آسیبشناسی مطالعات خاورشناسان درباره اکولوژی و محیط زیست جهان اسلام؛ رویکردی میانرشتهای
دوره 18، شماره 2، بهار 1405، صفحه 163-189
https://doi.org/10.22035/isih.2026.5575.5181
عباس احمدوند، سمیه نیسه
چکیده مطالعات بینرشتهای پیرامون اکولوژی و محیط زیست در جهان اسلام بهدلیل تنوع فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی این منطقه نیازمند رویکردی جامع و چندگانه است. این مقاله به بررسی آسیبشناسی مطالعات خاورشناسان در این زمینه میپردازد و چالشها و فرصتهای موجود را شناسایی میکند. با تکیه بر نظریههای بومشناختی، انسانشناسی، تاریخنگاری و جامعهشناسی، تلاش میشود تا به درک عمیقتری از تعاملات میان جوامع اسلامی و محیط زیست در طول تاریخ پرداخته شود. یافتههای مقاله حاضر نشان میدهد که بسیاری از مطالعات موجود به محدودیتهای جغرافیایی و فرهنگی خاصی وابستهاند و از یک چارچوب تحلیلی سنتی پیروی میکنند که نتوانسته به پیچیدگیهای واقعی مسائل زیستمحیطی در جوامع اسلامی پاسخ دهد. این مقاله همچنین به ضرورت ارائه نظم جدیدی از نگاه به اکولوژی درباره محیط زیست و تأثیرات فرهنگی و اجتماعی آن پرداخته و تأکید میکند که همکاری میانرشتهای میتواند به شناخت عمیقتری از چالشهای جدی زیستمحیطی و راهکارهای بهبود شرایط موجود منجر شود. در نهایت، تحقیق به ضرورت ایجاد رویکردهای نوآورانه و بینرشتهای برای تجزیه و تحلیل مسائل محیط زیست در جهان اسلام و ترویج توسعه پایدار در این منطقه میپردازد. این مقاله بهعنوان یک نقطه شروع برای بحثهای آینده در محیط زیست، میتواند به شناسایی و حل مشکلات زیستمحیطی کمک کند.
تمدن اکولوژیک در ایران: قناتها و آبانبارها و نقش آنها در پایداری محیطی
دوره 17، شماره 4، پاییز 1404، صفحه 33-59
https://doi.org/10.22035/isih.2026.5494.5126
حبیب شرفی صفا
چکیده ایران با کمبود قابلتوجه منابع آب سطحی و فشارههای شدید زیستمحیطی مواجه است. قناتها و آبانبارها بهعنوان سازههای تاریخی با کارکردهای ذخیرهسازی، توزیع آب و تنظیم کاربری زمین، نماد «تمدن اکولوژیک» هستند که همواره تعادل بین نیازهای انسانی و ظرفیتهای اکوسیستمهای محلی را مدنظر داشتهاند. در این پژوهش، این سامانههای آبی بهعنوان قاب تحلیلی برای ارزیابی پایداری محیطی در پرتو تغییرات اقلیمی و فشارهای جمعیتی در نظر گرفته میشوند تا زمینه سیاستی و مدیریتی پایداری آب در ایران روشن شود. همچنین، با بهرهگیری از تحلیلهای تاریخی و دادههای هیدرولیکی، این مطالعه بهدنبال تبیین روابط پیچیده بین میراث آبی، کاربری اراضی و توسعه شهری است تا لزوم یکپارچهسازی سیاستهای آب، حفاظت از اکوسیستمهای محلی و تقویت تابآوری اجتماعی-محیطی را برجسته سازد. این پژوهش با استفاده از رویکرد توصیفی و تحلیلی و تحلیل اسناد و منابع کتابخانهای، به بررسی مدیریت منابع آبی در بستر تمدن اکولوژیک پرداخته است. هدف، تحلیل سیستمهای هوشمند آبرسانی سنتی در ایران نظیر قناتها و آبانبارها و ارائهٔ دادهها و شواهد تاریخی و تجربیات تمدنهای مختلف به عنوان نمونههای موفق حل بحران آب در ایران است. یافتهها نشان میدهد که سازوکارهای بازتولید ذخایر آبی و توزیع آب در قناتها و آبانبارها همچنان در برخورد با تغییرات اقلیمی و گریز از سیاستهای قدیمی، قابلیت تطبیق دارند اما به بهبودهای نهادی و فناوری نیاز دارند. ترکیب فناوریهای سنتی با سیاستگذاریهای مدرن، با تأکید بر مشارکت جامعه محلی و مدیریت مشارکتی، به تقویت کارکردهای زیستمحیطی و اجتماعی-اقتصادی این سامانهها میانجامد. این پژوهش، با تأکید بر سابقهٔ تاریخی، مشارکتهای محلی و سازوکارهای نهادی، مسیرهایی برای احیاء، حفاظت و بهرهبرداری پایدار از قناتها و آبانبارها را پیشنهاد میکند که هم زمان با حفظ سرمایههای طبیعی و فرهنگی-اجتماعی، امنیت آبی و تابآوری اکوسیستم را ارتقا میدهد.
اقتصاد سبز، ضررورت تحقق تمدن اکولوژیک در ایران
دوره 17، شماره 4، پاییز 1404، صفحه 157-170
https://doi.org/10.22035/isih.2025.5621.5211
هومان لیاقتی، نغمه مبرقعی
چکیده وضعیت نابسامان محیط زیست جهانی، حاکی از بهرهبرداری نامناسب بشر از طبیعت است. هرچند فلسفهٔ آفرینش در تعادل و توازن معنا مییابد و این امر به وضوح در شاخصهای محیطزیستی پیش از مداخلات بشری مشهود است، ورود بشر و تصرفهای او در طبیعت، ناپایداریهایی را رقم زده است. تغییرات اقلیمی، آلودگیهای آب، خاک و هوا، کاهش تنوع زیستی، تغییرات شدید کاربری و تشدید وقایع حدی، همگی ناشی از عدول و عدم تبعیت بشر از قوانین حاکم بر طبیعت هستند. در دهههای اخیر، تلاشهای فراوانی برای حل این معضلات در کشورهای مختلف جهان صورت گرفته و تأکید بر لزوم بازگشت به اصول و نظام طبیعت، یکی از مهمترین آنها بوده است. اصطلاح «تمدن اکولوژیک» که برای اولین بار در سال ۱۹۷۶ توسط فیچر و در کتاب شرایط بقای انسان مطرح شد، در سالهای اخیر به یکی از کلیدواژههای بازگشت انسان به اصول طبیعت تبدیل شده است. کشورهایی همچون چین، با پیشینه تمدنی غنی و دوستدار طبیعت، در تلاشاند تا با احیای سنتهای پیشینیان خود در پاسداشت طبیعت، معضلات و ناترازیهای موجود در محیط زیست کشور را بهبود بخشند. از سوی دیگر، باورهای متقنی وجود دارد که رشد و توسعه لزوماً به تخریب محیط زیست منجر نمیشود. در این نوشتار، تلاشی برای بررسی چگونگی تحقق تمدن اکولوژیک از گذرگاه اقتصاد سبز مطرح شده است. در این راستا، با بررسی گذار از اقتصاد رایج به سمت اقتصاد سبز و مبتنی بر روابط حیاتی میان اقتصاد، جامعه و محیط زیست، مدلی پیشنهاد شده است که در آن رشد و توسعه با پیشینه تمدنی ایرانیان در پاسداشت طبیعت همسو بوده و ظرفیت مناسبی برای گذار به تمدن اکولوژیک از طریق اقتصاد سبز در ایران فراهم میآورد.
