رویکرد سازمان همکارى و توسعه اقتصادى به مطالعات میانرشتهاى
دوره 2، شماره 1، زمستان 1388، صفحه 1-36
https://doi.org/10.7508/isih.2010.05.001
محمد رضا دهشیری
چکیده این مقاله تلاش دارد با روشى توصیفى تحلیلى، رویکرد سازمان همکارى و توسعه اقتصادى به مطالعات میانرشتهاى را در عرصه آموزش عالى، بررسى و واکاوى کند. پژوهش حاضر ضمن بیان برنامهها و سیاستهاى سازمان مزبور در عرصه آموزش عالى، سیر تحول میانرشتهاى گرایى به فرارشتهاىگرایى را در مطالعات و پژوهشهاى این سازمان به بحث میگذارد و پس از بررسى دقیق و ژرفنگرى درباره دلایل گرایش آن به مطالعات فرارشتهاى، شاخصهاى گذار از میانرشتهاىگرایى ساختارى به فرارشتهاىگرایى رفتارى و موانع فراروى آن را تجزیه و تحلیل میکند.
مقاله با این نتیجهگیرى به پایان میرسد که این سازمان گذار از میانرشتهاىگرایى ساختارى به فرارشتهاىگرایى رفتارى را مبناى سیاستگذارى و جهتگیرى آموزشى و پژوهشى خود در عرصه آموزش عالى قرار داده است؛ بهگونهاى که ضمن بالا بردن توانمندىها، نوآورىها، مهارتها و خلاقیتهاى دانشجویان و افزایش درک عینى آنان از اوضاع و نیازهاى اجتماعى و شغلى، زمینههاى حضور موفق و سازنده دانشپژوهان در بازار کار حرفهاى و پاسخگویى مؤثر آنان به نیازهاى جامعه خود را فراهم آورد
تأمّلى بر مبانى پارادایمیک و پارادایم نگارى در مطالعات میانرشتهاى (مورد مطالعه: بازاریابى کارآفرینانه)
دوره 2، شماره 1، زمستان 1388، صفحه 119-147
https://doi.org/10.7508/isih.2010.05.005
مهران رضوانی، سید حمید خدادادحسینی، عادل آذر، پرویز احمدی
چکیده خردمایه مقاله حاضر گویاى آن است که مطالعات علوم انسانى با نگاهى پارادایمیک، تا پیش از طرح و بسط میانرشتهگرایى، عمدتاً، براساس یکى از پارادایمهاى اثباتگرایى، تفسیرى، نظریه انتقادى، فمینیسم، پستمدرنیسم و نظریه آشوب، بهعنوان پارادایم غالب، بوده است که این مسئله به نوعى یکسونگرى و یکجانبهگرایى منجر شده است. در این مقاله، هدف آن است تا با کنکاشى نوپردازانه و بهرهگیرى از چارچوبى ابتکارى و منبعث از دیدگاه کثرتگرا، الگویى براى تحلیل پارادایمیک مطالعات میانرشتهاى از تقاطع سه عامل بهمنظور نوعى مفاهمه بهتر و برداشت موزونتر از مطالعات «ساختار»، «الگو» و «فرایند» میانرشتهاى ارائه شود.
در این راستا، مفهوم نوظهور بازاریابى کارآفرینانه بهمثابه مصداقى میانرشتگى، که از تلفیق وجوه دو رشته علمى بازاریابى و کارآفرینى در مطالعات مدیریت ناشى شده است، مطرح و مصادیق آن در این نقش هنگارى ابتکارى، جانمایى شده است. بدینترتیب، نتیجهگیرى شده است که در پژوهشهاى میانرشتهاى و نوظهور، توجه توأمان به پارادایمهاى مذکور و شناخت هریک از مطالعات در حوزههاى مختلف مىتواند در راستاى درک بهتر حقیقت و رهایى از قیدوبندهاى تفکر وابسته به متن و محتوا راهگشا باشد و مانع کوتهنگرى و یکجانبهگرایى شود
