تحلیل گفتمان انتقادی عامل فریبکاری تحصیلی در دانشآموزان دختر دورهٔ متوسطهٔ دوم
دوره 16، شماره 4، پاییز 1403، صفحه 133-171
https://doi.org/10.22035/isih.2024.5186.4951
مریم آزادی، غلامرضا آذری، مریم ایرجی
چکیده شناخت رفتارهای اجتماعی، توان فهم افراد و امکان تعامل مشترک را مهیامیسازد، اما گاهی با اِعمال ترفندهای فریبکارانه از طرف مقابل، این شناخت دستخوش تغییرمیگردد. تحلیل پدیدهٔ اجتماعی فریب با نگاه میانرشتهای امکان فهم بهتر و توانایی بررسی آن را فراهممیسازد. در این مقاله با واکاوی لایههای پنهان متن در یک بستراجتماعی در سطح دو دبیرستان دخترانهٔ شهر تهران، نقش ایدئولوژی فریب در عادیسازی گفتمان مورد بررسی قرارگرفت. مقاله پیشرو حول محور دوهدف اصلی سازمان یافتهاست:1. تحلیل تکثر گفتمانی شکلگرفته در گفتمان فریب در چارچوب نظری گفتمان انتقادی میشل فوکو 2. بررسی تأثیرعناصر ایدئولوژی و قدرت در شکلگیری گفتمان فریب. بنابراین، ضمن اتخاذ رویکردی کاربردی، کامنتهای 233 دانشآموز دبیرستانی 15 تا 17 سال درخصوص فریبکاری مجازی در بستر شبکههای آموزش مجازی که داوطلب ارائه نظراتشان بودند؛ جمعآوری گردید و به تحلیل آنها ازنقطهنظر نقش و تأثیرگذاری عناصر، ایدئولوژی و قدرت در چارچوب نظری فوکو اقدامشد. یافتههای مقاله بیانگر آن است که گفتمان فریب با پشتوانهٔ قدرت در فضایمجازی، همانند یک نهاد ایدئولوژیک، دانشآموزان فریبکار را بهمنظور دستیابی به یک موفقیت کاذب تحصیلی به همراهی متقاعد کردهاست و در نهایت طی یک فرایند ایدئولوژیک، این گفتمان با تولید و بازتولید ایدئولوژی غالب به ابزار فریبکاران و صاحبان قدرت برای رنگباختن وظیفهشناسیتحصیلی و تسلط مولفهٔ فریبکاری تبدیلمیشود. با توجه بهاین نتیجه بهنظرمیرسد تلاشهای مداخلهای وآموزشی برای افزایش تعهداخلاقی فراگیران درکاهش رفتارهای فریبکارانه آنها اثربخشاست. این یافتهها اطلاعات ارزشمندی برای دستاندرکاران آموزشی که هدفشان کاهش فریبکاری در محیطهای علمی است، فراهممیآورد و تلویحات مهمی جهت آموزش اخلاقی فراگیران دربردارد.
