دوره و شماره: دوره 1، شماره 1، زمستان 1387 

مفاهیم، رویکردها، دیرینه شناسی و گونه شناسی

صفحه 1-17

https://doi.org/10.7508/isih.2009.01.001

جعفر توفیقی، حمید جاودانی

چکیده درک بهینه میان‌رشته‌ای‌ها، نخست، نیازمند واکاوی مفهوم مطالعات رشته‌ای است که بخش نخست این نوشتار را به خود اختصاص داده است. به باور بسیاری از اندیشه‌پردازان، ‌کاستی‌ها و نقاط ضعف مطالعات رشته‌ای،‌ پیچیدگی مسائلی که جامعه بشری با آنها روبرو شده است و تغییرات پارادایمی پدید آمده در عرصه جامعه بشری، که مسیر را برای گذر از جامعه صنعتی به سوی جامعه دانش هموار می‌کند، از جمله بایسته‌های پرداختن به فعالیت‌های میان‌رشته‌ای قلمداد شده ‌است. بخش دوم این نوشتار بیشتر بر مفهوم‌سازی‌ها در قلمرو میان‌رشته‌ای‌ها، بر مبنای رویکردهای متفاوت، به نگارش درآمده است که از جمله، دربرگیرنده رویکرد دگرگونه‌ساز،‌ رویکرد هنجاری، و رویکرد شناخت‌شناسانه است که مفهوم‌سازی‌های متفاوتی را درباره میان‌رشتگی موجب می‌شود.

جایگاه علوم میان‌رشته‌ای از نظر مباحث علوم تربیتی

صفحه 19-35

https://doi.org/10.7508/isih.2009.01.002

محمدرضا نیلی احمد آبادی

چکیده نظام آموزش عالی به‌ رغم رشد کمی، کارایی لازم را در حل مشکلات جامعه ندارد. وزارت علوم، تحقیقات و فناوری تصمیمات متعددی را مانند طرح بازنگری برنامه درسی اتخاذ کرد و به اجرا گذاشت، ولی هنوز نتیجه لازم را به همراه نداشته است و شاهد موضوعات درسی و روش تدریس به سبک سنتی هستیم. آسیب‌شناسی شکست طرح‌ها، تلاش برای فهم مشترک از موضوعات میان‌رشته‌ای، اصلاح برداشت‌ها از برنامه درسی و تدریس و نیز بسترسازی مناسب برای آماده کردن اساتید برای نگاه به رشته‌های تخصصی، به صورت نظام‌مند، از راه‌های اجتناب‌ناپذیر برای حل مشکلات اجتماعی است. در این پژوهش، مبانی نظری دانش میان‌رشته‌ای با تأکید بر رشته علوم تربیتی و نیز ابعاد مختلف آن از دیدگاه صاحب‌نظران تعلیم و تربیت بررسی شده است.

تاریخچه، چیستی و فلسفه پیدایی علوم میان‌ رشته ای

صفحه 37-56

https://doi.org/10.7508/isih.2009.01.003

ابراهیم برزگر

چکیده مطالعات میان‌رشته‌ای گونه‌ای از علوم است که بعد از آشکار شدن ضعف‌ها و کاستی های تخصصی شدن و شعبه‌شعبه شدن علم به رشته‌های تخصصی ریز، ضرورت یافته است. این اندیشه و طرح بر وحدت و یکپارچگی علوم در حوزه‌های فلسفه، علوم طبیعی، علوم ریاضی، و علوم انسانی تأکید می‌ورزد. فلسفه پیدایش علوم میان‌رشته‌ای از سویی، در واقعیات عینی و ظهور پدیده‌های منفرد، اما چندوجهی و پدیده‌هایی ریشه دارد که تبیین همزمانی، مشکل‌شناسی میان‌رشته‌ای، راه حل‌شناسی میان‌رشته‌ای، و اقدام همگانی و فراگیر را می‌طلبید. از سوی دیگر، در مجادلات نظری و نقد روش‌شناسی تجزیه و ترکیب و علوم پوزیتیویسمی ریشه دارد. این گونه مطالعات هم محدودیت‌ها و کاستی‌های روش تجزیه‌گرایی و تخصصی‌محوری را برطرف می‌کند، هم ظرفیت‌ها و امکانات پژوهشی جدیدی برای حوزه‌های مختلف علوم فراهم می‌آورد.

