موضوعات = جامعه‌شناسی
جامعه‌شناسی

شرایطِ امکانیِ پیدایش و صورت‌بندی روایتِ گفتمانیِ «تمدن ایرانی» در افق تاریخی عصر جدید

دوره 16، شماره 4، پاییز 1403، صفحه 63-99

https://doi.org/10.22035/isih.2024.5283.5013

رضا پارسامقدم

چکیده پیدایش و صورت‌بندی نظریِ روایتِ گفتمانیِ «تمدن ایرانی» به‌مثابه لحظاتِ آغازین تولد و پیدایش روایت گفتمانی (درجهٔ صفر) ناظر به هسته‌های سامان‌بخش نظامِ دانش-قدرت است که منجر به شکل‌گیری بنیادهایِ نظریِ «تمدنِ ایرانی» شده است. با شناسایی و تحلیل درجهٔ صفر این روایت گفتمانی، لحظات آغازین و یکدستِ این روایت (لحظاتی که فاقد تمایز و تفکیک هستند) آشکار می‌شوند. این تحلیل، مشابه رویکردی است که فوکو در تاریخ جنون به کار می‌گیرد. در پیِ این فرایند، نظم گفتمانی جدیدی شکل می‌گیرد که نتیجهٔ مستقیم انباشت و تراکم گزاره‌ها پیرامون این روایت گفتمانی است. مراد از این انباشت و تراکم، به‌طور مشخص انباشت گزاره‌های نژادگرایانه [آریایی]، عرب‌ستیزانه و باستان‌گرایانه است؛ گزاره‌هایی که حسرتِ بازگشت به شکوه و عظمتِ ازدست‌رفتهٔ ایران باستان را به‌مثابه دال‌های مرکزی روایت گفتمانی «تمدن ایرانی» برجسته می‌سازند. این انباشت و تراکم، بنیان‌های نظری و تئوریک «تمدن ایرانی» را شکل داده و در چارچوبی دیرینه‌شناسانه، به‌صورت «روایتِ گفتمانیِ تمدنِ ایرانی» تکوین یافته است. انباشت این گزاره‌ها حول محور روایت گفتمانی تمدن ایرانی، نظمِ گفتمانی جدید پدید آورد که تا پیش از آن در درجهٔ صفرِ این روایت وجود نداشت. این نظم گفتمانی با صورت‌بندی دوگانه‌ای از آریایی [ایرانی] و سامی [عربی] به‌مثابه بنیان نظری تمدن ایرانی، زمینه را برای شکل‌گیری روایت گفتمانی تمدن ایرانی فراهم کرد. در این چارچوب گفتمانی، «موفقیت در تمدن‌سازی» به جوامع آریایی نسبت داده شد، درحالی‌که «انحطاط تمدنی» به اختلاط یا آمیزش نژاد آریایی با نژادهای دیگر، به‌ویژه سامی، منتسب گردید. منازعات هویتی پیرامون دوگانهٔ آریایی ـ سامی، زمینهٔ شکل‌گیری این صورت‌بندی گفتمانی را فراهم آورد. در نهایت، به‌واسطهٔ انباشت و تراکم گزاره‌ها حول این دوگانه، روایت گفتمانی تمدن ایرانی در تاریخ‌نگاری معاصر ایران به گفتمانی هژمونیک بدل شد و به‌طور مداوم بازتولید و تداوم یافت.

