تبیین پدیده مهاجرت فارغالتحصیلان مهندسی از منظر نظریه دادهبنیاد
دوره 18، شماره 3، تابستان 1405، صفحه 79-113
https://doi.org/10.22035/isih.2026.5689.5264
زهرا صنعتی، محمد حسنی، رضا فتحی
چکیده با توجه به روند رو به افزایش مهاجرت فارغالتحصیلان مهندسی در سالهای اخیر، هدف از اجرای پژوهش حاضر، تبیین پدیده مهاجرت فارغالتحصیلان مهندسی میباشد. در این پژوهش از رویکرد کیفی مبتنی بر نظریه دادهبنیاد بهره گرفته شد. شرکتکنندگان پژوهش، اساتید مهندسی و جامعهشناسی دانشگاه فردوسی مشهد، متخصصان و مدیران حوزه مهندسی بودند که بر اساس نمونهگیری هدفمند، افراد غنی از اطلاعات مورد نظر با هدف پژوهش انتخاب شدند و تا رسیدن به اشباع نظری با استفاده از مصاحبه نیمهساختاریافته ادامه یافت. روش تحلیل دادهها، در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی از طریق نرمافزار MAXQDA 20 انجام گرفت. پس از استخراج 429 کد باز و با دستهبندی کدها بر اساس میزان تشابه مفهومی و وجه اشتراک آنها، مقولههای اصلی و فرعی شناسایی شدند و بر اساس مدل پارادایمی نظریه دادهبنیاد جایگذاری شدند. نتایج پژوهش نشان میدهد که آنچه موجبات پدیده مهاجرت فارغالتحصیلان مهندسی را فراهم میآورد: در شرایط علّی، عوامل دافعه مبدأ و عوامل جاذبه مقصد؛ در شرایط زمینهای، عوامل تسهیلکننده مهاجرت؛ در شرایط مداخلهگر، عوامل حمایتی مهاجرت، در راهبردها؛ عوامل آسیبزای دروندانشگاهی و عوامل نقصان بروندانشگاهی هست. درنهایت پیامد حاصل از پدیده مهاجرت فارغالتحصیلان مهندسی، تضعیف ظرفیتهای فنی و توسعهای کشور است.
رتوریکهای موافقان و مخالفان مهاجرت برمبنای نظریهٔ نظامهای توجیهی لوک بولتانسکی و لوران تِوِنو
دوره 18، شماره 1، زمستان 1404، صفحه 71-105
https://doi.org/10.22035/isih.2026.5483.5118
سیروان محمودی، حمیده محمدزاده، حمید عباداللهی چنذانق
چکیده پدیدهٔ مهاجرت و بهطورخاص مهاجرت خارجی مسئله اجتماعی، فرهنگی و جمعیتشناختی مهمی است که نیاز به بررسی و کنکاش دارد. هدف این مقاله، بررسی دیدگاههای موافقان و مخالفان مهاجرت خارجی در بین شهروندان کُرد شهرستان سردشت است که با استفاده از نظریهٔ نظامهای توجیهی یا رژیمهای کنش لوک بولتانسکی و لوران تِوِنو که یکی از رویکردهای مطرح در حوزهٔ جامعهشناسی فرهنگی است، صورت گرفته است. استفاده از دیدگاه بولتانسکی و تِونو هم در بخش نظری و هم تفسیر دیدگاههای مصاحبهشوندگان و همچنین مقایسهٔ دیدگاههای موافقان و مخالفان مهاجرت جنبهٔ نوآورانه این مقاله است. روش تحقیق، کیفی و برمبنای رویکرد تفسیرگرایی برساختی و استراتژی استفهامی است که با کاربرد روش نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی و با تکنیک مصاحبهٔ نیمهساختاریافته با 26 نفر از شهروندان سردشت (13 نفر ساکن سردشت و 13 نفر ساکن کشورهای خارجی) انجام شده است. یافتههای پژوهش براساس شش جهان بولتانسکی و تِونو که نظامهای توجیهی دو گروه موافقان و مخالفان مهاجرت را تشریح میکند، مشتمل بر دو طیف استدلال متمایز بر مبنای شش سیته از جمله: «الهام، داخلی، مدنی، شهرت، بازار و صنعتی» است. درنهایت، رتوریکهای دو گروه مخالف و موافق مهاجرت براساس استدلالهای مبتنی بر شش جهان مذکور را میتوان در یک ترکیب دیالکتیک «مقاومت-مداومت» خلاصه و دستهبندی کرد.
