نوع مقاله : مقاله علمی ـ پژوهشی

نویسنده

استادیار فلسفه، پژوهشکده اخلاق و تربیت، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

چکیده

بحران افول محیط زیست از جمله عواملی بوده که مسئله چگونگی پایدارسازی توسعه را، با در نظر گرفتن محدودیت‌ها، به وجود آورده است. اما در تلاش برای پاسخ‌گویی به این مسئله، این سؤال مطرح می‌شود که از میان دو حوزﮤ اقتصاد و اکولوژی، نظر کدام‌یک باید مبنای سیاست‌گذاری در زمینه توسعۀ پایدار قرار گیرد؟ و اینکه آیا پایداری توسعه را مقید می‌کند؟ هدف مقاله این است که ضمن تبیین زمینۀ پیدایش این مسائل، پاسخ آنها را بیابد. روش مورد استفاده، تحلیل و تبیین و استنباط لوازم نظریه‌ها و مقایسۀ آنها بود؛ به این ترتیب که در آغاز، مفاهیم یا معیارهای پایداری در چند حوزﮤ تأثیرگذار تخصصی، تحلیل و تبیین شد تا اهمیت مفهوم اکولوژیکِ پایداری در جریان توسعۀ پایدار روشن شود. سپس به استنباط لوازم نظریه‌های مهم در علم اکولوژی ــ‌‌ نظریه اوج، نظریه اکوسیستم، و نظریه اکولوژی روادار‌ــ و مقایسه آنها پرداخته شد. در نهایت تحلیل و تبیین نظریه‌های جدید اقتصادیِ پایداری و استنباط لوازم و نتائج آنها برای پایداری انجام شد. نتائج نشان داد که: 1. در ارتباط با توسعۀ پایدار، دو حوزه تخصصیِ اکولوژی و اقتصاد در تعیین معیار پایداری تعیین‌کننده‌تر بوده‌اند؛ 2. پایداری برآمده از نظریۀ اکوسیستم، توسعه را مقید می‌کند؛ 3. نظریه اکولوژی روادار نمی‌تواند طبیعت را نرم یا معیاری برای توسعه بداند؛ 4. مفهومِ رقیق نظریۀ روادار از پایداری، توسعه را عمدتاً نامقید باقی می‌گذارد؛ 5. پایداری در توسعۀ پایدار، اکنون دیگر مفهومی عمدتاً اقتصادی شده است؛ 6. پایداری شدید ظرفیت قابل‌ملاحظه‌ای برای تقیید توسعه دارد، اما پایداری خفیف چنین نیست.

کلیدواژه‌ها