زبانگونگیِ لباس؛ بازاندیشی سازوکارهای زبانی در نظام پوشش با تکیه بر تحلیل ساختی فردیناندو سوسور
دوره 16، شماره 2، بهار 1403، صفحه 155-183
https://doi.org/10.22035/isih.2024.5164.4935
علیرضا مرادی
چکیده لباس حوزهای مهم در مطالعات اجتماعی است که در آن توجه کمی به رویکردِساختگرایی شده است. یک مسئله مهم، نداشتن چارچوبی برای صورتبندی دلالت معانی لباسها است. هدف مقاله حاضر بررسی جلوههای زبانگونگی لباس است. پرسش اصلی این است که معنای لباس تا چه اندازه در چارچوب یک نظام زبانی قابل توضیح است؟ برای این منظور، روشِ تحلیل ساختیِ فردیناندو سوسور به کار گرفته شد. نتایج نشان داد که این روش برای بازشناسی عناصر و روابط درونی نظام پوشش توانمند ولی در توضیح روندهای تاریخی آن ناتوان است. طبق این بررسی، بر نظام پوشش نه تنها منطق دالومدلول حاکم است، بلکه لباس عرصه نشانهشناسی مجادله برانگیزی است. البته که توضیحِ ریشه دلالتها و بحث از نسبت درونساخت یا برونساخت بودنِ دال و مدلول (نشانهها) نیازمند وارسیهای موردی است. در باره «ایستایی» و «پویایی»، نتایج حاکی از آن بود که بررسی ساخت لباس فارغ از تحولاتِ تاریخیاش، بدون نتیجه خواهد بود. لباس هم یک نظام است و هم یک تاریخ. همچنین رویاروییِ میان «قواعد کلی پوشش» با «علایق و آزادیهای فردی در نحوه لباس پوشیدن»، فرایندی جامعهشناختی است که پویاییهای اجتماعی را بازنمایی میکند. نهایتا لباس از نوعی منطق زبانی برخوردار است و کدهای خاص خود را دارد اما همچون زبان دارای خزانه واژگان و قواعد دستوری نیست و «پیامهای الفبایی» را منتقل نمیکند. ساختار لباس در هر جامعه متشکل از روابط بینامتنی گستردهای است و نمیتوان آن را «زبان» تلقی کرد. لباس از یک «شبه زبان» برخوردار است.
چارچوببندی بیوتکنولوژی در محتوای نمایشی سیمای ج.ا.ا.
دوره 6، شماره 3، تابستان 1393، صفحه 23-52
https://doi.org/10.7508/isih.2014.23.002
هادی خانیکی، محمدحسین پناهی، محمد امین قانعی راد، زرین زردار
چکیده رسانهها به عنوان شکلدهندگان به افکار عمومی، نقشی تعیینکننده در حمایت از رشد و توسعه علم و فناوری دارند. آنها این کار را از طریق طراحی چارچوبهای رسانهای برای طرح موضوعات مختلف علمی انجام میدهند. این مقاله به دنبال شناسایی چارچوبهایی است که سریالهای تلویزیونی جمهوری اسلامی ایران به کمک آنها بیوتکنولوژی را به تصویر کشیدهاند. در این پژوهش تصویری که از بیوتکنولوژی در سریالهای تلویزیونی ارائه شده با استفاده از تحلیل کیفی چارچوب بررسی میشود. برای دستیابی به این مقصود، سریالهای تلویزیونی شبکه های پنجگانه سراسری سیمای جمهوری اسلامی ایران از سال 1388 تاکنون مورد بررسی قرار گرفتند و از آن میان دو سریال بال های خیس (1392) و فاکتور هشت (1387) محصول شبکه یک، که موضوع محوری آنها بیوتکنولوژی بود، برای تحلیل نهایی انتخاب شد. سپس برای دستیابی به چارچوبها، تلفیقی از دو روش تحلیل مضمونی و نشانهشناسی استفاده شد. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که بیوتکنولوژی در قالب شش چارچوب اصلی در سریال های تلویزیونی به تصویرکشیده شده اند. این شش چارچوب عبارتند از توطئه، ایدئولوژی و ارزش های معنوی، پیشرفت علمی، اخلاق، اقتصاد و استقلال.
