تحلیل ساختاری حاکمیت ملی و مدیریت محلی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در پرتو رویکرد حکمروایی شایسته شهری

نوع مقاله: مقاله علمی ـ پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

2 دانشیار برنامه‌ریزی و طراحی شهری و منطقه‌ای، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

3 دانشیار جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

4 استادیار حقوق، دانشکده حقوق،دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، تهران، ایران.

چکیده

این مقاله به دنبال واکاوی این مسئله است که کدام اصول مربوط به روابط بین حاکمیت ملی و مدیریت محلی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با معیارهای رویکرد حکمروایی شایسته شهری مطابقت دارد. با خوانش قانون اساسی، تلاش شد که محتوای آن، به‌عنوان اصلی‌ترین منبع برنامه‌ریزی در سطح ملی و ساختار مدیریت محلی، براساس معیارهای حکمروایی شایسته شهری بررسی شود. در بعد نظری، با به‌کارگیری رویکرد حکمروایی شایسته و بررسی آن در پیوند با مقتضیات محلی ایران، چارچوب ارزیابی قانون اساسی به‌دست آمد. شاخص‌های انتخاب‌شده، متشکل از هشت شاخص اصلی اثربخشی، تمرکززدایی و توجه به مقتضیاتمحلی، برابری و مساوات، حق مشارکت و شهروندمداری، پاک‌حسابی، جهت‌گیری توافقی، قانو‌ن‌مداری و مسئولیت‌پذیری هستند. این پژوهش از نوع پژوهش‌های بنیادی‌ـ‌توسعه‌ای‌ است که از روش تحلیل محتوا برای تفسیر کیفی محتوایِ قانون اساسی از طریق فرایندهای طبقه‌بندی نظام‌مند و رمزبندی استفاده کرده است. نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهد، در قانون اساسی به شاخص‌های حکمروایی شایسته شهری در دو سطح ملی و محلی تأکید شده است و از میان شاخص‌های یادشده، شاخص‌‌های «حق مشارکت» و «مسئولیت‌پذیری» از بیشترین و «تمرکززدایی» و «قانون‌مداری» از کمترین میزان انطباق با قانون اساسی برخوردارند؛ بنابراین، رویکرد موردحمایت قانون‌گذار در زمان تدوین قانون اساسی، مبتنی‌بر جلب مشارکت شهروندان، مسئولیت‌‌پذیری، پاسخ‌گویی ساختارهای دولتی به شوراها و تمرکززدایی از اداره امور کشور از طریق تشکیل شوراهای محلی بوده است. آنچه در قانون اساسی در مورد رابطه حاکمیت ملی و مدیریت محلی آمده است، منطبق بر معیارهای حکمروایی شایسته شهری است.

کلیدواژه‌ها


آلمندینگر، فیلیپ (1389). نظریه برنامه‌ریزی (مترجم: الهام بهیمن تیموری). تهران: نشر آذرخش.

اجلالی، پرویز؛ رفیعیان، مجتبی؛ و عسگری، علی (1391). نظریه‌های برنامه‌ریزی دیدگاه‌های سنتی و جدید. تهران: نشر آگه.

بووارد، تونی؛ و لوفلر، الکه (1391). حکمروایی و مدیریت عمومی (مترجم: اشرف رحیمیان). تهران: نشر شهر.

دشتی، علی (1391). مدل مطلوب دموکراسی محلی در ایران در پرتو نظریه دموکراسی مشارکتی (رساله دکتری). دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

رضایی‌زاده، محمدجواد (1391).حقوق برنامه‌ریزی شهری. تهران: نشر مجد.

زارعی، بهادر؛ و پوراحمد، احمد (1386). قلمرو جغرافیایی کشور و قانون اساسی ایران. فصلنامه پژوهش‌های جغرافیایی، 39(9)، 72-59.

