طیف مفهومی اسراف تا فساد در قرآن: بازخوانی رابطه الگویِ خوراک و بحران زیستمحیطی
دوره 17، شماره 4، پاییز 1404، صفحه 93-119
https://doi.org/10.22035/isih.2025.5450.5143
ملیحه علیزاده بایگی، قاسم درزی، اصغر عبدلی
چکیده در دوران معاصر، بحران محیط زیست یکی از جدیترین تهدیدهای جهانی به شمار میآید که ریشه در رفتارهای انسانی از جمله الگوهای نادرست مصرف دارد. این پژوهش با رویکردی میانرشتهای و روش توصیفیـتحلیلی، بهبررسی نگرش قرآن نسبت به میزان و حدود مصرف خوراک انسان و تأثیر آن بر محیط زیست میپردازد. مسئله اصلی پژوهش آن است که مفاهیم کلیدی قرآن در حوزه خوراک، چگونه رفتارهای مصرفی انسان را طیفیسازی کرده و از چه منظری تجاوز از حدود الهی را منشأ فساد و فروپاشی اجتماعی و زیستمحیطی میداند. در این راستا، مفاهیمی چون «اسراف»، «اعتداء/طغیان» و «فساد» بهمثابه سه سطح معنایی و رفتاری از مداخله انسان در طبیعت تحلیل شدهاند. «اسراف» عموماً نمایانگر سطحی فردی از زیادهروی در مصرف است که خروج از حد نیاز را نشان میدهد. «اعتداء/طغیان و عصیان» عبور از مرزهای مشروع، بهگونهای است که آثار اجتماعی و جمعی دارد و نوعی تعرض به حقوق دیگران یا نظام طبیعی تلقی میشود. در نهایت، «فساد» نماد سرپیچی گسترده و بیمهابا از مرزهای اخلاقی و الهی است که در نهایت منجر به زوال تمدنی و قومی میشود (بقره: ۲۵). این ساختار معنایی نشان میدهد که قرآن با ترسیمِ یک طیف هشداردهنده، مرزهای تصرف در طبیعت را روشن ساخته و از طریق آن، الگویی برای تنظیم رابطه انسان با محیط زیست ارائه داده است. یافتههای پژوهش بر این دلالت دارد که تجاوز از حدود الهی در مصرف خوراک نه تنها یک نافرمانی دینی بلکه عامل کلیدی در فروپاشی تمدنها و زیستبومها تلقی میشود.
گونهشناسی مطالعات میانرشتهای در قرآن کریم
دوره 5، شماره 4، پاییز 1392، صفحه 73-102
https://doi.org/10.7508/isih.2014.20.004
قاسم درزی، احد فرامرز قراملکی، منصور پهلوان
چکیده چندوجهی بودن پدیدهها و مسائل و همچنین پیشگیری از تحویل انگاری، پژوهشگران را از مطالعات میانرشته ای ناگزیر کرده است. قرآن کریم نیز در دوران معاصر به همین دلایل، بسیار در معرض چنین پژوهشهایی قرار گرفته است. لیکن به دلیل نو بودن این شکل از مطالعات، عموماً پژوهشگران بنا به برداشت خود از میان رشته ای به آن میپردازند که همین امر، تعیین محدوده و بیان تعریفی منسجم از میانرشته ای و همچنین بیان گونه های قرآنی آنرا لازم می گرداند. در حقیقت ترکیب همگرایانه را می توان معیار اصلی برای تحقق میانرشتهای در نظر گرفت. بنا به میزان تحقق همگرایی میانرشته ها، سه گونۀ اصلی را برای مطالعات میانرشته ای می توان برشمرد؛ چندرشته ای؛ میان رشته ای و فرارشتهای. بر این اساس، برای مطالعات میانرشتهای قرآن کریم نیز سه گونۀ اصلی را می توان برشمرد: چندرشته ای قرآنی؛ میانرشته ای قرآنی و فرارشتهای قرآنی. هر یک از این گونه ها نیز دارای اشکال مختلفی است که با ایجاد منظومه ای از این گونه ها می توان تا حدی به انسجام بیشتری در مطالعات میانرشته ای قرآن کریم دست یافت و نقشۀ راهی را پیش روی علاقهمندان به این گونه از مطالعات گشود.
