موضوعات = مطالعات فرهنگی
مطالعات فرهنگی

فرهنگ سوم در سازگاری بین‌فرهنگی دانشجویان بین المللی: مطالعه موردی دانشجویان آسیایی

دوره 18، شماره 1، زمستان 1404، صفحه 107-143

https://doi.org/10.22035/isih.2026.5546.5161

فیروزه اصغری، علیرضا صادقی

چکیده سازگاری بین‌فرهنگی فرایندی پویا برای برقراری ارتباط مؤثر در یک محیط چندفرهنگی است که مطالعه آن به دلیل تأثیر بر تمام ابعاد زندگی تحصیلی و اجتماعی دانشجویان بین‌المللی دارای اهمیت است. ازآنجایی‌که دانشجویان آسیایی در حال حاضر بیشترین تعداد دانشجویان بین‌المللی در دانشگاه‌های جهان را به خود اختصاص داده‌اند، مقاله حاضر باهدف واکاوی چگونگی تجارب سازگاری بین‌فرهنگی این گروه از دانشجویان در کشور مقصد انجام‌شده است. داده‌های پژوهش به‌طور سیستماتیک از 33 مقاله درباره تجارب دانشجویان آسیایی در دانشگاه میزبان (منتشرشده در فاصله زمانی 2024-2012) گردآوری شدند و از طریق تحلیل محتوای کیفی مورد بررسی قرار گرفتند. براساس یافته‌های پژوهش دو مؤلفه اصلی در سازگاری بین‌فرهنگی به «تفاوت درک شده» توسط دانشجویان مهمان و «اشتراک درک‌نشده» توسط دانشگاه میزبان تعلق دارد؛ تفاوت درک‌شده شامل پذیرش تفاوت‌های قابل‌انتظار در سه سطح آکادمیک، زبانی و فرهنگی توسط دانشجویان آسیایی در کشور میزبان و تلاش از طریق «مدارا» و «تساهل» برای سازگاری با آنهاست و اشتراک درک‌نشده شامل تجربه تبعیض، نژادپرستی، تعصب و سوگیری، انگ‌زنی و کلیشه‌سازی در دانشگاه مقصداست که آشکارا تفاوت و مرز میان جامعه مهمان و جامعه میزبان را پررنگ و ساخت معنای مشترک در فضای فرهنگی جدید را دشوار می‌سازد. نتیجه نهایی پژوهش با تأکید بر «دوطرفه بودن فرایند سازگاری» بر نقش مؤثر جامعه مقصد در شکل‌گیری فضای «فرهنگ سوم» از طریق کاهش تبعیض، کلیشه‌سازی و نژادپرستی در دانشگاه و افزایش احترام، گشودگی، تساهل و مدارا در هر دو گروه از جامعه مهمان و میزبان تأکید دارد. براین اساس، فرایند پاسخگویی به محیط جدیدِ سوم به‌منظور ساخت معنای مشترک و ایجاد فضای بین‌فرهنگی مؤثر توسط هر دو گروه از ذی‌نفعان قابل انتظار است.

مطالعات فرهنگی

تحلیل انتقادی مبانی معرفتی پیتر وینچ در ارتباطات بین‌فرهنگی

دوره 16، شماره 4، پاییز 1403، صفحه 101-132

https://doi.org/10.22035/isih.2024.5157.4930

داوود رحیمی، مجتبی آخوندی

چکیده بنای علوم جدید بر فلسفه‌های مطلق و بنیادین یا به تعبیری ساخت فلسفه‌های مضاف، رویکردی است که جامعه علمی غرب در دهه‌های اخیر به‌دنبال آن است؛ به نحوی که برتری و تفوق علمی خود را تا حدی مدیون امتدادبخشی آن فلسفه‌های مطلق در علوم جدید می‌داند. در این میان، پیتر وینچ از جمله افرادی است که توانسته با این امتدادبخشی با تأکید بر حوزه جامعه‌شناسی، این دانش را را فلسفه‌مند نماید. پرسش اصلی این مقاله این است که مبانی معرفتی پیتر وینچ در ارتباطات بین‌فرهنگی چیست؟ روش استفاده شده از نوع کیفی، با رویکرد تفسیری و با نگاه تحلیلی‌ـ‌انتقادی است. به عقیده وینچ از آنجا که قواعد لاجرم اجتماعی‌اند، برای فهم کنش دیگران و فرهنگ‌های گوناگون باید قواعد حاکم بر آن را درک کرد. او معتقد است فرازبان و فراقاعده‌ای که دربرگیرنده تمامی قواعد باشد وجود ندارد. وینچ معیارهای عقلانیت را برخاسته از صورت‌های زندگی متکثر و بافت اجتماعی می‌داند و معیارهای عقلانیت را نیز متکثر و غیرقابل‌قیاس می‌داند. وینچ قائل است هر فرهنگی فقط معیارهای ارزیابی عقلانی خاص خود را دارد که تخطی از قواعد، عقلانیت را زائل می‌کند. از نظر او معیارها و قواعد تا به سطح اجتماعی ارتقاء نیابند، معیار محسوب نمی‌شوند. در واقع تأکید وینچ بر قواعد اجتماعی و انکار زبان خصوصی و رد عقلانیت فرافرهنگی است.

