تفکر انتقادی به مثابه روشی عام برای پژوهشهای میانرشتهای علوم انسانی
دوره 6، شماره 3، تابستان 1393، صفحه 1-21
https://doi.org/10.7508/isih.2014.23.001
رضا اکبری نوری
چکیده روش، عنصر اساسی و تعیینکننده در انجام موفقیتآمیز یک عمل، به ویژه پژوهش و مطالعه است. به این معنا که مطالعه یا پژوهش به خودی خود آن اندازه مهم نیست که چگونگی انجام آن. مقاله حاضر در صدد معرفی روشی عام با کاربردی بدون مرز برای انجام پژوهشها و مطالعات میانرشتهای است، و با برشمردن، تحلیل، و چگونگی کاربست عناصر تفکر انتقادی میکوشد تا آن را به عنوان روشی عام برای انجام مطالعات و پژوهشهای میانرشتهای در علوم انسانی ارائه کند.
«فهم انتقادی»، پیششرط روششناختی مطالعات میانرشتهای
دوره 3، شماره 4، پاییز 1390، صفحه 21-44
https://doi.org/10.7508/isih.2011.12.002
ناصرالدین علی تقویان
چکیده در این جستار، مشکل عمدة اجرای طرحها و پژوهشهای میانرشتهای در این نکته دیده شده است که در این گونه طرحها در نهایت دو نوع الگوی روششناختی در برابر هم صفآرایی میکنند که همانا روششناسی کمیِ مورد استفاده در علوم طبیعی و روششناسی کیفیِ مورد استفاده در علوم انسانی و اجتماعی است. این مشکل، کار را به جایی رسانده است که گفتوگوی سودمند و سازنده میان متخصصان وابسته به هر یک از این دو الگو در یافتن زبانی مشترک برای رسیدن به چشماندازهایی درخور که راهگشای حل مسائل و مشکلات انسانی و اجتماعی باشد، به بنبست رسیده است. مسألة ترجمهپذیری نیز در سایة همین مشکل سر برمیآورد و ازاینرو توجه به زبان و معیارهای ارتباطیِ آن در کانون توجه قرار میگیرد. در این جستار نخست به بیان ریشههای چنین مشکلی پرداخته شده و ضمن برشمردن ویژگیها و نیز بنیانهای نظری هر دو الگو، بنبست ارتباط میان این دو الگو واکاوی و تحلیل میشود. سپس با بهرهگیری از نظریة کنش ارتباطی و کاربردشناسی جهانی و بر پایة معیارهای نظریة انتقادی، راه برونرفت از این بنبست، در کاربست روش «فهم انتقادی» دیده شده است. روشن است که الگوی روششناختی خود این جستار همانا روششناسی ارتباطیِ برآمده از آرا و اندیشههای هابرماس است.
