مقالات ذیل در حال آماده سازی جهت نشر در شماره‌های آتی می‌باشند:

ملاحظات اساسی در باب سیاستگذاری توسعه علوم میان‌رشته‌ای در آموزش عالی از منظر فرایند تکوین

دوره 1، شماره 3، تابستان 1388، صفحه 1-18

https://doi.org/10.7508/isih.2009.03.001

محمود مهر محمدی

چکیده در این مقاله ابتدا، با اشاره به ضرورت ورود به عرصه علوم میان‌رشته‌ای و نیاز به ارائه تبیین دقیق نظری از آن، هدف مقاله در همین راستا ارزیابی میشود. سپس موقعیت مسئله‌ای علوم میان‌رشته‌ای، در آموزش عالی ایران و جهان توضیح داده میشود. از آنجا که تبار و پیشینه مباحث تلفیق در برنامه‌های درسی مقطع پیش از دانشگاه، یعنی حوزه آموزش و پرورش، است، بر ضرورت آشنایی سیاستگذاران آموزش عالی با این پیشینه تأکید شده و در بخش بعد، از طریق بازپردازش این پیشینه، شکل متفاوتی از تیپشناسی تلفیق (سه وجهی) عرضه شده است. آن گاه منطقهای متفاوتی تشریح شده است که در پس استفاده از رویکرد تلفیقی در آموزش پیش از دانشگاه، در مقایسه با آموزش دانشگاهی، وجود دارد و بر این مهم تأکید میشود که منطق تلفیق (و علوم میان‌رشته‌ای) در آموزش عالی، علی‌الاصول، پاسخگویی به نیازهای معرفتی و اجتماعی نوظهور بشر از طریق خلق و تکوین رشته‌های جدید است. متعاقباً، در بخشی که میتوان آن را مهمترین بخش این نوشتار دانست، با ارائه بررسی‌های نمونهای و اجمالی درباره تکوین علوم میان‌رشته‌ای، قواعدی که در جریان تکوین رشته‌های جدیدی باید به آنها ملتزم بود، توضیح داده شده است. در بخش نتیجه‌گیری، پیش از بخش پایانی، پنج گزینه سیاستی در توسعه علوم میانرشتهای توضیح داده شده است و بالاخره، در بخش پایانی یک گونه‌شناسی تلفیق در برنامه درسی آموزش عالی نقد و ارزیابی شده است.

گذار از الگوهای مکانیکی: واکاوی سه چالش پیشاروی مطالعات میان‌رشته‌ای در علوم انسانی

دوره 18، شماره 2، بهار 1405، صفحه 5-6

https://doi.org/10.22035/isih.2026.570

قاسم درزی

چکیده میان‌رشته‌گرایی، به مثابه پاسخی به پیچیدگی فزاینده مسائل عالم انسانی، از آرمانی آکادمیک به ضرورتی گریزناپذیر در پژوهش‌های معاصر، به ویژه در علوم انسانی، بدل شده است. انتشار این ویژه‌نامه با هفت مقاله منتخب، که حاصل فرآیندی طولانی از ارزیابی و پالایش است، فرصتی مغتنم است تا نه‌تنها دستاوردهای این عرصه، که عمیق‌تر از آن، «چالش‌های ساختاری و معرفتی» پیش روی این دست از مطالعات را به بحث بگذاریم. آنچه این مقالات و دیگر آثار نظری پیشرو را به هم پیوند می‌زند، تلاش برای عبور از ستایش صرفِ این رویکرد و ورود به عرصه نقد و آسیب‌شناسی آن است. در این مسیر، سه چالش بنیادین قابل تأمل است:
۱. چالش مفهوم «تلفیق»: از آرمان واحد تا واقعیت‌های کثرت‌گرا
مفهوم «تلفیق» یا «یکپارچه‌سازی» (Integration) برای دهه‌ها سنگ بنای تعریف موفقیت در مطالعات میان‌رشته‌ای تلقی می‌شد (رانا و همکاران، ۲۰۲۵؛ فوردمن و همکاران، ۲۰۱۷). این دیدگاه که ریشه در آرمان وحدت علوم دارد، موفقیت را در ادغام مفاهیم، روش‌ها، و چارچوب‌های معرفتی رشته‌های مختلف می‌دید. با این حال، همان‌گونه که در برخی از جدیدترین پژوهش‌های این حوزه شاهدیم (بری، ۲۰۲۰؛ همچنین: درزی، 1398) و نیز در مقاله حاضر با عنوان «نارشتگی؛ آسیب‌شناسی الگوهای تلفیقی رشتگی» مورد بحث قرار گرفته است، این ضرورت مطلق در حال بازبینی است. مواردی مانند همکاری موفق در «نظریه بازی‌های تکاملی» نشان می‌دهند که می‌توان شاهد تبادل عمیق و تغییرآفرین بین رشته‌ها بود، بدون آنکه ادغام نفی و یکپارچگی کامل روی دهد (گرونه، 2016). بر این اساس، هر رشته می‌تواند با حفظ هویت روش‌شناختی خود، از این گفت‌وگو متحول شود. این امر پرسش‌های بنیادینی را پیش می‌کشد: آیا تلفیق غایتِ واحد همه پژوهش‌های میان‌رشته‌ای است؟ یا می‌توان از «موفقیت‌های هم‌زیستانه» بدون ادغام کامل سخن گفت؟ پرداختن به این پرسش، که در مقاله «تبیین و دسته‌بندی جریان معاصرسازی در مطالعات نظری میان‌رشته‌ای» نیز به آن اشاره شده، یکی از وجوه تمایز این شماره است.
۲. چالش شکاف نظریه و عمل: از فرآیندهای مکانیکی تا فضای زیسته پیچیده
چالش دوم به فاصله آشکار بین «سطح انتزاعی نظریه‌پردازی‌های میان‌رشته‌ای» و «واقعیت ملموس و پرابهام پژوهش در عمل» بازمی‌گردد. مدل‌های رایجِ «فرآیند میان‌رشته‌ای» (رپکو، ۲۰۲۱) اغلب گام‌هایی خطی و مکانیکی را ترسیم می‌کنند که گویی می‌توان همگرایی را با دستورالعملی استاندارد و به‌شکلی تجویزی محقق کرد. این نگاه، «خشکی و بی‌روحی» حاکم بر بسیاری از این مدل‌ها را نشان می‌دهد. در مقابل، واقعیتِ پژوهش میان‌رشته‌ای، همان‌گونه که در مطالعه اتنوگرافیک مرکز اقلیم‌شناسی شیلی (آندراگا و همکاران، ۲۰۲۳) و نیز در مقاله «بررسی روش شناسی تحلیل محتوای کیفی تطبیقی» مشاهده می‌شود، سرشار از «ابهام، مذاکره روزمره، تفاوت‌های فرهنگی-معرفتی و سازگاری‌های خلاقانه» است. موفقیت در این فضا کمتر از پیگیری یک الگوی ازپیش‌تعیین‌شده، و بیشتر حاصل «ظرفیت‌های ارتباطی، تاب‌آوری و کار جمعی» در مواجهه با «ناهم‌آوایی‌های سازنده» است. این شکاف باعث شده است که آنچه در کتب روش‌شناسی تدریس می‌شود، اغلب ابزار مناسبی برای هدایتِ پژوهشگر در میدان پرتلاطم تعامل واقعی با دیگر رشته‌ها نباشد، مسئله‌ای که مقاله «الزامات و اقتضائات نگرشی و روشی نظریه پردازی میان رشته‌ای» مستقیماً به آن می‌پردازد.
۳. چالش گسست بین نظریه‌پردازان و کنشگران میدانی
پیامد مستقیم چالش پیشین، ایجاد «شکافی عمیق» بین دو جامعه است: از یکسو، «نظریه‌پردازان و فیلسوفان مطالعات میان‌رشته‌ای» که به تحلیل مفاهیم کلیدی می‌پردازند، و از سوی دیگر، «پژوهشگران میدانی» که در عمل و برای حل مسائل عینی، ناگزیر از سر زدن به حیطه‌های معرفتی دیگر هستند (موران، 2002). برای گروه دوم، مباحث انتزاعی اغلب دور از ذهن، غیرکاربردی و فاقد ضرورت فوری به نظر می‌رسد. این گسست به وضعیتی انجامیده که در آن، ممکن است یک محقق با تکیه بر شهود و درک کلی، پژوهش میان‌رشته‌ای عمیق و موفقی انجام دهد، بی‌آنکه کوچک‌ترین آشنایی با ادبیات تخصصی این حوزه داشته باشد. این دوگانگی به وضوح در تمایز میان مباحث نظری طرح‌شده در مقاله «آسیب‌شناسی مطالعات بین رشته‌ای خاورشناسان درباره اکولوژی و محیط زیست جهان» و ضرورت‌های عملی و کاربردی مطرح در مقاله «رهیافت میان رشته‌ای در خوانش حس مکان از منظر معماری و سینما» قابل ردیابی است. این فاصله، هم نظریه را از غنای تجربه عملی محروم می‌کند و هم عمل را از بینش‌های عمیق‌تر نظری بی‌بهره می‌سازد.
مقالات گردآوری‌شده در این ویژه‌نامه، هر یک به شکلی به بخشی از این چالش‌های سه‌گانه پاسخ می‌گویند و همگی نشان از عبور از مرحله توصیف صرف و ورود به فاز نقد و ارائه راه‌حل دارند. همان‌گونه که در مرور نظام‌مند رانا و همکاران (۲۰۲۵) بر آموزش دکتری تأکید شده، و کلاین (۲۰۲۱) نیز بر آن پای می‌فشارد، وظیفه ما به عنوان جامعه علمی، نه نادیده گرفتن این تنش‌ها، بلکه «به رسمیت شناختن، مطالعه و مدیریت» آن‌هاست. باید به سمتی حرکت کنیم که «کار معرفتی» فعال و گفت‌وگوی مستمر بین رشته‌ها، جایگزین الگوهای خشک و ازپیش‌تصورشده شود. این ویژه‌نامه گامی است در این مسیر دشوار اما ضروری، با این امید که بتواند پلی باشد بین اندیشیدن به میان‌رشته‌گرایی و زیستن آن در فضای پیچیده و پویای علم معاصر.
 

