نوع مقاله: مقاله علمی ـ پژوهشی

نویسنده

استادیار دانشگاه اصفهان

چکیده

گرچه میان ­رشتگی به مثابه یک مفهوم علمی، تاریخ طولانی چندانی ندارد، اما به مثابه یک رویه پژوهشی، از دیرینه ­ای به قدمت پژوهش برخوردار است. پرسش این نوشتار آن است که آیا میان رشتگی، خاص حوزه تمدنی غرب است و یا در تاریخ مشرق زمین و به­ ویژه ایران زمین نیز سابقه دارد؟ این نوشتار کوشید نشان دهد که علاوه بر میان‌رشته ­ای بودن برخی تالیفات و آثار علمی دانش پژوهان ایرانی، می­توان به شعر و نظم به مثابه حوزه­ای معرفتی با کارکرد میان­رشتگی نگریست. کارکردهای میان رشتگی شعر را در سه سطح می­توان تحلیل کرد: سطح اول، سطح موضوعات است. سطح دوم، سطح مسئله ­هاست. و سطح سوم، سطح راه ­حل است. گرچه شعر پارسی را نمی ­توان یک حوزه‌ی میان­ رشتگی به معنای دقیق کلمه دانست اما نگاه به شعر به مثابه یک فعالیت احساسی از سر بطالت یا ذوق نگاهی تقلیل ­گرایانه است و اگر با رویکردی پدیدارشناسانه فارغ از پیش فرض های برساخته بنگریم شعر یکی از دیرپاترین، عمیق ­ترین و آسمانی ­ترین انواع کنش فرهنگی و معرفتی بشر در گذر روزگاران بوده و کارکردهای میان ­رشتگی مهمی را به سامان رسانده است؛ هرچند که دقیقاً یک حوزه میان‌رشته‌ای با دیسیپلین ­های علمی نیست.

کلیدواژه‌ها