کلیدواژه‌ها = اسلام
میان رشته‌ای

نگرش اقتصادی یک ادیب مسلمان چینی در دوره میانه: صورتبندی وانگ دی‌یو، از مفهوم تعهد فرزندی در چارچوب باورهای فرهنگی کنفوسیوسی

دوره 18، شماره 4، پاییز 1405، صفحه 93-125

https://doi.org/10.22035/isih.2026.5718.5285

کوهسار نظری، سیدهاشم آقاجری

چکیده مفهوم «تعهد فرزندی» (شیاو) به عنوان یکی از مفاهیم بنیادین اندیشهٔ سنتی چین، به دلیل ابهام و چندلایگی در آن همواره بسترساز مناقشات سیاسی و اقتصادی در فرهنگ کنفسیوسی بوده است. این پژوهش با رهیافتی بینارشته‌ای و برپایهٔ «تاریخ مفهومی» (با الهام از نظریات راینهارت کوزلک)، به دنبال پاسخ به این پرسش است که وانگ دی‌یو در بستر بحران‌های سیاسی- اقتصادیِ اواخر دوره مینگ، در پرتو تعهد فرزندی و پادمفهوم وفاداری چه نگرشی نسبت به اقتصاد داشته است؟ روش پژوهش، تلفیقی از تحلیل درزمانی (ردیابیِ تحولِ مفهوم در تاریخ اندیشهٔ چین) و تحلیل همزمانی (بررسی میدانِ معناییِ آن در سه اثر اصلی وانگ) است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد: وانگ دی‌یُو، با اقتباس مفاهیم «تعهد فرزندی» و «وفاداری» از اندیشه کنفوسیوسی، ضمن وارد کردن آن‌ها به متون دینی و حوزه زندگی اجتماعی و سیاسی مسلمانان چین، بدون پذیرش جزئیات تعهد فرزندی و تنها با قراردادن وفاداری و اطاعت از خداوند در مرتبه پیش از اطاعت از فرمانروا و اطاعت از والدین، اندیشه کنفوسیوسی درباره حاکمیت سیاسی و جایگاه امپراتور به مثابه «فرزندآسمان» را می‌پذیرد. او همانند اندیشمندان کنفوسیوسی دولت و در رأس آن امپراتور را مسئول سامان‌دهی امور اقتصادی و تأمین معاش و مایحتاج مردم معرفی می‌کند. مفهومِ «تعهد فرزندی» در اندیشهٔ او، نه‌تنها یک مفهومِ اخلاقی، بلکه یک «مفهومِ بنیادینِ سیاسی– اقتصادی» بوده است. وانگ در پرتو مفهوم بنیادین تعهد فرزندی و تحت تأثیر اخلاقِ خانوادگی در سنت کنفوسیوسی، مشروعیت سیاسی، اقتصاد و معیشت عمومی مسلمانان را به هم مرتبط می‌سازد. نگاه سیاسی- اقتصادی او با نگرش اقتصادی کنفوسیوسی و با الگوهای پیشامدرن سیاست و اقتصاد در چین همپوشانی دارد.

معماری

سبک زندگی؛ عنصر مغفول معماری اسلامی

دوره 10، شماره 1، زمستان 1396، صفحه 57-80

https://doi.org/10.22631/isih.2018.2587.2987

سیدمحی‌الدین فاضلیان، سید رحمان اقبالی

چکیده در ادبیات معماری جهان، معماری اسلامی به‌عنوان یک سنت تاریخی مهم و قابل‌اعتنا مطرح شده است. این سنت برای ایرانیان، جایگاه به‌مراتب بالاتری از صِرف یک سنت تاریخی دارد و به‌عنوان بخشی از هویت معماری در ایران اسلامی شناخته می‌شود. نظریه‌های مختلفی به‌منظور تبیین معماری اسلامی مطرح شده‌اند که هرکدام، به پیروی از روشی که اتخاذ کرده‌اند، بخشی از مختصات معماری اسلامی را مشخص کرده‌اند، ولی به‌طورکلی، این نظریه‌ها به‌دلیل غفلت از مؤلفه‌های عملی و انضمامی‌ای که به‌طور مشخص می‌توان آن را در واژۀ «سبک زندگی»خلاصه کرد، قابلیت کاربست درست و کارآمد خود را در زیست امروزین مسلمانان از دست داده‌اند. هدف این مقاله، پس از طرح و نقد نظریه‌های مختلف دربارۀ معماری اسلامیِ مطرح در ادبیات پژوهش، بازگرداندن عنصر «سبک زندگی» به معماری اسلامی است؛ عنصری که به‌نظر می‌‌رسد حلقۀ گم‌شدۀ نظریه‌های معماری اسلامی است و امکان بازگشت معماری اسلامی به متن زندگی اجتماعی ایرانیان را فراهم می‌کند. «سبک زندگی» به‌عنوان یکی از اصطلاحات معتبر و رایج در حوزۀ روان‌شناسی و علوم اجتماعی، دارای این قابلیت است که به‌عنوان عنصری کارآمد به تعریف‌های معماری اسلامی بازگشته و وجوه کارکردی معماری اسلامی را به آن بازگرداند.

تفکر دکتر علی شریعتی؛ از چندرشته‌ای تا میان‌رشته‌ای

دوره 5، شماره 2، بهار 1392، صفحه 19-36

https://doi.org/10.7508/isih.2014.18.002

سید رضا شاکری

چکیده میان‌رشته‌ای زمانی می‌تواند یک مزیت نسبی محسوب گردد که نسبت تعین‌یافته‌ای با امکانات معرفتی و علمی در یک جامعه برقرار کند. بخشی از این امکانات در ایران معاصر میراث روشن‌فکری دینی ماست که با نظر به پدیده میان رشته‌ای می‌تواند مورد بهره‌برداری علمی، روش‌شناسی و تا حدودی سیاست‌گذاری دانشگاهی قرار بگیرد. میراث روشن‌فکری علی شریعتی به مثابه موردی که از حیث زبان، قدرت نظری و اقبال دانشجویان در فضای فکری ما غیرقابل انکار است، واجد زمینه‌های تفکر چندرشته‌ای و میان‌رشته‌ای است. از این نظر، شریعتی با احاطه علمی چندرشته‌ای موضوعاتی چون انسان، تاریخ، سرزمین و هویت را که صرفا با یک رشته‌، تبیین بسنده‌ای از آن‌ها به دست نمی‌آید، به بحث و تفکر میان‌رشته‌ای می‌گذارد. کانون تفکر میان‌رشته‌ای شریعتی را می‌توان در مفهوم «ثابت ـ متغیر» به بحث گذاشت. در این مقاله بر محور چالش ثابت – متغیر به تحلیل هرمنوتیکی امکانات میان رشته‌ای در روشنفکری شریعتی می‌پردازیم. نتیجه به دست آمده از این بررسی نشان می‌دهد که میان‌رشته‌ای می‌تواند زمینه بومی‌گرایی در علوم انسانی در ایران را فراهم نماید. اگر با روش میان‌رشته‌ای مبتنی بر واقعیت‌های تاریخی و اجتماعی نگاه کنیم، چالشهای واقعی معرفتی و فکری بر ما آشکار شده، امکان بسط میان‌رشته‌ای بر ما گشوده خواهد شد.