مطالعات فرهنگی

آنتروپوسن و ضرورت نوعی رهیافت میان‌رشته‌ای: شبکۀ انسان-طبیعت-جامعه

دوره 15، شماره 3، تابستان 1402، صفحه 81-109

https://doi.org/10.22035/isih.2023.4653.4594

حسن پورنیک

چکیده دوران آنتروپوسن «عصر انسان» با عاملیت بی‌سابقه انسان در دگرگونی‌های طبیعت جاندار و بی‌جان در سطح سیاره‌ای مشخص می‌شود. این دگرگونی‌ها چنان فراگیر و چندبعدی شده‌اند که برای بررسی علل، عوامل درگیر، و پیامدها مطالعات میان‌رشته‌ای ضروری به نظر می‌رسد. همچنین مفهوم‌پردازی‌های تازه‌ای نیاز است که به فهم این شرایط نوپدید کمک رسانند و راه را برای تحلیل‌های تجربی و دریافت‌های نو بگشایند. آغازگاه این راه‌، نقد دیدگاه‌های مدرنیستی مستقر است که با تمایزگذاری میان طبیعت و جامعه، طبیعت را به نیروهای بیرونی، کنترل‌پذیر و سودمند فرو می‌کاهند؛ در‌حالی‌که انسان را فعال مایشاء پیش‌فرض گرفته‌اند و کنش‌های او را به نوع ابزاری آن فروکاسته‌اند. چنین نقدی را می‌شود با نوعی بازاندشی از رابطه انسان و جامعه و طبیعت کامل کرد. این مقاله با استفاده از مطالعه اسنادی و با اتخاذ رهیافتی تطبیقی بحث‌های مرتبط را از رشته‌های گوناگون گرد می‌آورد و مقایسه می‌کند، تا ابعاد آنتروپوسن روشن و ادبیات مرتبط نقادانه بررسی شود. یافته‌های این مقاله نشان می‌دهد که شرایط دوران آنترپوسن، پیامدهایی برای اندیشه و مفهوم‌پردازی جامعه‌شناختی دارند. به‌عبارتی، برخی از مفاهیم مسلط در جامعه‌شناسی مانند عاملیت نیازمند بازنگری و برخی مناسبات مانند مناسبات انسان/طبیعت و طبیعت/جامعه نیازمند توجه جدی‌تری هستند. در نتیجه، این مقاله برای نوعی جایگاه مفهوم‌پردازی‌شده از طبیعت در ساخت و دگرگونی حیات فردی و جمعی استدلال می‌کند و شبکه انسان-طبیعت-جامعه را به‌عنوان راهی برای فهم شرایط دگرگون‌شونده زیست‌محیطی سیاره‌ای در دوران آنتروپوسن پیشنهاد می‌کند.

بحران ویروس کرونا

فرهنگ دیجیتال و مطالعات بصری: نوستالژی و خیال‌بافی در رخداد شیوع ویروس کرونا در ایران

