سناریوپردازی درباره آینده آموزش و پرورش در ایران با در نظر گرفتن قابلیتهای روبهرشد هوش مصنوعی
دوره 18، شماره 3، تابستان 1405، صفحه 5-41
https://doi.org/10.22035/isih.2026.5542.5159
امید خدابخشیان، علی اصغر پورعزت، ابراهیم مزاری
چکیده در عصر تحولات پرشتاب فناورانه،به ویژه در حوزه هوش مصنوعی، نظامهای آموزش و پرورش با پرسشهای بنیادینی درباره آینده خود مواجهاند.دراین مقاله با هدف بررسی سناریوهای آینده آموزش و پرورش در ایران با در نظر گرفتن قابلیتهای روبهرشد هوش مصنوعی تلاش شده تا تصاویر روشنی از آیندهٔ این فناوری در سطح آموزش و پرورش کشور تصویرسازی گردد. جامعه مشارکتکنندگان از بین صاحبنظران، اساتید و خبرگان علمی از طریق روش نمونهگیری غیراحتمالی هدفمند انتخاب شدند. روش گردآوری اطلاعات نیز بر اساس مطالعات کتابخانهای و میدانی بوده است. در این مقاله، در گام نخست، ۳۵ پیشران از طریق مطالعات کتابخانهای شناسایی شد. سپس با بهرهگیری از ابزارهای تحلیل ادبیات، مقیاس لیکرت، مصاحبه با خبرگان و نرمافزار میکمک، ۱۸ پیشران به عنوان پیشرانهای اثرگذار و 4 مورد از آنها بهعنوان پیشرانهای کلیدی تشخیص داده شدند؛ که پس از تعیین میزان اهمیت و عدم قطعیت این پیشرانها، در نهایت دو پیشران «یادگیری تعاملی» و «همکاری معلم و دانشآموز» بهعنوان محورهای اصلی سناریونویسی انتخاب شدند. بر این اساس، چهار سناریو با عناوین «روزگار هوشمند»، «انتخابهای محافظهکارانه»، «انسانزدایی بیپروا» و «انسان بیگانهشده» به روش شبکه کسبوکار جهانی تدوین گردید. در سناریوی «روزگار هوشمند»، آموزش و پرورش ایران با بهرهگیری از یادگیری تعاملی و مشارکت فعال انسانی، به بستری برای پرورش خلاقیت، تقویت تفکر انتقادی و تحقق عدالت آموزشی تبدیل میشود. در مقابل، سناریوهای «انسانزدایی بیپروا» و «انسان بیگانهشده» هشدارهایی جدی درباره حذف تدریجی نقش انسان، گسست ارتباطی و غلبه رویکردهای ماشینی در فرایند آموزش ارائه میدهند. سناریوی «انتخابهای محافظهکارانه» نیز نشان میدهد که حتی در صورت بهرهگیری از فناوری و تعامل آموزشی، در غیاب همکاری انسانی، تحول واقعی در نظام آموزشی رخ نخواهد داد؛ موضوعی که با واقعیتهای کنونی آموزش و پرورش ایران، جایی که نوآوریها اغلب با احتیاط، تأخیر و مقاومت فرهنگی مواجهاند، همخوانی دارد.
