برنامه ریزی توسعه دانشگاهی؛ حوزهای میان رشتهای
دوره 1، شماره 2، بهار 1388، صفحه 1-24
https://doi.org/10.7508/isih.2009.02.001
محمد یمنی دوزی سرخابی
چکیده امروزه برنامهریزی دانشگاهی با توجه به پیچیدگی موقعیتهای دانشگاهی با بحران مواجه است؛ بطوریکه رویکرد خطی در برنامهریزی دانشگاهی نمیتواند به درک و اصلاح سیستمهای دانشگاهی کمک کند. رویکرد اقتباس از کشورهای صنعتی پیشرفته، بر اساس شاخصهای از قبل تعریف شده و برخاسته از موقعیتهای خاص آنها، سبب به حاشیه رانده شدن وضعیت خاص و بی همتای دانشگاهها در غالب کشورهای «در حال توسعه» شده است. آنچه اهمیت مییابد تفکر برنامهریزی توسعه دانشگاهی در این کشورها است که پویایی ارتباط گذشته، حال و آینده موقعیتهای دانشگاهی را مورد توجه قرار میدهد: اگر تا دهه 80 میلادی مفهوم «برنامهریزی استراتژیک» در حوزه آموزش عالی استفاده متداول داشت (مفهومی که از بخش صنعت وارد آن شده بود) اینک بر بعد خلاق تفکر برنامهریزی در سیستمهای دانشگاهی تاکید میگردد .در نوشتار حاضر، با تامل بر پیچیدگی سیستمهای دانشگاهی و نقد رویکرد خطی برنامهریزی در آموزش عالی و دانشگاهها، برنامهریزی توسعه دانشگاهی به مثابه تفکر، خلاقیت در حوزه میانرشتهای بررسی میگردد.
مفاهیم، رویکردها، دیرینه شناسی و گونه شناسی
دوره 1، شماره 1، زمستان 1387، صفحه 1-17
https://doi.org/10.7508/isih.2009.01.001
جعفر توفیقی، حمید جاودانی
چکیده درک بهینه میانرشتهایها، نخست، نیازمند واکاوی مفهوم مطالعات رشتهای است که بخش نخست این نوشتار را به خود اختصاص داده است. به باور بسیاری از اندیشهپردازان، کاستیها و نقاط ضعف مطالعات رشتهای، پیچیدگی مسائلی که جامعه بشری با آنها روبرو شده است و تغییرات پارادایمی پدید آمده در عرصه جامعه بشری، که مسیر را برای گذر از جامعه صنعتی به سوی جامعه دانش هموار میکند، از جمله بایستههای پرداختن به فعالیتهای میانرشتهای قلمداد شده است. بخش دوم این نوشتار بیشتر بر مفهومسازیها در قلمرو میانرشتهایها، بر مبنای رویکردهای متفاوت، به نگارش درآمده است که از جمله، دربرگیرنده رویکرد دگرگونهساز، رویکرد هنجاری، و رویکرد شناختشناسانه است که مفهومسازیهای متفاوتی را درباره میانرشتگی موجب میشود.
جایگاه علوم میانرشتهای از نظر مباحث علوم تربیتی
دوره 1، شماره 1، زمستان 1387، صفحه 19-35
https://doi.org/10.7508/isih.2009.01.002
محمدرضا نیلی احمد آبادی
چکیده نظام آموزش عالی به رغم رشد کمی، کارایی لازم را در حل مشکلات جامعه ندارد. وزارت علوم، تحقیقات و فناوری تصمیمات متعددی را مانند طرح بازنگری برنامه درسی اتخاذ کرد و به اجرا گذاشت، ولی هنوز نتیجه لازم را به همراه نداشته است و شاهد موضوعات درسی و روش تدریس به سبک سنتی هستیم. آسیبشناسی شکست طرحها، تلاش برای فهم مشترک از موضوعات میانرشتهای، اصلاح برداشتها از برنامه درسی و تدریس و نیز بسترسازی مناسب برای آماده کردن اساتید برای نگاه به رشتههای تخصصی، به صورت نظاممند، از راههای اجتنابناپذیر برای حل مشکلات اجتماعی است. در این پژوهش، مبانی نظری دانش میانرشتهای با تأکید بر رشته علوم تربیتی و نیز ابعاد مختلف آن از دیدگاه صاحبنظران تعلیم و تربیت بررسی شده است.
