نویسنده = هادی خانیکی
محیط زیست

صورت‌بندی‌های گفتمانی مسئلۀ آب ایران در روزنامه‌های سراسری دهۀ 90

دوره 14، شماره 1، زمستان 1400، صفحه 89-121

https://doi.org/10.22035/isih.2022.4414.4412

هادی خانیکی، زرین زردار، سیده ثریا موسوی

چکیده در سال‌های گذشته، شاهد نزاع گفتمانی بر سر معنابخشی به مسئلۀ آب و راه‌حل‌های آن بوده‌ایم و رسانه‌های جمعی از عرصه‌های این نزاع بوده‌اند. اما برساخت‌های مختلفی که در این رسانه‌ها از مسئله ارائه شده، نامعلوم است. مقالۀ پیش رو، به‌طور خاص بر روزنامه‌های سراسری تمرکز کرده و درصدد پاسخ به این پرسش است که گفتمان‌های مسئلۀ آب ایران در روزنامه‌های سراسری دهۀ  90 چگونه صورت‌بندی شده‌اند. به این منظور با روش تحلیل گفتمان انتقادی مطالب 4 روزنامۀ سراسری طی 9 سال (از 1/1/1390 تا 29/12/1398) بررسی شده‌اند. طبق یافته‌ها، در گفتمان غالب روزنامۀ شرق سیاست‌های کلان و رویکرد نادرست توسعه بحران را ایجاد کرده است. این گفتمان راه‌حل را تغییر سیاست‌ها و ساختارهای تولید و سازگاری با طبیعت قلمداد می‌کند. در گفتمان روزنامۀ ایران، ساختارهای کلان (اقتصاد سیاسی ایران، فردگرایی) سبب مصرف‌گرایی مردم شده‌اند و به این طریق بحران را ایجاد کرده‌اند. این گفتمان در خدمت رؤیت‌ناپذیر ساختن نقش دولت در ایجاد بحران است. در گفتمان روزنامۀ دنیای اقتصاد ترکیبی از عوامل (نظام مالکیت دولتی آب، سیاست‌مداران، مردم و مسئولان) بحران را ایجاد کرده است. افزایش قیمت آب راهکاری است که این روزنامه برای حل بحران پیشنهاد می‌دهد. در گفتمان روزنامۀ کیهان، بحرانی بودن آب، حذف شده است. بنابراین، در صورت‌بندی گفتمانی روزنامه‌های ایران و کیهان، مشکلات مربوط به آب ناشی از سیاست‌ها و اعمال قدرت نیست. این نوع صورت‌بندی گفتمانی را می‎توان محصول روزنامه‌نگاری توسعه‌ای دانست. در مقابل، ابعاد گسترده‌تری از مسئلۀ آب در روزنامه‌های مستقل‌تر شرق و دنیای اقتصاد رؤیت‌پذیر شده است.

علوم ارتباطات

بازنمایی مسئلۀ آب ایران در روزنامه‌ها؛ تحلیل محتوای روزنامه‌های ایران، شرق، دنیای اقتصاد، و کیهان از سال 1391 تا 1397

دوره 11، شماره 4، پاییز 1398، صفحه 167-199

https://doi.org/10.22035/isih.2020.3654.3835

هادی خانیکی، سیده ثریا موسوی

چکیده در حال حاضر، برداشت آب در ایران بیش از ظرفیت منابع تجدید‎پذیر است. افزون‌بر‌این، شاهد کاهش آب‎های سطحی و زیرزمینی هستیم، اما به‌نظر می‌رسد مسئلۀ آب، چنان‌که باید، در جامعه درک نشده است و فهم مشترکی از آن وجود ندارد. رسانه، نهادی است که می‎تواند در این زمینه نقش مهمی ایفا کند. در چند سال گذشته، با جدی‎تر شدن مسئلۀ آب و آشکارتر شدن پیامدهای آن، توجه رسانه‎ها به این موضوع افزایش یافته است، اما چگونگی تصویری که رسانه‎ها از مسئلۀ آب برساخته‎اند، نامشخص است. هدف این پژوهش، شناخت بازنمایی مسئلۀ آب ایران در روزنامه‎های سراسری است. برای دستیابی به این اهداف، با به‌کارگیری روش تحلیل ‎محتوای کمی و کیفی، مطالب چهار روزنامۀ سراسری را طی هفت سال (از 1/1/1391 تا 29/12/1397) بررسی کرده‌ایم. براساس نتایج به‌دست‌آمده، عوامل طبیعی، برجسته‎ترین علت مسئلۀ آب قلمداد شده‎اند و دیدگاه مسئولان، بیشتر از دیدگاه مردم برجسته شده است. به‌عبارت روشن‌تر، مطالب منتشرشده با دیدگاه‎های دولتی هماهنگ است. «بحران»، «کم‎آبی»، و «خشکسالی» برجسته‎ترین واژگان عنوان‌های روزنامه‎های موردبررسی بوده‌اند. این واژه‎ها، مسئولیت را از دوش مردم و مسئولانی که خواه‌ناخواه، وضع فعلی را ایجاد کرده‎اند، برمی‎دارد و آن را به طبیعت ارجاع می‎دهد. در مطالب این روزنامه‎ها، آب، به‌عنوان مسئله‎ای برجسته شده است که در درجۀ نخست، دولت باید آن را حل کند و نقش مردم به صرفه‎جویی محدود شده است؛ درحالی‌که حکمرانی خوب، نیازمند مشارکت بیشتر جامعۀ مدنی در تصمیم‎گیری‎ها است. افزون‌براین، روزنامه‎های موردبررسی، آینده‎نگر نیستند و تا حد زیادی از بررسی پیامدهای مسئله چشم پوشیده‎اند.

