کلیدواژه‌ها = کارآفرینی
جامعه‌شناسی

چیستی استحقاق؛ یک مردم‌نگاری‌گفت‌وگویی در کارآفرینی ایرانی

دوره 17، شماره 2، بهار 1404، صفحه 63-100

https://doi.org/10.22035/isih.2025.5267.5006

میلاد افلاکی سورشجانی، محمدسعید ذکایی

چکیده مفاهیم استحقاق و شایستگی، همواره نسبتی با استعدادها و داشته‌های اجتماعی و طبیعی دارند و از زاویه‌دیدی که به استحقاق مرکزیت می‌دهد، هر شخص و سازمانی اخلاقاً مجاز به بهره‌مندی از ذخایر و ظرفیت‌هایش است. اما از نگاهی دیگر و در یک جامعه به‌سامان، بایستی به‌دنبال بهره‌مندی افراد از خیر یکدیگر بود. رد یا پذیرش استحقاق اخلاقی در فضای کارآفرینی، خود توأم با مشروعیت‌بخشی به شکلی از اقتصاد و رفتارهای فرهنگی است. براین‌اساس ایده استحقاق اخلاقی در رفتار بخش منابع انسانیِ سازمان‌های کارآفرین، منطق سود و شکل توزیع منابع، نمود می‌یابد. این پژوهش تلاش می‌کند به روش مردم‌نگاری‌ گفت‌وگویی، دیدگاه‌های برخی از کنشگران اکوسیستم کارآفرینی را نسبت به موضوعات مرتبط با استحقاق بررسی و توصیف کند. بر اساس داده‌های تجربی، در فرهنگ اکوسیستم استارتاپی ایرانی، امر عادلانه اغلب در چارچوبی شایسته‌سالارانه و اختیارگرایانه درک، توصیف و بازتولید می‌شود و در این میدان، دیدگاه‌های جماعت‌گرایان و لیبرال‌های وظیفه‌گرا و برابری‌خواه، آینده‌ روشنی در برابر خود نمی‌یابند. بازاندیشی و تردیدهای طرفین گفت‌وگوها نشان از آن دارد که این اکوسیستم پیرامون امر عادلانه چندان با تنوع دیدگاه‌ها روبه‌رو نیست و در نظر گرفتن عدالت به مثابه فضیلتی ترمیمی نیز با موانع بسیار مواجه است.

جامعه‌شناسی

«معمای فیل و کوران»: مقایسۀ رویکرد جامعه‌شناسی و علم اقتصاد به مسئلۀ کارآفرینی

دوره 15، شماره 2، بهار 1402، صفحه 63-110

https://doi.org/10.22035/isih.2023.4978.4831

زینب شفیعی

چکیده پاسخ به این پرسش که چرا یک نفر کارآفرین می‌شود و دیگران نه به هیچ عنوان ساده نیست. اکثر پژوهشگران این معما را پذیرفته‌ و تعریف خاص خود را از مفهوم کارآفرینی ارائه داده‌اند. ازاین‌رو، کارآفرینی واژۀ بسیار مناقشه‌برانگیزی است که تجمیع نظریه‌های مربوط به این حوزه را مشکل کرده است. در میان نظریات گوناگون و گاه متناقض حوزۀ کارآفرینی، سهم رشته‌های علوم اجتماعی مانند جامعه‌شناسی و تاریخ اقتصادی قابل‌توجه است. اما منظرهای این دو علم به مسئلۀ کارآفرینی متفاوت است. این تفاوت‌ها دوگانۀ ادراکی کمتر از حد اجتماعی و بیشتر از حد اجتماعی را شکل داده که بسیاری معتقدند هر دو این ادراکات ناقص است. جامعه‌شناسی مبتنی بر فهمی است که عاملیت‌های فردی را بیش از حد اجتماعی می‌بیند، اقتصاد از فهمی استفاده می‌کند که انسان‌ها کمتر از حد اجتماعی‌اند. بنابراین، دوگانۀ ادراک کمتر از حد اجتماعی و ادراک بیشتر از حد اجتماعی مترادف است با مجادله بر سر توصیف کوران از فیلی که در تاریکی قرار گرفته، از زوایای مختلف آن را لمس کردند و هر کس دیدگاه خود را برای رد نظر دیگری ارائه می‌کند. بنابراین، تبیین این دوگانه و متعاقب آن مقایسۀ رویکرد جامعه‌شناسی و علم اقتصاد به مسئلۀ کارآفرینی هدف مقالۀ حاضر است. این مقاله، اساساً ماهیت نظری داشته و در مرکز این تأملات قرار دارد. نقطۀ عزیمت مقالۀ حاضر بهره بردن از پارادایم جامعه‌شناسی اقتصادی جدید برای فراتر رفتن از دوگانۀ ادراک کمتر از حد اجتماعی‌شده و ادراک بیشتر از حد اجتماعی‌شده و پرداختن به مسیری است که بین این دو قطب متضاد جریان دارد تا بتوان کارآفرینی را به صورت حک‌شده در یک بستر اجتماعی و تاریخی درک کرد.

