موضوعات = علوم ارتباطات
علوم ارتباطات

ارتباطات تغییر اقلیم؛ رویکردی میان‌رشته‌ای برای فهم مسئله تغییرات اقلیمی

دوره 17، شماره 1، زمستان 1403، صفحه 113-154

https://doi.org/10.22035/isih.2025.5347.5058

شیرین السادات احمدی، فرزاد غلامی، زهره علی خانی

چکیده تغییرات اقلیمی یکی از مهم‌ترین چالش‌های زیست‌محیطی عصر حاضر است که بر سر مسئله‌بودن آن، توافق جهانی وجود دارد. بر اساس این اجماع جهانی و با توجه به ماهیت گسترده، چندلایه و درهم‌تنیدهٔ این معضل، علوم طبیعی به‌تنهایی قادر به حل آن نخواهد بود و نیاز به نقش‌آفرینی علوم دیگر از جمله علوم انسانی نیز دیده می‌شود. یکی از شاخه‌های علوم انسانی که می‌تواند در این زمینه موثر واقع شود، علوم اجتماعی به معنای عام و علوم ارتباطات به معنای خاص آن است. مسئلهٔ این پژوهش آن است که مطالعات ارتباطی چگونه می‌تواند به‌عنوان یک حوزهٔ میان‌رشته‌ای در علوم انسانی، به حل مسئلهٔ تغییرات اقلیمی کمک نماید. بدین منظور، در این پژوهش ابتدا چیستی مسئلهٔ تغییرات اقلیمی، ابعاد مختلف آن و به‌صورت خاص، بحث عدالت اقلیمی مورد توجه قرار گرفته است. سپس اهمیت و جایگاه ارتباطات و رسانه در مسئلهٔ تغییرات اقلیمی مورد بحث قرار گرفته است. رسانه‌ها به‌عنوان واسطه‌ای میان دانش علمی، سیاستگذاران و افکار عمومی، می‌توانند با طراحی موثر پیام‌های زیست‌محیطی، به‌ویژه از طریق چارچوب‌بندی، ادراک عمومی از مسئلهٔ تغییرات اقلیمی را شکل داده و سبب شوند شهروندان و سیاستگذاران این مسئله را به‌عنوان یک تهدید جدی تلقی کنند. در نتیجه، حل این معضل به مسئله‌ای دارای اولویت در مطالبات عمومی و دستورکار مسئولان مربوطه قرار خواهد گرفت و می‌تواند تسهیل‌گر کاهش سرعت تغییرات اقلیمی و پیامدهای ناشی از آن باشد. مرور تحقیقات انجام‌شده در این حوزه، بیانگر آن است که در اغلب کشورهای توسعه‌یافته، ارتباطات و رسانه‌ها هم در عرصه عمل و هم در عرصه تحقیقات، به‌عنوان یکی از عناصر مهم مسئلهٔ تغییرات اقلیمی مورد پذیرش قرار گرفته‌اند، اما در جامعهٔ ایران در هیچ سطحی، توجهی به نسبت رسانه‌ها و ارتباطات با تغییرات اقلیمی صورت نگرفته است. با توجه به نقش ایران در تولید گازهای گلخانه‌ای وشرایط سیاسی-اجتماعی ایران امروز، ضروری است این حوزهٔ نوپا بیش از پیش مورد توجه پژوهشگران علوم اجتماعی قرار گیرد.