علوم ارتباطات

رسانه‌های اجتماعی و مشارکت سیاسی؛ فراتحلیل مشارکت سیاسی کاربران رسانه‌های اجتماعی

دوره 11، شماره 1، زمستان 1397، صفحه 101-128

https://doi.org/10.22035/isih.2019.3122.3422

هادی خانیکی، یوسف خجیر

چکیده این مقاله با هدف فراتحلیل پژوهش‌های مرتبط با «رسانه­های اجتماعی و مشارکت سیاسی» در دو سطح پژوهش خارجی و داخلی نخست به بررسی نقاط قوت و ضعف این پژوهش­ها و سپس مقایسۀ بین آن‌ها می‌پردازد. در این فراتحلیل، پژوهش­ها در سه بخش نظری (چهار معیار)، روشی (ده معیار)، و نتیجه­شناختی (دو معیار) بررسی شدند. فراتحلیل بیانگر این است که مهم‌ترین نقاط قوت پژوهش­ها، تنوع رویکردهای نظری، استفاده از چارچوب نظری تلفیقی، تنوع جامعۀ آماری، تنوع شیوه­های انتخاب حجم نمونه، استفاده از آزمون­های آماری متنوع و درعین‌حال با توان آماری بالا، توجه به سطح تحلیل خرد، تنوع در رسانه­های اجتماعی مورد بررسی، و توجه به تأثیرهای گوناگون در بخش نتایج است. همچنین نقاط ضعف پژوهش­ها، استفاده از نظریه­ها و دیدگاه­های نظری غیرمرتبط در مبانی نظری، استفادۀ ضعیف از چارچوب­های نظری تعیین‌شده در تحلیل یافته­ها، ضعف تبیین ابعاد مشارکت سیاسی در مباحث نظری، غلبۀ پارادایم اثبات­گرایی و روش پیمایشی، ناتوانی در استفاده از روش­های کیفی و تلفیقی، ضعف سنجش روایی و پایایی ابزار، ضعف شاخص­­سازی متغیر مشارکت سیاسی در پرسشنامه و دست­یافتن به نتایج متناقض در بحث نوع تأثیر است.  

چارچوب‌بندی بیوتکنولوژی در محتوای نمایشی سیمای ج.ا.ا.

دوره 6، شماره 3، تابستان 1393، صفحه 23-52

https://doi.org/10.7508/isih.2014.23.002

هادی خانیکی، محمدحسین پناهی، محمد امین قانعی راد، زرین زردار

چکیده رسانه‌ها به عنوان شکل‌دهندگان به افکار عمومی، نقشی تعیین‌کننده در حمایت از رشد و توسعه علم و فناوری دارند. آنها این کار را از طریق طراحی چارچوب‌های رسانه‌ای برای طرح موضوعات مختلف علمی انجام می‌دهند. این مقاله به دنبال شناسایی چارچوب‌هایی است که سریال‌های تلویزیونی جمهوری اسلامی ایران به کمک آنها بیوتکنولوژی را به تصویر کشیده‌اند. در این پژوهش تصویری که از بیوتکنولوژی در سریال‌های تلویزیونی ارائه شده با استفاده از تحلیل کیفی چارچوب بررسی می‌شود. برای دست‌یابی به این مقصود، سریال­های تلویزیونی شبکه­ های پنج‌گانه سراسری سیمای جمهوری اسلامی ایران از سال 1388 تاکنون مورد بررسی قرار گرفتند و از آن میان دو سریال بال­ های خیس (1392) و فاکتور هشت (1387) محصول شبکه یک، که موضوع محوری آنها بیوتکنولوژی بود، برای تحلیل نهایی انتخاب شد. سپس برای دست‌یابی به چارچوب‌ها، تلفیقی از دو روش تحلیل مضمونی و نشانه‌شناسی استفاده شد. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که بیوتکنولوژی در قالب شش چارچوب اصلی در سریال­ های تلویزیونی به تصویرکشیده شده­ اند. این شش چارچوب عبارتند از توطئه، ایدئولوژی و ارزش­ های معنوی، پیشرفت علمی، اخلاق، اقتصاد و استقلال.