از شرق‌شناسی تا مطالعات پسااستعماری: رویکردی میان‌رشته‌ای

نوع مقاله : مقاله علمی ـ پژوهشی

نویسنده

استادیار علوم سیاسی دانشکده روابط بین الملل، وزارت امور خارجه، تهران، ایران.

چکیده
این مقاله ضمن تبیین سیر تحول از رویکرد چند رشته­ای در مطالعات شرق‌شناسی قرن نوزده و نیمه نخست قرن بیستم به رویکرد میان رشته­ای در مطالعات پسااستعماری در نیمه دوم قرن بیستم، با نگاهی تاریخی و تحلیلی، به تشریح مراحل گذار از مطالعات چند فرهنگی به مطالعات میان فرهنگی می­پردازد و تحولات روش شناختی از چند رشتگی به سوی میان‌رشتگی و پیامدهای این تحول در تحلیل­های شرق شناسانة محققان و متخصصان دانشگاهی غربی و تعامل رشته­های مختلف علمی در دوران مطالعات پسا استعماری را مورد تجزیه و تحلیل قرار می­دهد. در پاسخ به این پرسش که چرا شرق‌شناسی اساساً بر رویکرد چند رشته­ای و مطالعات پسا استعماری بر رهیافت میان رشته­ای استوار بوده است، این مقاله به بررسی عوامل درونزا ناشی از ماهیت تلفیقی و چند گونة شرق‌شناسی علمی و عوامل برونزا ناشی از تأثیرگذاری قدرت­های استعماری بر مستشرقین غربی برای پژوهش دربارة کلیه جنبه­های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، تاریخی و ادبی جوامع مشرق زمین می­پردازد و با رویکردی تبیینی، دلایل اهتمام به رویکرد بینا فرهنگی در مطالعات پسا استعماری را با توجه به تأکید بر انجام تحقیقات میدانی و پیمایشی از رهگذر پیوند معرفتی و روشی بین علوم زیباشناختی و واژه شناختی، مردم‌شناسی و جامعه شناسی، جغرافیا و علوم سیاسی و همکاری میان رشته­ای بین شرق شناسان بومی مورد بررسی قرار می­دهد.

کلیدواژه‌ها


ارسال نظر در مورد این مقاله
نام را وارد کنید.
نشانی پست الکترونیکی را به درستی وارد کنید.
وابستگی سازمانی را به درستی وارد کنید.
توضیحات را وارد کنید (حداقل 50 حرف)
CAPTCHA Image
شناسه امنیتی را به درستی وارد کنید.

  • تاریخ دریافت 19 تیر 1390