نقش ارزشها در آیندهپژوهی؛ رهنمودهایی برای بهبود کیفیت پژوهشهای آن
دوره 17، شماره 2، بهار 1404، صفحه 101-143
https://doi.org/10.22035/isih.2025.5478.5116
شهریار شیرویه پور، مرتضی انوشه، صفر فضلی، محمد انیسه، عین الله کشاورز ترک
چکیده در چند دهۀ اخیر فیلسوفان علم به این موضوع پرداختهاند که چگونه علم متأثر از ارزشها است و با ابتنا بر آنها سامان مییابد. این دیدگاه در تضاد با آرمان «علم عاری از ارزش» است که دخالت درونی ارزشهای غیرشناختی در علمورزی را مخرب میداند. اما امروزه انتقادهای بسیاری به این آرمان وارد است و آن را آرمان بد میخوانند. اکنون پذیرفته شده است که ارزشها و داوریهای ارزشی به انحاء مختلفی در مراحل علمورزی ـ از تصمیمگیری در باب انتخاب پروژههای پژوهشی گرفته تا ارزیابی و پذیرش نتایج علمی ـ دخالت میکنند. اهمیت این موضوع در آیندهپژوهی بهمثابه یک علمِ ارزشبار دوچندان است، چراکه علمی عملگرا، انسانی و بین/فرارشتهای است که به دنبال شکلبخشی و ساخت آینده است. بنابراین، این مقاله به بررسی جایگاه و نقشآفرینیهای مهم ارزشها در آیندهپژوهی میپردازد که روشن کند کدام شکل از دخالت ارزشها مشروع و کدام یک غیرمشروع است. برای پاسخ به این پرسش دو رویکرد در مقاله اتخاذ شده است: 1) ارائه یک نوعشناسی از ارزشها با توجه اهداف آنها؛ 2) تمایزگذاری بین نقشهای مستقیم و غیرمستقیم ارزشها. سپس سعی شده است که این رویکردها با ادبیات و مبانی آیندهپژوهی انطباق داده شوند. توجه به این موارد میتواند چهارچوبی از چگونگی نقش ارزشها و ساختار آنها در اختیار آیندهپژوهان قرار دهد و از این طریق بر کیفیت، اعتبار و اقتدار آیندهپژوهی اثرگذار باشد.
آیندهپژوهی وضعیت اشتغال فارغالتحصیلان رشتههای علوم انسانی در ایران؛ نگاهی محصولگرایانه با استفاده از روش تحلیل لایه علّی
دوره 16، شماره 1، زمستان 1402، صفحه 121-156
https://doi.org/10.22035/isih.2024.4975.4829
ازاد امیدوار، محسن نیازی، اسماعیل مزروعی نصرآبادی، ندا خداکرمیان گیلان
چکیده فارغالتحصیلان رشتههای علوم انسانی، دغدغههایی در مورد وضعیت اشتغال خود در جامعه دارند. افزایش شمار فارغالتحصیلان این حوزه، با توجه به توسعه مراکز آموزش عالی در سطح کشور ضرورت اتخاذ تدابیری منطقی و عملی را برای این گروه از فارغالتحصیلان، بیشازپیش نمایان میسازد. این مقاله یک پژوهش کیفی و با هدف آیندهپژوهی در صدد است تصویری از وضعیت اشتغال فارغالتحصیلان حوزه علوم انسانی ترسیم کند. جامعه آماری پژوهش اساتید و متخصصان حوزه علوم انسانی است و با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدهاند. اطلاعات از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته جمعآوری شد و بعد از پیادهسازی مصاحبهها به روش تحلیل تماتیک و با کاربست روش لایهای علی، مؤلفههای آن در سطح لیتانی، علل اجتماعی، گفتمان / جهانبینی و اسطوره/ استعاره شناسایی شدند. در سطح لیتانی، مؤلفههای «بحران بیکاری»، «علوم انسانی مهجور و در حاشیه مانده»، «علوم انسانی ناکارامد / نابلد» و «فقدان هویت مستقل» برساخته شدند. در سطح علل سیستماتیک مجموعه عوامل فرهنگی- اجتماعی و اقتصادی از علل بنیادین مضامین سطح اول هستند. در سطح گفتمان/ جهانبینی از گفتمانهای محصولگرایانه، پستمدرن، علوم انسانی اسلامی و گفتمان مسئلهمحوری استفاده شد. در سطح استعاره/اسطوره از تعابیر استعاری بچه مهندس، پروفسور بالتازار، پاشنه آشیل/چشم اسفندیار توسعه ملی و علوم پیشرو (جنس اول)/ پسرو (جنس دوم) استفاده شد. در نهایت با مرور ادبیات و مراجعه به مصاحبهها و رفت و برگشت در آنها و نظرخواهی از خبرگان و متخصصان، دو پیشران نگاه مهندسیوار و از بالا به پایین در مقابل تأمین فضای باز فکری، دانشگاهی، و سیاست یکسانسازی علوم در مقابل توسعه رویکرد مطالعات میانرشتهای شناسایی، و سناریوهای چهارگانه تدوین شدند.
