کلیدواژه‌ها = بازنمایی
علوم ارتباطات

بازنمایی مسئلۀ آب ایران در روزنامه‌ها؛ تحلیل محتوای روزنامه‌های ایران، شرق، دنیای اقتصاد، و کیهان از سال 1391 تا 1397

دوره 11، شماره 4، پاییز 1398، صفحه 167-199

https://doi.org/10.22035/isih.2020.3654.3835

هادی خانیکی، سیده ثریا موسوی

چکیده در حال حاضر، برداشت آب در ایران بیش از ظرفیت منابع تجدید‎پذیر است. افزون‌بر‌این، شاهد کاهش آب‎های سطحی و زیرزمینی هستیم، اما به‌نظر می‌رسد مسئلۀ آب، چنان‌که باید، در جامعه درک نشده است و فهم مشترکی از آن وجود ندارد. رسانه، نهادی است که می‎تواند در این زمینه نقش مهمی ایفا کند. در چند سال گذشته، با جدی‎تر شدن مسئلۀ آب و آشکارتر شدن پیامدهای آن، توجه رسانه‎ها به این موضوع افزایش یافته است، اما چگونگی تصویری که رسانه‎ها از مسئلۀ آب برساخته‎اند، نامشخص است. هدف این پژوهش، شناخت بازنمایی مسئلۀ آب ایران در روزنامه‎های سراسری است. برای دستیابی به این اهداف، با به‌کارگیری روش تحلیل ‎محتوای کمی و کیفی، مطالب چهار روزنامۀ سراسری را طی هفت سال (از 1/1/1391 تا 29/12/1397) بررسی کرده‌ایم. براساس نتایج به‌دست‌آمده، عوامل طبیعی، برجسته‎ترین علت مسئلۀ آب قلمداد شده‎اند و دیدگاه مسئولان، بیشتر از دیدگاه مردم برجسته شده است. به‌عبارت روشن‌تر، مطالب منتشرشده با دیدگاه‎های دولتی هماهنگ است. «بحران»، «کم‎آبی»، و «خشکسالی» برجسته‎ترین واژگان عنوان‌های روزنامه‎های موردبررسی بوده‌اند. این واژه‎ها، مسئولیت را از دوش مردم و مسئولانی که خواه‌ناخواه، وضع فعلی را ایجاد کرده‎اند، برمی‎دارد و آن را به طبیعت ارجاع می‎دهد. در مطالب این روزنامه‎ها، آب، به‌عنوان مسئله‎ای برجسته شده است که در درجۀ نخست، دولت باید آن را حل کند و نقش مردم به صرفه‎جویی محدود شده است؛ درحالی‌که حکمرانی خوب، نیازمند مشارکت بیشتر جامعۀ مدنی در تصمیم‎گیری‎ها است. افزون‌براین، روزنامه‎های موردبررسی، آینده‎نگر نیستند و تا حد زیادی از بررسی پیامدهای مسئله چشم پوشیده‎اند.

علوم سیاسی

بازنمایی غرب در گفتمان سیاسی مرتضی مطهری براساس رویکرد پسااستعماری

دوره 10، شماره 4، پاییز 1397، صفحه 23-51

https://doi.org/10.22035/isih.2018.287

مهسا ادیبی، مجید توسلی رکن آبادی، سیدمحمدعلی تقوی

چکیده نحوهٔ برخورد با غرب از مهم‌ترین مؤلفه‌های مهم فضای اندیشه‌‌‌ای ایران است. انقلاب اسلامی یکی از محصولات همین دغدغه‌مندی اندیشه‌ای می‌باشد. مطهری به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ایدئولوگ‌های انقلاب کوشید تا در مقابله با پارادایم غزب‌زدگی با ایجاد ساز و برگی نوین برای باورها و اصول دینیِ سنتی، زمینه‌ای فراهم کند که دین اسلام توان رقابت با ایدئولوژی‌های غربی را داشته باشد. او می‌خواست از این راه ایمان جوانان را در مبارزه با سکولاریسم حفظ کند. در این مسیر، با خلق معناها و مضامین جدیدی که برگرفته از عناصر سنتی، مذهبی، اسطوره‌ای و مدرن بود به بازنمایی غرب پرداخت. در این مقاله سعی شده تا با بهره‌گیری از آموزه‌های مطالعات پسااستعماری در باب غیریت و دیگری‌سازی به‌عنوان چارچوب نظری و روش تحلیل گفتمان لاکلا و موفه به‌مثابهٔ روش، به این سؤال پاسخ داده شود که غرب در گفتمان سیاسی مطهری چگونه بازنمایی می‌شود؟ یافته‌های این مقاله مبیّن آن است که مطهری از طریق مکانسیم بازنمایی و غیریت‌سازی به ترسیم یک مرز هویتی میان «ما»ی ایرانی و «دیگری» غربی پرداخته و به تولید تصویری از غرب اقدام کرد که واجد دال‌هایی چون امپریالیست، استثمارگر، شیطان، ظالم، مستکبر، طاغوت و ظلمت است. این مقاله، بر اساس منطق هم‌ارزی، تفاوت غرب را در رویه‌های «استعماری» و«ضدیّت با دین» در گفتمان مطهری بررسی کرده و چگونگی برجسته‌سازی «خود» و حاشیه‌رانی بازنمایی غرب به‌مثابهٔ «دیگری» را نشان می‌دهد.