نگاهی کلی به برنامه درسی میان‌رشته‌ای

دوره 1، شماره 3، تابستان 1388، صفحه 19-53

https://doi.org/10.7508/isih.2009.03.002

هدایت الله اعتمادی زاده، احمدرضا نصر، محمد جواد لیاقت دار

چکیده اصطلاح‌های میان‌رشته‌ای، آموزش میان‌رشته‌ای، و برنامه‌های میان‌رشته‌ای به‌ طور روزافزون، در حوزه آموزش ‌عالی به‌ کار می‌رود. این اصطلاح‌ها اغلب، با مسامحه زیاد به ‌کار می‌رود و معمولاً، همراه با واژه‌های مشابه، از جمله چندرشته‌ای و فرارشته‌ای، استفاده یا جایگزین آنها می‌شود. در دهه‌های پیش، رویکرد میان‌رشته‌ای به برنامه ‌درسی، اهمیت خود را از دست داد و به مدت دو دهه، رویکرد رشته‌محوری مهم قلمداد شد، اما اندیشه تلفیق و برنامه ‌درسی میان‌رشته‌ای اندیشه‌ای جدید نبوده است و تلفیق برنامه ‌درسی در اندیشه‌ها و عقاید اندیشمندان پیشین ریشه دارد که دغدغه وحدت دانش، تشکیل علم منسجم، دانش عمومی و فراگیر، ترکیب و تلفیق دانش را داشته‌اند. در این مقاله، ضمن طرح مباحث تاریخی و نظری راجع به میان‌رشته‌ای، به بحث درباره برنامه ‌درسی و نگاهی به تاریخچه برنامه ‌درسی میان‌رشته‌ای، رشته‌های علمی، ترکیب‌های متفاوت رشته‌های علمی در برنامه درسی، نقد جامعه‌شناختی برنامه ‌درسی تک‌رشته‌ای به ‌عنوان زمینه حمایت از برنامه ‌درسی میان‌رشته‌ای، تبیین زیست‌شناختی برنامه ‌درسی میان‌رشته‌ای، الگو‌ها، رویکردها و راهبرد‌های میان‌رشته‌ای، مزایای برنامه درسی بین‌ رشته‌ای، مسائل و آسیب‌های برنامه ‌درسی میان‌رشته‌ای پرداخته شده است.

چگونگی ارزشیابی برنامه‌های درسی میان‌رشته‌ای

دوره 1، شماره 3، تابستان 1388، صفحه 55-66

https://doi.org/10.7508/isih.2009.03.003

عباس بازرگان

چکیده در گذشته، در دسترس بودن سرمایه، نیروی کار و مواد اولیه از جمله عوامل اصلی پیشرفت کشورها محسوب می‌شد. اما در آغاز هزاره سوم، دستیابی به دانش، اشاعه و کاربرد آن جایگاه بسیار تعیین‌کننده‌ای در سرنوشت کشورها پیدا کرده است. لذا، جایگاه آموزش عالی در این زمینه انکارناپذیر است. همچنین، نیاز به تدوین و اجرای برنامه‌های آموزشی و درسی که بتواند هماهنگ با تحولات یاد شده به نیازهای جامعه پاسخ دهد، در اولویت است. در این مقاله ابتدا، ضمن اشاره به ویژگی های برنامه درسی میان رشته ای به هدف ارزشیابی این نوع برنامه درسی اشاره خواهد شد. سپس ملاک‌های ارزشیابی آن مورد نظر قرار می‌گیرد و سرانجام، چهار سطح ارزشیابی برنامه درسی میان‌رشته‌ای بیان می‌شود.

دانشگاه‌های مجازی بین‌المللی رویکردی بین‌المللی/ بین‌ رشته‌ای در آموزش عالی

دوره 1، شماره 3، تابستان 1388، صفحه 67-96

https://doi.org/10.7508/isih.2009.03.004

کوروش فتحی واجارگاه، طلعت دیبا واجاری

چکیده دانشگاه‌ مجازی بین‌المللی یکی از مفاهیم نسبتاً جدیدی است که در مباحث آموزش عالی، به آن توجه شده است. اساساً، دانشگاه مجازی بین‌المللی برای پاسخ به نیازها و مسائل جامعه جهانی تشکیل شده و توسعه ‌یافته است. به عبارت روشن‌تر، سه وجه یا جنبه عمده در این برنامه جدید نهفته است: وجه اول، رویکرد بین‌المللی است که در آن، دانشگاه مجازی بین‌المللی از وضعیت دانشگاه سنتی، که به جامعه محلی و ملی معطوف است، فاصله گرفته و رویکردی بین‌المللی را در دستور کار قرار می‌دهد. وجه دوم، رویکرد فناوری است که در آن، دانشگاه مجازی بین‌المللی از ICT و شبکه‌سازی در عرصه بین‌المللی بهره می‌گیرد؛ وجه سوم، رویکرد بین رشته‌ای است که از طریق ارائه برنامه‌های درسی بین رشته‌ای، فارغ‌التحصیلان این دانشگاه به گونه‌ای تربیت می‌شوند که بتوانند با مسائل جدید در جامعه جهانی مواجه شوند و برای کار در چنین محیطی آماده شوند. مقاله حاضر ضمن مرور این سه رویکرد، رهیافت دانشگاه‌های مجازی بین‌المللی را برای جامعه ایران بحث و بررسی می‌کند.

