ای در آموزش عالی بیانگر وجود چالش‌هایی است که کار آمدی برنامه‌های درسی با تکیه بر موضوعات مجزا را در معرض نقدی جدی قرار می‌دهد.یکی از مهم‌ترین پدیده‌هایی که باعث وجود این چالش‌ها است، روند جهانی شدن می‌باشد.جهانی شدن –صرف نظر از دیدگاهی که در مقابل آن اتخاذ می‌کنیم- دلالت‌هایی را برای حوزه برنامه‌های درسی به همراه دارد که از جمله آن‌ها می‌توان به افزایش و گسترش بی سابقه منابع علمی قابل دسترس دانشجویان از طریق فناوری های نوین ارتباطاتی و اطلاعاتی اشاره کرد.علاوه بر این حضور در بازار کار جهانی و انواع جدید مشاغل ،همچنین پذیرش مسئولیت های جدید دانشجویان بعنوان اعضای جوامع جهانی،ملی و محلی نیازمند کسب صلاحیت هایی است که در رویکرد سنتی موضوعات درسی مجزا قابل دسترسی نیست.در این راستا بین المللی شدن آموزش عالی فرایندی است که به عنوان راهکار و پاسخ منطقی برای چالش های برآمده از جهانی شدن توسط صاحبنظران آموز ش عالی و متعاقباً دانشگاه های پیشرو در جهان مورد توجه قرار گرفته است.این مقاله با معرفی مختصر مفهوم جهانی شدن و همچنین بین المللی شدن و وجوه تمایز آن ها، به بررسی رویکردها و راهکارهای بین المللی شدن در عرصه برنامه های درسی آموزش عالی می پردازد و در ادامه با تکیه بر قر ائن و شواهد سعی دارد نشان دهد که حرکت به سمت بین المللی شدن آموزش عالی و اتخاذ رویکرد میان رشته ای در برنامه های درسی آموزش عالی با فراهم سازی زمینه ارتقاء فهم چشم اندازهای جهانی و کسب صلاحیت های شهروندی جهانی ، می تواند پاسخ مطلوبی به الزامات دنیای امروز باشد که درهم تنیدگی پدیده ها،تنوع و تغییرات سریع از جمله مشخصات بارز آن هستند.

مباحثی در مهندسی برنامه های درسی میان رشته ای در آموزش عالی

دوره 2، شماره 4، پاییز 1389، صفحه 69-94

https://doi.org/10.7508/isih.2010.08.004

محبوبه عارفی

چکیده بررسی و مطالعه چگونگی و نوع برنامه ریزی در نظام های آموزش عالی از دغدغه های مداوم و جدی محسوب می گردد. بدین لحاظ صاحبان نظر در این عرصه با توجه به نیاز ها و شرایط، ایده‌های متنوعی را در طول زمان مطرح نموده‌اند
که در این مقاله یکی از آن مجموعه تحت عنوان رویکرد برنامه ریزی میان رشته ای شامل مفاهیم،کاربردها ،سطوح و الزامات و شرایط آن ،به طور کلی و با روش مطالعه نظری و تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج بیانگر گسترده بودن طیف مفهومی رویکرد و سطوح چند گانه و الزامات متعددی است و علیرغم پیچیده بودن و وجود مشکلات، می توان از آن به عنوان یک رویکرد موثر در جهت پاسخگوئی به نیاز های جدید در آموزش عالی استفاده نمود.

رویکرد سازمان همکارى و توسعه اقتصادى به مطالعات میان‌رشته‌اى

دوره 2، شماره 1، زمستان 1388، صفحه 1-36

https://doi.org/10.7508/isih.2010.05.001

محمد رضا دهشیری

چکیده این مقاله تلاش دارد با روشى توصیفى تحلیلى، رویکرد سازمان همکارى و توسعه اقتصادى به مطالعات میان‌رشته‌اى را در عرصه آموزش عالى، بررسى و واکاوى کند. پژوهش حاضر ضمن بیان برنامه‌ها و سیاست‌هاى سازمان مزبور در عرصه آموزش عالى، سیر تحول میان‌رشته‌اى گرایى به فرارشته‌ا‌ى‌گرایى را در مطالعات و پژوهشهاى این سازمان به بحث می‌گذارد و پس از بررسى دقیق و ژرفنگرى درباره دلایل گرایش آن به مطالعات فرارشته‌اى، شاخص‌هاى گذار از میان‌رشته‌‌اى‌گرایى ساختارى به فرارشته‌ا‌ى‌گرایى رفتارى و موانع فراروى آن را تجزیه و تحلیل می‌کند.
مقاله با این نتیجه‌گیرى به پایان می‌رسد که این سازمان گذار از میان‌رشته‌اى‌گرایى ساختارى به فرارشته‌اى‌گرایى رفتارى را مبناى سیاستگذارى و جهتگیرى آموزشى و پژوهشى خود در عرصه آموزش عالى قرار داده است؛ به‌گونه‌اى که ضمن بالا بردن توانمندى‌ها، نوآورى‌ها، مهارتها و خلاقیت‌هاى دانشجویان و افزایش درک عینى آنان از اوضاع و نیازهاى اجتماعى و شغلى، زمینه‌هاى حضور موفق و سازنده دانش‌پژوهان در بازار کار حرف‌هاى و پاسخگویى مؤثر آنان به نیازهاى جامعه خود را فراهم آورد