موضوعات = میان رشته‌ای
آموزش عالی

آسیب‌شناسی فرایند سیاست‌پژوهی در نظام آموزش عالی ایران؛ مطالعه‌ای کیفی

دوره 8، شماره 4، پاییز 1395، صفحه 139-171

https://doi.org/10.22035/isih.2016.233

جعفر امیری فرح آبادی، محمد ابوالقاسمی، محمد قهرمانی

چکیده از نظر بسیاری از متخصصان و صاحب‌نظران آموزش عالی، مهم‌ترین عامل ناکارآمدی سیاست‌گذاری آموزش عالی ایران در حال حاضر، منطبق نبودن سیاست‌ها و تصمیم‌های این حوزه با پشتوانه‌های علمی، نظری و پژوهشی است. سیاست‌پژوهی به‌عنوان فرایندی پژوهشی، معطوف به ارائه گزینه‌های سیاستی و ناظر به عمل، به سیاست‌گذاران، تعریف می‌شود و می‌تواند در سیاست‌گذاری منطقی و عقلایی در حوزه آموزش عالی بسیار مؤثر باشد؛ ازاین‌رو هدف کلی این مقاله، آسیب‌شناسی فرایند سیاست‌پژوهی در آموزش عالی ایران است. به‌منظور نیل به این هدف، جامعه آماری مقاله حاضر، مراکز، مؤسسه‌ها و پژوهشکده‌های سیاست‌‌پژوهی، اعم از مؤسسه‌های وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری یا غیروابسته به این وزارتخانه، سیاست‌گذاران باسابقه در حوزه‌ آموزش عالی و همچنین خبرگان علمی این حوزه بودند که 14 نفر از آن‌ها به‌صورت هدفمند برای انجام مصاحبه‌های عمیق انتخاب شدند و روایی یافته‌ها نیز با روش‌های تطبیق مشارکت‌‌کنندگان و بازبینی همکاران بررسی شد. برای تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها از کدگذاری باز و محوری استفاده شده است. یافته‌‌های پژوهش، حاکی از وجود 113 گزاره مفهومی (مقوله فرعی)، 14 مقوله اصلی در قالب پنج بعد عوامل زمینه‌ای و محیطی، عوامل ساختاری، عوامل کارکردی (مربوط به سیاست‌گذاران/ تصمیم‌گیران آموزش عالی و سیاست‌پژوهان آموزش عالی)، و عوامل تعاملی و ارتباطی بود که روابط بین آن‌ها در الگوی پژوهش ترسیم شد.

آموزش عالی

نقش روان‌شناسی در ایجاد پیوند بین‌ رشته‌های علوم انسانی برای توسعه مؤسسه‌های میان‌رشته‌ای

دوره 8، شماره 4، پاییز 1395، صفحه 173-193

https://doi.org/10.22035/isih.2016.239

محمد نقی فراهانی، حمید خانی پور

چکیده روان‌شناسی می‌تواند در نقش یک علم میانجی، علوم انسانی را به هم مرتبط کند. اهداف این مقاله عبارتند از: 1- بررسی تاریخچه علاقه‌مندی‌های میان‌رشته‌ای در روان‌شناسی؛ 2- بررسی حوزه‌های مشترک روان‌شناسی و سایر علوم انسانی؛ 3- تبیین‌های روان‌شناختی ناکام ماندن مطالعات میان‌رشته‌ای در علوم انسانی ایران؛ 4- سازوکار‌های روان‌شناختی ‌اثرگذاری تأسیس مؤسسه‌های میان‌رشته‌ای در توسعه آموزش عالی؛ و 5- راه‌های ارتقای همکاری روان‌شناسان در مطالعات میان‌رشته‌ای ایران. مطالعات میان‌رشته‌ای، نیازمند تأسیس و توسعه مؤسسه‌های میان‌رشته‌‌ای است که برون‌داد آن، یکپارچگی نظری و توسعه راه‌حل‌های جامع و کل‌نگر به نیازهای زیستی، روانی، اجتماعی، و اخلاقی انسان خواهد بود. فرایندهای مخرب مرتبط با پویایی‌های کار گروهی، سوگیری خود افزایی و کمبود مؤسسه‌های میان‌رشته‌ای به‌عنوان داربست‌های اجتماعی تحول علوم انسانی، ازجمله دلایل شکست همکاری‌های میان‌رشته‌ای در ایران است. توسعه مؤسسه‌های میان‌رشته‌‌ای که روان‌شناسی نیز در آن نقش داشته باشد، مستلزم تغییر ‌دادن برنامه‌های درسی، گسترش شاخه‌های روان‌شناسی، و اتخاذ رویکردهای گفتمانی در روان‌شناسی است.

