موضوعات = جامعه‌شناسی
جامعه‌شناسی

فراسوی پارادایم زیست‌پزشکی؛ خوانش پدیدارشناختی تجربه‌زیسته ابتلا به سندروم روده حساس

دوره 17، شماره 1، زمستان 1403، صفحه 155-197

https://doi.org/10.22035/isih.2025.5287.5016

ابراهیم اخلاصی، فاطمه رفیعی

چکیده سندروم روده حساس به‌عنوان بیماری روان‌تنی واجد منشاء روحی‌روانی و همزمان، متضمن نمودهای گوناگون در دستگاه گوارش است. به‌موجب نظریه‌ها و مطالعات تجربی در جامعه‌شناسی بیماری‌های روانی، زمینه‌های مرتبط با عارضه سندروم روده حساس از مطلقِ قلمرو بالینی و روان‌پزشکی درمی‌گذرند و متقابلاً، بیماری با متغیرهای جامعه‌شناختی و روان‌شناختی اجتماعی در سطوح میانه و کلان واقعیت اجتماعی پیوند وثیق پیدا می‌کند. وجوه زندگینامه‌ای مبتلایان و رویدادهای تجربه‌شده از سوی آنان در جریان زندگی روزمره، مناسبات زناشویی و شغلی از تسهیل‌گرهای مهمِ ابتلا به بیماری هستند. هدف مطالعه کشف مضامین مرتبط با تجربه‌زیسته بیماری سندروم روده حساس در میان 44 نفر از زنان و مردان 19-45 سال مراجعه‌کننده به کلینک‌های گوارش واقع در شهر تهران است. گردآوری داده‌ها با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق و نیمه‌ساختاریافته و داده‌کاوی بر پایه روش کلایزی – ذیل پدیدارشناسی توصیفی – انجام گرفته است. «زمینه‌های زیست‌شده پیشابیماری»، «ستوه جسمانی پایدار»، «پیچیدگی تشخیص و سختی تسکین»، «محدودیت‌های اجتماعی و ‌ارتباطی تثبیت‌شده» و «دشواری‌های روان‌شناختی پیرو بیماری» مضامین نهایی پنج‌گانه مرتبط با وجوه چندگانه تجربه‌زیسته بیماری سندروم روده حساس در میان آگاهی‌دهندگان مطالعه هستند. مضامین یادشده برساخته‌های دست دومی هستند که در قالب کدگذاری داده‌ها، خوانش چند‌باره داده‌ها، حرکت از عرصه امر انضمامی به ساحت امر انتزاعی و جرح‌و‌تعدیل‌های بعدی مضامین تجرید شده‌اند. نقد رویارویی پزشکی‌شده با بیماری، تقلیل حداکثری ابعاد بیماری به وجوه عینی و جسمانیِ مؤکد در مناسبات زیست‌پزشکی و متقابلاً، تغافل از مضیقه‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادیِ فراگیر در «جامعه مضطرب» از مهم‌ترین محورهای سازنده نتیجه‌گیری مقاله هستند.

جامعه‌شناسی

مروری نظام‌مند بر مطالعات سیاست و بدن در ایران معاصر

دوره 16، شماره 2، بهار 1403، صفحه 5-33

https://doi.org/10.22035/isih.2024.5118.4900

محمدسعید ذکایی، مریم امن پور

چکیده از دورهٔ ناصری تاکنون، بدن همواره محل مناقشات، کشمکش‌ها و رقابت میان گروه‌های اجتماعی، احزاب سیاسی و گفتمان‌های مختلف در ایران بوده است. مقالهٔ حاضر قصد دارد با ارائهٔ تحلیلی از رویکردها، روش‌ها، مسائل، و یافته‌های حاصل از این مطالعات، و نقد و بررسی نقاط ضعف و قوت تحقیقات موجود، فضاها و زمینه‌های مغفول‌مانده در این حوزه را شناسایی کرده و به فهم عمیق‌تری از مسئلهٔ بدن به‌عنوان برساخته‌ای اجتماعی و سیاسی در مدرنیتهٔ ایرانی دست یابد. بنابراین، با اتکا به تحلیل محتوا و مضامین منابع موجود، به‌دنبال تحلیلی نظام‌مند از مسئله‌مندی، سنت مطالعاتی و روش‌شناختی این مطالعات هستیم. یافته‌های مقاله نشان می‌دهد سنت جامعه‌شناسی با دو رویکرد نظری پساساختارگرایانه و ساختارگرایانه رویکرد مسلط در مطالعات سیاست و بدن در علوم اجتماعی ایران طی دو دههٔ اخیر است. بدین‌لحاظ، در این تحقیقات اولویت اساسی با ساختار است و سوژه و کنش‌گر ایرانی، اگر هم دارای نقشی مؤثر باشند، تنها در درجهٔ دوم اهمیت قرارمی‌گیرند. در این معنا، اولویت تأثیر در حوزهٔ بدن همواره با سیاست است و در اغلب مواقع، جبر ساختار بر اراده‌گرایی کارگزار غلبه می‌کند. به‌لحاظ روش‌شناسی نیز، رویکرد اغلب محققان رویکردی تاریخی است که داده‌های خود را براساس اسناد آرشیوی و منابع تاریخی به‌دست آورده‌اند. همچنین، در اغلب این پژوهش‌ها روش تحلیل گفتمان و تبارشناسی فوکویی در تفسیر داده‌ها و یافته‌های موجود استفاده شده است. اما در بیشتر موارد، گفتمان‌های موجود در حوزهٔ بدن با تقلیل به دو گفتمان حاکم و گفتمان رقیب، یکسان‌انگاری شده‌اند. درواقع، اغلب این مطالعات گرفتار نوعی روایت کلان از مدرنیتهٔ ایرانی به‌طورعام و رابطه و نسبت میان سیاست و بدن در ایران به‌طورخاص بوده‌اند.