برنامه درسی میان رشته‌ای

دوره 1، شماره 3، تابستان 1388، صفحه 97-126

https://doi.org/10.7508/isih.2009.03.005

پروین احمدی

چکیده در این مقاله، مطالبی درباره مفهوم برنامه درسی میان رشته‌ای، برنامه درسی میان رشته‌ای در سطوح مختلف تحصیلی، برنامه درسی میان ‌رشته‌ای و فلسفه ساختن گرایی، محاسن و معایب و مشکلات و دشواری‌های این نوع برنامه، برنامه درسی میان رشته‌ای مبتنی بر مضامین دانشی و فرایندی، برنامه درسی میان رشته‌ای مبتنی بر مضمون، و مثالی از برنامه درسی میان رشته‌ای و نتیجه گیری و پیشنهادها ارائه میشود.

توسعه رویکرد مسئله ‎محوری در مطالعات میان رشته‎ای

دوره 1، شماره 3، تابستان 1388، صفحه 127-140

https://doi.org/10.7508/isih.2009.03.006

علی اصغر پور عزت، آرین قلی پور

چکیده به طور کلی، به نظر می‎رسد که عامه مردم بیشتر از نظام‎های پژوهشی به عملکرد نظام‎های آموزشی اعتماد دارند. یکی از دلایل این اعتماد، اثربخشی و کارآمدی بیشتر نظام‎های آموزشی، از حیث تأثیر صریح بر زندگی عامه است. با توسعه پژوهش‎های مسئله‎محور، این احتمال وجود دارد که نهادهای پژوهشی نیز به سطح مشابهی از اعتبار نظام‎های آموزشی دست یابند. توسعه پژوهش‎های مسئله‎محور مستلزم تجدید نظر در طرح‎های پژوهشی و شیوه‎های برنامه‏ریزی و اجرای آنهاست و فراگرد پژوهش را به پرهیز از پیش‎گویی و تقلید و جدیت در جلب همکاری متخصصان رشته‎های گوناگون برمی‎انگیزاند. از این رو، تأکید می‎شود که توسعه پژوهش‎های مسئله‎محور مستلزم تشکیل گروه‎های فرارشته‎ای و توسعه سبک‎ها و ساختارهای جدید مدیریت در فراگرد پژوهش است.

مطالعه میان‌رشته‌ای بحران جامعه مدرن

دوره 1، شماره 3، تابستان 1388، صفحه 141-167

https://doi.org/10.7508/isih.2009.03.007

سید محسن علوی پور، علی نعمت پور

چکیده مفهوم میان‌رشته‌ای سابقه چندانی در حیطه علوم بشری ندارد. با این حال، این بدان معنا نیست که پژوهش میان‌رشته‌ای نیز کاری نوظهور است. سابقه پژوهش میان‌رشته‌ای به قرن‌ها پیش بازمی‌گردد و در واقع، به خاستگاه‌های اندیشه و تفکر قاعده‌مند انسان دربارۀ هستی و رابطه‌ای که با آن دارد. بررسی و تحلیل این سابقه فکری میان‌رشته‌ای می‌تواند ما را به فهم جامع و مناسب‌تری از این پارادایم معرفتی جدید رهنمون شود. اریک فروم از جمله متفکرانی است که در قرن بیستم، با مشاهدۀ بحران جامعه مدرن، تحلیل و درک این بحران را مستلزم مطالعه میان‌رشته‌ای یافت و بر این اساس، با درنوردیدن مرزهای مألوف رشته‌ای، «عشق» و «کار خلاقانه» را چونان امر روان‌ ـ‌ سیاسی، به عنوان راه‌ حل بحران و حرکت به سوی جامعه سالم معرفی کرد. مطالعه آثار وی نشان می‌دهد که پرداختن به مسائل جامعه معاصر جز با رهیافتی میان‌رشته‌ای و فراگیر ممکن نیست.

تکثر رشته‌ای؛ علیه فهم رایج از همکاری رشته‌ها

دوره 7، شماره 1، زمستان 1393، صفحه 1-25

https://doi.org/10.7508/isih.2015.25.001

بختیار شعبانی ورکی، امین بابادی

چکیده امروزه تعاریف و گونه‌شناسی­‌های متعددی از همکاری رشته‌ها ارائه شده است. بررسی منابع، از گفتمان‌­های متنوع، متمایز و بعضاً متضاد حکایت می‌کنند. در این مقاله به منظور ارائه تصویری روشن از همکاری رشته‌ای، ضمن ارائه و نقد فهم رایج از همکاری رشته­ها و گونه‌شناسی­‌های وابسته به آن، تکثر رشته‌­ای به عنوان بدیل فهم رایج از همکاری رشته‌­های مختلف ارائه شده است. بر این اساس چنین ادعا می‌شود که می­توان گونه­‌های دیگر همکاری رشته­‌ای نظیر چندرشته­ای، بین‌رشته­ای، میان‌رشته­‌ا‌ی و فرارشته‌ای را زیر چتر تکثر رشته‌­ای دسته‌بندی کرد. در تکثر رشته­ای، برخلاف فهم رایج از همکاری رشته­ها (نظیر: میان‌رشته­ای) رویکرد معرفت‌شناختی در مقابل رویکرد ابزاری قرار ندارد. همکاری بین‌رشته‌­ای از این منظر، سرانجام، به‌صورت فرارشته­‌ای متبلور می‌شود. بنابراین تکثررشته‌­ای در مقابل نظام رشته‌­ای قرار نمی‌­گیرد، بلکه نقش مکمل حوزه‌های دانش را ایفا می­‌کند. به علاوه، در تکثر رشته­‌ای ارتباط طولی در همکاری رشته­‌ها، جایگزین ارتباط عرضی میان آنها می­‌شود و با نظر به مسأله مورد بررسی، طرح پژوهشی و موضوع، به‌تدریج از نظام­‌های ساده دانش، مطرح در نظام رشته‌­ای، به سمت نظام­‌های پیچیده دانش پیش می‌­رود، به‌نحوی که در فرایندی تبدیل‌پذیر، فرارشته جدید ظهور و بروز پیدا می­‌کند.

