کاربرد عملیات روانی در مناظرههای انتخاباتی؛ مطالعه موردیِ دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران
دوره 18، شماره 1، زمستان 1404، صفحه 169-202
https://doi.org/10.22035/isih.2026.5458.5101
علی اصغر قاسمی، زهرا طهماسبی، محمد بابایی
چکیده مناظرههای انتخاباتی، محتوا و شیوه برگزاری آن به واسطه اثرات ماندگاری که بر جامعه دارند همواره مورد توجه و علاقه بخشهای مختلف جامعه بهویژه پژوهشگران بوده است. هدف مقاله شناسایی تاکتیکهای عملیات روانی و شیوههای بهکارگیری آن از سوی نامزدها در مبارزات انتخابات ریاست جمهوری ایران با رهیافتی میان رشتهای است. پرسش اصلی مقاله آن است که نامزدهای دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، در مناظرهها از کدام تاکتیک و شیوههای عملیات روانی در برابر رقیبان استفاده کردهاند؟ برای گردآوری و تجزیهوتحلیل دادههای مناظرات از روش تحلیل محتوای کیفی و کمی استفاده شده است. در این روش دادهها، هدفمند و بر اساس شاخصهای برگرفته از مبانی نظری گرداوری، دستهبندی و تجزیهوتحلیل شدهاند. با توجه به ماهیت میانرشتهای موضوع، روانشناسی سیاسی چارجوب نظری مقاله است. یافتهها حاکی است نامزدها، از 45 تاکتیک که برخی از آنها عملیات روانی است بهره گرفتهاند. این تاکتیکها، ذیل دو مفهوم قابل ارائهاند: اول تاکتیکهای تدافعی – تهاجمی، دوم تاکتیکهای تبیینی – اثباتی. از این میان، شناسایی و مفهوم پردازی شیوهها و تاکتیکهای جدید نظیر تاکتیک بگم بگم!، تهدید به پیگیری قضایی! و ارائه گواه یا شاهد!، از وجوه نوآورانه مقاله است. نتایج نیز حاکی است فرایند مناظرهها دو لایه محتوایی دارد. لایه اصلی؛ با هدایت شخصیتهای با تجربهتر و با مسئولیت اجرایی مهمتر؛ و لایه فرعی؛ که عموماً توسط چهرههای کم تجربهتر و بدون داشتن سابقه اجرایی چشمگیر نمایندگی میشود.
اقتصاد سبز، ضررورت تحقق تمدن اکولوژیک در ایران
دوره 17، شماره 4، پاییز 1404، صفحه 157-170
https://doi.org/10.22035/isih.2025.5621.5211
هومان لیاقتی، نغمه مبرقعی
چکیده وضعیت نابسامان محیط زیست جهانی، حاکی از بهرهبرداری نامناسب بشر از طبیعت است. هرچند فلسفهٔ آفرینش در تعادل و توازن معنا مییابد و این امر به وضوح در شاخصهای محیطزیستی پیش از مداخلات بشری مشهود است، ورود بشر و تصرفهای او در طبیعت، ناپایداریهایی را رقم زده است. تغییرات اقلیمی، آلودگیهای آب، خاک و هوا، کاهش تنوع زیستی، تغییرات شدید کاربری و تشدید وقایع حدی، همگی ناشی از عدول و عدم تبعیت بشر از قوانین حاکم بر طبیعت هستند. در دهههای اخیر، تلاشهای فراوانی برای حل این معضلات در کشورهای مختلف جهان صورت گرفته و تأکید بر لزوم بازگشت به اصول و نظام طبیعت، یکی از مهمترین آنها بوده است. اصطلاح «تمدن اکولوژیک» که برای اولین بار در سال ۱۹۷۶ توسط فیچر و در کتاب شرایط بقای انسان مطرح شد، در سالهای اخیر به یکی از کلیدواژههای بازگشت انسان به اصول طبیعت تبدیل شده است. کشورهایی همچون چین، با پیشینه تمدنی غنی و دوستدار طبیعت، در تلاشاند تا با احیای سنتهای پیشینیان خود در پاسداشت طبیعت، معضلات و ناترازیهای موجود در محیط زیست کشور را بهبود بخشند. از سوی دیگر، باورهای متقنی وجود دارد که رشد و توسعه لزوماً به تخریب محیط زیست منجر نمیشود. در این نوشتار، تلاشی برای بررسی چگونگی تحقق تمدن اکولوژیک از گذرگاه اقتصاد سبز مطرح شده است. در این راستا، با بررسی گذار از اقتصاد رایج به سمت اقتصاد سبز و مبتنی بر روابط حیاتی میان اقتصاد، جامعه و محیط زیست، مدلی پیشنهاد شده است که در آن رشد و توسعه با پیشینه تمدنی ایرانیان در پاسداشت طبیعت همسو بوده و ظرفیت مناسبی برای گذار به تمدن اکولوژیک از طریق اقتصاد سبز در ایران فراهم میآورد.