محیط زیست

صورت‌بندی‌های گفتمانی مسئلۀ آب ایران در روزنامه‌های سراسری دهۀ 90

دوره 14، شماره 1، زمستان 1400، صفحه 89-121

https://doi.org/10.22035/isih.2022.4414.4412

هادی خانیکی، زرین زردار، سیده ثریا موسوی

چکیده در سال‌های گذشته، شاهد نزاع گفتمانی بر سر معنابخشی به مسئلۀ آب و راه‌حل‌های آن بوده‌ایم و رسانه‌های جمعی از عرصه‌های این نزاع بوده‌اند. اما برساخت‌های مختلفی که در این رسانه‌ها از مسئله ارائه شده، نامعلوم است. مقالۀ پیش رو، به‌طور خاص بر روزنامه‌های سراسری تمرکز کرده و درصدد پاسخ به این پرسش است که گفتمان‌های مسئلۀ آب ایران در روزنامه‌های سراسری دهۀ  90 چگونه صورت‌بندی شده‌اند. به این منظور با روش تحلیل گفتمان انتقادی مطالب 4 روزنامۀ سراسری طی 9 سال (از 1/1/1390 تا 29/12/1398) بررسی شده‌اند. طبق یافته‌ها، در گفتمان غالب روزنامۀ شرق سیاست‌های کلان و رویکرد نادرست توسعه بحران را ایجاد کرده است. این گفتمان راه‌حل را تغییر سیاست‌ها و ساختارهای تولید و سازگاری با طبیعت قلمداد می‌کند. در گفتمان روزنامۀ ایران، ساختارهای کلان (اقتصاد سیاسی ایران، فردگرایی) سبب مصرف‌گرایی مردم شده‌اند و به این طریق بحران را ایجاد کرده‌اند. این گفتمان در خدمت رؤیت‌ناپذیر ساختن نقش دولت در ایجاد بحران است. در گفتمان روزنامۀ دنیای اقتصاد ترکیبی از عوامل (نظام مالکیت دولتی آب، سیاست‌مداران، مردم و مسئولان) بحران را ایجاد کرده است. افزایش قیمت آب راهکاری است که این روزنامه برای حل بحران پیشنهاد می‌دهد. در گفتمان روزنامۀ کیهان، بحرانی بودن آب، حذف شده است. بنابراین، در صورت‌بندی گفتمانی روزنامه‌های ایران و کیهان، مشکلات مربوط به آب ناشی از سیاست‌ها و اعمال قدرت نیست. این نوع صورت‌بندی گفتمانی را می‎توان محصول روزنامه‌نگاری توسعه‌ای دانست. در مقابل، ابعاد گسترده‌تری از مسئلۀ آب در روزنامه‌های مستقل‌تر شرق و دنیای اقتصاد رؤیت‌پذیر شده است.

علوم ارتباطات

بازنمایی مسئلۀ آب ایران در روزنامه‌ها؛ تحلیل محتوای روزنامه‌های ایران، شرق، دنیای اقتصاد، و کیهان از سال 1391 تا 1397

دوره 11، شماره 4، پاییز 1398، صفحه 167-199

https://doi.org/10.22035/isih.2020.3654.3835

هادی خانیکی، سیده ثریا موسوی

چکیده در حال حاضر، برداشت آب در ایران بیش از ظرفیت منابع تجدید‎پذیر است. افزون‌بر‌این، شاهد کاهش آب‎های سطحی و زیرزمینی هستیم، اما به‌نظر می‌رسد مسئلۀ آب، چنان‌که باید، در جامعه درک نشده است و فهم مشترکی از آن وجود ندارد. رسانه، نهادی است که می‎تواند در این زمینه نقش مهمی ایفا کند. در چند سال گذشته، با جدی‎تر شدن مسئلۀ آب و آشکارتر شدن پیامدهای آن، توجه رسانه‎ها به این موضوع افزایش یافته است، اما چگونگی تصویری که رسانه‎ها از مسئلۀ آب برساخته‎اند، نامشخص است. هدف این پژوهش، شناخت بازنمایی مسئلۀ آب ایران در روزنامه‎های سراسری است. برای دستیابی به این اهداف، با به‌کارگیری روش تحلیل ‎محتوای کمی و کیفی، مطالب چهار روزنامۀ سراسری را طی هفت سال (از 1/1/1391 تا 29/12/1397) بررسی کرده‌ایم. براساس نتایج به‌دست‌آمده، عوامل طبیعی، برجسته‎ترین علت مسئلۀ آب قلمداد شده‎اند و دیدگاه مسئولان، بیشتر از دیدگاه مردم برجسته شده است. به‌عبارت روشن‌تر، مطالب منتشرشده با دیدگاه‎های دولتی هماهنگ است. «بحران»، «کم‎آبی»، و «خشکسالی» برجسته‎ترین واژگان عنوان‌های روزنامه‎های موردبررسی بوده‌اند. این واژه‎ها، مسئولیت را از دوش مردم و مسئولانی که خواه‌ناخواه، وضع فعلی را ایجاد کرده‎اند، برمی‎دارد و آن را به طبیعت ارجاع می‎دهد. در مطالب این روزنامه‎ها، آب، به‌عنوان مسئله‎ای برجسته شده است که در درجۀ نخست، دولت باید آن را حل کند و نقش مردم به صرفه‎جویی محدود شده است؛ درحالی‌که حکمرانی خوب، نیازمند مشارکت بیشتر جامعۀ مدنی در تصمیم‎گیری‎ها است. افزون‌براین، روزنامه‎های موردبررسی، آینده‎نگر نیستند و تا حد زیادی از بررسی پیامدهای مسئله چشم پوشیده‎اند.