علوم انسانی و توسعه

کاربست رویکرد میان‌رشته‌ای در مسئله تحول علوم انسانی: بازخوانی تاریخ نهضت ترجمه در تمدن اسلامی در زمینه خط‌مشی‌گذاری عمومی

دوره 8، شماره 3، تابستان 1395، صفحه 1-37

https://doi.org/10.22035/isih.2016.222

محمدمهدی شاه آبادی، علی اصغر پورعزت

چکیده بیش از چهل سال است که گروهی از اندیشمندان علوم انسانی در ایران و دیگر کشورهای اسلامی بر این باورند که برخی مبانی علوم انسانی موجود با مبانی دینی در تعارض‌اند و این علوم برای حل مسائل بومی این کشورها مناسب نیستند. پس از پیروزی انقلاب در ایران، این موضوع به دستور کار حکومت تبدیل شد، اما با گذشت بیش از سه دهه، بازنگری در خط‌مشی‌های این عرصه ضرورت دارد. مقاله حاضر با اتخاذ رویکردی میان‌رشته‌ای و استفاده از ظرفیت تاریخ، تلاش کرده است با بازخوانی دوره انتقال و تحول علوم در تمدن اسلامی (نهضت ترجمه) و بهره‌گیری از مدل نظری مبتنی بر جامعه‌شناسی علم و پرسش‌های مرتبط با خط‌مشی‌گذاری عمومی، رویکرد بدیلی را برای تحول در علوم انسانی پیشنهاد دهد. در بخش روش، رویکرد دلالت‌پژوهی، جهت استفاده از تاریخ، متناسب‌سازی گردیده و با توجه به میزان تعمیم‌پذیری یافته‌ها، می‌توان نتایج پژوهش را برای الهام گرفتن و گسترده کردن دید خط‌مشی‌گذاران مورد استفاده قرار داد. دستاورد پژوهش، رویکرد «ترجمه تحول‌گرا» است که از زنجیره‌ای متشکل از گزینش متون، ترجمه، تصحیح، شرح، تلخیص، نقد و نوآوری در سطوح گوناگون، تشکیل شده است. در این رویکرد، پس از تعیین پایگاه هر رشته علوم انسانی در زنجیره تحول، ساختارها، منابع انسانی و منابع مالی طرح‌ریزی شده و خط‌مشی‌ها نیز متناسب با آنها طراحی یا بازپردازی می‌گردند.

مفاهیم، رویکردها، دیرینه شناسی و گونه شناسی

دوره 1، شماره 1، زمستان 1387، صفحه 1-17

https://doi.org/10.7508/isih.2009.01.001

جعفر توفیقی، حمید جاودانی

چکیده درک بهینه میان‌رشته‌ای‌ها، نخست، نیازمند واکاوی مفهوم مطالعات رشته‌ای است که بخش نخست این نوشتار را به خود اختصاص داده است. به باور بسیاری از اندیشه‌پردازان، ‌کاستی‌ها و نقاط ضعف مطالعات رشته‌ای،‌ پیچیدگی مسائلی که جامعه بشری با آنها روبرو شده است و تغییرات پارادایمی پدید آمده در عرصه جامعه بشری، که مسیر را برای گذر از جامعه صنعتی به سوی جامعه دانش هموار می‌کند، از جمله بایسته‌های پرداختن به فعالیت‌های میان‌رشته‌ای قلمداد شده ‌است. بخش دوم این نوشتار بیشتر بر مفهوم‌سازی‌ها در قلمرو میان‌رشته‌ای‌ها، بر مبنای رویکردهای متفاوت، به نگارش درآمده است که از جمله، دربرگیرنده رویکرد دگرگونه‌ساز،‌ رویکرد هنجاری، و رویکرد شناخت‌شناسانه است که مفهوم‌سازی‌های متفاوتی را درباره میان‌رشتگی موجب می‌شود.

بررسی فراگشت آموزش و پژوهش میان‌رشته‌ای: نیاز دیروز، رویکرد امروز، زیرساخت فردا

دوره 1، شماره 4، پاییز 1388، صفحه 1-17

https://doi.org/10.7508/isih.2009.04.001

کیوان زاهدی

چکیده این مقاله دو هدف را پی می‌گیرد: در مرحله نخست رخ‌داد فراگشت میان‌رشته‌ای با تکیه بر فرایند تحول و نه تاریخ تحول بررسی می‌شود، و در مرحله بعد رویکرد آینده در امتداد این فراگشت در چارچوب رویکرد مدیریت علم آینده‌نگر پیشنهاد می‌شود. بدین ترتیب نشان داده می‌شود که فراگشت میان‌رشته‌ای از مرز روش‌شناسی مدل یک یا سرمشق معمول عبور کرده و در حال گذر از مرحله پسامعمول یا روش‌شناسی مدل دو است. همچنین در ادامه پیش‌بینی می‌شود این فراگشت که تاکنون دارای تحول انگیختگی سازگاری بوده است منتهی به انگیختگی هم‌گزینگی در چارچوب مهندسی تفاعلی خواهد گشت. بدین ترتیب این مقاله با بررسی تمایزهای میان‌رشته‌ای، به فلسفه وجودی این حوزه پرداخته و با گذر از روش‌شناسی ناشی از فلسفه وجودی آن به بررسی چالش‌ها، ویژگی‌های آموزش و پژوهش میان‌رشته‌ای و در نهایت ارائه راهکاری جدید برای افزایش بهره‌وری در تثبیت و توسعه این روند می‌پردازد.

میان‌رشته‌ای به مثابه مسئولیت : نگاهی هنجاری

دوره 3، شماره 1، زمستان 1389، صفحه 1-20

https://doi.org/10.7508/isih.2011.09.001

مرتضی بحرانی

چکیده میان‌رشتگی‌، چه در مقام آموزش و چه در مقام پژوهش، در بسیاری از کشورهای جهان به‌عنوان روشی نوین در نهاد دانش، جای خود را باز کرده است. اینکه چه اقتضائاتی میان‌رشتگی را به منصۀ ظهور رسانده است، و چه عواملی آن را بسط و یا تعدیل می‌کنند، نیازمند یک بررسی همه‌جانبه است. در تحلیل بررسی‌های موجود، اگرچه به‌علل مختلف ظهور و بسط و تعدیل میان‌رشته‌ای پرداخته شده است، اما از نگاهی آسیب‌شناسانه و با روشی پدیدارشناسی، کمتر به‌علت غایی این پدیده پرداخته شده است. مدعای پژوهش حاضر این است که میان‌رشتگی می‌تواند، «مسئولیت» را به‌مثابه علت غایی خود بیابد. آنچه میان‌رشتگی را در دانشگاه‌ها و مؤسسات پژوهشی جا انداخته است، ضرورت توجه به مقوله‌ای به‌نام مسئولیت است. از آنجا که دنیای پیچیدۀ کنونی رابطۀ میان فرد و جامعه را دستخوش دگرگونی کرده است به‌نحوی که هریک از دیگری مطالباتی را می‌خواهد این میان‌رشتگی است که می‌تواند فرد و جامعه را در قبال یکدیگر مسئول بار آورد. میان‌رشتگی طبق این تقریر، پناه‌بردن به مرزهای دانش بدیل برای یافتن پاسخ مکفی به پرسش‌هایی است که یک قلمرو معرفتی واحد توان ارائۀ آن را ندارد. همین نکته می‌تواند تیغ دو لبه باشد: صاحب دانش میان‌رشته‌ای، ضعف خود را در ارائۀ پاسخ مسئولانه با گریز زدن از یک دانش به دانش دیگر بپوشاند. اما با نگاهی رویه‌ای به میان‌رشته‌ای می‌توان آن را به‌سان اخلاقی هنجاری تصور کرد که غایتش آموزش افراد جامعه جهت ارائۀ پاسخ‌های مسئولانه به پرسش‌هایی است که در قلمرو دانش‌ میان‌رشتگی آنان مطرح است.