آموزش عالی

مدل پیشبرد دیپلماسی علم و فناوری در کشور از زاویه مطالعات میان‌رشته‌ای نظام‌های آموزش عالی و سیاست خارجی؛ مورد مطالعه: دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

دوره 8، شماره 4، پاییز 1395، صفحه 195-224

https://doi.org/10.22035/isih.2016.232

طلیعه مقیمی، حمیدرضا اراسته، کامران محمدخانی

چکیده با توجه به پیشرفت‌های علمی اخیر در جمهوری اسلامی ایران، پیشبرد دیپلماسی علم و فناوری در اولویت برنامه‌های راهبردی کشورمان قرار گرفته است. مقاله حاضر به‌لحاظ پرداختن به نقش نظام‌های آموزش عالی و سیاست خارجی در پیشبرد دیپلماسی علم و فناوری، از نوع پژوهش‌های میان‌رشته‌ای نوآورانه است و برای نخستین‌بار با ایجاد رابطه‌ای دوسویه از طریق پیشبرد دیپلماسی علم و فناوری، دو حوزه مدیریت آموزش عالی کشور و سیاست خارجی را به هم پیوند می‌دهد؛ همچنین بر مبنای هدف، از نوع کاربردی و از نظر نحوه جمع‌آوری اطلاعات، پیمایشی است. برای پاسخ به پرسش‌های پژوهش، از دو روش کیفی (مصاحبه نیمه‌ساختاریافته) و کمی (پرسش‌نامه) استفاده شده است. جامعه آماری در روش کیفی، 6 نفر از صاحب‌نظران حوزه‌های آموزش عالی و سیاست خارجی (به‌لحاظ ماهیت بین‌رشته‌ای پژوهش) هستند که در مصاحبه شرکت کرده‌اند. جامعه آماری برای ابزار کمی نیز اعضای هیئت علمی دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی هستند. یافته‌های به‌دست‌آمده از این پژوهش، بیانگر کارآمدی آن در سیاست‌گذاری‌های دو حوزه مورداشاره است و مدل نهایی شامل 3 بعد و 30 مؤلفه برای پیشبرد دیپلماسی علم و فناوری در کشور و 5 عامل و 21 ملاک، برای ارتقای نقش نظام آموزش عالی در پیشبرد دیپلماسی علم و فناوری است. توسعه ظرفیت‌های کشور در مسیر پیشبرد دیپلماسی علم و فناوری در همه ارکان جامعه، به‌ویژه جامعه علمی و توسعه همکاری‌های علمی و فناورانه میان نهادهای علمی کشور و همچنین تسهیل فرایند صدور روادید و تسهیلات ویژه برای جامعه علمی ایران و دیگر کشورها، در راستای توسعه دادوستدهای دانشگاهی، از مهم‌ترین پیشنهادهای کاربردی، به دو نظام موردمطالعه این پژوهش برای پیشبرد دیپلماسی علم و فناوری است.

فلسفه

مطالعات دین‌شناختی از دیدگاه نینیان اسمارت و تأملی در آن از نگاه عرفانی، با رویکردی میان‌رشته‌ای بین کلام، دین‌شناسی و عرفان

دوره 8، شماره 4، پاییز 1395، صفحه 225-245

https://doi.org/10.22035/isih.2016.240

مهدی سپهری

چکیده نینیان اسمارت، دین‌شناسِ برجسته معاصر، با فاصله گرفتن از دین‌شناسی سنتی که در قالب علم کلام سابقه داشته است، پژوهش خود درباره دین را پژوهشی تاریخی، تطبیقی (میان‌فرهنگی)، میان‌رشته‌ای و نیز پدیدارشناختی و همدلانه دانسته و آن را در قالب الگویی تحلیلی ارائه می‌دهد. الگوی وی ابعاد هفت‌گانه «آیینی و مناسکی»، «تجربی و احساسی»، «اسطوره‌ای»، «اعتقادی و فلسفی»، «اخلاقی و حقوقی»، «اجتماعی و نهادی» و نیز «مادی» را برای دین مطرح می‌کند که البته این ابعاد با هم مرتبط هستند. از سوی دیگر، دین‌شناسی عرفانی در مقایسه با نگاه اسمارت، با الگویی تکامل‌یافته در نگاه سید حیدر آملی، گونه‌ای از شیوه «أنفسی و حضوری» را ارائه می‌دهد که در عین فاصله‌گیری پدیدارشناختی در راستای دوری از تعصب‌ها و قالب‌های پیش‌ساخته ذهنی، توانایی همدلیِ ذات‌گرایانه و حقیقت‌جویانه فراوانی در دین‌شناسی دارد. این «همدلی»، در پدیدارشناسیِ غیرعرفانیِ مدرن، از حد یک همدلیِ ذهنی و درنهایت، احساسی فراتر نمی‌رود. اگرچه الگوی دین‌شناسیِ اسمارت با ابعاد متکثر و جامعی که برای دین معرفی می‌کند، فضای گسترده‌ای برای تحلیل جهان‌بینی‌ها و ادیان، پیش روی می‌نهد، اما به اندازه الگویِ وحدت‌گرای عرفانی، در تحلیل ابعاد طولی و تو در توی دین توانایی ندارد. الگوی «شریعت _ طریقت _ حقیقت» در دین‌شناسی عرفانی با ساختارِ سه‌گانه‌اش در عین ارائه رابطه‌ای مرتبه‌ای و طولی بین ابعاد دین، متضمن استعاره «راه» است که اهمیتی نمادین در تحلیل سنت‌های دینی به‌عنوان ظهوراتِ حقایق فراتاریخی و فرازمانی در مسیری تاریخی و زمانی دارد.