دوره 12، شماره 2، بهار 1399، صفحه 91-122

https://doi.org/10.22035/isih.2020.3847.3978

حامد طاهری کیا

چکیده شیوع ویروس کرونا با شدت هرچه تمام‌تر به مرزهای نظم زندگی ‌روزمره ایرانی شوک ایجاد کرد. مرگ و بیماری حاصل از شیوع ابتلا به ویروس کرونا موجب شد تا در ایران وضعیت اضطراری ایجاد شود. مدارس و دانشگاه‌ها تعطیل شد و مردم باید در خانه قرنطینه می‌شدند. همچنین، شیوع ویروس کرونا به رخدادهای دیگری مانند قرنطینگی منجر شد و به‌دنبال آن بحران‌های اقتصادی، روحی، و خانوادگی نیز به‌وجود آمد. بزنگاه رخداد شیوع ویروس کرونا در ایران همزمان با مراسم سنتی خرید شب عید، مسافرت‌، و دیدوبازدیدهای نوروزی بود، درحالی‌که تمامی سنت روابطی ایام عید از هم فروپاشیده بود. با تعطیل‌شدن شهر، ضرورت عدم جمع‌شدن در کنار یکدیگر و ماندن در قرنطینه، فضای دیجیتال مهمترین ابزار ارتباطی مردم بود که به‌واسطۀ شبکه‌های اجتماعی می‌توانستند احساسات خود ناشی از هراس و اضطراب پرتاب‌شدن به میدان رخداد را با یکدیگر در میان بگذارند و پیوند عاطفی ایجاد کنند. بنابراین، یکی از مهمترین احساساتی که در فضای مجازی به اشتراک گذاشته می‌شد احساس نوستالژی دربارۀ زمان پیشاکرونا و خیال‌بافی پیرامون آینده بود. بر این اساس، با اتخاذ رویکردی میان‌رشته‌ای بین مطالعات فرهنگی دیجیتال و مطالعات بصری، هدف اصلی مقاله بررسی چگونگی خودبیان‌گری احساسات نوستالژی و خیال‌بافی کاربران ایرانی در شبکۀ اجتماعی اینستاگرام و فیسبوک است. در نتیجه، یاد کردن شهر به‌مثابه خانهٔ امنی که از دست رفته است و فکر کردن دربارۀ آیندۀ مبهم و پیش‌رو در قالب خیال‌بافی نشان از گیر افتادن در میدان رخدادِ شیوع ویروس کرونا است.

مطالعات فرهنگی

آثار مستند و داستانی صادق هدایت از نگاه انسان‎شناسی زیستی بر پایۀ مطالعات میان رشته ای

دوره 12، شماره 1، زمستان 1398، صفحه 83-109

https://doi.org/10.22035/isih.2020.3559.3752

سید محسن ساجدی راد، سیامک نادری

چکیده صادق‎هدایت، نویسنده‌ نام‎دار معاصر، که با ارائۀ‎ شیوۀ‌ نوینی در فن داستان‎نویسی به آوازه‎ای بلند دست یافت، با تکیه بر مطالعاتش در انسان‎شناسی زیستی محتوای منحصر به‎فردی از خود بر جای گذاشت که بخشی از آن‎ها در قالبی روایی شامل داستان‎ها و مجموعه‌نوشتارهایی چون: افسانهٔ آفرینش، س.گ.ل.ل، پدران آدم، نمک ترکی و تاریک‎خانه می‎شد. بخشی دیگر شامل کتاب‎های مستندی چون فواید گیاه‎خواری و انسان و حیوان که در آن‎ها به‎طور مستقیم از انسان‎شناسی زیستی، مبانی و پدیدآورندگان آن سخن می‎گفت. انسان‎شناسی زیستی، از شاخه‎های مهم دانش انسان‎شناسی‎ست که به بررسی ساختار تکاملی انسان می‎پردازد. تعدادی چند از آثار او دربردارندۀ برخی نظریات انسان‎شناسی زیستی‎ست که با بازخوانی آن‎ها می‎توان به میراث ماندگاری از این دانش دست یافت. این مقاله می‎کوشد در کنار بررسی این آثار از نقطه‎نظر انسان‎شناسی زیستی میزان اثرگذاری او را بر تکوین این دانش در ایران بازگوید و به این پرسش اساسی پاسخ گوید که با توجه به انگاره‎های مطالعاتی هدایت در آثارش، می‎توان او را در دانش انسان‎شناسی زیستی ایران نیز پیشگام دانست یا بایستی این مطالعات را در حوزۀ دیگری دنبال کرد؟ از این رو با تکیه بر مطالعات بین‎رشته‎ای، این آثار را در مقایسۀ تطبیقی با نظریات انسان‎شناسی زیستی قرار داده تا میزان این مطالعات را در آثار او بازیابد و از آن‎جا که تاکنون این مطالعات در کانون توجه هیچ‎یک از پژوهشگران هدایت‎شناس و انسان‎شناس نبوده است؛ وجه تمایزی آشکار با سایر تحقیقات پیشین دارد که تنها فعالیت‎های او را از نقطه‎نظر انسان‎شناسی فرهنگی بررسی کرده‎اند.