کتابداری و اطلاع‌رسانی؛ رشته یا میان‌رشته؟

دوره 2، شماره 2، بهار 1389، صفحه 1-18

https://doi.org/10.7508/isih.2010.06.001

غلامرضا فدائی

چکیده در این مقاله به تعریف رشته و میان‌رشته و تاریخچه این دو پرداخته و این سؤال مطرح می‌شود که به‌رغم میل و یا تکرار عده‌ای که مشتاقانه و رضایت‌مندانه کتابداری و اطلاع‏رسانی را یک میان‌رشته می‌دانند، نویسنده استدلال می‌کند که تا رشته‌ای نباشد میان‌رشته مفهومی ندارد. او تأکید می‌کند که میان‌رشتگی، پاسخی به یک سونگری پوزیتیویسم و فروکاهی مسائل اجتماعی و انسانی به علوم طبیعی است؛ زیرا از زمانی که نارسایی تحقیق در علوم انسانی با محوریت پوزیتیویسم مطرح شد، مسئله میان‌رشتگی نیز قوت گرفت. در واقع بحث بر روی مسائل انسانی و اجتماعی جز از طریق نگاه‌های همه‌جانبه میسر نیست؛ بنابراین میان‌رشتگی نفی رشته بودن نیست بلکه نقد آن است؛ ازاین‌رو اگر کتابداری و اطلاع‌رسانی بخواهد به عنوان یک حوزه علمی مطرح شود، در آغاز باید رشته باشد تا سپس بتواند با سایر رشته‌ها به‌ویژه رشته‌های علوم انسانی و یا دیگر رشته‌ها تعامل کند. در عین حال اثبات رشته‌بودن کتابداری و اطلاع‌رسانی با تعاریف موجود امکان‌پذیر نیست و باید با تعریف جدیدی از آن، این مسئله را حل کرد. نویسنده معتقد است تعریف جدید او می‌تواند این مشکل را حل کند.

بررسی عوامل بنیادی مدیریت دانش در محیط‌های دانشگاهی: مطالعه‌ای موردی

دوره 3، شماره 2، تابستان 1390، صفحه 1-13

https://doi.org/10.7508/isih.2011.1011.001

حمیدرضا آراسته، سعیده معماری

چکیده جمهوری اسلامی ایران بر آن است که با اجرای برنامه‌های توسعه و رسیدن به اهداف چشم‌انداز بیست‌ساله تا سال 1404، جامعه‌ای مبتنی بر دانایی و کشوری توسعه‌یافته ایجاد کند. دستیابی به این امر مهم نیازمند مدیریت دانش در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی است. هدف از این تحقیق، بررسی عوامل بنیادی مدیریت دانش در محیط‌های دانشگاهی بود. یکی از دانشگاه‌های دولتی تهران با جامعة آماری 383 نفر اعضای هیئت علمی دانشگاه انتخاب شد که از این تعداد صد نفر در تحقیق مشارکت کردند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات، پرسش‌نامة محقق‌ساخته، مشتمل بر 49 گویة بسته‌پاسخ و 3 گویة باز پاسخ بود. از تحلیل عاملی به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات و شناسایی ابعاد مدیریت دانش استفاده شد. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، عوامل بنیادی مدیریت دانش در دانشگاه نمونه، اشاعه دانش (آموزش)، تولید دانش (پژوهش)، به‌کارگیری دانش (خدمات اجتماعی) و ذخیرة دانش بودند.

بررسی امکان رویکرد چندپاردایمی و فراپارادایمی در مطالعات میان‎رشته‎ای

دوره 3، شماره 4، پاییز 1390، صفحه 1-20

https://doi.org/10.7508/isih.2011.12.001

امیرحسین خالقی، علی اصغر پورعزت

چکیده اندیشه‎های کوهن و دیدگاه پارادایمی، انگاره‎های پیشرفت و انباشتی بودن علم را به چالشی ویرانگر کشید و پس از آن «پارادایم» بارها در علوم اجتماعی هم به کارگرفته شد و اقبالی گسترده یافت. نوشتار پیش رو در پی پاسخ به این پرسش است که آیا در مطالعات میان‎رشته‎ای می‎توان از رویکردهای چند/فرا پارادایمی بهره گرفت یا گفتگو و پل زدن میان پارادایم‎ها ناشدنی است. در این پژوهش نخست مفهوم پارادایم و دیدگاه‌های گوناگون آن واکاوی می‎شود که مفهوم ناهمسنگی پارادایم‎ها در آن نقش پررنگی دارد و سپس امکان گفتگوی پارادایم‎ها در مطالعات میان‎رشته‎ای بررسی میشود. رویکرد پژوهش توصیفی- تطبیقی است و با ژرفکاوی پژوهشهای پیشین درباره رویکردهای پارادایمی دنبال می‎شود.در پایان نشان داده می‎شود که یکی از دشواریهای بحث درباره پارادایم‎ها و به ویژه رویکرد چند/فرا پارادایمی، کاربست باز و سست مفهوم پارادایم است و گنگی آن با پیش چشم داشتن زمینه کاربرد تا اندازه زیادی کاسته می‎شود. همچنین نتیجه می‎گیریم رویکرد چند/فرا پارادایمی مفهومی ناسازنماست که ویژگی اساسی پارادایمها را نادیده میگیرد و در مطالعات میان‎رشته‎ای نمیتوان همهنگام از چند پارادایم در بررسی پدیدهها بهره گرفت.

میان‌رشته‌گرایی و ظهور علم جلودارِ سرحدّی بررسی خاستنگاه، ظرفیت‌ها و بایسته‌های میان‌رشته‌ای شدن

دوره 4، شماره 1، زمستان 1390، صفحه 1-24

https://doi.org/10.7508/isih.2012.13.001

مقصود فراستخواه

چکیده میان‌رشته‌گرایی، علامتی از بحران رویکرد‌های سنتی به علم‌ورزی و مدل‌های متعارف برنامه‌ریزی آموزشی و درسی و ساختارهای معمول دپارتمان‌ها و تخصصهای دانشگاهی است. هدف از این مقاله شناخت زمینه‌های پیدایی و برآمدن میان‌رشته‌ای شدن، پیشران‌های آن، ظرفیت‌ها ومحدودیت‌ها و آسیب‌پذیری‌ها، و سرانجام الزامات وبایسته‌های آن است. روش تحقیق فراتحلیل کیفی تحقیقات قبلی به منظور افق‌گشایی برای فعالیتها و برنامه‌های دانشگاه وآموزش عالی در ایران به کار رفته است. هشت دسته عوامل مؤثر به شرح 1. تحولات ساختی –کارکردی در علم، 2. تحولات کلان پارادیمی، 3. تحولات فناوری اطلاعات وارتباطات، 4. تحولات انتظارات بیرونی از علم، 5. تحولات ناشی از کشش تقاضا، 6. عامل جهانی شدن، 7. تحولات نهادی و8. عامل فناوری شناسایی شد. ظرفیت‌ها و محدودیتهای هر یک از رویکردهای رشته‌ای و میان‌‌رشته‌ای هم‌سنجی شد. علم جلودار سرحدی، علمی پیشرو در کران‌های نوپدید دانش بشری، رهیافتی پیشرو برای توسعه جهان اجتماعی با مرجعیت علم است وبدون پارادایم میان‌رشته‌ای و رویکرد شبکه‌ای قابل پی جویی نیست. با وجود کارایی‌های فراوان فعالیت میان‌رشته‌ای به دلیل معرض‌ها و آسیب‌پذیری‌ها، لازم است در این فعالیت‌ها احتیاط کرد. هفت گروه از بایسته‌های راهبردی فعالیت‌های آموزشی وپژوهشی میان‌رشته‌ای به همراه سازوکارهای اجرایی به دست آمد. میان‌رشته‌ای شدن مستلزم رویکرد فلسفۀ علم پیچیده‌ای است که تمایزات علم را با تشابهاتشان تألیف می‌کند 

