موضوعات = مطالعه فلسفی و اجتماعی علم و فناوری
مطالعه فلسفی و اجتماعی علم و فناوری

مناسک میان‌رشتگی: حلقه مفقوده گفتمان‌سازی در مطالعات تلفیق دانش

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 مرداد 1405

https://doi.org/10.22035/isih.2026.5826.5355

مسعود سلمانی بیدگلی، حمیدرضا نمازی

چکیده میان‌رشتگی در دهه‌های اخیر به یکی از مفاهیم محوری در سازمان‌دهی دانش، حل مسائل پیچیده و بازاندیشی در مرزهای رشته‌ای تبدیل شده است. با این حال، بخش مهمی از ادبیات موجود عمدتاً بر «تلفیق دانش» متمرکز بوده و کمتر به این پرسش پرداخته است که همکاری‌های میان‌رشته‌ای چگونه از تعاملات موقت فراتر می‌روند و به گفتمان‌های پایدار و مشروع در میدان علم تبدیل می‌شوند. مقاله حاضر با طرح مفهوم «مناسک میان‌رشتگی» در پی توضیح این حلقه مفقوده است. بر پایه تز اصلی مقاله، مناسک میان‌رشتگی مجموعه‌ای از الگوهای تکرارشونده زبانی، تعاملی، شناختی، نهادی، هویتی و مشروعیت‌بخش‌اند که گذار از تفاوت معرفتی به تلفیق دانش و گفتمان‌سازی میان‌رشته‌ای را ممکن می‌کنند.
این مقاله با رویکردی نظری ـ مفهومی و با اتکا به ادبیات میان‌رشتگی، نظریه گفتمان و نظریه مناسک، نسبت میان دانش، کنش علمی و تثبیت گفتمانی را بازخوانی می‌کند. در این چارچوب، دیدگاه‌های کلاین و رپکو درباره تلفیق میان‌رشته‌ای، در کنار آرای فوکو، لاکلائو، دورکیم، ترنر، گافمن و کاترین بل درباره مناسک، مبنای تحلیل قرار گرفته‌اند. یافته نظری مقاله نشان می‌دهد که میان‌رشتگی صرفاً حاصل ترکیب رشته‌ها و روش‌ها نیست، بلکه نیازمند فرآیند مناسکی‌سازی است؛ فرآیندی که از طریق تکرار، بازشناسی، هنجارسازی و اعتماد، اجتماع دانشی مشترک را شکل می‌دهد.
بر این اساس، مقاله مدلی مفهومی پیشنهاد می‌کند که از «تفاوت معرفتی» آغاز شده و در نهایت به «صورت‌بندی گفتمان میان‌رشته‌ای» می‌انجامد. نوآوری مقاله در جابه‌جایی کانون تحلیل از تلفیق به تثبیت و از همکاری به گفتمان‌سازی است.

مطالعه فلسفی و اجتماعی علم و فناوری

میراث در آینه‌ی شکسته‌ی داده: واکاوی گفتمان هوش مصنوعی و شکاف‌های حکمرانی فضایی در ایران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 مرداد 1405

https://doi.org/10.22035/isih.2026.5772.5318

حسن بهنام مرشدی

چکیده گفتمان جهانی، هوش مصنوعی مکانی را به‌عنوان افق گریزناپذیر حفاظت هوشمند میراث فرهنگی معرفی می‌کند. این گفتمان فناورانه، با پیش‌فرض وجود زیرساخت‌های داده‌ای حکمرانی‌شده، ورود به بسترهایی مانند ایران را با چالش مواجه می‌سازد. این مقاله با اتکا به تلفیق نظام‌مند سه حوزه دانشیِ «جغرافیای انتقادی و مطالعات فضایی» (برای تحلیل شکاف حکمرانی داده‌های مکانی)، «مدیریت دولتی و سیاست‌گذاری عمومی» (برای نقد ساختارهای بوروکراتیک) و «مطالعات انتقادی علم و فناوری» (برای مفهوم‌پردازی تخیل فناورانه)، استدلال می‌کند که مسئله محوری در مدیریت میراث فرهنگی ایران، نه فقدان فناوری‌های پیچیده، بلکه فقدان زیرساخت‌های حکمرانی‌شده داده به‌عنوان پیش‌شرط تحول دیجیتال است. پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و از طریق مثلث‌سازی تحلیل گفتمان انتقادی اسناد سیاستی (به‌ویژه سند ملی هوش مصنوعی)، داده‌های عملکردی و مشاهدات میدانی در نهاد متولی میراث فرهنگی انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد فقدان ساختاری پایگاه‌های داده یکپارچه و استاندارد، گفتمان هوشمندسازی میراث را به «توهم هوشمندسازی» تقلیل داده و وضعیتی را ایجاد کرده است که در این مقاله از آن با عنوان «مرحله پیشاداده‌ای» یاد می‌شود. در پاسخ به این ناترازی ساختاری، مقاله یک چارچوب مرحله‌محور حکمرانی داده پیشنهاد می‌کند که در آن استقرار حکمرانی داده‌های میراثی، مقدم بر هرگونه سرمایه‌گذاری در ابزارهای پیشرفته تحلیلی تلقی می‌شود. نتیجه‌گیری نهایی بر ضرورت بازتوزیع توجه و منابع از فناوری‌های نمایشی به‌سوی بنیان‌های حکمرانی داده تأکید دارد.