علوم انسانی و توسعه

کاربست رویکرد میان‌رشته‌ای در مسئله تحول علوم انسانی: بازخوانی تاریخ نهضت ترجمه در تمدن اسلامی در زمینه خط‌مشی‌گذاری عمومی

دوره 8، شماره 3، تابستان 1395، صفحه 1-37

https://doi.org/10.22035/isih.2016.222

محمدمهدی شاه آبادی، علی اصغر پورعزت

چکیده بیش از چهل سال است که گروهی از اندیشمندان علوم انسانی در ایران و دیگر کشورهای اسلامی بر این باورند که برخی مبانی علوم انسانی موجود با مبانی دینی در تعارض‌اند و این علوم برای حل مسائل بومی این کشورها مناسب نیستند. پس از پیروزی انقلاب در ایران، این موضوع به دستور کار حکومت تبدیل شد، اما با گذشت بیش از سه دهه، بازنگری در خط‌مشی‌های این عرصه ضرورت دارد. مقاله حاضر با اتخاذ رویکردی میان‌رشته‌ای و استفاده از ظرفیت تاریخ، تلاش کرده است با بازخوانی دوره انتقال و تحول علوم در تمدن اسلامی (نهضت ترجمه) و بهره‌گیری از مدل نظری مبتنی بر جامعه‌شناسی علم و پرسش‌های مرتبط با خط‌مشی‌گذاری عمومی، رویکرد بدیلی را برای تحول در علوم انسانی پیشنهاد دهد. در بخش روش، رویکرد دلالت‌پژوهی، جهت استفاده از تاریخ، متناسب‌سازی گردیده و با توجه به میزان تعمیم‌پذیری یافته‌ها، می‌توان نتایج پژوهش را برای الهام گرفتن و گسترده کردن دید خط‌مشی‌گذاران مورد استفاده قرار داد. دستاورد پژوهش، رویکرد «ترجمه تحول‌گرا» است که از زنجیره‌ای متشکل از گزینش متون، ترجمه، تصحیح، شرح، تلخیص، نقد و نوآوری در سطوح گوناگون، تشکیل شده است. در این رویکرد، پس از تعیین پایگاه هر رشته علوم انسانی در زنجیره تحول، ساختارها، منابع انسانی و منابع مالی طرح‌ریزی شده و خط‌مشی‌ها نیز متناسب با آنها طراحی یا بازپردازی می‌گردند.

مدیریت

پیوند هرمنوتیک انتقادی با مطالعات سازمان و مدیریت: تحلیلی بر مبانی فلسفی و اسلوب اجرای آن در سازمانها

