مقایسه تطبیقی زندهانگاری فضا در نظریه فضای همدلانه و آزمون آینه خویشتن کریستوفر الکساندر
دوره 16، شماره 4، پاییز 1403، صفحه 35-61
https://doi.org/10.22035/isih.2024.5163.4934
الهام پرویزی، صبا سندانی، حسنی سادات شمس دولت آبادی
چکیده بازخورد احساسی و یا امکان اشتراک عاطفی با هر پدیدهای در اطراف انسان، میتواند القاکننده زندهبودن آن باشد. قابلیت تعامل انسان با فضای پیرامونی همواره حائز اهمیت بوده؛ زیرا تحقق آن کیفیت زیست انسان را افزایش خواهد داد. از طرفی دیگر، زندهانگاری فضا در حوزه فضای همدلانه نیز مطرح میشود و کارکرد نورونهای آینهای مغز در فضاها و قابلیت تخیل زندهانگاری انسان در قبال آن، امکان اشتراک احساس را فراهم میآورد. باتوجهبه اهمیت فضاهای زنده و تعامل انسان با آن، این مقاله در پی تدوین تفاوتها و تشابههای این دو نگاه است تا در نهایت مدل مفهومی و کاربردی برآمده از این دو نظریه بتواند در طراحی فضای زنده راهگشا باشد. نوع تحقیق، کیفی و به شیوه توصیفیـتحلیلی است که با بررسی ویژگیهای اصلی فضای زنده در «آزمون آینه خویشتن» الکساندر و «فضای همدلانه» به شیوه استدلال استقرایی و تحلیل منطقی به مقایسه این دو نگرش میپردازد. یافتهها نشان داد که فضای زنده در نظریه همدلی میتواند طیفی از احساس خوب و بد را منعکس کند؛ اما در آزمون آینه خویشتن فضاهایی با احساس خوب، بیشتر زنده هستند و کیفیت حضور فطری انسان را فراهم میکنند. شباهتها و تفاوتهای این دو دیدگاه میتواند دید خوبی از تعریف فضای زنده به ما دهد. این پژوهش میتواند به طراحی فضاهایی کمک کند که نهتنها پاسخگوی نیازهای کاربردی انسانها باشند، بلکه جنبههای عاطفی و احساسی زندگی آنان را نیز مدنظر قرار دهند. باتوجهبه ویژگیهای احساسی و تجربی فضا، طراحی محیطهای همدلانه و زنده میتواند تأثیرات مثبتتری بر روان انسانها داشته باشد.