تمایل به مهاجرت در بین جوانان؛ مطالعهای کیفی در تصاویر آینده
دوره 10، شماره 4، پاییز 1397، صفحه 53-78
https://doi.org/10.22035/isih.2018.292
محسن طاهری دمنه، معصومه کاظمی
چکیده مهاجرت از آن قسم پدیدههای چندوجهی است که برای مطالعه و درک درست آن لازم است رویکردها و روشهای مختلفی با نگاه میانرشتهای به کار گرفته شوند. مطالعه ادبیات نظری درباره مهاجرت گویای این است که نظریههای تشریحکننده مهاجرت، اغلب بر روی مسائل اقتصاد کلان و نظریههای نیازهای فردی توسعه پیدا کردهاند. درحالیکه، اگر مهاجرت یا تمایل به آن را تصمیمی برای اقدام بدانیم، قاعدتاً این تصمیم برآمده از تصویر یا تصاویری از آینده است. مهاجرت به این منظور صورت میگیرد که تصویری مطلوب از یک آینده محقق، یا از تحقق تصویری نامطلوب جلوگیری شود. از این منظر میتوان تصاویر آینده را برای شناخت پارامترهای ذهنی و بینالاذهانی مؤثر بر مهاجرت، مطالعه کرد. با این هدف، پژوهش حاضر در سنت کیفی، با استفاده از مصاحبههای نیمهساختاریافته به بررسی تصاویر آینده جوانانی که مایل به مهاجرت هستند، میپردازد و تلاش میکند تا پدیده مهاجرت را از ساحت تصاویر ذهنی مربوط به آینده بررسی کند. دادههای حاصل از ۲۳ مصاحبه بعد از اشباع نظری، با استفاده از روش تحلیل مضمون، تحلیل شدند و نتایج نشان داد که سه تم اصلی یعنی: ۱) تصاویر ویرانشهری از مبدأ؛ ۲) پیروی از یک همهگیری برای رفتن؛ و ۳) جاذبه مقصد، تصاویر قویِ محرک مهاجرت به شمار میآیند. دراینمیان، بیشترین و قابلملاحظهترین سهم مربوط به تصاویر ویرانشهری از مبدأ است.
عوامل اثرگذار بر افزایش جمعیت کلان شهرها از دیدگاه متخصصان: مورد مطالعه، شهر تهران
دوره 8، شماره 1، زمستان 1394، صفحه 21-44
https://doi.org/10.7508/isih.2016.29.002
فاطمه منصوریان، سعید خزایی، سیدپیمان شریعت پناهی، محمود مشفق
چکیده هدف این مقاله کشف عوامل تأثیرگذار بر افزایش جمعیت در کلانشهرها و در نهایت ارائه مدلی برای رشد جمعیت مبتنی با نظر خبرگان است. با توجه به اینکه عوامل متعدد مترتب بر زندگی در کلانشهرها، که مهاجرت، باروری و مرگ و میر را متأثر میسازد، از حوزههای مختلفی از جمله اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سرچشمه میگیرد؛ ابتدا با مروری بر مفاهیم نظری، عوامل رشد جمعیت کلانشهرها شناسایی و بهصورت عوامل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، جغرافیایی و زیرساختی و امکانات شهری دستهبندی و تحلیل شدهاند و مدل مفهومی اولیه استخراج شده است. سپس زیرمعیارهای تأثیرگذار بر هر یک از عوامل فوق بهصورت مستقل با یکدیگر مقایسه و اولویتبندی شدهاند. پس از آن با استفاده از توزیع پرسشنامه محققساخته در میان 30 نفر از خبرگان جمعیتشناسی، جامعهشناسی و اقتصادی با استفاده از روش تحلیل سلسلهمراتبی نشان داده شده که مجموعه عوامل اقتصادی بیشترین تأثیر را بر رشد جمعیت شهر داشته است و مجموعه عوامل فرهنگی و اجتماعی، زیرساختی و امکانات شهری و جغرافیایی در جایگاههای بعدی هستند. همچنین در اولویتبندی نهایی، زیرمعیارهای اشتغال، درآمد، سبک زندگی و ارزشهای فردی دارای بیشترین وزن در بین یازده زیرمعیار شدند. در انتها مدل نهایی رشد جمعیت در کلانشهرها ارائه شده است.
