ارزیابی نظریهپردازی در مطالعات مدیریت آموزشی بر اساس معیارهای بینرشتهای
دوره 13، شماره 4، پاییز 1400، صفحه 1-30
https://doi.org/10.22035/isih.2021.374
سمیه ابراهیمی کوشک مهدی، محمد رضا آهنچیان، رضوان حسینقلی زاده
چکیده مناقشه دربارهٔ نظریه و نظریهپردازی در مدیریت آموزشی چالشی کهن و پابرجاست. با وجود ادعای بسیاری از متخصصان مبنی بر بینرشتهای و تلفیقیبودن حوزه مدیریت آموزشی، کار پیرامون مبانی معرفتی و شناسایی نوع و گونهٔ بینرشتهای در مدیریت آموزشی، که منجر به نظریه معتبر در این حوزه شود، بسیار اندک است. با در نظر گرفتن دو رویکرد کلان تکرشته و بینرشتهای در تولید علم، یکی از ملاحظات نظریهپردازی، توجه به رویکرد بینرشتهای از بعد تنوع گونههای تلفیقی و کارایی متفاوت هر گونه است. این مقاله با رویکرد تحلیلیـ استنتاجی پس از شناسایی و معرفی معیارهای ارزیابی بینرشتهایها در قالب سه گونهٔ چندرشتهای، میانرشتهای و فرارشتهای و با تحلیل یک نمونه نظریه با عنوان «مدرسه به عنوان سیستم اجتماعی» در مدیریت آموزشی، به شناسایی وضعیت کنونی «نظریهپردازی» در مدیریت آموزشی پرداخته سپس روند طبیعی و ناگزیر آن در آینده را تبیین کرده است. یافتهها نشان داد که نظریهپردازی در مطالعات مدیریت آموزشی در وضعیت کنونی در آستانه گذر از رویکرد تکرشتهای و ورود به گونهٔ چندرشتهای از رویکرد بینرشتهای است. در این صورت، تحول در نظریهپردازی با گذر از گونهٔ چندرشتهای بهسوی گونهٔ فرارشتهای قابل پیشبینی خواهد بود.
مقایسه طرز تلقی استادان دوره های زبان انگلیسی تخصصی و عمومی از دانش و مهارت های خود در دو سیستم آموزشی از راه دور و حضوری
دوره 10، شماره 2، بهار 1397، صفحه 141-163
https://doi.org/10.22035/isih.2018.291
راضیه ربانی یکتا
چکیده هدف از مقاله حاضر فهم این مسئله است که آیا تفاوتی بین تلقی استادان زبان عمومی و تخصصی از اطلاعات آموزشی و مهارتهای تدریسشان در سیستمهای آموزشی از راه دور و حضوری وجود دارد؟ 84 نفر از استادان تازهکار در دورههای درسی زبان عمومی و زبان تخصصی از یکی از دانشگاههای دارای سیستم آموزشی حضوری و 50 نفر دیگر از دانشگاهی با سیستم آموزشی از راه دور برای شرکت در نظرسنجی انتخاب شدند. پرسشنامه استفادهشده در این مقاله، برگرفته از مطالعه چای و همکارانش (2012) است که 37 سؤال دارد. هر سؤال سطح اطلاعات آموزشی و مهارتهای تدریس استادان را بر اساس خودادراکیشان و بر اساس دو مقیاس لیکرت با 5 نمره میسنجد. بهمنظور مقایسه میانگین نمرات بهدستآمده از تلقی استادان زبان عمومی و زبان تخصصی از سطح اطلاعات و مهارتشان در دو سیستم دانشگاهی، تکنیک آماری MANOVA اجرا شد. نتایج نشان داد که در هر دو سیستم آموزشی، در تلقی استادان زبان عمومی از سطح اطلاعات آموزشی و مهارتهای تدریسشان تفاوت معناداری وجود ندارد. اما، در دروس زبان تخصصی، تلقی استادان از سطح اطلاعات آموزشی خودشان در این دو سیستم بسیار متفاوت است. از نظر سطح مهارتهای تدریس نیز، استادان زبان تخصصی در هر دو سیستم طرز تلقی متفاوتی دارند؛ بهاینترتیبکه، استادان زبان تخصصی در دانشگاه از راه دور سطح اطلاعات آموزشی و مهارتهای تدریس خود را از استادان زبان تخصصی در دانشگاه حضوری بالاتر میدانند.