اعتراضات و واکاوی دادهبنیاد امید به آینده
دوره 17، شماره 1، زمستان 1403، صفحه 37-76
https://doi.org/10.22035/isih.2025.5341.5055
عزت اله میرزائی
چکیده مقاله حاضر با رویکردی بین رشتهای و با هدف واکاوی مفهوم امید به آینده انجام شد. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر نظریهپردازی دادهمحور بود که با به کارگیری تکنیک مصاحبهعمیق و نمونهگیری نظری با 13 نفر از اساتید و صاحبنظران رشتههای جامعهشناسی سیاسی، روانشناسی اجتماعی و سیاستگذاری اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی و تهران، مصاحبه شد. پس از اشباع نظری، متون مصاحبه از طریق نرم افزار تحلیل دادههای کیفی MAXQDA10، با کدگذاری باز، محوری و انتخابی، تحلیل شدند. نتایج کدگذاری باز و محوری منجر به شناسایی 87 مفهوم و 15 مقوله محوری شد. همچنین نتایج کدگذاری گزینشی نشان داد که مقوله هسته مفهوم «احساس بیثباتی اجتماعی و چشمانداز نامشخص» است که تحت تأثیر شرایط علّی (ناامیدی از سیاستها و نهادهای اجتماعی؛ مقایسهگرایی و عدم امیدواری به دستاوردهای نظام سیاسی؛ خشم عمومی نسبت به بیعدالتی؛ از هم گسیختگی افکار عمومی) و در کنار شرایط زمینهای (تجارب جمعی منفی از بحرانهای اقتصادی؛ سن) و مداخلهگر (تغییرات هویتی فردی، ارزشی و اجتماعی؛ هویتسازی رسانههای نوین ارتباطی) منجر به بروز پیامدهای از قبیل: بازاندیشی در معنای زندگی و بروز رفتار اعتراضی خواهد شد؛ که راهبردها و تدابیری برای پاسخ به این پیامدها در قالب (متناسبسازی انتظارات و مطالبات با توانمندیهای دولت مستقر ؛ برنامهریزی در جهت مدیریت افکار عمومی؛ بازنمایی این همانی بین کارگزار با توده؛ بازنمایی زیست مؤمنانه؛ احساس تعادل در سیاستهای داخلی و خارجی)، از منظر نخبگان علمی پیشنهاد میشود.
چالشها و موانع فرهنگیِ نظریهپردازی میانرشتهای در ایران
دوره 16، شماره 3، تابستان 1403، صفحه 5-28
https://doi.org/10.22035/isih.2024.5302.5024
علی اکبر علیخانی
چکیده کارویژۀ علوم انسانی و اجتماعی، فهم و حل مسئلهها و مشکلات جامعه است و این کارویژه را در سطح پیچیدهتر و تخصصیتر مطالعات و حوزههای میانرشتهای انجام میدهد. حتی در مواردی که تخصصهای رشتهای از فهم و حل مسئلهها و مشکلات عاجز میشوند میانرشتهایها با توان و قابلیت مضاعف و با مبانی روششناسی و معرفتشناسی چندبُعدی و چندسطحی به ایفای نقش میپردازند. مفروض مقاله این است که در ایران امروز در حد قابلقبول و در تراز بینالمللی، نظریهها و نظریهپردازانی در حوزه مطالعات میانرشتهای نداریم. مسئلۀ این مقاله شناخت چرایی نبود نظریه و نظریهپرداز برجسته و در تراز بینالمللی در ایران امروز در حوزههای میانرشتهای علوم انسانی و اجتماعی است. این چرایی علل متعددی در سطوح مختلف دارد و این مقاله به دنبال فهم برخی علل اصلی و کلی است که به فرهنگ حاکم بر این حوزه بازمیگردند. پرسش اصلی این است که چالشها و موانعِ فرهنگیِ نظریهپردازیِ میانرشتهای در حوزه علوم انسانی و اجتماعی در ایران کداماند؟ مقاله شش چالش و مانع کلان فرهنگی را در حوزه نظریهپردازیِ علوم انسانی و اجتماعی و به ویژه مطالعات میانرشتهای شناسایی و بحث کرده است که عبارتاند از: عوامزدگی، سیاستزدگی، مهندسیزدگی، غربزدگی، سنتزدگی و حیرتزدگی. در این تحقیق همزمان از دو روش پدیدارشناسی و روش تحقیق پایه استفاده شده است.
