دوره و شماره: دوره 7، شماره 4، پاییز 1394، صفحه 1-246 
علوم انسانی و توسعه

نقش و جایگاه مطالعات میان رشته ای در رشد و توسعه علوم انسانی در کشور

صفحه 1-19

https://doi.org/10.7508/isih.2015.28.001

علی‌اصغر قاسمی، راضیه امامی میبدی

چکیده یکی از ابزارهایی که میتواند در رشد و توسعه تمامی علوم، بهویژه علوم انسانی نقش داشته باشد، توسعه مطالعات میانرشتهای است. در این مقاله تلاش شده است از طریق مصاحبه نیمهساختمند با جمعی از صاحبنظران و اندیشمندان کشور و تحلیل محتوای آرای ایشان به این پرسش پاسخ داده شود که از نظر خبرگان، مهمترین عوامل و موانع رشد علوم انسانی در ایران چیست و توسعه مطالعات میانرشتهای در رشد علوم انسانی چه نقش و جایگاهی دارد؟ نتایج بهدستآمده نشان میدهد از نظر خبرگان، مقوله «توسعه میانرشتهایها» با اختصاص جایگاه دوازدهم در میان عوامل شانزدهگانه رشد و توسعه علوم انسانی فینفسه نقش چندان مؤثری در رشد و توسعه این علوم در ایران ندارد و کارآمدی این ابزار، مستلزم تأمین شرایط مهمتری همچون تأمین فضای باز فکری در دانشگاهها و استقلال جامعه علمی است. همچنین توسعه مطالعات میانرشتهای درصورتیکه به افزایش همافزایی علمی صاحبنظران رشتههای مرتبط در حوزه علوم انسانی و نیز ارتقای توانمندی علمی استادان، دانشجویان و پژوهشگران و کاربردیتر شدن علوم انسانی در کشور منجر شود، میتواند در رشد و توسعه علوم انسانی و  اجتماعی مؤثر  واقع گردد.

علوم قرآنی

الزامات کلامی پژوهش میان رشته ای در قرآن؛ با تکیه بر سطوح معرفت شناسی، اصطلاح شناسی و روش شناسی

صفحه 21-44

https://doi.org/10.7508/isih.2015.28.002

حسین شجاعی، عباس مصلائی پور، سجاد اسدبیگی

چکیده متن الهی قرآن کریم و رابطه مستقیم آن با عقاید مسلمانان از جمله عناصر مؤثری محسوب می‌شوند که باعث پدید آمدن نوعی انحصارگرایی صنفی در زمینه انجام تحقیقات قرآنی توسط عالمان دین در سنت قرآن‌پژوهی مسلمانان شده است. همین مسئله باعث نوعی کنترل در مواجهه با قرآن شده بود و به‌همین دلیل نتایج به‌دست‌آمده در این نوع تحقیقات نیز عمدتاً منطبق با مبانی و جهان‌بینی اسلامی بود، زیرا محقق قرآن‌پژوه از شناخت کامل و کافی در زمینه اسلام، کلام اسلامی و همچنین قرآن برخوردار بود. لکن با تغییر و تحولاتی که امروزه در حوزه توسعه علوم، پژوهش، گرایش به مطالعات میان‌رشته‌ای و همچنین دوری از انحصارگرایی علمی پدید آمده است، پژوهشگران مختلفی به تحقیق در حوزه قرآن اقدام می‌کنند. در این میان با توجه به گریزناپذیر بودن این فضا ازیک‌سو و همچنین حساسیت پژوهش در قرآن و لزوم جلوگیری از آثار سوء و اشتباهاتی که امکان پیش‌آمد آنها وجود دارد، تدوین الزامات کلامی پژوهش‌های قرآنی در حوزه‌های مختلف پژوهشی و تحقیقی ضروری به‌نظر می‌رسد. مقاله پیش‌رو با تمرکز بر الزامات کلامی پژوهش میان‌رشته‌ای در زمینه قرآن کریم و استفاده از روش کتابخانه‌ای، به‌دنبال معرفی عناصر قابل‌تأمل و الزامات این گونه پژوهشی در سه سطح معرفت‌شناسی، اصطلاح‌شناسی و روش‌شناسی می‌باشد تا با ایجاد خط سیر تحقیق صحیح، نگرانی‌های مربوط به نتایج به‌دست‌آمده از این نوع تحقیقات را کاهش دهد. 
 