علوم ارتباطات

رسانه‌های اجتماعی و مشارکت سیاسی؛ فراتحلیل مشارکت سیاسی کاربران رسانه‌های اجتماعی

دوره 11، شماره 1، زمستان 1397، صفحه 101-128

https://doi.org/10.22035/isih.2019.3122.3422

هادی خانیکی، یوسف خجیر

چکیده این مقاله با هدف فراتحلیل پژوهش‌های مرتبط با «رسانه­های اجتماعی و مشارکت سیاسی» در دو سطح پژوهش خارجی و داخلی نخست به بررسی نقاط قوت و ضعف این پژوهش­ها و سپس مقایسۀ بین آن‌ها می‌پردازد. در این فراتحلیل، پژوهش­ها در سه بخش نظری (چهار معیار)، روشی (ده معیار)، و نتیجه­شناختی (دو معیار) بررسی شدند. فراتحلیل بیانگر این است که مهم‌ترین نقاط قوت پژوهش­ها، تنوع رویکردهای نظری، استفاده از چارچوب نظری تلفیقی، تنوع جامعۀ آماری، تنوع شیوه­های انتخاب حجم نمونه، استفاده از آزمون­های آماری متنوع و درعین‌حال با توان آماری بالا، توجه به سطح تحلیل خرد، تنوع در رسانه­های اجتماعی مورد بررسی، و توجه به تأثیرهای گوناگون در بخش نتایج است. همچنین نقاط ضعف پژوهش­ها، استفاده از نظریه­ها و دیدگاه­های نظری غیرمرتبط در مبانی نظری، استفادۀ ضعیف از چارچوب­های نظری تعیین‌شده در تحلیل یافته­ها، ضعف تبیین ابعاد مشارکت سیاسی در مباحث نظری، غلبۀ پارادایم اثبات­گرایی و روش پیمایشی، ناتوانی در استفاده از روش­های کیفی و تلفیقی، ضعف سنجش روایی و پایایی ابزار، ضعف شاخص­­سازی متغیر مشارکت سیاسی در پرسشنامه و دست­یافتن به نتایج متناقض در بحث نوع تأثیر است.  

علوم ارتباطات

الگوی شایستگی مدیران روابط عمومی با بهره‌مندی از رویکردهای نظری علم مدیریت و علم ارتباطات