فراتحلیل موضوعی و بررسی انتقادی پژوهشهای میانرشتهای در زمینۀ آیندهپژوهی
دوره 14، شماره 3، تابستان 1401، صفحه 86-49
https://doi.org/10.22035/isih.2022.4817.4719
محسن طاهری دمنه، علی ذاکری، ابوالفضل اسدنیا
چکیده حرکت از فضای رشتگی به سمت گفتمانهای میانرشتهای با تمرکز بر حل مسائل واقعی، به یک روند مهم در آموزش عالی تبدیل شده و نسلهای آتی دانشگاهها به سمت میانرشتهای شدن پیش خواهند رفت. در این میان مطالعات نظاممند آیندهها یا آیندهپژوهی نیز مورد توجه دانشگاهیان در رشتههای مختلف قرار گرفته است. در این مقاله بهمنظور بررسی جایگاه مطالعات آیندهپژوهانه در حوزههای دانشی گوناگون و با استفاده از روش فراتحلیل کیفی، به بررسی اندازه و پراکندگی ورود حوزههای دانشگاهی مختلف به بحث آیندهپژوهی پرداخته شده است. بدین جهت در مجموع 737 مقاله علمی، که توسط دانشگاهیان رشتههای مختلف و با محوریت آیندهپژوهی در ایران به چاپ رسیدهاند، جمعآوری و در 19 حوزۀ کلی و 350 حوزۀ فرعی دستهبندی شدند. این دستهبندی ملاک فراتحلیل موضوعی مقالات در زمینۀ آیندهپژوهی است که نشان میدهد در حوزههای برنامهریزی جغرافیایی، «امنیت» و «آیندهنگاری سازمانی» به ترتیب بیشترین میزان فعالیت و در حوزههای ورزش، «مطالعات زنان» و «آیندۀ حرفه»، کمترین میزان فعالیت در زمینه آیندهپژوهی را داشتهاند. نتایج این مقاله تراز خوبی برای مشخصکردن خلأهای پژوهشی در زمینۀ آیندهپژوهی است و همچنین نقاط ضعف فعالیتهای میانرشتهای در این حوزه را آشکار میسازد.
سیر تحولات برنامهریزی و سیاستگذاری آب در دوران قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران
دوره 14، شماره 1، زمستان 1400، صفحه 151-178
https://doi.org/10.22035/isih.2022.4556.4516
مهشید طالبی صومعه سرایی، محمدجواد زارعیان، اشکان فرخ نیا، رضا روزبهانی
چکیده تدوین برنامههای میاندستی برای توسعه و پیشرفت، مبتنی بر سیاستهایی هستند که به شکلی انضمامی در قالب اهداف معین و مواد قانونی و طرحهای اجرایی بروز میکنند. چنانچه در بسیاری از موارد ضعف در اجرا را میتوان از طریق بررسی سیاستگذاریها دنبال کرد. یکی از دلایل برهم خوردن تعادل بین مصرف و تقاضا در مدیریت منابع آب کشور را در شکل سیاستگذاری و برنامهریزی میتوان جستوجو کرد. با این وجود این سیاستگذاری و برنامهریزی آب در ایران شکل ثابتی نداشته و از دورهای به بعد برحسب تغییر در بستر اجتماعی و سیاسی، تحولات زیادی داشته است. بیشترین تحولات در برنامهریزی و سیاستگذاری آب بین برنامههای آب در دوران قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران است؛ تحولات در میانمدت و کوتاهمدت نیز مشهود است. برای شناسایی این تحولات از طریق رویکرد کیفی و با روش تحلیل مضمون استقرایی متن برنامهها و اسناد توسعه بررسی شده است.نتایج تحقیق نشان داد تحولات در سیاستگذاری آب ایران در دوران قبل از انقلاب اسلامی بیشتر متأثر از تحولات و سیاستهای بینالمللی بوده و در دوران بعد از انقلاب اسلامی ایران، این تحولات اغلب متأثر از گفتمان سیاسی دولت وقت بوده است. همچنین نتایج نشان داد که برنامههای توسعهای در ایران از انسجام کافی برای پایداری منابع آب برخوردار نیست. در واقع تغییر در سیاستهای مربوط به بهرهبرداری از منابع آب طی این دوران منجر به گسست برنامههای مختلف توسعه کشور از منظر مدیریت آب شده است.