دوره 8، شماره 2، بهار 1395، صفحه 29-56

https://doi.org/10.22035/isih.2016.215

حسن دانایی‌فرد، ناهید امراللهی بیوکی، سیدحمیدرضا فاطمی عقدا

چکیده هرمنوتیک انتقادی در علم فلسفه به‌طور اعم و در روش‌شناسی علوم انسانی به‌طور اخص ریشه دوانده است. این رویکرد از منظر روش‌شناسی، نوعی پژوهش کیفی قلمداد می‌شود و هدف آن، دستیابی به فهم درونی در بسترهای متنوع (از قبیل زبانی، زمانی، تجربی و...) است. یورگن هابرماس که از متقدمان مکتب فرانکفورت و نماینده این روش محسوب می‌شود، در سال 1981 یکی از بهترین آثار خود را به‌نام «نظریه کنش ارتباطی» منتشر  و اشکال نمادین تعامل اجتماعی را به نظریه انتقادی فرانکفورت اضافه کرد. بدین نحو، هرمنوتیک انتقادی به‌دنبال نمایان ساختن «یک جواب واحد» نیست؛ بلکه در پی به تصویر کشیدن فهم پدیده‌های اجتماعی بوده که از طریق گفتمان حاصل می‌شوند. گفتمان، به‌عنوان ابزار کسب داده در هرمنوتیک انتقادی به‌کار می‌رود و به‌‌زعم هابرماس شرط اساسی گفتمان، فراهم ساختن فضایی خالی از هرگونه قدرت است. در این نوع پژوهش کیفی، پژوهشگر با انجام گفتمان‌های انفرادی و عمیق با افراد و رونویسی این گفتمان‌ها، پدیده را به متن تبدیل می‌کند. این متون داده‌های پژوهش را شکل می‌دهند. در ادامه، پژوهشگر به تفسیر شکلِ متنیِ پدیده‌ها (موضوعات) می‌پردازد و نتایج حاصل را در تعداد محدودی تم نمایان می‌سازد که هر یک از این تم‌ها در طبقات محدودی قرار می‌گیرند. از آنجایی‌که مهم‌ترین مزیت هرمنوتیک انتقادی، در بسط و توسعه رویکردهای تفسیری موجود به سمت مطالعه مدیریت است، مقاله حاضر بر آن است تا این رویکرد را به ‌منزله روش پژوهش کیفی در مطالعات سازمان و مدیریت مورد بررسی و کنکاش قرار داده و فرایند و عناصر اساسی آن را باز نمایاند. 

میان رشته‌ای

مطالعات میان‌رشته‌ای و تکثر­ روش‌­شناختی: برخی ملاحظات و پیشنهادها

دوره 8، شماره 2، بهار 1395، صفحه 57-74

https://doi.org/10.22035/isih.2016.216

سیدعبدالامیر نبوی

چکیده گذر از رشته به میان‌رشته، علاوه بر کثرت‌گرایی معرفت‌شناختی، دلالت بر نوعی کثرت‌گرایی روش‌شناختی نیز دارد. آن‌گاه که امکان برداشت‌های متنوع و غیراختصاصی امری بدیهی فرض می‌شود و میان‌رشتگی شکل می‌گیرد، ابزار روش نیز متغیر و دگرگون می‌شود. از این نظر، میان‌رشتگی حاوی دو تغییر مهم در نظام معرفت است: از یک سو مرزهای ادعایی یا تصوری هر رشته یا دانش خاص از سوی مفاهیم و متغیرهای رشته یا دانش دیگر در نوردیده می‌شود؛ و از سوی دیگر، روش‌های پژوهش و آموزش نیز از یک رشته به رشته دیگر مهاجرت می‌کنند. اما این دو تغییر، اگر با مبنایی محکم و معیارهایی از پیش‌تدوین‌شده صورت نگیرد به جای اثربخشی، به آشفتگی ذهنی و آشوب روشی منجر می‌شود. این مقاله گذر از رشته به میان‌رشته را با عطف توجه به دو چالش بالا و با نگاه به پیامدهای آن در جامعه علمی ایران، به بحث می‌گذارد. 

اقتصاد

مبانی حمایت از علامت تجاری از زاویه مطالعات میان رشته‌ای حقوق و اقتصاد

دوره 8، شماره 2، بهار 1395، صفحه 75-98

https://doi.org/10.22035/isih.2016.217

شادی کسنوی

چکیده ارزیابی هر نظام حقوقی از جمله نظام حمایت از علامت تجاری، بینش و درک عمیقی از آن نظام حقوقی را می‌طلبد که این امر در گرو شناخت صحیحی از اهداف و مبانی تشکیل‌دهنده هر نظام حقوقی است که ضرورت این امر در نظام حمایت از علامت تجاری، بیش از هر چیز در مرحله تفسیر دامنه حمایت از علامت و در موارد خلاء قانون‌گذاری مشهود است. نظام حمایت از علامت تجاری در کنار مبانی اخلاقی و حقوقی، به‌شدت تحت تأثیر مبانی اقتصادی در بازار است، زیرا علامت تجاری از ماهیتی کاملاًاقتصادی برخوردار بوده و فلسفه وجودی علامت تجاری تحقق کارایی در بازار است، که این امر ضرورت نگاه میان رشته‌ای را در راستای درک صحیحی از این نظام حمایتی روشن می‌سازد. دو تئوری حقوق طبیعی و تئوری قراردادگرایی، حمایت از علامت تجاری را از لحاظ حقوقی توجیه می‌کنند. در کنار این مبانی، دو منطق اقتصادیِ کاهش هزینه جستجوی مصرف‌کننده و انگیزه تولیدکننده نیز چه بسا با استدلالی قوی‌تر، لزوم حمایت از علامت را توجیه می‌سازند. با این وجود نظام حمایت از علامت تجاری، فارغ از مبانی اخیر نبوده و هر یک از این مبانی به سهم خود در ساختار نظام حمایت از علامت تجاری موثر هستند.

