کلیدواژه‌ها = برنامه‌ریزی شهری
میان رشته‌ای

گونه‌شناسی مفهومی عدالت در نظریه‌های برنامه‌ریزی شهری در چهارچوب رویکردی میان‌رشته‌ای

دوره 9، شماره 2، بهار 1396، صفحه 1-27

https://doi.org/10.22631/isih.2017.248

هاشم داداش پور، نینا الوندی پور

چکیده عدالت یکی از اصلی‌ترین اهداف برنامه‌ریزی شهری محسوب می‌شود؛ ازاین‌رو مفهوم کلی عدالت نزد متخصصان و اندیشمندان در طول دوره‌های مختلف از پذیرش و محبوبیت چشمگیری برخوردار بوده و حاصل آن نیز مجموعه‌ای بزرگ از نظریه‌های مختلف و متنوع بر مبنای مفهوم عدالت در عرصه شهر است؛ اما به‌دلیل ماهیت میان‌رشته‌ای عدالت، برداشت‌ها از این مفهوم، تبیین و شیوه پیاده‌ســازی آن در برنامه‌ریزی شهری، نه‌تنها یکسان نبوده، بلکه حتی گاهی متناقض نیز بوده است؛ بنابراین مقاله حاضر به‌دنبال گونه‌شناسی نظریه‌های عدالت در بستر مطالعات شهری و سنخ‌شناسی مفهومی و معرفت‌شناسانه این نظریه‌ها با هدف تبیین مفهومی خط سیر نظریه‌های برنامه‌ریزی شهری (نظریه‌های درون‌زا) است. این مهم با مرور نظام‌مند آرای عدالت‌محور در شهر و با بهره‌گیری از چارچوب «فرانظری آلمندینگر» در عرصه عدالت‌پژوهی و در قالب پنج محور موضوعی محقق شده که می‌تواند علاوه‌بر مشخص کردن چارچوبی برای حرکت، زمینه نظریه‌پردازی در این عرصه را نیز فراهم کند. در این راستا از روش‌شناسی کیفی به‌عنوان راهبرد پژوهش و از تکنیک‌های متن‌پایه‌ای چون مرور نظام‌مند، مطالعه ثانویه و گونه‌شناسی، به‌منظور جمع‌آوری و تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها استفاده شده است. بهره‌گیری از گونه‌شناسی در راستای سنخ‌شناسی و طبقه‌بندی مفهومی عدالت، و درنهایت کمک به درک و شناخت بهتر این مفهوم میان‌رشته‌ای است. به این منظور پس از نقد و بررسی گونه‌شناسی‌های موجود برنامه‌ریزی شهری، سنخ‌شناسی نظریه‌های عدالت بر مبنای گونه انتخاب‌شده تبیین شده‌اند. نتیجه این مقاله ارائه یک «الگوواره مفهومی» برای فهم بهتر و جامع‌تر پیچیدگی‌های اصل عدالت در برنامه‌ریزی شهری است؛ چارچوبی که می‌تواند راهنمای پژوهش‌های گوناگون عدالت‌پژوهی در حوزه برنامه‌ریزی شهری باشد. 

درآمدی بر ماهیت میان‌رشته‌ای جغرافیای شهری و برنامه‌ریزی شهری

دوره 4، شماره 3، تابستان 1391، صفحه 1-14

https://doi.org/10.7508/isih.2012.15.001

کیومرث ایراندوست

چکیده قرن بیستم دوره دگرگونی زندگی اجتماعی انسان و تسلط الگوی زندگی شهری بود. ظهور شهرهای بزرگ در سرتاسر جهان با مسائلی بس پیچیده و متنوع همراه بود، از این رو ایجاد علومی که بتوانند پدیده شهر و مسائل و مشکلات پیامده آن را در شکلی جامع و فراگیر مطالعه و بررسی کنند، بیش از پیش ضرورت یافت. در این میان جغرافیا از پیشتازان عرصه آموزش و پژوهش در زمینه امور شهری به شمار می‌آید. اگرچه تاریخ علم جغرافیا با تاریخ زندگی بشر بر روی کره خاکی و شناخت انسان از محیط پیرامون خود آغاز می‌شود اما جغرافیای شهری با سابقه‌ای کوتاه (در مقایسه با سایر شاخه‌های جغرافیا) بسیار سریع به یکی از رشته‌های پرکاربرد علمی در سطح جهان بدل شد. هم‌زمان‌، رشته برنامه‌ریزی شهری تکوین و تکامل خود را آغاز کرد و ابتدا در غرب و سپس در کشورهای در حال توسعه جایگاه خود را در دانشگاه و عرصه‌های تخصصی باز کرد. غالباً این توافق وجود دارد که جغرافیا شهری و برنامه‌ریزی شهری هر دو از علوم جدید هستند و ماهیتی میان‌رشته‌ای دارند و پیوندهای مشخص و روشنی در روند تکاملی خود دارند. این نوشتار با روشی تحلیلی و توصیفی و با استفاده از منابع مکتوب و متون مرتبط در پی آن است تا با تحلیل روند تکوین و تکامل این دو رشته ماهیت میان‌رشته‌ای آنها را بررسی و تحلیل کند. جغرافیای شهری در حالی که ماهیتی میان‌رشته‌ای دارد، به جزئی از رشته جدید برنامه‌ریزی شهری بدل شده است و برنامه‌ریزی شهری با بهره‌گیری از علم جغرافیا و سایر علوم شهری یک نظم میان‌رشته‌ای جدید را جهت کاربردی کردن و مدیریت تلفیق علوم موجود در راستای حل مسائل و مشکلات شهری بنیان گذاشت.