نظریه دیده‌بانی: روشی برای کشف علوم میان ‌رشته‌ای

صفحه 57-76

https://doi.org/10.7508/isih.2009.01.004

عبدالحسین خسروپناه

چکیده فلسفه‌های مضاف یکی از مباحث و علوم نوظهوری است که به تازگی، کتاب مستقلی به فارسی در باب آن نگاشته شده است. فیلسوفان فلسفه را به معنای عام و خاص تفسیر کرده‌اند و فلسفه خاص را عوارض هستی دانسته‌‌اند. دیدگاه برگزیده در چیستی فلسفه، عبارت از عوارض وجود انضمامی انسان است. این تعریف به ما میدان می‌دهد تا به گونه‌ای گسترده، با انواع فلسفه‌های مضاف به حقایق بپردازیم. یکی از انواع فلسفه‌های مضاف عبارت است از فلسفه مضاف به علوم با رویکرد تاریخی ـ منطقی یا نظریه دیده‌بانی که به پژوهشگر اجازه می‌دهد با رویکردی درجه دوم به پرسش‌های بیرونی علوم بپردازد و رابطه علوم را با یکدیگر کشف کند. این کشف، نه تنها به پرسش‌های فلسفه مضاف و پرسش‌های برون‌علمی پاسخ می‌دهد، بلکه مهم‌ترین روش برای کشف و تأسیس علوم بینارشته‌ای است؛ به ویژه، اگر موضوع علم را محوری مشترک بدانیم که احکام و عوارضی معین بر آن حمل می‌شود. پس این مقاله درصدد است تا با تعریفی برگزیده از حکمت نوین اسلامی و چیستی و انواع فلسفه‌های مضاف و نظریه معیار تمایز علوم به این ادعا بپردازد که فلسفه مضاف به علوم یا نظریه دیده‌بانی، مهم‌ترین روش برای کشف و شناسایی علوم بین‌ رشته‌ای است و نباید در علوم بین رشته‌ای کشف شده و تحقق یافته توقف کرد.‌

ماهیت دانش و ضرورت مطالعات بین رشته‌ای با تأکید بر اندیشه‌های پست ‌مدرن دریدا

صفحه 77-90

https://doi.org/10.7508/isih.2009.01.005

سعید ضرغامی

چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی ماهیت دانش و به تبع آن، تحلیل ضرورت مطالعات بین رشته‌ای از منظر دریدا، نماینده مشهور فلسفه پست‌مدرن است. دریدا بر آن است که در طی تاریخ اندیشه غرب، حوزه‌هایی از دانش، همچون فلسفه، ریاضیات، و منطق، خردمندانه و در نتیجه، مهم معرفی شده است و در مقابل، ادبیات، شعر، و هنر نابخردانه انگاشته شده و به حاشیه رانده است. او با بهره‌گیری از ساخت‌شکنی نتیجه می‌گیرد که حوزه‌های گوناگون دانش، جلوه‌ها و نظام‌های گوناگون زبانی است و از آنجا که زبان ذاتاً استعاری، تفسیری، تاریخی، و تغییرپذیر است. با توجه به یافته‌های پژوهش، طراحی دانش بر مبنای ارتباط افقی رشته‌ها، به جای ارتباط عمودی، طراحی بین رشته‌ای و چند‌رشته‌ای و طراحی دانش بر مبنای موضوعات، به جای طراحی بر مبنای رشته‌ها، به متخصصان و سیاست‌گذاران پیشنهاد شده است.

گذار از حصارهای شیشه‎ای معرفت‌شناسی با تأکید بر الزامات زبان‎شناختی علوم میان‌رشته‎ای

صفحه 91-109

https://doi.org/10.7508/isih.2009.01.006

علی اصغر پور عزت

چکیده فراگرد پ‍ژوهش، فراگردی بسیار حساس و خطیر است. کمترین انحراف در فراگرد پ‍ژوهش ممکن است موجب تحریف یافته‎های علمی شود و دستیابی به حقیقت را دشوار یا ناممکن کند. پ‍ژوهشگر حداقل با سه دیوار شیشه‎ای حاصل از گستره واژگان، روش، و موضوع‌شناسی پ‍ژوهش مواجه است که نوعی رویکرد پارادایمی یا شبه پارادایمی را به فراگرد پ‍ژوهش تحمیل می‎کند. یک راه گذار از این موانع نامرئی، اتخاذ رویکردی زبان‎شناختی در علوم میان‌رشته‎ای است که امکان مقایسه، اولویت‎بندی موضوعات، تلفیق روش‎ها و تسری واژگان پ‍ژوهش را ممکن می‌کند و با طراحی نظامی کلان در ساماندهی دانش، امکان هدایت بهتر علائق و استعدادهای فردی و نیازهای اجتماعی و انعکاس آنها در تلاش‎های علمی دانشمندان را میسر می‌کند.

الزامات زبان‌شناختی مطالعات میان‌رشته‌ای

صفحه 111-135

https://doi.org/10.7508/isih.2009.01.007

احمد پاکتچی

چکیده با تکیه بر باور امروزی در علوم مختلف انسانی در خصوص رابطه میان زبان و فکر، گسترش روابط بینازبانی در تماس میان رشته‌های مختلف علمی، ابزاری برای بسط اندیشه و افق‌های نگاه است که علوم در اختیار یکدیگر قرار می‌دهند. بدین ترتیب، حساسیت زبان در ارتباط علوم دریافت می‌شود و از سوی دیگر، نگرانی‌ها درباره صدماتی افزایش می‌یابد که ممکن است در اثر اختلال در روابط بینازبانی به وجود آید. توجه به برخی ویژگی‌های زبان علمی، مانند تفاوت نهادن میان جنبه‌های تعیینی و تاریخی، در تنظیم این روابط بسیار حساس و تعیین کننده است و تعیینی انگاشتن مفاهیم تاریخی، یا عکس آن، ممکن است نتایج مخربی را در روابط میان‌رشته‌ای داشته باشد. برخی مطالعات زیربنایی، مانند دست یافتن به نوعی تبارشناسی زبانی از زبان‌های علمی می‌تواند سلامت و ثمربخشی بیشتر برای مطالعات میان‌رشته‌ای را تضمین کند.