توسعه انسانی و عدالت جنسیتی در رویکرد قابلیتی آمارتیا سن

صفحه 47-72

https://doi.org/10.7508/isih.2015.28.003

صادق میرویسی نیک

چکیده این تحقیق با روش تحلیلی _ تفسیری و در چارچوب اندیشه سیاسی به بررسی مهمترین مفروضات نظری «رویکرد قابلیتی» آمارتیا سن و آثار آن بر حوزه عدالت جنسیتی میپردازد. در اینجا بیان میشود که فهم توسعه و آثار آن بر حوزه عدالت و برابری را نمیتوان از مبانی فلسفی نهفته در آن جدا کرد. در همین زمینه بررسی جنسیتی نظریههای توسعه، حاکی از نارسایی آنها در زمینه مسائل زنان و موانع جنسیتی آنها در برخورداری از فرصتها و منابع واقعی زندگی است. این رویکردها یا نگرش انفعالی به زنان دارند و یا با تلقی انتزاعی از آزادی و فرصت برابر، از توانمندی آنها غافل میشوند. رویکرد قابلیتی که مبنای رویکرد انسانی آمارتیا سن به توسعه است، در این زمینه چشمانداز جامعی را پیشروی ما میگذارد. سن با پیوندی که میان آزادی، عدالت و دموکراسی برقرار میکند، عاملیتبخشی به زنان را محور توسعه قرار میدهد. در این رویکرد، توسعه در درجه نخست باید با تمرکز بر توانمندسازی زنان، آزادیهای ابزاری آنها را محقق سازد و در مرحله بعد، شرایط مناسب بیرونی را برای ابراز وجود و قدرت انتخابگری آنها فراهم کند.

اقتصاد سیاسی توسعه و دموکراسی در برزیل (2011-1960)

صفحه 73-104

https://doi.org/10.24200/isih.2015.205

حسین جمالی، وحید ذوالفقاری

چکیده برزیل کنونی (در نخستین سال‌های دهه دوم قرن بیست‌و‌یکم)، به‌عنوان دهمین اقتصاد برتر جهان و دومین کشور جذب‌کنندة سرمایه خارجی و نیز به‌عنوان یکی از اعضای نسل سوم کشور‌های تازه‌صنعتی‌شده (NICs)، در مسیر توسعه و پیشرفت قرار گرفته است. یکی از مسائل اساسی برزیل، نسبت بین توسعه‌ اقتصادی و توسعه سیاسی، طی دهه‌های گذشته است. این نسبت، به‌ویژه، از دهه 1960 که نظامیان، قدرت سیاسی را با کودتا به‌دست گرفته و برای مدت محدودی، رشد اقتصادی را با عنوان «معجزه‌ برزیلی» به‌وجود آوردند، اهمیت زیادی پیدا می‌کند. روند توسعة پرفرازونشیب برزیل، در جریان بحران بدهی‌ها در اواخر دهه 1970 و شکل‌گیری حکومت انتخابی و دموکراتیک در نیمه‌ دهه‌ 1980، به‌همراه رشد و توسعه نسبتاً پایدار در دو دهه 1990 و 2000، نسبت بین دو عرصه توسعه‌ سیاسی و اقتصادی را در این کشور دوچندان و قابل‌تأمل می‌کند. هدف اصلی این مقاله، بررسی تحلیلی و تاریخی این روندها و نسبت‌سنجی‌ها است. ایده اصلی مقاله این است که روند رشد و توسعه‌ اقتصادی برزیل، بدون بهبود و پیشرفت نسبی توسعه‌ سیاسی، به‌شدت شکننده، ناپایدار و نامتوازن بوده و با برقراری توازن نسبی توسعه‌ای بین حوزه‌‌ اقتصاد و عرصه‌ سیاست، شاهد رشد و ثبات نسبتاً پایدار و مداوم هر دو قلمرو خواهیم بود.

ملاحظات روش‌شناختی در مطالعات حوزه جنسیت

صفحه 105-127

https://doi.org/10.7508/isih.2015.28.004

فیروزه اصغری

چکیده آنچه یک پژوهش علمی را از یک پژوهش غیرعلمی جدا میکند و موجب اعتبار و یا بیاعتباری آن میشود، روششناسی پژوهش است.بسیاری از مشکلات و چالشهای اساسی بهویژه در مطالعات حوزه علوم انسانی ناشی از ابهام روششناختی آنهااست. ملاحظات روشی بهویژه در پژوهشهایی مانند مطالعات حوزه جنسیت که در چارچوب یک رشته خاص علمی نمیگنجند، بهدلیل ماهیت و ابعاد پیچیده آنها از دقت و حساسیت بیشتری برخوردار است. ازاینرو مقاله حاضر با نگاهی به جنبههای روششناختی پژوهشهای انجامشده درباره تأثیر متغیر جنسیت بر رضایت شغلی اعضای هیئت علمی،با استفاده از رویکرد کیفی و تکنیک مرور سیستماتیک تلاش کرده است بهصورت عینی توجه محققان را به ضرورت، اهمیت و نقش ملاحظات روششناختی در شناخت و تبیین عمیقتر مسئله پژوهش و دستیابی به پاسخ شفاف، دقیق و منطبق با واقعیت برای حل مسئله و دستیابی به هدف پژوهش جلب کندیافتههای این مطالعه حاکی از وجود دو مشکل عمده در پژوهشهای مورد بررسی بوده است: یکی وجود ابهام و عدم شفافیت در بیان مسئله پژوهش و دیگری گرایش به استفاده از یک روش پژوهش واحد (کمی) بدون توجه به تفاوت ماهیت و ابعاد حوزههای مورد پژوهش.  بهنظر میرسد در پژوهش در مورد حوزههایی مانند جنسیت، بهمنظور شناخت عمیقتر و دستیابی به پاسخی معتبر و شفافتر، استفاده از رویکردترکیبی، گزینه مطمئنتری خواهد بود. 
 