جامعه‌شناسی

شکل‌گیری «مردمِ جمهوری اسلامی» در جمهوری اول

دوره 15، شماره 4، پاییز 1402، صفحه 115-143

https://doi.org/10.22035/isih.2023.5167.4937

محمدرضا کلاهی

چکیده در روایت‌های رایج، اولاً انقلاب ایران ناشی از غلبه بخش سنتی-مذهبی جامعه بر بخش مدرن آن بود. ثانیاً همین بخش سنتی-مذهبی بود که پس از انقلاب قدرت را به دست گرفت و مسلط شد. این مقاله می‌خواهد این هر دو نکته را به چالش بکشد. از منظر این مقاله اولاً بخش سنتی-مذهبی ایران پیشاانقلابی خود دو بخش غیرسیاسی و سیاسی داشت. گفتمان «اسلام سیاسی»، متفاوت بود از گفتمان سنتی و محافظه‌کاری که در میان بخش‌های بزرگی از جمعیت مذهبی جامعه ایران حاکمیت داشت. اما نکته‌دوم، و مهم‌تر آن است که حتی همین گفتمان اسلام سیاسیِ پیشاانقلاب نیز پس از پیروزی انقلاب و استقرار جمهوری اسلامی در دهه شصت، به همان شکلِ پیشاانقلابی خود باقی نماند. در فضای اسلامیِ پساانقلابی در نتیجه همایندی رخ‌داد جنگ و کاریزمای «امام خمینی» گفتمان جدیدی شکل گرفت. این گفتمان که ایدئولوژی مشروعیت‌بخش به جمهوری اسلامی را در دهه شصت شکل می‌داد، به ناچار سوژه‌هایی مطیع و محافظه‌کار می‌طلبید و نمی‌توانست همان گفتمانی باقی بماند که پیش از انقلاب، سوژه‌های سرکش انقلابی پرورش می‌داد.

جامعه‌شناسی

ظهور سوژۀ کودک در دورۀ قاجار: مقدمه‌ای در باب مادیت تاریخ اندیشه‌ها در ایرانِ معاصر

دوره 13، شماره 4، پاییز 1400، صفحه 59-87

https://doi.org/10.22035/isih.2021.4460.4441

رحیم یوسفی اقدم، مقصود فراستخواه

چکیده مقاله حاضر به مطالعه ظهور سوژه کودک در دورۀ قاجار می‍پردازد و از لحاظ نظری، مبتنی بر رویکرد میان‌رشته‌ایِ مطالعات تکنولوژی است. در مواجه با گردآوری داده‌های دست اول، از تکنیک «پارادایم نمایه» یا «اندیشیدن با موردها» (موشکافی جزئیات برون‌متنی) و در تحلیل داده‌ها از تکنیک «اندیشیدن به نحوۀ اندیشیدن» (تحلیل استعاره‌ها) استفاده شده است. پیش­‌نهادۀ (تز) مقاله آن است که در دورۀ قاجار، تکنولوژی عکاسی به‌عنوان مدلی شناختی برای توصیف طفل و نحوۀ اکتساب دانش او قرار گرفته است. طفل به‌عنوان مقوله‌ای منعطف و پذیرنده فهم شده است که دیده‌ها (محسوسات) و شنیده‌های (منقولات) خود را ضبط و یا از آنها تصویربرداری می‌کند. دیدنِ کودک منفعل و از این رو ابژۀ نظارت شده است و قدرت (در معنای باروَر و تولیدکنندۀ سوژه‌ها) از طریق معرفت‌شناسی عکاسانه اِعمال می‌شود. نظارت به معنی مراقبت و کنترل بر تمامی چیزهایی است که طفل در حضور آنها است؛ زیرا حضور و یا «بودن در پیش چیزی» برای اطفال معنای نظری یعنی «تأثیرپذیری» و یا تصویر برداشتن پیدا کرده است. طفل هرچیزی را که در برابرش قرار دارد، چون ماشینِ خودکارِ عکس‌برداری، ثبت و ضبط می‌کند. مقاله ردپایِ  اِعمال قدرت از طریق معرفت‌شناسی عکاسانه را  در مکان‍‌هایی که کودک در آنجا حضور داشته است (خانه، کوچه‌ها، مکتب‌خانه‌ها و مدارس جدید) پیگیری می‌کند.