ضرورت مطالعات میان رشته‌ای و افق‌های نوین در مطالعات حقوق و اقتصاد در اسلام (موردکاوی قضیه کوز، هزینه‌های مبادله)

دوره 2، شماره 3، تابستان 1389، صفحه 1-29

https://doi.org/10.7508/isih.2010.07.001

محمد جواد شریف زاده، الیاس نادران

چکیده انتشار مقاله «مسأله هزینه اجتماعی» به قلم رونالد کوز در دهه 1960 میلادی را می‌توان نقطه عطفی در مطالعات بین رشته‌ای در حوزه اقتصاد و دانش‌های مرتبط با آن به شمار آورد. تا پیش از انتشار قضیه کوز اقتصاددانان – که عمدتاً در چارچوب نظریه نئوکلاسیک می‌اندیشیدند- نیازی نمی‌دیدند که گام‌های خود را از دایره مطالعات درون رشته‌ای فراتر گذارند و مسایل حقوقی و تاریخی را در تحلیل‌های خود وارد نمایند. کوز به همراه دیگر اقتصاددانان مکتب حقوق مالکیت نشان داد که اگر هزینه-های مبادله مخالف صفر باشد کارایی اقتصادی مستقل از قواعد حقوقی نخواهد بود و در نتیجه نهادهای حقوقی نقشی انکارناشدنی در رسیدن به کارایی خواهند داشت. بدین ترتیب کوز و همراهان وی به اقتصاددانان یادآوری کردند که تا وقتی هزینه‌های مبادله مخالف صفر است، گریزی از انجام مطالعات میان رشته‌ای وجود نخواهد داشت. ظهور دانش جدید «حقوق و اقتصاد» به عنوان یک دانش میان رشته‌ای تا حد زیادی مدیون همین تلاش‌هاست. در این مقاله افق‌های نوین و چشم اندازهای جدیدی که در پی این تحولات نظری فراهم آمده است معرفی و دلالت‌های آن برای مطالعات بین رشته‌ای حقوق، اقتصاد و تاریخ در اسلام بیان می‌شود. چنان که خواهیم دید قضیه کوز و مفهوم محوری هزینه‌های مبادله می‌توانند نقش مهمی در توسعه مطالعات بین رشته‌ای اسلامی در حوزه اقتصاد داشته باشند و به ایجاد افق‌های جدید پژوهشی کمک نمایند.

جهانی شدن،بین المللی شدن آموزش عالی و برنامه های درسی میان رشته ای

دوره 2، شماره 4، پاییز 1389، صفحه 1-17

https://doi.org/10.7508/isih.2010.08.001

رضوان حکیم زاده

چکیده توجه روز افزون به برنامه‌های درسی میان رشته‌ای در آموزش عالی بیانگر وجود چالش‌هایی است که کار آمدی برنامه‌های درسی با تکیه بر موضوعات مجزا را در معرض نقدی جدی قرار می‌دهد.یکی از مهم‌ترین پدیده‌هایی که باعث وجود این چالش‌ها است، روند جهانی شدن می‌باشد.جهانی شدن –صرف نظر از دیدگاهی که در مقابل آن اتخاذ می‌کنیم- دلالت‌هایی را برای حوزه برنامه‌های درسی به همراه دارد که از جمله آن‌ها می‌توان به افزایش و گسترش بی سابقه منابع علمی قابل دسترس دانشجویان از طریق فناوری های نوین ارتباطاتی و اطلاعاتی اشاره کرد.علاوه بر این حضور در بازار کار جهانی و انواع جدید مشاغل ،همچنین پذیرش مسئولیت های جدید دانشجویان بعنوان اعضای جوامع جهانی،ملی و محلی نیازمند کسب صلاحیت هایی است که در رویکرد سنتی موضوعات درسی مجزا قابل دسترسی نیست.در این راستا بین المللی شدن آموزش عالی فرایندی است که به عنوان راهکار و پاسخ منطقی برای چالش های برآمده از جهانی شدن توسط صاحبنظران آموز ش عالی و متعاقباً دانشگاه های پیشرو در جهان مورد توجه قرار گرفته است.این مقاله با معرفی مختصر مفهوم جهانی شدن و همچنین بین المللی شدن و وجوه تمایز آن ها، به بررسی رویکردها و راهکارهای بین المللی شدن در عرصه برنامه های درسی آموزش عالی می پردازد و در ادامه با تکیه بر قر ائن و شواهد سعی دارد نشان دهد که حرکت به سمت بین المللی شدن آموزش عالی و اتخاذ رویکرد میان رشته ای در برنامه های درسی آموزش عالی با فراهم سازی زمینه ارتقاء فهم چشم اندازهای جهانی و کسب صلاحیت های شهروندی جهانی ، می تواند پاسخ مطلوبی به الزامات دنیای امروز باشد که درهم تنیدگی پدیده ها،تنوع و تغییرات سریع از جمله مشخصات بارز آن هستند.