تحلیل کیفی تأثیر شیوع بیماری ویروس کرونا بر مناسک زیارت در حرم امامرضا (ع)
دوره 12، شماره 3، تابستان 1399، صفحه 145-182
https://doi.org/10.22035/isih.2020.3807.3949
مجید فولادیان، فاطمه صدر نبوی، پدرام خسرونژاد، محمدمهدی واعظ موسوی، محمدمحسن ظریفپویا، وجیهه شاملی، زهرا باغبان گلختمی، مهلا شمسایی
چکیده این مقاله تحلیلی فرهنگی از پیامدها و تأثیرات فرهنگی بحران ویروس کرونا در ایران است. در ماههایی که بحران ویروس کرونا شکل گرفته است این پرسش در کانون توجه جامعه و اندیشمندان ایران بوده است که این بحران چه دلالتهایی برای شیوهٔ زندگی و فرهنگ در ایران دارد؟ نگارنده در پی ارزیابی این پرسش است. در قسمت مقدمهٔ مقاله هدف و چگونگی و پرسشهای اصلی مقاله را توضیح داده میشود. در قسمت دوم مقاله به تحیلی از مسئلهمندی فرهنگ در ایران امروز پرداخته میشود و اینکه چگونه ذهنیت جمعی مردم ایران متأثر از بحران ویروس کرونا هوشیار و حساس و شده و به پرسشگری از امور بدیهی و طبیعی فرهنگ میپردازد. سپس سه دیدگاه دربارهٔ نحوهٔ صورتبندیکردن این پرسشگری ارائه میشود: 1) گفتمان تداوم؛ 2) گفتمان گسست؛ و 3) گفتمان بازاندیشی انتقادی. در قسمت سوم مقاله این گفتمانها شرح داده میشود. رویکرد نگارنده به موقعیت کرونایی همسو با گفتمان بازاندیشی است. از اینرو بخش مهم مقاله را به ویژگیها و ابعاد این بازاندیشی انتقادی اختصاص داده شده است. نگارنده استدلال میکند که انفجار اطلاعات و دانش، آشناییزدایی، بازاندیشی در نظام اولویتها، دیجیتالیشدن مضاعف، افزایش توانش تطبیقی، افزایش تقاضای اجتماعی برای دانش، و در نهایت افزایش سوژگی و عاملیت، مجموعه عواملی هستند که گفتمان بازاندیشی را شکل میدهند. روش نگارنده در این مقاله تحلیل دیدگاههای شکل گرفته دربارهٔ پیامدهای فرهنگی بحران کرونا در ایران است. درعینحال، از تجربههای زیسته و درکهای شهودیام نیز کمک گرفتهام. تجزیهوتحلیل نظری مفاهیم و دیدگاهها یکی از راهبردها برای فهم روایتهای شکلگرفته از پیامدهای بحران کروناست.
نقش سازههای ذهنی در تحقق برنامههای توسعهٔ ایران
دوره 11، شماره 3، تابستان 1398، صفحه 49-74
https://doi.org/10.22035/isih.2020.3371.3608
حسن افراخته
چکیده ایران در بین کشورهای توسعهنیافته از طولانیترین تاریخ برنامهریزی توسعه برخوردار است اما همچنان در گروه کشورهای درحالتوسعه قرار دارد. هیچ یک از برنامههای توسعه، قبل و بعد از انقلاب، به اهداف اقتصادی خود دست نیافته است. اکنون، کشور نهتنها جایگاه نسبی مناسبی از نظر سطح توسعه در جهان ندارد بلکه در مواردی نیز شاهد سیر قهقرایی بوده است. هدف این مقاله، آن است که دستاوردهای اقتصادی برنامههای 70 ساله توسعه ایران را مورد واکای قرار دهد و عوامل مؤثرآن را از منظر سازههای ذهنی تحلیل کند. دادههای مورد نیاز تحقیق از طریق اسنادی و مصاحبه با نخبگان برنامهریزی توسعه جمعآوری شده است. دادههای جمعآوریشده از طریق گراندد تئوری و استدلال استقرایی مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفته است. یافتهها نشان میدهد که اهداف اقتصای برنامههای توسعه بعد از 70سال تحققنیافته است. زیرا برنامهها مبتنی بر بنیان نظری محکم و منطبق بر شرایط کشور نبوده است. بنابراین، مشارکت داوطلبانه مردمی بهدلیل نبود ساختار دموکراتیک تأمین نشده است؛ کار از اهمیت لازم برخوردار نبوده است؛ باوجود وزن کم اقتصادی ایران در جهان، در این کشور سهم بالایی از سیاستهای جهان تعقیب میشود؛ به نقش تأمین فضای با ثبات طبیعی، اقتصادی و اجتماعی در گسترش تولید، اهمیتی داده نمیشود؛ و به اقتصاد بهمثابه کل ارگانیک توجهی مبذول نمیشود. درنتیجه، سازههای ذهنی، نقش مهمی در عدمتحقق برنامههای توسعه در ایران ایفاء میکند.