مطالعات فرهنگی

فرهنگ کارفرمایان و رقابتپذیری کسب‌وکارهای کوچک متوسط ایرانی؛ مورد مطالعه، صنعت نساجی

دوره 12، شماره 1، زمستان 1398، صفحه 111-144

https://doi.org/10.22035/isih.2020.3325.3573

لیلا فلاحتی، سیدحسن هاشمیان فر

چکیده این یک امر پذیرفته­شده است که توسعه محصول فرهنگ است و نمی‍توان جامعه‍ای را تصور نمود که توسعه‍یافته باشد اما فرهنگِ آن بسترساز و پشتیبان توسعه نباشد. فرهنگ با شکل‌دادن قالب رفتاری سازمان و مشخص‌نمودن هنجارها، نقش مهم و مؤثری بر رقابت‍پذیری و بهره‍وری شرکت‍ها دارد. از سوی دیگر، میزان توسعه‍یافتگی هر کشور یا منطقه به رقابت‍پذیری و بهره‍وری شرکت‍های آن، به‌ویژه کسب‌وکارهای کوچک و متوسط، بستگی دارد. هدف از این مقاله، بررسی علل سهم اندک کسب‌وکارهای کوچک و متوسط ایرانی از بازار و قدرت رقابت و بهره‍وری پایین آنها از منظر عوامل فرهنگی است. بدین‌منظور، از «روش کلینیکیِ» ادگار شاین و نظریهٔ سریع‍القلم برای بررسی رابطهٔ میان بهره‍وری شرکت‍های کوچک و متوسط فعال در صنعت نساجی استان یزد و فرهنگ کارفرمایان آنها استفاده شد. نتایج آزمون همبستگی پیرسون تأیید کرد که بین بهره‍وری این کسب‌وکارها و فرهنگ کارکنان آنها از نظر آماری رابطه مستقیم وجود ندارد؛ اما مصاحبه با کارفرمایان این شرکت‍ها این ایده را تأیید نمود که برخی سیاستگذاری‍های دولت باعث ایجاد تعارض میان باورها و مفروضات بنیادین آنها و اصول ثابت توسعه شده است.

مطالعات فرهنگی

تصویر چندوجهی غرب در نخستین سفرنامه‌های ایرانیان

دوره 11، شماره 4، پاییز 1398، صفحه 131-132

https://doi.org/10.22035/isih.2020.3373.3609

آرش حیدری، علیرضا خدایی

چکیده پژوهش حاضر که با هدف فهمِ عناصر تصویر غرب در نخستین سفرنامه‌های ایرانی نوشته شده است، بر آن است که تصویر غرب را با منطقی رؤیاگون و دارای تعین چندوجهی درک کند. لویی آلتوسر، تعین چندوجهی، که مفهومی در روانکاوی فرویدی است را برای تبیین ساخت پیچیده، غیرخطی و غیرذاتیِ رخدادهای تاریخی بکار گرفت. این مفهوم نشان می­دهد که ساخت پدیده­های تاریخی از انباشت تاریخ­های گاهاً متفاوت و متضاد در لحظه­ای معین شکل گرفته­است. ازاین‌رو، با کمک این مفهوم تلاش کرده‌ایم نشان دهیم که غرب در نخستین سفرنامه‌های ایرانیان چگونه به‌تصویر کشیده شده و چه نسبتی با تصویر غرب در داستان‌های تمثیلی برقرار کرده است. تصویر غرب، همچون تجلی مادیت و تاریکی، و شرق، همچون جایگاه نور و معنویت، در ادبیات عرفانی ساخته می‌شود و با جایگشتش به نخستین سفرنامه‌های ایرانیان دربارۀ غرب، ترکیب‌بندی جدیدی پدید می‌آورد. در این مقاله با به‌کارگیری روش مطالعۀ تاریخی و اسنادی نشان داده‌ایم که تصویر غرب چگونه به‌طور هم‌زمان، دوگانۀ جانِ والا‌ـ‌تنِ لذت‌جو را در یک تصویر یگانه حفظ، و سیاست‌های میل‌ورزی خاص خود را تولید و توزیع می‌کند.