کلیدواژه‌ها = رخداد
بحران ویروس کرونا

فرهنگ دیجیتال و مطالعات بصری: نوستالژی و خیال‌بافی در رخداد شیوع ویروس کرونا در ایران

دوره 12، شماره 2، بهار 1399، صفحه 91-122

https://doi.org/10.22035/isih.2020.3847.3978

حامد طاهری کیا

چکیده شیوع ویروس کرونا با شدت هرچه تمام‌تر به مرزهای نظم زندگی ‌روزمره ایرانی شوک ایجاد کرد. مرگ و بیماری حاصل از شیوع ابتلا به ویروس کرونا موجب شد تا در ایران وضعیت اضطراری ایجاد شود. مدارس و دانشگاه‌ها تعطیل شد و مردم باید در خانه قرنطینه می‌شدند. همچنین، شیوع ویروس کرونا به رخدادهای دیگری مانند قرنطینگی منجر شد و به‌دنبال آن بحران‌های اقتصادی، روحی، و خانوادگی نیز به‌وجود آمد. بزنگاه رخداد شیوع ویروس کرونا در ایران همزمان با مراسم سنتی خرید شب عید، مسافرت‌، و دیدوبازدیدهای نوروزی بود، درحالی‌که تمامی سنت روابطی ایام عید از هم فروپاشیده بود. با تعطیل‌شدن شهر، ضرورت عدم جمع‌شدن در کنار یکدیگر و ماندن در قرنطینه، فضای دیجیتال مهمترین ابزار ارتباطی مردم بود که به‌واسطۀ شبکه‌های اجتماعی می‌توانستند احساسات خود ناشی از هراس و اضطراب پرتاب‌شدن به میدان رخداد را با یکدیگر در میان بگذارند و پیوند عاطفی ایجاد کنند. بنابراین، یکی از مهمترین احساساتی که در فضای مجازی به اشتراک گذاشته می‌شد احساس نوستالژی دربارۀ زمان پیشاکرونا و خیال‌بافی پیرامون آینده بود. بر این اساس، با اتخاذ رویکردی میان‌رشته‌ای بین مطالعات فرهنگی دیجیتال و مطالعات بصری، هدف اصلی مقاله بررسی چگونگی خودبیان‌گری احساسات نوستالژی و خیال‌بافی کاربران ایرانی در شبکۀ اجتماعی اینستاگرام و فیسبوک است. در نتیجه، یاد کردن شهر به‌مثابه خانهٔ امنی که از دست رفته است و فکر کردن دربارۀ آیندۀ مبهم و پیش‌رو در قالب خیال‌بافی نشان از گیر افتادن در میدان رخدادِ شیوع ویروس کرونا است.

پروبلماتیک‌شدن گفتمان آموزش در ایران و آغاز منازعۀ گفتمانی پیرامون نهاد آموزش در دورۀ قاجار

دوره 11، شماره 2، بهار 1398، صفحه 103-128

https://doi.org/10.22035/isih.2019.3088.3399

صادق آبسالان

چکیده مقالۀ حاضر به بررسی چگونگی پروبلماتیک‌شدن گفتمان آموزش در ایران و منازعۀ پیرامون آن اختصاص دارد؛ اینکه نظام آموزش در ایران از چه­زمان به ابژه‌ای برای اندیشه بَدَل شد؟ این پرسش نتیجۀ نگاهی متفاوت به تاریخ نظام آموزش در ایران است. تاکنون این تاریخ، تحت تأثیر شیوۀ تاریخ‌نگاری سنتی به‌گونه‌ای خاص فهم و توضیح داده شده است. این شیوه، در تحلیل و تبیین گسست از گفتمان آموزش سنتی، توجهش معطوف به نقش ساخت‌های کلان و بنیادین، پندارهای مبتنی بر پیشرفت، و اصالت‌دادن به نقش سوژه‌های معین بوده است. این مقاله شیوۀ یادشده را کنار نهاده و با رویکرد تاریخ‌نگاری فوکو به موضوع پیدایش گفتمان آموزش جدید و منازعۀ پیرامون آن توجه کرده است. یافته‌های این مقاله نشان می‌دهد گسست از نظام آموزش سنتی، نه محصول آگاهی سوژه‌ای خاص است و نه در چارچوب منطقی ساختی و فراتاریخی قابل تبیین است. آنچه زمینۀ پیدایش این گسست را فراهم می‌آورد وقوع و همایندی رخدادهایی خاص در تاریخ ایران است. تلاقی این رخدادها و ناتوانی گفتمان قدیم در توضیح و چاره‌اندیشی برای وضعیت جدید، به پیدایش گفتمانی جدید منجر شد. گفتمانی که برخورد با بحران‌های موجود را نه بر اساس نظم گفتمانی قدیم، بلکه مبتنی بر علوم، فنون، و نظام عقلانیت جدید غرب پی گرفت. مجموعۀ این شرایط، نهاد آموزش در ایران را به موضوعی پرمناقشه تبدیل کرد و به تحولات و منازعه‌های زیادی پیرامون علوم و نهادهای آموزشی جدید دامن زد.