رویکرد جامعهشناختی احمد اشرف به تاریخ ایران از خلال مسئلۀ توسعهنیافتگی
دوره 10، شماره 3، تابستان 1397، صفحه 57-77
https://doi.org/10.22035/isih.2018.295
ناصر صدقی
چکیده مسئلۀ محوری احمد اشرف در بررسی جامعهشناختی تاریخ ایران، تبیین موانع تاریخی تحقق نظام سرمایهداری بورژوازی و جامعۀ مدنی است. اشرف بهمنظور توضیح و تبیین مسئلۀ مذکور، ابتدا درصدد شناخت ویژگیها و سازوکارهای حاکم در تاریخ ایران بر اساس مفاهیم «نظام آسیایی» و «نظام فئودالی» در اندیشههای مارکس و مفاهیم «نظام پاتریمونیال» و «شهر شرقی» در جامعهشناسی ماکس وبر و مفهوم «نظام ملوکالطوایفی» رایج در ادبیات تاریخی ایران، برآمده است. وی در گام بعدی بر اساس مقدمات تحلیلی مذکور، به تبیین موانع تاریخی شکلگیری نظام بورژوازی و سرمایهداری در تاریخ ایران پرداخته است، زیرا اشرف یکی از نمایندگان گفتمان قائل به اصالت الگوی توسعه بر اساس نقشآفرینی طبقۀ متوسط شهری یا بورژوازی است. بر اساس یافتۀ پژوهش حاضر، دیدگاه اشرف در مورد موانع تاریخی توسعۀ جامعۀ ایرانی در سه سطح بههم پیوستۀ سیاسی، اجتماعی و اقتصادی درخور توجه است. سلطۀ نظامهای آسیایی، پاتریمونیال و ملوکالطوایفی در عرصۀ سیاسی، پیوستگیهای اجتماعات عشایری، روستایی و جامعۀ شهری در عرصۀ اجتماعی و وحدت شیوههای تولید کشاورزی و صنایعدستی و پیشهوری در عرصۀ اقتصادی، ازجمله عواملی است که اشرف بهعنوان موانع تاریخی شکلگیری بورژوازی و رشد «سرمایهداری ملی» در تاریخ ایران مطرح کرده است.
سبک زندگی؛ عنصر مغفول معماری اسلامی
دوره 10، شماره 1، زمستان 1396، صفحه 57-80
https://doi.org/10.22631/isih.2018.2587.2987
سیدمحیالدین فاضلیان، سید رحمان اقبالی
چکیده در ادبیات معماری جهان، معماری اسلامی بهعنوان یک سنت تاریخی مهم و قابلاعتنا مطرح شده است. این سنت برای ایرانیان، جایگاه بهمراتب بالاتری از صِرف یک سنت تاریخی دارد و بهعنوان بخشی از هویت معماری در ایران اسلامی شناخته میشود. نظریههای مختلفی بهمنظور تبیین معماری اسلامی مطرح شدهاند که هرکدام، به پیروی از روشی که اتخاذ کردهاند، بخشی از مختصات معماری اسلامی را مشخص کردهاند، ولی بهطورکلی، این نظریهها بهدلیل غفلت از مؤلفههای عملی و انضمامیای که بهطور مشخص میتوان آن را در واژۀ «سبک زندگی»خلاصه کرد، قابلیت کاربست درست و کارآمد خود را در زیست امروزین مسلمانان از دست دادهاند. هدف این مقاله، پس از طرح و نقد نظریههای مختلف دربارۀ معماری اسلامیِ مطرح در ادبیات پژوهش، بازگرداندن عنصر «سبک زندگی» به معماری اسلامی است؛ عنصری که بهنظر میرسد حلقۀ گمشدۀ نظریههای معماری اسلامی است و امکان بازگشت معماری اسلامی به متن زندگی اجتماعی ایرانیان را فراهم میکند. «سبک زندگی» بهعنوان یکی از اصطلاحات معتبر و رایج در حوزۀ روانشناسی و علوم اجتماعی، دارای این قابلیت است که بهعنوان عنصری کارآمد به تعریفهای معماری اسلامی بازگشته و وجوه کارکردی معماری اسلامی را به آن بازگرداند.