دوره 9، شماره 1، زمستان 1395، صفحه 129-146

https://doi.org/10.22035/isih.2017.236

مهدخت بروجردی، محمدمهدی فرقانی، محبوبه رنجبر

چکیده تغییرات گستردۀ دنیای امروز به‌ویژه در عرصه ارتباطات، افزایش نقش روابط عمومی‌ها را به دنبال داشته است که نیازمند حضور کارشناسان و متخصصان حرفه‌ای در هر‌یک از بخش‌های مختلف این حرفه است. این امر برخورداری کارکنان روابط عمومی از شایستگی‌های خاص این حرفه را به ضرورت تبدیل کرده است. از سوی دیگر، شایستگی‌های مدیران به‌عنوان کلیدی‌ترین منابع انسانی و به دنبال آن مدیران روابط عمومی، از اهمیت بیشتری برخوردار است. هدف اصلی این مقاله، ارائه چهارچوب مفهومی الگوی شایستگی مدیران روابط عمومی با بهره‌مندی از رویکردهای نظری علم مدیریت و علم ارتباطات است. مقاله در دو مرحله اجرا شده است: طراحی چهارچوب مفهومی اولیه پژوهش، و اعتبارسنجی چهارچوب مفهومی طراحی‌شده. برای شناسایی شایستگی‌ها از تلفیق رویکردهای رجوع به ادبیات علمی، و بررسی شاخص‌های جذب گروه متمرکز با مدیران استفاده شده است. ابتدا ابعاد، مؤلفه‌ها و شاخص‌ها از الگوهای شایستگی ملی و بین‌المللی و مبانی نظری علم ارتباطات و روابط عمومی استخراج و سپس اعتبار چهارچوب با استفاده از نظر خبرگان بررسی و تأیید شد. جامعه آماری متشکل از خبرگان حوزه علوم ارتباطات، روابط عمومی و مدیریت بودند. با تشکیل گروه کانونی، گروه نمونۀ پانزده‌نفره‌ای از جامعه آماری که به روش قضاوتی انتخاب شدند طی دو مرحله پس از تأیید ابعاد و مؤلفه‌های چهارچوب مفهومی، شاخص‌یابی این ابعاد و مؤلفه‌ها را انجام دادند. با توجه به افزایش نقش روابط عمومی‌ها در توانمندی ارتباطی و موفقیت سازمان‌ها، چهارچوب مفهومی ارائه‌شده در این مقاله می‌تواند مورد استفادۀ مدیران سازمان‌ها قرار گیرد.

علوم ارتباطات

ارتباطات غیرکلامی در شعر حافظ: نقش ارتباطات غیرکلامی در تفسیر و پذیرش حافظ از سوی مخاطبان

دوره 8، شماره 1، زمستان 1394، صفحه 119-154

https://doi.org/10.7508/isih.2016.29.006

علیرضا قبادی، مسعود زارع مهرجردی

چکیده آثار مادی و غیرمادی شعر حافظ در دوره‌های مختلف همواره مورد توجه کارشناسان عرصه‌های گوناگون به‌ویژه ادبیات‌شناسان و مردم‌شناسان ادبیات قرار گرفته است؛ لیکن به‌نظر می‌رسد با توجه به میزان نفوذ و ماندگاری این اثر گرانبها در جامعه، این پدیده می‌تواند از دیدگاه علوم دیگر نیز مورد توجه قرار گیرد؛ از جمله این علوم می‌توان به علوم ارتباطات اشاره کرد که درواقع به بیان چگونگی و چرایی برقراری ارتباطات بین فرستنده و گیرنده می‌پردازد. در این مقاله از میان جنبه‌های مختلف ارتباطی در شعر حافظ، به تحلیل ارتباط‌های غیرکلامی آن می‌پردازیم؛ زیرا به‌نظر می‌رسد، تمام جنبه‌های ماندگاری شعر حافظ در طول قرن‌های مختلف، در وجوه کلامی آن خلاصه نمی‌شود و دلایل غیرکلامی نیز در این ماندگاری نقش داشته‌اند. مقاله  حاضر تلاش می‌کند با تحلیل این اثر مهم از دیدگاه ارتباطات غیرکلامی، زیرکی و چیره‌دستی صاحب اثر را در برقراری ارتباط با مخاطب، فراتر از مرزهای کلام مورد تفسیر فرهنگی قرار دهد. در این راه از روش تحلیل محتوای کیفی بهره جسته‌ایم.