انقلاب چهارم صنعتی و دگرگونی حکمرانی: تشکیل سازمان دادهکاوی و برنامهریزی هوشمند در برنامۀ هفتم توسعه
دوره 15، شماره 1، زمستان 1401، صفحه 169-208
https://doi.org/10.22035/isih.2022.436
کیومرث اشتریان
چکیده این مقاله در پی آن است که نشان دهد که چگونه انقلاب چهارم صنعتی زمینه گستردهای برای نوآوریهای گوناگون فراهم آورده است و چگونه این نوآوریها پارادایم سنتی برنامهریزی دولتی را بهشدت متأثر کرده است. این مقاله بر پیشینهای از ادبیات تأثیر فناوریهای انقلاب چهارم صنعتی و تحول در نظامهای برنامهریزی استوار است. روش مورد استفاده بر اساس سنتز تحلیلی ادبیات موجود و بهکارگیری آن در برنامهریزی دولتی است. یافتههای تحلیلی حاکی از آن است که برنامۀ هفتم نیازمند بازنگریهایی اساسی از حیث تغییرات پارادایمی ناشی از نظامهای سایبری فیزیکی است. نظامهای سایبری فیزیکی ملاحظات، الزامات و شرایط جدیدی بهوجود آوردهاند تا سازمانهای سنتی برنامهریزی به سوی تأکید بر دادههای اداری و ابزارهای تحلیلی این دادهها تغییر جهت دهند و به سوی مفهوم جدیدی از اداره، یعنی دولت بهمثابه فراهمکننده بسترهای اطلاعاتیـارتباطاتی، حرکت کنند و بهطورکلی، ساختار اداری و منابع انسانی خود را کاملاً دگرگون کنند. این تغییر پارادایم دامنهای از جابجایی منبع شناخت برای برنامهریزی تا تغییر ساختارها و فرایندهای برنامهریزی دولتی را دربرمیگیرد. منبع شناختِ برنامهریزی از دانشهای مرتبط با مدیریت و علوم اداری و سیاستگذاری عمومی به دانشها و ابزارهای فناوری اطلاعات انتقال مییابد. این دگرگونی، سازمانهای برنامهریزی دولتی را در دوراهی سختی قرار میدهد: پذیرش تحول پارادایمی یا فروپاشی این سازمانها. پیشنهاد این مقاله ایجاد «سازمان دادهکاوی و برنامهریزی هوشمند سایبری کشور» از ترکیب سازمان برنامهوبودجه و سازمان اداری استخدامی است تا بتوان احاله وظایف برنامهریزی به بخش مدنیـکارشناسی جامعه و کارآفرینی اجتماعی در سیاستگذاری عمومی و انفصال برنامه از سازمانهای مرکزی برنامهریزی را پیگیری نمود. برهم زدن مقاطع زمانی برای برنامههای 5 ساله از پیامدهای گسست تاریخی ناشی از سیستمهای «سایبرـفیزیکال» است. در این چشمانداز هر دستگاه مسئول تحلیل و بهروزرسانی دائمی معادلههای اصلی (تعادلهای) حوزه خویش است: پیشبینی تعادل فیزیکی (پیشبینی تولید، مصرف، سرمایهگذاری)، پیشبینی تعادل بر حسب ارزش (پیشبینی قیمتها، درآمدها، پسانداز و ...) پیشبینی تعادل مالی (پیشبینیهای مالی) در حوزههایی همچون مبادلات خارجی، اشتغال، سرمایهگذاری، آموزش، تولید صنعتی، مصارف دارو، هزینه مصارف درمان، و ... . سازمان برنامهوبودجه و سازمان اداری استخدامی یا باید الزامات جدید را بپذیرند یا اینکه راه فروپاشی را در پیش گیرند.
میانرشتهگرایی و ظهور علم جلودارِ سرحدّی بررسی خاستنگاه، ظرفیتها و بایستههای میانرشتهای شدن
دوره 4، شماره 1، زمستان 1390، صفحه 1-24
https://doi.org/10.7508/isih.2012.13.001
مقصود فراستخواه
چکیده میانرشتهگرایی، علامتی از بحران رویکردهای سنتی به علمورزی و مدلهای متعارف برنامهریزی آموزشی و درسی و ساختارهای معمول دپارتمانها و تخصصهای دانشگاهی است. هدف از این مقاله شناخت زمینههای پیدایی و برآمدن میانرشتهای شدن، پیشرانهای آن، ظرفیتها ومحدودیتها و آسیبپذیریها، و سرانجام الزامات وبایستههای آن است. روش تحقیق فراتحلیل کیفی تحقیقات قبلی به منظور افقگشایی برای فعالیتها و برنامههای دانشگاه وآموزش عالی در ایران به کار رفته است. هشت دسته عوامل مؤثر به شرح 1. تحولات ساختی –کارکردی در علم، 2. تحولات کلان پارادیمی، 3. تحولات فناوری اطلاعات وارتباطات، 4. تحولات انتظارات بیرونی از علم، 5. تحولات ناشی از کشش تقاضا، 6. عامل جهانی شدن، 7. تحولات نهادی و8. عامل فناوری شناسایی شد. ظرفیتها و محدودیتهای هر یک از رویکردهای رشتهای و میانرشتهای همسنجی شد. علم جلودار سرحدی، علمی پیشرو در کرانهای نوپدید دانش بشری، رهیافتی پیشرو برای توسعه جهان اجتماعی با مرجعیت علم است وبدون پارادایم میانرشتهای و رویکرد شبکهای قابل پی جویی نیست. با وجود کاراییهای فراوان فعالیت میانرشتهای به دلیل معرضها و آسیبپذیریها، لازم است در این فعالیتها احتیاط کرد. هفت گروه از بایستههای راهبردی فعالیتهای آموزشی وپژوهشی میانرشتهای به همراه سازوکارهای اجرایی به دست آمد. میانرشتهای شدن مستلزم رویکرد فلسفۀ علم پیچیدهای است که تمایزات علم را با تشابهاتشان تألیف میکند
مباحثی در مهندسی برنامه های درسی میان رشته ای در آموزش عالی
دوره 2، شماره 4، پاییز 1389، صفحه 69-94
https://doi.org/10.7508/isih.2010.08.004
محبوبه عارفی
چکیده بررسی و مطالعه چگونگی و نوع برنامه ریزی در نظام های آموزش عالی از دغدغه های مداوم و جدی محسوب می گردد. بدین لحاظ صاحبان نظر در این عرصه با توجه به نیاز ها و شرایط، ایدههای متنوعی را در طول زمان مطرح نمودهاند
که در این مقاله یکی از آن مجموعه تحت عنوان رویکرد برنامه ریزی میان رشته ای شامل مفاهیم،کاربردها ،سطوح و الزامات و شرایط آن ،به طور کلی و با روش مطالعه نظری و تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج بیانگر گسترده بودن طیف مفهومی رویکرد و سطوح چند گانه و الزامات متعددی است و علیرغم پیچیده بودن و وجود مشکلات، می توان از آن به عنوان یک رویکرد موثر در جهت پاسخگوئی به نیاز های جدید در آموزش عالی استفاده نمود.