جستاری در شناخت ابعاد بومشناختی آموزههای مذهبی ظهوریافته در فلات ایران
دوره 10، شماره 1، زمستان 1396، صفحه 81-102
https://doi.org/10.22631/isih.2018.2812.3170
احسان لشگری، علی ولیقلی زاده
چکیده یکی از موضوعات مهم مورد مطالعه در جغرافیای فرهنگی، بررسی رابطۀ متقابل محیط و فرهنگ و چگونگی تأثیرگذاری متقابل آنها بر یکدیگر است. در این راستا، بخشی از عناصر فرهنگی، ازجمله دین و مذهب در سرزمینهای مختلف، علاوهبر ریشههای تاریخی و اجتماعی، برآمده از ابعاد و ویژگیهای طبیعی فضای جغرافیایی خاستگاه و محیط انتشارشان هستند که بهشکل آموزههای دینی خاص در آن فضا، تجلی مییابند. اصولاً بخشی از کارکرد دین، ارائه راهحل برای مشکلات مکانیـفضایی است. بدیهی است که ادیان در ایران نیز از این مقوله مستثنا نیستند و بخشی از سرچشمه ظهور آموزههای ادیان موجود در فلات ایران نیز متأثر از بنیادهای طبیعی این فضای جغرافیایی است. در این راستا در این مقاله این پرسش مطرح شده است که شاخصهای جغرافیایی طبیعی فلات ایران، چگونه پیش از ظهور اسلام و پس از آن، بر ویژگیها و نوع آموزههای دینی در این حوزه تأثیرگذار بودهاند؟ در این مقاله کوشش شده است که با رویکردی توصیفیـتحلیلی، بنیادها و دلایل بومپایۀ ظهور آموزههای دینی در ایران بررسی شوند. یافتههای پژوهش، نمایانگر این است که شرایط و ویژگیهای طبیعی فلات ایران، ازجمله ویژگیهای اقلیمی، هیدرولوژیک، و طبیعی، نقش بسزایی در ظهور ویژگیها و آموزههای ادیان در ایران داشتهاند. بهعبارت روشنتر، آموزهها و اعتقادات ادیان ایرانی، ازجمله مذهب تشیع، تحت تأثیر مستقیم بُعد طبیعی فضای جغرافیایی ایران بودهاند.
جایگاه زبانی و سیر تاریخی تحول زبانهای خارجی در ایران
دوره 9، شماره 1، زمستان 1395، صفحه 75-97
https://doi.org/10.22035/isih.2017.245
مهدی دهمرده، امیر نعمتی لیمائی
چکیده ایران از کهنترین تمدنهای تاریخ بشر به شمار میآید و به سبب دارابودنِ موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیک ویژه، برخورداری از موقعیت تجاری و ژئواکونومیک خاص و بسیاری موارد دیگر، همواره توجه فرمانروایان و مردمان دیگر سرزمینها را به خود جلب کرده است. این مهم، ارتباطات گستردۀ ایرانیان با اقوام و ملل مختلف را در طول تاریخ سبب شده است. جدا از زبان فارسی که همواره مورد استفادۀ اقوام گوناگون ساکن در ایران برای ارتباط با همدیگر بوده است، به فراخور زمان، زبانهای خارجی گوناگونی نیز در ایران رواج یافتهاند. علاوهبراین، آموزش و یادگیری زبانهای خارجی در ایرانزمین بهویژه در سدههای اخیر همواره یکی از دغدغههای ساکنان این سرزمین بوده است. در این مقاله که برای نخستینبار توسط اندیشمندان تاریخ و زبانشناسی در حوزه علم و با بهرهجستن از روش تحقیق تاریخی و زبانشناسی انجام شده است، تلاش میشود تا این مطلب که در دورههای مختلف تاریخ ایران کدامیک از زبانهای خارجی رونق یافتهاند و هرکدام از آنها در رهگذر زمان چه تحولاتی را به خود دیدهاند، درک شود. بررسی اطلاعات تاریخی، زبانشناسی و آگاهیهای موجود، گوناگونی و تنوع چشمگیر زبانهایی را که در طول تاریخ در ایران کاربرد یافتهاند، نشان میدهد.