جامعه‌شناسی

جامعه‌شناسی بدن و دلالت‌های آن در حقوق بشر

دوره 10، شماره 1، زمستان 1396، صفحه 125-153

https://doi.org/10.22631/isih.2018.2161.2659

عباس گرگی، علی اصغر مقدس، جواد گرگی

چکیده هدف این مقاله مطالعۀ آثار ترنر دربارۀ جامعه‌شناسی بدن و نسبت آن با حقوق بشر است. اگرچه مطالعه شهروندی در جامعه‌شناسی معاصر رشد قابل‌توجهی داشته است، اما از ماهیت حقوق در این رشته به‌طور گسترده غفلت شده است. تنها در دهه 1990 آثار برایان ترنر، سبب توسعه جامعه‌شناسی نوین حقوق بشر شد. این مقاله از این مدعا که حقوق بشر موضوعی مشروع و قابل‌قبول برای پژوهش جامعه‌شناسان است، دفاع می‌کند. روش گردآوری داده‌ها در این مقاله، اسنادی است. مطالعات جامعه‌شناختی ترنر در حوزه‌های پزشکی، بدن، حقوق بشر و دین را می‌توان نمونه‌ای از مطالعات چندرشته‌ای و میان‌رشته‌ای در قلمرو علوم انسانی دانست. ترنر، در آثار خود تلاش کرده است با بهره‌گیری از مفاهیم و یافته‌های جامعه‌شناسی بدن، سیاست، و انسان‌شناسی فلسفی، مانند جسمانیت و آسیب‌پذیری، مبنایی ماتریالیستی برای دفاع از دعاوی عام حقوق بشر بیابد. او جامعه‌شناسی بدن را پایه‌ای برای دفاع از مفاهیم جهان‌شمول حقوق بشر، و گفتمانی جایگزین برای سنت حقوق طبیعی می‌داند. به‌زعم وی، حقوق بشر به‌عنوان نهادی فراتر از شهروندی، جایگزین مناسبی برای شهروندی و چالش‌های مرتبط با آن است. روی‌هم‌رفته، براساس استدلال این مقاله، جامعه‌شناسی حقوق بشر، اهمیت فراوانی دارد، زیرا مفهوم شهروندی که خود بر عضویت در یک دولت‌ـ‌ملت مبتنی است، دارای محدودیت‌های آشکاری است؛ بنابراین،حقوق بشر به‌عنوان یک مفهوم جامعه‌شناختی، مکمل مهمی برای اندیشه موجود شهروندی است.

جامعه‌شناسی

از نسیان حافظ تا سونامی جراحی بینی

دوره 8، شماره 1، زمستان 1394، صفحه 99-118

https://doi.org/10.7508/isih.2016.29.005

خسرو جلیلی کهنه‌شهری، محمدباقر علیزاده اقدم

چکیده بالا رفتن آمار متقاضیان جراحی بینی و هزینه‌های هنگفت و آسیب‌های اجتماعی ناشی از آن اگرچه امروزه به یکی از مهم‌ترین موضوعات پژوهش‌های جامعه‌شناسی و روانشناسی تبدیل شده، اما هرگز موضوع مطالعه ادبیات نبوده است. هدف این مقاله جست‌وجوی ریشه‌های جراحی بینی در ادبیات ایران، با تکیه بر مطالعات جامعه‌شناسی بدن است. روش مورد استفاده در این مقاله، توصیفی _ ‌تحلیلی و شیوه و ابزار جمع‌آوری داده‌ها به‌صورت کتابخانه‌ای بوده است. محدوده مورد مطالعه مقاله، شعر ایران از نظر بسامد اعضای صورت از ابتدا تا امروز است که با انتخاب دیوان غزلیات حافظ به‌عنوان نمونه‌ای ارزنده از جامعه ادبی ایران، آن را مورد تحلیل قرار داده است.