زبان‌شناسی کاربردی انتقادی: رویکرد میان‌رشته‌ای سنجش‌گر در نقد و ارزیابی شاخه‌های زبان‌شناسی کاربردی

صفحه 129-151

https://doi.org/10.7508/isih.2015.28.005

حسین داوری

چکیده ظهور جهتگیریها و رویکردهای بارز انتقادی از نیمه دوم دهه 1980 به بعد در عرصه زبانشناسی کاربردی با واکنشهای موافق و مخالف متعددی روبرو بوده است؛ جهتگیریها و رویکردهایی که هریک به فراخور قوت و اهمیت خود، شماری از ادعاها، مبانی و مفروضات رویکردهای غالب در این عرصه را بهچالش کشیده است. ازجمله این رویکردهای نوظهور میتوان به «زبانشناسی کاربردی انتقادی» اشاره کرد. مبدع این رویکرد، آلستر پنیکوک، زبانشناس برجسته استرالیایی است که ابعاد، حوزهها و علایق آن در سال 2001 در اثری مستقل به جامعه زبانشناسی کاربردی معرفی شد. نظر به اهمیت انکارناپذیر نظری و کاربردی آن و البته مغفول ماندن نسبی این رویکرد میانرشته‌‌ای که سنجش و ارزیابی شاخههای مختلف زبان‌‌شناسی کاربردی را مبتنیبر مبانی و علایق خاصی دنبال میکند، این مقاله علاوهبر معرفی این رویکرد و حوزهها و علایق آن، با هدف نشان دادن نحوه گامبهگام بهرهجویی از آن در سنجش و نقد حوزههای زبانشناسی کاربردی، بهطور خاص با نیم نگاهی به تناسب و اهمیت موضوع با جامعه ایران، از بین شاخه‌‌های گوناگون، به دو شاخه شاخص آموزش زبان انگلیسی و سیاست و برنامهریزی زبان انگلیسی پرداخته تا تصویری ملموس و کاربردی از ماهیت میانرشتهای و کارکردهای سنجشگرایانه آن معرفی و تبیین شود. یافتههای حاصل از بهرهجویی از این رویکرد میانرشتهای در دو حوزه مورد بررسی، بیانگر کارآمدی آن در هرگونه سیاستگذاری و برنامه‌‌ریزی آموزشی و زبانی متناسب با بافت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه هدف میباشد.

اثرات جهانی‌شدن بر تغییرات سبک زندگی در نواحی روستایی

صفحه 153-188

https://doi.org/10.7508/isih.2015.28.006

حمدالله سجاسی قیداری، طاهره صادقلو، علی شهدادی

چکیده جهانیشدن دارای اثرات مختلفی بر زندگی انسانی بوده و این تغییرات در جوامع روستایی ملموستر از شهرها بوده است. بر این اساس هدف این مقاله، بررسی اثرات جهانیشدن بر سبک زندگی جوامع روستایی میباشد. روششناسی بهکاربردهشده در این پژوهش، توصیفی _ تحلیلی بوده و شیوه و ابزار جمعآوری دادهها در مطالعه نظری بهصورت کتابخانهای و در مطالعه میدانی از طریق پرسشنامه میباشد. محدوده مورد مطالعه، روستاییان دهستان روشنآباد شهرستان گرگان با 24 روستا است که از طریق نمونهگیری کوکران تعداد 265 خانوار بهعنوان نمونه انتخاب شدند. نتایج بهدستآمده نشان میدهد که اثرات جهانیشدن در قالب همه ابعاد و شاخصهای سبک زندگی مشاهده شده و از نظر پاسخگویان، تغییراتی در سبک زندگی در جامعه روستایی درحال وقوع است. براساس آزمون رگرسیون مشخص شد که بیشترین تغییرات در نتیجه جهانیشدن در بعد سبک زندگی اجتماعی با ضریب بتای 328/0 میباشد. لذا بهطورکلی میتوان گفت بهدلیل قرار گرفتن روستاهای ایران در شرایط گذار توسعهای از سنت به مدرنیته و حتی پستمدرنیته، سبک زندگی در ابعاد مختلف در حالت درآمیختگی قرار داشته و افراد جوان گرایش به سبک زندگی شهری و افراد مسن گرایش به سبک زندگی بومی روستایی دارند.