نقش و جایگاه مطالعات میان رشته ای در رشد و توسعه علوم انسانی در کشور
دوره 7، شماره 4، پاییز 1394، صفحه 1-19
https://doi.org/10.7508/isih.2015.28.001
علیاصغر قاسمی، راضیه امامی میبدی
چکیده یکی از ابزارهایی که میتواند در رشد و توسعه تمامی علوم، بهویژه علوم انسانی نقش داشته باشد، توسعه مطالعات میانرشتهای است. در این مقاله تلاش شده است از طریق مصاحبه نیمهساختمند با جمعی از صاحبنظران و اندیشمندان کشور و تحلیل محتوای آرای ایشان به این پرسش پاسخ داده شود که از نظر خبرگان، مهمترین عوامل و موانع رشد علوم انسانی در ایران چیست و توسعه مطالعات میانرشتهای در رشد علوم انسانی چه نقش و جایگاهی دارد؟ نتایج بهدستآمده نشان میدهد از نظر خبرگان، مقوله «توسعه میانرشتهایها» با اختصاص جایگاه دوازدهم در میان عوامل شانزدهگانه رشد و توسعه علوم انسانی فینفسه نقش چندان مؤثری در رشد و توسعه این علوم در ایران ندارد و کارآمدی این ابزار، مستلزم تأمین شرایط مهمتری همچون تأمین فضای باز فکری در دانشگاهها و استقلال جامعه علمی است. همچنین توسعه مطالعات میانرشتهای درصورتیکه به افزایش همافزایی علمی صاحبنظران رشتههای مرتبط در حوزه علوم انسانی و نیز ارتقای توانمندی علمی استادان، دانشجویان و پژوهشگران و کاربردیتر شدن علوم انسانی در کشور منجر شود، میتواند در رشد و توسعه علوم انسانی و اجتماعی مؤثر واقع گردد.
تاریخ اجتماعی ترجمه در ایران: نسبت تاریخ فرهنگی ایران و فرهنگ تاریخی اش
دوره 7، شماره 3، تابستان 1394، صفحه 147-169
https://doi.org/10.7508/isih.2015.27.006
ریحانه گرانسایه، اسمعیل خلیلی
چکیده روندهای ترجمه در تاریخ ایران و تشخیص نسبت آن با تحولات فکری و اجتماعی، بهعنوان شاخص تعیین کارویژۀ ترجمه در دو دورۀ ایران باستان و عصر تمدن اسلامی در این مقاله بررسی شدهاند. مفهوم ترجمه به دو معنی در این مقاله به کار رفته است: «بازگردانی گفتار یا نوشتار از زبانی به زبان دیگر» و «بازخوانی یک فرهنگ در یک فرهنگ دیگر، بهمثابۀ امری میانفرهنگی یا ارتباطی یا میاناجتماعی». منبع استناد در گذشتۀ تاریخی، که فاقد گزارشهایی دربارۀ ترجمه است، بررسی روندهای برگردان شدن زبان در روند تحول خطها و در دورههایی که گزارشهای مکتوب از امر ترجمه وجود دارد استفاده از آن گزارشها بوده است. منابع بهعنوان «متن» بررسی شدهاند و دیدگاه نویسندگانشان بهطور انتقادی داوری شده است. استنتاج پایانی بر مبنای رویکرد نظری پژوهش، «تغییرات فرهنگی» را معیار فهم تاریخ ایران قرار داده و احتمال داده است که تا پایان عصر تمدن اسلامی، دو نوع «شرایط وقوع ترجمه» در ایران وجود داشته است. امر ترجمه در دوران پیش از اسلام از خصوصیت «درونفرهنگی» برخوردار بوده و در دورۀ تمدن اسلامی یک «اقتضای فرهنگی» برای ارتباط میانفرهنگی که کارویژۀ نهاییاش میتواند ایجاد یک فرافرهنگ بوده باشد. مفهوم اول دلالت بر خصلت خود فرهنگ در جذب عناصر فرهنگهای دیگر دارد، و مفهوم دوم به عامل تکثر فرهنگی در محدودۀ بیناسرزمینی یا میانجامعهای.
بررسی عوامل بنیادی مدیریت دانش در محیطهای دانشگاهی: مطالعهای موردی
دوره 3، شماره 2، تابستان 1390، صفحه 1-13
https://doi.org/10.7508/isih.2011.1011.001
حمیدرضا آراسته، سعیده معماری
چکیده جمهوری اسلامی ایران بر آن است که با اجرای برنامههای توسعه و رسیدن به اهداف چشمانداز بیستساله تا سال 1404، جامعهای مبتنی بر دانایی و کشوری توسعهیافته ایجاد کند. دستیابی به این امر مهم نیازمند مدیریت دانش در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی است. هدف از این تحقیق، بررسی عوامل بنیادی مدیریت دانش در محیطهای دانشگاهی بود. یکی از دانشگاههای دولتی تهران با جامعة آماری 383 نفر اعضای هیئت علمی دانشگاه انتخاب شد که از این تعداد صد نفر در تحقیق مشارکت کردند. ابزار جمعآوری اطلاعات، پرسشنامة محققساخته، مشتمل بر 49 گویة بستهپاسخ و 3 گویة باز پاسخ بود. از تحلیل عاملی به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات و شناسایی ابعاد مدیریت دانش استفاده شد. بر اساس نتایج بهدستآمده، عوامل بنیادی مدیریت دانش در دانشگاه نمونه، اشاعه دانش (آموزش)، تولید دانش (پژوهش)، بهکارگیری دانش (خدمات اجتماعی) و ذخیرة دانش بودند.