معماری

تحلیلی میان رشته‌ای از تحولات کالبدی - فضایی بازارها و مراکز تجاری معاصر ایران با تأکید بر متون دینی

دوره 8، شماره 2، بهار 1395، صفحه 99-118

https://doi.org/10.22035/isih.2016.218

محمدمنان رئیسی

چکیده در این مقاله به این مسئله پرداخته شده است که آیا تغییرات کالبدی فضایی بازارهای معاصر ایران، که از کشورهای پیشرو در ترویج ارزش‌های اصیل اسلامی ‌است، همسو با مبانی و ارزش‌های اسلامی ‌است یا خیر. همچنین ضمن تحلیل متون دینی با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، چهار شاخص کالبدی _ فضایی برای بازار استنتاج شده است که عبارتند از: لزوم متذکر بودن کالبد و فضای بازار؛ نفی فضاهای معاشرت جمعی (پاتوق‌گونه) در بازار؛ لزوم تناسب الگوهای کالبدی بازار با هویت اسلامی؛ و مکان‌یابی بازار در موقعیت‌های فرا محلی. ضمن ارائه تحلیلی میان رشته‌ای، مشخص شده است که افول شاخص‌های مذکور در بازارهای معاصر، ریشه در تأثیرات حاصل از مبانی فکری معاصر غرب بر معماری و شهرسازی ایران دارد که نمود آن در حوزه اقتصاد به شکل‌گیری نظام اقتصادی لیبرال سرمایه‌داری منجر شده است؛ نظامی‌ که از مهم‌ترین ویژگی‌های آن، ترویج فرهنگ مصرف‌گرایی است و افول شاخص‌های کالبدی _ فضایی اسلامی ‌در بازارهای معاصر، همسو با الزامات و اقتضائات این فرهنگ است.

جغرافیا

تحول جغرافیا به‌عنوان علمی میان رشته‌ای

دوره 8، شماره 2، بهار 1395، صفحه 119-132

https://doi.org/10.22035/isih.2016.219

حسن افراخته

چکیده جغرافیا به‌عنوان علم تحلیل فضایی پدیده‌ها مبتنی بر سه هدف اصلی است: مطالعه ساختارهای فضایی، بررسی نظم مکانی _ فضایی فعالیت‌های اقتصادی، اجتماعی و تحقیق روابط و عملکردهای فضایی از طریق سطح‌بندی سلسله مراتبی سکونت‌گاه‌های شهری و روستایی. در نهایت نمود کاربردی جغرافیا یا «برنامه‌ریزی فضایی» به اصلاح ساختارهای فضایی، انتظام مکانی _ فضایی فعالیت‌ها و نظم بخشی روابط و عملکردهای فضایی می‌پردازد. در این نظم فضایی بین ساختار و کارکرد پیوستگی تعاملی وجود دارد. علم به‌وسیله انقلاب الکترونیکی، ساختاری شبکه‌ای و پیچیده پیدا کرده که به «علم موج سومی» موسوم است و مطالعات تخصصی گسترش یافته است. مطالعه «تخصصی» سبب می‌شود که شناخت و درک عمیقی از موضوع مورد بررسی حاصل آید، اما این عمق همواره «نقطه‌ای» باقی مانده و آن کاربردها نیز می‌توانند آسیب‌زا باشند، زیرا در ترکیب با سایر ابعاد زندگی انسانی تنظیم نشده است. چنین علمی ‌نمی‌تواند نیازهای زندگی انسان را تأمین و در حل مسائل مفید باشد. هدف مقاله حاضر تجزیه و تحلیل دانش جغرافیا به‌عنوان نظمی میان رشته‌ای است. تحقیق مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی است. نتیجه نشان می‌دهد، تحقیقات جغرافیایی خصلت بین‌رشته‌ای دارد در غیر این‌صورت نمی‌تواند مسائل پیچیده جهان کنونی را تبیین کند. جغرافیا می‌تواند هم از دستاوردهای علوم دیگر از جمله آمار، ریاضی، اقتصاد، جامعه‌شناسی، تاریخ و روان‌شناسی بهره ببرد، هم خدمات متقابلی به آنها ارائه و خود به شکوفایی برسد.