پیش‌نیازها و موانع تحقق توسعه علوم‌انسانی میان‌رشته‌ای

دوره 4، شماره 2، بهار 1391، صفحه 1-16

https://doi.org/10.7508/isih.2012.14.001

غلامحسین خورشیدی، شیوا پیشگاهی

چکیده توسعه علوم میان‌رشته‌ای، مساله‌ای چند بعدی است. از این رو، پرداختن به ساز و کارها، ظرفیت‌ها، و موانع تحقق توسعه این علوم در ایران کار پیچیده‌ای است. در این رابطه نمی‌توان به کلی گویی کرد و تنها به ذکر عناوینی بسنده نمود زیرا همه آنچه در این رابطه مطرح است برای همه حوزه‌های علم مشترک نمی‌باشد و حتی در یک حوزه خاص هم گرچه مشترکات فزونی می‌گیرند ولی مورد به مورد تفاوت‌ها نیز رخ می‌نمایند. این پیچیدگی‌ها آنگاه که میان‌رشته‌ها حاصل ازدواج دو یا چند حوزه متفاوت باشند، عمق و وسعت بیشتری می‌یابند. در این مقاله کوشیده‌ایم تا موضوع را تنها در حوزه علوم انسانی مورد بررسی قرار دهیم. اصطلاح میان‌رشته‌ای اغلب، با مسامحه به ‌کار می‌رود و معمولاً، همراه با واژه‌های مشابه، از جمله چندرشته‌گرایی و فرارشته‌گرایی، استفاده یا جایگزین آنها می‌شود که در این مقاله تلاش ما پرهیختن از این مسامحه نیز می‌باشد. چندین دهه است که‌درمحیط دانشگاهی جهانی رشته‌مداری حاکم ‌شده‌است که تأکید فزاینده‌ای بر تخصص و مزایای آن دارد و تنهابه‌ متخصصان یاصاحب‌نظران یک رشته خاص اجازه‌داده می‌شود به‌پژوهش و ارائه ‌نظریه‌ در آن ‌رشته بپردازند. در سال‌های ‌اخیر، به‌دلیل پیچیدگی جوامع ‌و گستردگی‌ و تنوع مسائل، ناکارآمدی ‌این شیوه بیش ‌از پیش آشکار شده است و این امر مهم‌ترین ‌پایه رواج مطالعات بین‌رشته‌ای به حساب می‌آید؛ البته درک عمیق‌تر موضوعات‌ و شناخت بیشترو کامل‌تر پدیده‌ها نیز انگیزه دیگر رواج ‌این نوع تحقیقات می‌باشد. منظور از مطالعات بین‌رشته‌ای، فرایند درگیر شدن رشته‌های مختلف علمی در پاسخ‌گویی به یک سؤال، ‌حل یک مسأله یا طرح موضوعی است که به‌علت پیچیدگی‌ و وسعت‌ زیاد آن قابل بررسی با استفاده‌ از یک رشته واحد نیست. در مطالعات میان‌رشته‌ای کارآمد از هر رشته علمی به‌عنوان یک منبع معتبر اطلاعاتی به تناسب استفاده می‌شود و این در واقع نوعی رویکرد ماتریسی در سامانه بهره‌برداری از دانش‌های متنوع بشری است؛ بنابراین، چنین مطالعاتی، نه‌تنها با ترکیب ‌اطلاعات به دانش جدیدی دست می‌یابند، بلکه‌ درک کامل‌تری ‌از تشابهات ‌و تمایزات بین رشته‌ها نیزایجاد می‌کنند. تفاوت در مفروضات، دیدگاه‌ها، روش‌ها، زبان و اصطلاحات فنی هر رشته ‌و موانع شناختی دیگر در انسان‌ها از جمله مشکلاتی هستند که‌ استفاده ‌از مطالعات میان‌رشته‌ای را محدود می‌سازند. دراین مقاله، ابتدا به‌اهمیت و ضرورت گسترش تحقیقات میان‌رشته‌ای در علوم انسانی‌ و دانشگاه‌هااشاره می‌شود، پس ازآن به مفهوم تحقیقات میان‌رشته‌ای و شرایط ‌انجام ‌آن پرداخته می‌شود. موانع انجام‌این‌گونه تحقیقات و راه‌های غلبه بر این موانع مطرح خواهند شد. 

درآمدی بر ماهیت میان‌رشته‌ای جغرافیای شهری و برنامه‌ریزی شهری

دوره 4، شماره 3، تابستان 1391، صفحه 1-14

https://doi.org/10.7508/isih.2012.15.001

کیومرث ایراندوست

چکیده قرن بیستم دوره دگرگونی زندگی اجتماعی انسان و تسلط الگوی زندگی شهری بود. ظهور شهرهای بزرگ در سرتاسر جهان با مسائلی بس پیچیده و متنوع همراه بود، از این رو ایجاد علومی که بتوانند پدیده شهر و مسائل و مشکلات پیامده آن را در شکلی جامع و فراگیر مطالعه و بررسی کنند، بیش از پیش ضرورت یافت. در این میان جغرافیا از پیشتازان عرصه آموزش و پژوهش در زمینه امور شهری به شمار می‌آید. اگرچه تاریخ علم جغرافیا با تاریخ زندگی بشر بر روی کره خاکی و شناخت انسان از محیط پیرامون خود آغاز می‌شود اما جغرافیای شهری با سابقه‌ای کوتاه (در مقایسه با سایر شاخه‌های جغرافیا) بسیار سریع به یکی از رشته‌های پرکاربرد علمی در سطح جهان بدل شد. هم‌زمان‌، رشته برنامه‌ریزی شهری تکوین و تکامل خود را آغاز کرد و ابتدا در غرب و سپس در کشورهای در حال توسعه جایگاه خود را در دانشگاه و عرصه‌های تخصصی باز کرد. غالباً این توافق وجود دارد که جغرافیا شهری و برنامه‌ریزی شهری هر دو از علوم جدید هستند و ماهیتی میان‌رشته‌ای دارند و پیوندهای مشخص و روشنی در روند تکاملی خود دارند. این نوشتار با روشی تحلیلی و توصیفی و با استفاده از منابع مکتوب و متون مرتبط در پی آن است تا با تحلیل روند تکوین و تکامل این دو رشته ماهیت میان‌رشته‌ای آنها را بررسی و تحلیل کند. جغرافیای شهری در حالی که ماهیتی میان‌رشته‌ای دارد، به جزئی از رشته جدید برنامه‌ریزی شهری بدل شده است و برنامه‌ریزی شهری با بهره‌گیری از علم جغرافیا و سایر علوم شهری یک نظم میان‌رشته‌ای جدید را جهت کاربردی کردن و مدیریت تلفیق علوم موجود در راستای حل مسائل و مشکلات شهری بنیان گذاشت.

اعضای هیأت علمی و ساختار سازمانی: تعارضات میان‌رشته‌‏ای

دوره 4، شماره 4، پاییز 1391، صفحه 1-34

https://doi.org/10.7508/isih.2012.16.001

حسن محجوب عشرت آبادی، عماد ملکی‌نیا، داود قرونه

چکیده فعالیت‌های میان‏ رشته ‏ای به‌عنوان یک نوآوری در جهت مقابله با چالش‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی فراروی آموزش عالی در نظر گرفته شده است. فشارهای بیرونی و نیاز به ترکیب حوزه‌های مختلف دانش برای حل مسائل امروزی، اهمیت تحقیقات میان‏رشته‏ای را دو چندان کرده است و فعالیت‌های میان‏رشته‏ای نوشداروی مشکلات آموزش عالی امروزی شناخته شده است.هیچ سازمانی به اندازه دانشگاه تخصصی نیست در نتیجه حل چالش‌های فراروی آموزش عالی میان‏رشته‏ای بستگی به اصلاح ساختارهای فرهنگی دارد تا این تخصص‌ها رشد ‌یابند. اعضای هیأت علمی نقش اساسی در تغییرات سازمانی موردنیاز برای توسعه فعالیت‌های میان‏ رشته ‏ای ایفاء می‌نمایند و در واقع اساتید نقش اصلی را در ابتکارات میان‏رشته‏ای بازی می‌کنند در این مقاله مواردی از قبیل: رشته‏های دانشگاهی، نیاز به آموزش‏های میان‏رشته‏ای، چالش‏های فراروی تحقیقات میان‏رشته‏ای، نقش مدیران و اعضای هیأت علمی در تسهیل ابتکارات میان‏رشته‏ای و استراتژی‏های مورد استفاده در فعالیت‌های میان‏رشته‏ای بحث و بررسی قرار گرفته‏اند‏. می‏توان نتیجه گرفت که، موانع اصلی فعالیت‏های میان‏رشته‏ای، موانع ساختاری رشته‏ها است. این موانع عبارتند از: قرار دادن اعضای هیات علمی و محققان در دپارتمان‏های جداگانه و غیر قابل نفوذ، سازماندهی دانش به صورت حوزه‏های مجزا، حاکم کردن دیدگاه‏ها و نظریات محدود و خاص بر رفتارهای علمی و قالبی کردن رفتارها. دانشگاه و موسسات آموزش عالی جهت تسهیل آموزش‏ها و تحقیقات میان‏رشته‏ای بایستی بر استراتژی‏هایی در زمینه ساختارهای سازمانی، اعضای هیأت علمی و سیاست‏های تغییر تاکید داشته باشند.