جامعه‌شناسی

رویکرد جامعه‌شناختی احمد اشرف به تاریخ ایران از خلال مسئلۀ توسعه‌نیافتگی

دوره 10، شماره 3، تابستان 1397، صفحه 57-77

https://doi.org/10.22035/isih.2018.295

ناصر صدقی

چکیده مسئلۀ محوری احمد اشرف در بررسی جامعه‌شناختی تاریخ ایران، تبیین موانع تاریخی تحقق نظام سرمایه‌داری بورژوازی و جامعۀ مدنی است. اشرف به‌منظور توضیح و تبیین مسئلۀ مذکور، ابتدا درصدد شناخت ویژگی‌ها و سازوکارهای حاکم در تاریخ ایران بر اساس مفاهیم «نظام آسیایی» و «نظام فئودالی» در اندیشه‌های مارکس و مفاهیم «نظام پاتریمونیال» و «شهر شرقی» در جامعه‌شناسی ماکس وبر و مفهوم «نظام ملوک‌الطوایفی» رایج در ادبیات تاریخی ایران، برآمده است. وی در گام بعدی بر اساس مقدمات تحلیلی مذکور، به تبیین موانع تاریخی شکل‌گیری نظام بورژوازی و سرمایه‌داری در تاریخ ایران پرداخته است، زیرا اشرف یکی از نمایندگان گفتمان قائل به اصالت الگوی توسعه بر اساس نقش‌آفرینی طبقۀ متوسط شهری یا بورژوازی است. بر اساس یافتۀ پژوهش حاضر، دیدگاه اشرف در مورد موانع تاریخی توسعۀ جامعۀ ایرانی در سه سطح به‌هم پیوستۀ سیاسی، اجتماعی و اقتصادی درخور توجه است. سلطۀ نظام‌های آسیایی، پاتریمونیال و ملوک‌الطوایفی در عرصۀ سیاسی، پیوستگی‌های اجتماعات عشایری، روستایی و جامعۀ شهری در عرصۀ اجتماعی و وحدت شیوه‌های تولید کشاورزی و صنایع‌دستی و پیشه‌وری در عرصۀ اقتصادی، ازجمله عواملی است که اشرف به‌عنوان موانع تاریخی شکل‌گیری بورژوازی و رشد «سرمایه‌داری ملی» در تاریخ ایران مطرح کرده است.

جامعه‌شناسی

خوانشی ژانوسی از مدرنیته: مورد مطالعه انفال قومی در عراق

دوره 8، شماره 3، تابستان 1395، صفحه 89-111

https://doi.org/10.22035/isih.2016.225

رحمت عباس‌تبار، خسرو محمدحسین‌پور

چکیده در این مقاله سعی شده است تا با ورود به رشته‌های تاریخ،‌ جامعه‌شناسی و علوم سیاسی، پیوندی میان مباحث نظری و عملی برقرار شود. بنابراین، مهم‌ترین دغدغه مقاله حاضر این است که رابطه بین انفال و مدرنیته چه می‌باشد؟ آیا انفال یا نسل‌کشی کردهای عراق نسبتی با مدرنیته دارد؟ و آیا می‌توان آن را محصول مدرنیته دانست؟ با تبیین و توضیح مدرنیته و برجسته کردن دوگانگی‌های مدرنیته، انفال را در پرتو این دوگانگی‌ها مورد بررسی و واکاوی قرار داده‌ایم. برای آزمودن سؤالات مقاله، از نظریه مدرنیستی و رهیافت‌های انتقادی آن بهره گرفته و برای تحلیل داده‌ها نیز از روش توصیفی _ تحلیلی استفاده نمودیم. فرض مقاله بر این است که انفال محصول چهره ژانوسی از مدرنیته است. یافته‌های مقاله حاکی از آن است که انفال محصول دوگانگی مدرنیته بوده و مدرنیته در مواجهه با انفال، چهره تاریک خود را نشان داده است. چهره‌ای که به وسیله عقلانیت ابزاری که خود ناشی از مدرنیته می‌باشد، رشد و گسترش یافته است. عقلانیت ابزاری با خود بروکراسی، ارتش و تکنولوژی را به همراه آورده که نتیجه آن، در عین رهایی‌بخش بودن، در دست دولتی چون بعث افتاد که در نهایت، انفال محصول مستقیم آن است.