رویکردهای میانرشتهای و طراحی برنامه درسی رشته اقتصاد و مالیه اسلامی
دوره 2، شماره 3، تابستان 1389، صفحه 31-58
https://doi.org/10.7508/isih.2010.07.002
حسین میثمی، محسن عبدالهی، مصطفی شهیدی نسب، مهدی قائمی اصل
چکیده این تحقیق الگوها و انواع مختلف برنامه درسی تلفیقی را مورد بررسی قرار داده و تناسب آنها را در رشته اقتصاد و مالیه اسلامی مورد توجه قرار میدهد. در واقع به این سوال پاسخ میدهد که اگر رشته اقتصاد و مالیه اسلامی به عنوان حوزهای میانرشتهای در علوم انسانی-اسلامی بخواهد تشکیل شود، از کدامیک از رویکردهای مطرح میتواند استفاده کند و ظرفیت هر یک از رویکردهای میانرشتهای در این رابطه چه میزان است؟ ضمن ارائه دو اصل «ارتباط حداکثری» و «بهرهبرداری حداکثری»، نشان میدهد که رویکرد مناسب برای دوره اقتصاد و مالیه اسلامی رویکردی محتوا محور است و از گونههای مطرح شده نیز، رویکردهای درونرشتهای و میانرشتهای موازی در شرایط موجود مناسب نبوده و توانایی تامین اصول مطرح شده را ندارند؛ رویکردهای چندرشتهای، متقاطع، متکثر و همچنین فرارشتهای و پسارشتگی نیز گرچه از دو رویکرد قبلی متناسبتر میباشند، اما در شرایط موجود استفاده از آنها با توجه به نقاط ضعفی که دارند پیشنهاد نمیشود. در نهایت به نظر میرسد ظرفیت و کارایی رویکرد بینرشتهای از بقیه رویکردها بیشتر بوده و برنامهریز رشته اقتصاد و مالیه اسلامی میتواند در تدوین برنامه درسی دوره از آن بهره ببرد. به هر حال در عمل میتوان از رویکرد بینرشتهای به عنوان رویکرد اصیل و مبنایی بهره برد و در کنار آن از نقاط قوت موجود در سایر رویکردها نیز به منظور تقویت برنامه درسی استفاده کرد.
فرایند نهادینه شدن نوآوری در صنایع خلاق: مطالعه موردی سبکهای موسیقی در ایران معاصر
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 08 تیر 1405
https://doi.org/10.22035/isih.2026.5497.5128
امیرحسین کریمان، مسعود شادنام
چکیده هنر یکی از پویاترین ساحتهای زندگی بشر است؛ جایی که هنرمند کار خود را آفرینش میبیند و هر لحظه پردهای نو فراروی انسان قرار میدهد. اما این آفرینشهای هنری همگی سرنوشت یکسانی نمییابند. بعضی سروصدایی میکنند؛ اما خیلی زود میگذرند و ردی از خویش به جا نمیگذارند. بعضی دیگر اما در حافظهی تاریخی مردمان ماندگار میشوند. رمز و راز این تفاوت چیست؟ برای پاسخ به این پرسش، پژوهش حاضر بر حوزهی موسیقی تمرکز میکند و از زاویه نظریات نهادی به کاوش درباره این پرسش میپردازد که چگونه برخی از نوآوریهای موسیقایی در ذهن مخاطب جا میافتند و برخی دیگر به فراموشی سپرده میشوند؟ چه مسیری باید طی شود تا یک سبک جدید موسیقی در خاطر مخاطب تثبیت شود و به فراموشی نرود؟ این تحقیق مبتنی بر رهیافت کیفی تفسیرگرا است و از روش نظریه دادهبنیاد استفاده میکند. دادههای آرشیوی و مصاحبه با تعدادی از گروههای موسیقی نوآور در مدت مشخصی از تاریخ ایران معاصر جمعآوری شده و با استفاده از تحلیل مضمون دلایل ایجاد شدن و جا افتادن آنها یا از بین رفتن و به فراموشی سپرده شدن آنها استخراج و بررسی شده است. در نهایت بر اساس تحلیل مصاحبهها مدلی فرایندی ارائه شده است که گامهای مختلفی که یک نوآوری موسیقایی باید طی بکند تا در خاطر مخاطب جا بیفتد را بیان میکند. این مدل با یافتههای قبلی در نظریهی نهادی مقایسه میشود و نشان داده میشود که پویایی آفرینشهای هنری در ساحت اجتماع متأثر از عواملی است که تا پیش از این به خوبی نظریهپردازی نشدهاند.
