1
گروه تاریخ پزشکی، دانشکده طب ایرانی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران؛
2
دانشکده علوم پزشکی تهران
10.22035/isih.2026.5826.5355
چکیده
میانرشتگی در دهههای اخیر به یکی از مفاهیم محوری در سازماندهی دانش، حل مسائل پیچیده و بازاندیشی در مرزهای رشتهای تبدیل شده است. با این حال، بخش مهمی از ادبیات موجود عمدتاً بر «تلفیق دانش» متمرکز بوده و کمتر به این پرسش پرداخته است که همکاریهای میانرشتهای چگونه از تعاملات موقت فراتر میروند و به گفتمانهای پایدار و مشروع در میدان علم تبدیل میشوند. مقاله حاضر با طرح مفهوم «مناسک میانرشتگی» در پی توضیح این حلقه مفقوده است. بر پایه تز اصلی مقاله، مناسک میانرشتگی مجموعهای از الگوهای تکرارشونده زبانی، تعاملی، شناختی، نهادی، هویتی و مشروعیتبخشاند که گذار از تفاوت معرفتی به تلفیق دانش و گفتمانسازی میانرشتهای را ممکن میکنند.
این مقاله با رویکردی نظری ـ مفهومی و با اتکا به ادبیات میانرشتگی، نظریه گفتمان و نظریه مناسک، نسبت میان دانش، کنش علمی و تثبیت گفتمانی را بازخوانی میکند. در این چارچوب، دیدگاههای کلاین و رپکو درباره تلفیق میانرشتهای، در کنار آرای فوکو، لاکلائو، دورکیم، ترنر، گافمن و کاترین بل درباره مناسک، مبنای تحلیل قرار گرفتهاند. یافته نظری مقاله نشان میدهد که میانرشتگی صرفاً حاصل ترکیب رشتهها و روشها نیست، بلکه نیازمند فرآیند مناسکیسازی است؛ فرآیندی که از طریق تکرار، بازشناسی، هنجارسازی و اعتماد، اجتماع دانشی مشترک را شکل میدهد.
بر این اساس، مقاله مدلی مفهومی پیشنهاد میکند که از «تفاوت معرفتی» آغاز شده و در نهایت به «صورتبندی گفتمان میانرشتهای» میانجامد. نوآوری مقاله در جابهجایی کانون تحلیل از تلفیق به تثبیت و از همکاری به گفتمانسازی است.