متدولوژی مفهوم‌شناسی: از فروکاستگی مفهومی تا فروکاستگی پدیدارشناسانه/بررسی موردی مفهوم سیاست در متن اندیشه مسلمانان

دوره 5، شماره 1، زمستان 1391، صفحه 1-16

https://doi.org/10.7508/isih.2014.17.001

جلال درخشه، اباصالح تقی زاده

چکیده یکی از مسایلمهم در فهم ساحت اجتماعی، سخن گفتن از روش است. تا تحولی در عرصه روش‌شناسی رخ ندهد، جهشی نیز در تولید و آفرینش جدید و متفاوت در حوزه علوم اجتماعی اتفاق نخواهد افتاد. پژوهش حاضر درآمدی است به معرفی روشی جدید در ساحتعلوماجتماعی، البته در سطح خردترِ مفهوم‌شناسی، تا گامی در جهت نیل به هدف مورد نظر برداشته شود. پرسش اصلی متن حاضر را می‌توان اینگونه بیان نمود: چگونه توان فهم نسبت به یک مفهوم حاصل می‌شود و چگونه آن مفهوم برای ما معنادار می‌شود؟ به عبارت دیگر روش‌شناسی شناخت یک مفهوم در حوزه علوم اجتماعی چگونه باید باشد؟ بر این اساس با بهره‌گیری از آموزه‌های ویتگنشتاین متاخر، اولا مقوله‌ای بسیار مهم در ساحت علوم اجتماعی یعنی متدولوژی مفهوم‌شناسی که عموماً نسبت به آن بی‌توجهی می‌شود، مورد بحث قرار می‌گیرد، چرا که عموماً پژوهشگران علوم اجتماعی مفاهیم را آن‌گونه که باید معنا کنند، معنا نمی‌کنند و از این رو دچار اختلالی زبانی به نام «فروکاستگی مفهومی» می‌شوند. ثانیا سعی شده بواسطه معرفی روش و قالبی نو، تحت عنوان «فروکاستگی پدیدارشناسانه»، مسیری جدید جهت فهم و معنابخشی واژگان تاثیرگذار در حوزه‌های مختلف علوم اجتماعی پیشنهاد شود. در نهایت نیز این روش به عنوان نمونه در مورد مفهوم سیاست در شبکه مفهومی- زبانی اندیشمندان مسلمان مورد بررسی قرار گرفته است، تا به صورت عملی نیز روش فروکاستگی پدیدار‌شناسانه پیاده شود. 

اسلام گرایی؛ پدیده ای چندبعدی، مفهومی میان‌رشته‌ای

دوره 5، شماره 2، بهار 1392، صفحه 1-17

https://doi.org/10.7508/isih.2014.18.001

سید عبدالامیر نبوی

چکیده اسلام­ گرایی یکی از اثرگذارترین پدیده ­های معاصر به ­شمار می ­آید که برخی از مهمترین رویدادهای سیاسی و اجتماعی منطقه خاورمیانه را رقم زده و نقطه کانونی تحقیقات متعددی بوده است. استدلال مقاله حاضر آن است که درک عمیق ­تر این پدیده پیچیده و پویا مستلزم تلقی اسلام ­گرایی به عنوان مفهومی میان­رشته­ای است؛ یعنی مفهومی مهاجر که در مرز رشته ­های گوناگون علوم انسانی و اجتماعی می­ایستد و امکان بررسی آن در چارچوب یک رشته یا رهیافت خاص ممکن نیست. این تلقی سبب می ­شود فهمی میان ­رشته ­ای از این پدیده به­دست آید؛ چه آنکه ابعاد مختلف این پدیده از زوایای گوناگون مورد بررسی قرار می ­گیرد و از ساده ­سازی یا تقلیل­ گرایی در تحلیل اجتناب می­ شود. برای دوری از انتقاداتی که در زمینه نفی روش یا رد تخصص­گرایی برآمده از رشته ­ها بر مطالعات میان­رشته­­ای وارد شده است و همچنین عدم انجام مطالعه ­ای چندرشته­ای، سازماندهی و کامیابی پژوهشی با این رویکرد در گرو تعامل و گفتگوی انتقادی میان حوزه ­های گوناگون علوم انسانی و اجتماعی است. از این‌رو مطالعه اسلام ­گرایی در تلاقی یافته­ها و تجارب دانش­ها و رهیافت­های گوناگون قرار می­ گیرد و اختلافات و تناقضات میان آنها نیز، نه نفی، که از طریق گفتگوی انتقادی مقایسه می­شود. از این امر که می­توان با عنوان پیوند از آن نام برد و نگاه فرایندی بر آن حاکم است، حدود و ویژگی ­های رشته­ها و رهیافت ­های مختلف حفظ می­ شود، اما محدودیت ­های ناشی از وضعیت درون­نگر آنها جای خود را به انعطاف ­پذیری می­ دهد. هدف نهایی مقاله آن است که نشان دهد بررسی پدیده اسلام­گرایی بدون توجه به این­گونه تلقی، به لحاظ علمی، نه ممکن است و نه مطلوب. 

فرهنگ‌شناسی: میان‌رشتگی و علم انسان‌شناسی

دوره 5، شماره 3، تابستان 1392، صفحه 1-19

https://doi.org/10.7508/isih.2014.19.001

جبار رحمانی

چکیده یکی از مباحث مهم در مطالعات علم طی دو دهه اخیر، مبحث میان‌رشته‌ای بودن و چگونگی تلفیق علوم مختلف و دستاوردهای آنها برای ایجاد شناخت بهتر و کامل‌تر از پدیده‌های علمی است. میان‌رشتگی به عنوان راه حلی برای فرارفتن از مرزهای سرسخت دانش ها و نزدیک‌تر کردن هر چه بیشتر علوم مختلف است. رشته‌ای بودن نتیجه تقسیم کار تاریخی میان حوزه‌های معرفت بود. میان‌رشتگی نیز راه حلی برای فراتر رفتن از محدودیت‌های این تقسیم کار سنتی است. مطالعه فرهنگ به مثابه پدیده‌ای چند بعدی و فراگیر در حیات انسانی نیز مستلزم نگاهی میان‌رشته‌ای بوده است. انسان‌شناسی به عنوان علم پژوهش پیرامون انسان و فرهنگ، در شرایط تاریخی‌ای شکل گرفت که از یکسو بنیانگذاران این علم و از سوی دیگر موضوع آن از همان آغاز خصلت میان‌رشته‌ای داشته است. در این مقاله تلاش شده با رویکردی میان‌رشته‌ای چارچوب‌های تاریخی و نظری علم انسان‌شناسی مورد بحث و بررسی قرار گیرد و در نتیجه نیز بیان شده که این ساختار میان‌رشته‌ای که ناشی از شرایط اولیه این علم بوده، هم‌چنان خصیصه اصلی آن باقی مانده و قلمرو فرهنگ‌شناسی را به عنوان عرصه‌ای میان‌رشته‌ای تثبیت کرده است به تعبیر دیگر می‌توان گفت چارچوب بنیادی میان‌رشته‌ای انسان‌شناسی آنرا به علمی چند منظری و مبتنی بر سایر علوم تبدیل کرده است.