اقتصاد

اندیشه‌شناسی سیاسی نظریه مراحل رشد اقتصادی روستو

دوره 8، شماره 2، بهار 1395، صفحه 157-176

https://doi.org/10.22035/isih.2016.221

مهدی مظفری‌نیا، عباس منوچهری، مسعود غفاری، فرشاد مؤمنی

چکیده شرایط توفیق و دلایل عدم توفیق استراتژی‌ها و برنامه‌های توسعه، از دغدغه‌ها و موضوعات مهم در قلمرو «مطالعات توسعه» بوده است. این مسئله به صورت‌های مختلفی تبیین شده است، از جمله از این منظر که میان کارآمدی استراتژی‌ها و برنامه‌های توسعه و نوع نظریه‌های توسعه که مبنای برنامه‌ریزی بوده‌اند ارتباط وثیقی وجود دارد. بنابه نظریه دلالتی _  پارادایمی که رابطه بین نظریه‌های توسعه و اندیشه سیاسی را تبیین کرده است و نظریه توسعه را یکی از دلالت‌های کاربردی اندیشه سیاسی محسوب می‌کند، یکی از شرایط توفیق‌ استراتژی‌ها و برنامه‌های توسعه می‌تواند به بنیاد اندیشگانی سیاسی نظریه‌های توسعه بازگردد. در این مقاله، به اندیشه سیاسی پشتوانه نظریه «مراحل رشد اقتصادی روستو» که از اولین و مهم‌ترین نظریات توسعه می‌باشد و در دهه 1960 میلادی، موجب تثبیت تفکر این دوره، یعنی «توسعه» به مثابه «رشد»، شده است، پرداخته می‌شود و با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای کیفی، نشان داده خواهد شد که چگونه بنیاد اندیشگانی سیاسی نظریه «مراحل رشد اقتصادی روستو» بر اساس اصل «بیشترین فایده برای بیشترین افراد» متناسب با اندیشه سیاسی فایده‌گرایی بنتام است.

زبان و ادبیات

روایت‌شناسی ساختارگرا و مطالعات میان‌رشته‌ای

دوره 8، شماره 1، زمستان 1394، صفحه 1-20

https://doi.org/10.7508/isih.2016.29.001

علیرضا محمدی کله‌سر

چکیده مقاله حاضر با تحلیل نسبت روایت‌شناسی ساختارگرا و مطالعات میان‌رشته‌ای، در پی پاسخ دادن به این پرسش‌ها است که چه عواملی در روی‌آوری روایت‌شناسی به میان‌رشتگی مؤثر بوده است و اصولاً این چرخش را باید برآمده از امکانی در روایت دانست یا ضرورتی روش‌شناختی؟ حرکت به‌سوی میان‌رشتگی را نه‌تنها در گرایش‌های جدید روایت‌شناسی بلکه در تغییرات روی‌داده در نظریه‌های روایت‌شناسان ساختارگرا نیز می‌توان پی گرفت. ازاین‌رو نوشتار حاضر، ریشه‌های این حرکت را در انتقادات و اصلاحات انجام‌شده بر مهم‌ترین نظریه‌های این حوزه تا اوایل دهه 1970 پی خواهد گرفت. با دنبال کردن سیر نظریه‌های روایت‌شناسان ساختارگرا می‌توان شاهد نوعی گسست آرام از ایده استقلال و خودبسندگی ادبیات و تمایل به سایر رشته‌ها برای تحلیل روایت بود. مؤثرترین عوامل این تغییرات عبارتند از: توجه به نقش مؤلفه‌های فرهنگی؛ و فرآیند خوانش (حضور خواننده) در درک ساختار روایی. این ملاحظات، نتایجی را برای روایت‌شناسی به‌همراه داشته است. نخست اینکه اهداف کلان روایت‌شناسی را از بررسی ویژگی‌های متنی به بررسی فرآیند خوانش و درک روایت تغییر داد، و دوم اینکه پای رشته‌ها و حوزه‌های مرتبط با فرهنگ و مطالعات ذهن را نیز به روایت‌شناسی گشود.

