کلیدواژه‌ها = شرق شناسی

نگرشی انتقادی بر مطالعات پسااستعماری و رویکردهای آن

دوره 5، شماره 1، زمستان 1391، صفحه 39-74

https://doi.org/10.7508/isih.2014.17.003

سید صدرالدین موسوی، مسعود درودی

چکیده مطالعات پسااستعماری از حوزههای مطالعاتی جدید دربارة مسائل کشورهای غیرغربی و فرهنگ آنهاست و در چارچوب مطالعات فرهنگی جای میگیرد. این نگرش انتقادی در تعریفی اجمالی به مجموعهای از رهیافتهای نظری اشاره دارد که با تاکید بر پیامدهای استعمارگرایی به تحلیل گفتمان استعماری میپردازد. این مطالعات بر استعمار به مثابه امری غیرفیزیکی و فرهنگی که کماکان ادامه دارد، تأکید میورزد. حوزه و دامنة مطالعات پسااستعماری، به دلیل طرح مباحث جدید دارای وسعت گستردهای است. این آشفتگی بهویژه بهدلیل دامنة وسیع موضوعات مورد علاقة مطالعات پسااستعماری است که از نظریه و نقد ادبی تا مطالعات اقتصاد سیاسی، پژوهش دربارة حکومتهای استعماری، مسئلة هویت و مطالعات فرهنگی و.... ؛ را دربرمیگیرد. این امر باعث ابهامات و مناقشاتی در برخوردهای نخستتین مخاطبان و پژوهشگران با این حوزه از مطالعات میگردد وباعث شده است برخی از نویسندگان این مطالعات را به طور یکپارچه و دارای وحدت مفهومی استنباط کنند. به نظر میرسد تدقیق در رویکردهای و شاخههای این مطالعات ضروری مینماید. براین اساس در این مقاله سعی برآنست تا از رهگذر بررسی دقیق موضوعات و مسائل و رویکردهای مطالعات پسااستعماری، به شناخت هر چه صحیح و دقیقتر از این حوزة مطالعاتی رسیده و با نگرشی انتقادی، به ابعاد مغفول در این مطالعات بپردازد. 

از شرق‌شناسی تا مطالعات پسااستعماری: رویکردی میان‌رشته‌ای

دوره 3، شماره 4، پاییز 1390، صفحه 61-90

https://doi.org/10.7508/isih.2011.12.004

محمد رضا دهشیری

چکیده این مقاله ضمن تبیین سیر تحول از رویکرد چند رشته­ای در مطالعات شرق‌شناسی قرن نوزده و نیمه نخست قرن بیستم به رویکرد میان رشته­ای در مطالعات پسااستعماری در نیمه دوم قرن بیستم، با نگاهی تاریخی و تحلیلی، به تشریح مراحل گذار از مطالعات چند فرهنگی به مطالعات میان فرهنگی می­پردازد و تحولات روش شناختی از چند رشتگی به سوی میان‌رشتگی و پیامدهای این تحول در تحلیل­های شرق شناسانة محققان و متخصصان دانشگاهی غربی و تعامل رشته­های مختلف علمی در دوران مطالعات پسا استعماری را مورد تجزیه و تحلیل قرار می­دهد. در پاسخ به این پرسش که چرا شرق‌شناسی اساساً بر رویکرد چند رشته­ای و مطالعات پسا استعماری بر رهیافت میان رشته­ای استوار بوده است، این مقاله به بررسی عوامل درونزا ناشی از ماهیت تلفیقی و چند گونة شرق‌شناسی علمی و عوامل برونزا ناشی از تأثیرگذاری قدرت­های استعماری بر مستشرقین غربی برای پژوهش دربارة کلیه جنبه­های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، تاریخی و ادبی جوامع مشرق زمین می­پردازد و با رویکردی تبیینی، دلایل اهتمام به رویکرد بینا فرهنگی در مطالعات پسا استعماری را با توجه به تأکید بر انجام تحقیقات میدانی و پیمایشی از رهگذر پیوند معرفتی و روشی بین علوم زیباشناختی و واژه شناختی، مردم‌شناسی و جامعه شناسی، جغرافیا و علوم سیاسی و همکاری میان رشته­ای بین شرق شناسان بومی مورد بررسی قرار می­دهد.