استفاده از فناوریهای نوین در تدریس زبان و نگرش مدرسان و زبانآموزان به جایگاه موازین اخلاقی در کاربرد این فناوریها
دوره 8، شماره 3، تابستان 1395، صفحه 39-52
https://doi.org/10.22035/isih.2016.223
وحیدرضا میرزائیان
چکیده یکی از دغدغههای بشر امروز، با وجود هر دین و آیین، رعایت اخلاق و شئونات انسانی است؛ این مقاله نیز با تکیه بر همین مهم نگاهی دارد به لزوم رعایت معیارهای اخلاقی هنگام استفاده از فضای مجازی در آموزش و یادگیری به صورت عام و آموزش زبان به صورت خاص. سعی شده است تا شناختی از وضعیت موجود در زمینه رعایت موازین اخلاقی و محیطهای آموزش مجازی و همچنین لزوم جلب توجه دانشجویان و مدرسان به این حوزه ارائه شود. در این مقاله از روش پرسشنامهای استفاده شده و دو نوع فرم نظرسنجی تهیه شد که نوع اول برای مدرسان زبان و نوع دوم برای زبانآموزان تدوین و توزیع گردید. تجزیه و تحلیل پرسشنامهها نشان داد که اکثر مدرسانی که از رایانه برای آموزش زبان استفاده میکنند، هنگام روبرویی با اطلاعات شخصی زبانآموزان، حریم شخصی ایشان را رعایت نمودهاند. همچنین دانشجویان هم نسبت به پخش تصاویر خود در فضای مجازی بیشترین حساسیت را نشان دادند و از کنترل ورود و خروج و سایر فعالیتهای خویش در فضای مجازی توسط استادان احساس نامناسبی نداشتند. در این مقاله از آزمون کای _ اسکویر استفاده شد و نتیجه این بود که تفاوت معناداری بین جنسیت و لزوم رعایت موازین اخلاقی، هنگام یادگیری در فضای مجازی وجود ندارد.
طراحی و اعتبارسنجی مدل دانشگاه دوسوتوان متوازن با هدف توسعهٔ کارآفرینی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 مهر 1405
https://doi.org/10.22035/isih.2026.5730.5290
پوریا سردشت، محمود ابوالقاسمی، محمد قهرمانی، فرنوش اعلامی
چکیده کارآفرینی از مهمترین نتایج توسعه دانشگاه و نیازمند رویکردهای نوین مدیریتی مانند «دوسوتوانی سازمانی» است که به پیگیری همزمان بهرهبرداری از ظرفیتهای موجود و اکتشاف دانش برای آینده اشاره دارد. این مقاله با هدف طراحی و اعتبارسنجی مدل دانشگاه دوسوتوان متوازن با هدف توسعهٔ کارآفرینی انجام شده است. روش پژوهش آمیخته از نوع اکتشافی متوالی است. جامعه هدف خبرگان مدیریت آموزش عالی بودهاند که به صورت هدفمند با 14 نفر مصاحبه نیمهساختاریافته انجام گرفت. جامعه آماری بخش کمی شامل مدیران و اعضای هیئت علمی مرتبط در دانشگاههای دولتی ایران بوده که 256 نفر با روش تصادفی طبقهای انتخاب و به پرسشنامه محققساخته پاسخ دادند. تحلیل دادههای کیفی با روش تحلیل مضمون صورت گرفت و در بخش کمی از مدلیابی معادلات ساختاری جهت اعتبارسنجی مدل استفاده گردید. روایی ابزار با استفاده از شاخصهای همگرا (5/0< AVE) و واگرا، و پایایی با شاخصهای آلفای کرونباخ و ترکیبی تأیید شد. یافتهها در بعد بهرهبرداری شامل مؤلفههای سیاستها و ساختارهای دانشگاهی، تعامل دانشگاه و صنعت، توسعه آموزش-پژوهش، بودجه، فرهنگ دانشگاهی و در بعد اکتشاف: نیازسنجی و آموزش، ساختار آیندهنگر، منابع مالی، سیاست و فرهنگ نوآورانه، مدیریت آیندهنگر و نوآوری راهبردی میباشد. همچنین راهبردهای موازنه دوسوتوانی در قالب مؤلفههای سیاست و ارزیابی- منابع و ساختار معین گردید. تحلیلهای عاملی مرتبه اعتبار مؤلفهها و شاخصهای برازش، اعتبار نهایی مدل را تأیید کردند. مدل دوسوتوانی ارائهشده با جلوگیری از رکود غیرمولد و نوآوری بیثمر، مسیر توسعه کارآفرینی دانشگاهمحور را هموار و با ایجاد پیوند مؤثر میان دانشگاه و صنعت، زمینهساز شکلگیری زیستبومهای کارآفرینی در دانشگاهها میشود.