مدیریت آموزشی

طراحی و اعتبارسنجی مدل دانشگاه دوسوتوان متوازن با هدف توسعهٔ کارآفرینی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 مهر 1405

https://doi.org/10.22035/isih.2026.5730.5290

پوریا سردشت، محمود ابوالقاسمی، محمد قهرمانی، فرنوش اعلامی

چکیده کارآفرینی از مهم‌ترین نتایج توسعه دانشگاه و نیازمند رویکردهای نوین مدیریتی مانند «دوسوتوانی سازمانی» است که به پیگیری هم‌زمان بهره‌برداری از ظرفیت‌های موجود و اکتشاف دانش برای آینده اشاره دارد. این مقاله با هدف طراحی و اعتبارسنجی مدل دانشگاه دوسوتوان متوازن با هدف توسعهٔ کارآفرینی انجام شده است. روش پژوهش آمیخته از نوع اکتشافی متوالی است. جامعه هدف خبرگان مدیریت آموزش عالی بوده‌اند که به صورت هدفمند با 14 نفر مصاحبه نیمه‌ساختاریافته انجام گرفت. جامعه آماری بخش کمی شامل مدیران و اعضای هیئت علمی مرتبط در دانشگاه‌های دولتی ایران بوده که 256 نفر با روش تصادفی طبقه‌ای انتخاب و به پرسشنامه محقق‌ساخته پاسخ دادند. تحلیل داده‌های کیفی با روش تحلیل مضمون صورت گرفت و در بخش کمی از مدل‌یابی معادلات ساختاری جهت اعتبارسنجی مدل استفاده گردید. روایی ابزار با استفاده از شاخص‌های همگرا (5/0< AVE) و واگرا، و پایایی با شاخص‌های آلفای کرونباخ و ترکیبی تأیید شد. یافته‌ها در بعد بهره‌برداری شامل مؤلفه‌های سیاست‌ها و ساختارهای دانشگاهی، تعامل دانشگاه و صنعت، توسعه آموزش-پژوهش، بودجه، فرهنگ دانشگاهی و در بعد اکتشاف: نیازسنجی و آموزش، ساختار آینده‌نگر، منابع مالی، سیاست و فرهنگ نوآورانه، مدیریت آینده‌نگر و نوآوری راهبردی می‌باشد. همچنین راهبردهای موازنه دوسوتوانی در قالب مؤلفه‌های سیاست و ارزیابی- منابع و ساختار معین گردید. تحلیل‌های عاملی مرتبه اعتبار مؤلفه‌ها و شاخص‌های برازش، اعتبار نهایی مدل را تأیید کردند. مدل دوسوتوانی ارائه‌شده با جلوگیری از رکود غیرمولد و نوآوری بی‌ثمر، مسیر توسعه کارآفرینی دانشگاه‌محور را هموار و با ایجاد پیوند مؤثر میان دانشگاه و صنعت، زمینه‌ساز شکل‌گیری زیست‌بوم‌های کارآفرینی در دانشگاه‌ها می‌شود.