حقوق شهروندی و توسعه سیاسی در جمهوری اسلامی ایران؛ چالشها و فرصتها
دوره 18، شماره 3، تابستان 1405، صفحه 115-145
https://doi.org/10.22035/isih.2026.5683.5257
سیدرحیم ابوالحسنی
چکیده حقوق شهروندی بهعنوان یکی از ارکان بنیادین توسعه سیاسی، نقشی تعیینکننده در ارتقای مشروعیت و کارآمدی نظامهای سیاسی ایفا میدارد. در جمهوری اسلامی ایران، قانون اساسی (1368) و منشور حقوق شهروندی (۱۳۹۵) چارچوبهای نظری و حقوقی مهمی برای تضمین آزادیها و مشارکت شهروندان فراهم ساختهاند. بااینحال، شکافِ میان نصّ قانون و واقعیتهای اجرایی، چالشهای متعددی را در مسیر تحقق این حقوق ایجاد کرده است. سوال پژوهش حاضر این است: فرصتها و چالشهای تحقق حقوق شهروندی در توسعه سیاسی ایران کدامند؟ یافتههای پژوهش، بر پایه روش استنتاج منطقی و واکاوی ساختاری-کارکردی، نشان میدهد که تقویت زیرساختهای حاکمیت قانون، نهادینهسازی مشارکت سیاسی، بسط شفافیت اطلاعاتی و توانمندسازی نهادهای مدنی، کلیدیترین فرصتهای ساختاری در مسیر پیوند میان حقوق شهروندی و توسعه سیاسی محسوب میشوند. در مقابل، ضعفهای حقوقی و نهادی، نبود فرهنگ پاسخگویی، تعارض قوانین، کمبود آگاهی عمومی و محدودیت فعالیت نهادهای مدنی مستقل، از چالشهای اصلی بهشمار میآیند. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که تحقق توسعه سیاسی در ایران در گرو تقویت متقابل حقوق شهروندی و سازوکارهای نهادی شفاف و پاسخگوست. درنهایت، این دو مقوله در یک رابطه دوسویه قرار دارند؛ بهگونهای که تضمین حقوق شهروندی زمینه توسعه سیاسی را فراهم میسازد و توسعه سیاسی نیز بستر نهادینهسازی این حقوق را تقویت میکند.
رسانههای اجتماعی و مشارکت سیاسی؛ فراتحلیل مشارکت سیاسی کاربران رسانههای اجتماعی
دوره 11، شماره 1، زمستان 1397، صفحه 101-128
https://doi.org/10.22035/isih.2019.3122.3422
هادی خانیکی، یوسف خجیر
چکیده این مقاله با هدف فراتحلیل پژوهشهای مرتبط با «رسانههای اجتماعی و مشارکت سیاسی» در دو سطح پژوهش خارجی و داخلی نخست به بررسی نقاط قوت و ضعف این پژوهشها و سپس مقایسۀ بین آنها میپردازد. در این فراتحلیل، پژوهشها در سه بخش نظری (چهار معیار)، روشی (ده معیار)، و نتیجهشناختی (دو معیار) بررسی شدند. فراتحلیل بیانگر این است که مهمترین نقاط قوت پژوهشها، تنوع رویکردهای نظری، استفاده از چارچوب نظری تلفیقی، تنوع جامعۀ آماری، تنوع شیوههای انتخاب حجم نمونه، استفاده از آزمونهای آماری متنوع و درعینحال با توان آماری بالا، توجه به سطح تحلیل خرد، تنوع در رسانههای اجتماعی مورد بررسی، و توجه به تأثیرهای گوناگون در بخش نتایج است. همچنین نقاط ضعف پژوهشها، استفاده از نظریهها و دیدگاههای نظری غیرمرتبط در مبانی نظری، استفادۀ ضعیف از چارچوبهای نظری تعیینشده در تحلیل یافتهها، ضعف تبیین ابعاد مشارکت سیاسی در مباحث نظری، غلبۀ پارادایم اثباتگرایی و روش پیمایشی، ناتوانی در استفاده از روشهای کیفی و تلفیقی، ضعف سنجش روایی و پایایی ابزار، ضعف شاخصسازی متغیر مشارکت سیاسی در پرسشنامه و دستیافتن به نتایج متناقض در بحث نوع تأثیر است.