جمعیت شناسی

عوامل اثرگذار بر افزایش جمعیت کلان شهرها از دیدگاه متخصصان: مورد مطالعه، شهر تهران

دوره 8، شماره 1، زمستان 1394، صفحه 21-44

https://doi.org/10.7508/isih.2016.29.002

فاطمه منصوریان، سعید خزایی، سیدپیمان شریعت پناهی، محمود مشفق

چکیده هدف این مقاله کشف عوامل تأثیر‌گذار بر افزایش جمعیت در کلان‌شهرها و در نهایت ارائه مدلی برای رشد جمعیت مبتنی با نظر خبرگان است. با توجه به اینکه عوامل متعدد مترتب بر زندگی در کلان‌شهرها، که مهاجرت، باروری و مرگ و میر را متأثر می‌سازد، از حوزه‌های مختلفی از جمله اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سرچشمه می‌گیرد؛ ابتدا با مروری بر مفاهیم نظری، عوامل رشد جمعیت کلان‌شهرها شناسایی و به‌صورت عوامل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، جغرافیایی و زیرساختی و امکانات شهری دسته‌بندی و تحلیل شده‌اند و مدل مفهومی اولیه استخراج شده است. سپس زیرمعیارهای تأثیرگذار بر هر یک از عوامل فوق به‌صورت مستقل با یکدیگر مقایسه و اولویت‌بندی شده‌اند. پس از آن با استفاده از توزیع پرسشنامه محقق‏ساخته در میان 30 نفر از خبرگان جمعیت‌شناسی، جامعه‌شناسی و اقتصادی با استفاده از روش تحلیل سلسله‌مراتبی نشان داده شده که مجموعه عوامل اقتصادی بیشترین تأثیر را بر رشد جمعیت شهر داشته است و مجموعه عوامل فرهنگی و اجتماعی، زیرساختی و امکانات شهری و جغرافیایی در جایگاه‌های بعدی هستند. همچنین در اولویت‌بندی نهایی، زیرمعیارهای اشتغال، درآمد، سبک زندگی و ارزش‌های فردی دارای بیشترین وزن در بین یازده زیرمعیار شدند. در انتها مدل نهایی رشد جمعیت در کلان‌شهرها ارائه شده است.

علوم ارتباطات

ارتباطات غیرکلامی در شعر حافظ: نقش ارتباطات غیرکلامی در تفسیر و پذیرش حافظ از سوی مخاطبان

دوره 8، شماره 1، زمستان 1394، صفحه 119-154

https://doi.org/10.7508/isih.2016.29.006

علیرضا قبادی، مسعود زارع مهرجردی

چکیده آثار مادی و غیرمادی شعر حافظ در دوره‌های مختلف همواره مورد توجه کارشناسان عرصه‌های گوناگون به‌ویژه ادبیات‌شناسان و مردم‌شناسان ادبیات قرار گرفته است؛ لیکن به‌نظر می‌رسد با توجه به میزان نفوذ و ماندگاری این اثر گرانبها در جامعه، این پدیده می‌تواند از دیدگاه علوم دیگر نیز مورد توجه قرار گیرد؛ از جمله این علوم می‌توان به علوم ارتباطات اشاره کرد که درواقع به بیان چگونگی و چرایی برقراری ارتباطات بین فرستنده و گیرنده می‌پردازد. در این مقاله از میان جنبه‌های مختلف ارتباطی در شعر حافظ، به تحلیل ارتباط‌های غیرکلامی آن می‌پردازیم؛ زیرا به‌نظر می‌رسد، تمام جنبه‌های ماندگاری شعر حافظ در طول قرن‌های مختلف، در وجوه کلامی آن خلاصه نمی‌شود و دلایل غیرکلامی نیز در این ماندگاری نقش داشته‌اند. مقاله  حاضر تلاش می‌کند با تحلیل این اثر مهم از دیدگاه ارتباطات غیرکلامی، زیرکی و چیره‌دستی صاحب اثر را در برقراری ارتباط با مخاطب، فراتر از مرزهای کلام مورد تفسیر فرهنگی قرار دهد. در این راه از روش تحلیل محتوای کیفی بهره جسته‌ایم.

میان رشته‌ای

رابطه سرمایه اجتماعی و دانش تغذیه‌ای ورزشگاران

دوره 8، شماره 1، زمستان 1394، صفحه 155-178

https://doi.org/10.7508/isih.2016.29.007

فردین محمدی، علی ملکی

چکیده مفهوم سرمایه اجتماعی یکی از مفاهیم رایج در مطالعات جامعه‌شناختی معاصر  است. برخی از صاحبنظران معتقدند که سرمایه اجتماعی نقش مؤثری در موفقیّت افراد برای دستیابی به اهداف دارند. از این رو، هدف اصلی این مقاله تحلیل رابطه سرمایه اجتماعی و  دانش تغذیه‌ای ورزشکاران است. به‌منظور دستیابی به این هدف، چارچوب نظری تحقیق براساس نظریه بوردیو، تنظیم و بر اساس آن فرضیه‌های تحقیق مطرح گردید. جامعه آماری این تحقیق 2300 ورزشکار شرکت کننده در المپیاد ورزشی سال 1393 به میزبانی دانشگاه بهشتی است که با استفاده از جدول مورگان و روش نمونه‌گیری طبقه‌ای نسبی 310 نفر از آنها انتخاب شدند. در این مقاله از  روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه جهت گردآوری داده استفاده شد. نتایج نشان می‌دهد که میان سرمایه اجتماعی و دانش تغذیه‌ای ورزشکاران رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. 