فریدمن، جان (1388). الگوی نااقلیدسی در برنامه‌ریزی (مترجم: عارف اقوامی مقدم). در: اسکات کمپل، سوزان‌فاینشتاین، مجموعه مقالات نظریه‌های برنامه‌ریزی شهری، تهران: انتشارت آذرخش.

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (1388). تدوین جهانگیر منصور. تهران: نشر دوران.

میدری، احمد؛ و خیرخواهان، جعفر (1383). حکمرانی خوب؛ بنیاد توسعه. تهران: مرکز پژوهش‌های مجلس.

هاروی، دیوید (1395).از حق به شهر تا شهرهای شورشی (مترجم: خسرو کلانتری، و پرویز صداقت). تهران: انتشارات آگاه.

هاشمی، سید مناف؛ و بوچانی، محمدحسین (1391). الزامات تحول رابطه قوه مقننه و مجریه با مدیریت‌های محلی در افق 1404 جمهوری اسلامی ایران. فصلنامه مطالعات میان‌رشته‌ای در علوم انسانی، 4(3)، 119-89.  doi: 10.7508/isih.2012.15.005

هاشمی، محمد (1383). قانون اساسی و حاکمیت مردم. نشریه حقوق اساسی، 2(3)، 333-325.

هیلیر، جین (1388). سایههای قدرت، حکایت دوراندیشی برنامه‌ریزی کاربری اراضی (مترجم: کمال پولادی). تهران: نشر جامعه مهندسان مشاور ایران.

Hsiu-Fang, H., & Shannon S. E. (2005). Three approaches to qualitative content analysis. Journal of Qualitative Health Research, 15(9), 1277-1288. doi: 10.1177/1049732305276687

krippendorff, K. (2004). Content analysis an introduction to its methodology. Sage publication.

Mckinlay, P. (1999). Globalization, subsidiarity and enabling the governance. Community Government Forum Christchurch, 2 & 3.

Rakodi, C. (2001). Governance and civic engagement: Urban economies, poverty and civil society. Journal of International Development, 13(7), 985-988.  doi: 10.1002/jid.821

Sadashiva, M. (2008). Effects of civil society on urban planning and governance in Meysore, India (Unpublished doctoral dissertation).Technical Faculty, University of Dortmund, Germany.

Salet, W., Thornley, A., & Kreukels, A. (Eds.). (2003). Metropolitangovernance and spatial planning: Comparative case studies of European city – regions. London and New York: Spon Press.

Savitch, H., & Vogel, K. (2000). A symposium: New regionalism and its policy agenda. Journal of State & Local Government Review, 32(3), 158-168.

Schwab, B., Kubler, D., & Walti, S. (2001). Urban policy, danish building and urban research and European urban. Paper Presented at the Conference Area-Based Initiatives in Contemporary, Copenhagen 17-19 May. Reterived from  http://www.sbi.dk

Stone, P., Dunphy, D. C., Smith, M. S., & Ogilvie, D. N. (1966).The general inquirer: A computer approach to content analysis. Cambridge: M.I.T Press.

UN-HABITAT. (2004). The urban governance index: A tool of the quality of urban governance, Global Campaign on Urban Governance & Global Urban Observatory, Beirut.

 

چگونه به این مقاله استناد کنیم:

بوچانی، محمدحسین؛ صرافی، مظفر؛ توکلی‌نیا، جمیله؛ و دشتی، علی (1396). تحلیل ساختاری حاکمیت ملی و مدیریت محلی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در پرتو رویکرد حکمروایی شایسته شهری. فصلنامه مطالعات میان‌رشته‌ای در علوم انسانی، 9(2)، 236-211.  doi: 10.22035/isih.2017.2301.2761

 

HOW TO CITE THIS ARTICLE

Boochani, M.H., Sarrafi, M., Tavakolina, J., & Dashti, A. (2017). Structural analysis of national government and local management in the Iranian constitution on the basis of good urban governance. Interdisciplinary Studies in the Humanities, 9(2), 211-236. doi: 10.22035/isih.2017.2301.2761