علوم انسانی و توسعه

نقش و جایگاه مطالعات میان رشته ای در رشد و توسعه علوم انسانی در کشور

دوره 7، شماره 4، پاییز 1394، صفحه 1-19

https://doi.org/10.7508/isih.2015.28.001

علی‌اصغر قاسمی، راضیه امامی میبدی

چکیده یکی از ابزارهایی که میتواند در رشد و توسعه تمامی علوم، بهویژه علوم انسانی نقش داشته باشد، توسعه مطالعات میانرشتهای است. در این مقاله تلاش شده است از طریق مصاحبه نیمهساختمند با جمعی از صاحبنظران و اندیشمندان کشور و تحلیل محتوای آرای ایشان به این پرسش پاسخ داده شود که از نظر خبرگان، مهمترین عوامل و موانع رشد علوم انسانی در ایران چیست و توسعه مطالعات میانرشتهای در رشد علوم انسانی چه نقش و جایگاهی دارد؟ نتایج بهدستآمده نشان میدهد از نظر خبرگان، مقوله «توسعه میانرشتهایها» با اختصاص جایگاه دوازدهم در میان عوامل شانزدهگانه رشد و توسعه علوم انسانی فینفسه نقش چندان مؤثری در رشد و توسعه این علوم در ایران ندارد و کارآمدی این ابزار، مستلزم تأمین شرایط مهمتری همچون تأمین فضای باز فکری در دانشگاهها و استقلال جامعه علمی است. همچنین توسعه مطالعات میانرشتهای درصورتیکه به افزایش همافزایی علمی صاحبنظران رشتههای مرتبط در حوزه علوم انسانی و نیز ارتقای توانمندی علمی استادان، دانشجویان و پژوهشگران و کاربردیتر شدن علوم انسانی در کشور منجر شود، میتواند در رشد و توسعه علوم انسانی و  اجتماعی مؤثر  واقع گردد.

علوم قرآنی

الزامات کلامی پژوهش میان رشته ای در قرآن؛ با تکیه بر سطوح معرفت شناسی، اصطلاح شناسی و روش شناسی

دوره 7، شماره 4، پاییز 1394، صفحه 21-44

https://doi.org/10.7508/isih.2015.28.002

حسین شجاعی، عباس مصلائی پور، سجاد اسدبیگی

چکیده متن الهی قرآن کریم و رابطه مستقیم آن با عقاید مسلمانان از جمله عناصر مؤثری محسوب می‌شوند که باعث پدید آمدن نوعی انحصارگرایی صنفی در زمینه انجام تحقیقات قرآنی توسط عالمان دین در سنت قرآن‌پژوهی مسلمانان شده است. همین مسئله باعث نوعی کنترل در مواجهه با قرآن شده بود و به‌همین دلیل نتایج به‌دست‌آمده در این نوع تحقیقات نیز عمدتاً منطبق با مبانی و جهان‌بینی اسلامی بود، زیرا محقق قرآن‌پژوه از شناخت کامل و کافی در زمینه اسلام، کلام اسلامی و همچنین قرآن برخوردار بود. لکن با تغییر و تحولاتی که امروزه در حوزه توسعه علوم، پژوهش، گرایش به مطالعات میان‌رشته‌ای و همچنین دوری از انحصارگرایی علمی پدید آمده است، پژوهشگران مختلفی به تحقیق در حوزه قرآن اقدام می‌کنند. در این میان با توجه به گریزناپذیر بودن این فضا ازیک‌سو و همچنین حساسیت پژوهش در قرآن و لزوم جلوگیری از آثار سوء و اشتباهاتی که امکان پیش‌آمد آنها وجود دارد، تدوین الزامات کلامی پژوهش‌های قرآنی در حوزه‌های مختلف پژوهشی و تحقیقی ضروری به‌نظر می‌رسد. مقاله پیش‌رو با تمرکز بر الزامات کلامی پژوهش میان‌رشته‌ای در زمینه قرآن کریم و استفاده از روش کتابخانه‌ای، به‌دنبال معرفی عناصر قابل‌تأمل و الزامات این گونه پژوهشی در سه سطح معرفت‌شناسی، اصطلاح‌شناسی و روش‌شناسی می‌باشد تا با ایجاد خط سیر تحقیق صحیح، نگرانی‌های مربوط به نتایج به‌دست‌آمده از این نوع تحقیقات را کاهش دهد.