موضوعات = نوآوری و فناوری
نوآوری و فناوری

مختصات خط‌مشی بودجه‌ای مناسب برای توسعه زیست‌فناوری در کشور

دوره 13، شماره 1، زمستان 1399، صفحه 1-37

https://doi.org/10.22035/isih.2021.361

مهدی دیلم صالحی، علی اصغر پورعزت، مجتبی امیری، محمد قاسمی ششده

چکیده بودجه به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای نظام خط‌مشی‌گذاری و خون حیاتی دولت، تأثیر بسیار زیادی در جهت‌دهی به اقدامات آتی کشور خواهد داشت. بودجه می‌تواند محرک اقتصاد دانش‌بنیان و عامل رشد و توسعهٔ زیست‌فناوری، به‌عنوان یکی از نوآوری‌های برتر قرن حاضر باشد. در مقالهٔ حاضر، یافتن مختصات و ویژگی‌های خط‌مشی بودجه‌ای مناسب برای توسعهٔ زیست‌فناوری در کشور مورد بررسی قرار گرفته است. این مقاله در ﭼﺎرﭼﻮب روﻳﻜﺮد ترکیبی و ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش‌تحلیل ﺗﻢ ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ و ﺑﺮای تعیین ویژگی‌ها، با خبرگان خط‌مشی‌گذاری، بودجه‌ریزی و زیست‌فناوری مصاحبه شده است.  در نهایت مؤلفه‌های خط‌مشی بودجه‌ای در قالب ۱۶ مقولهٔ اصلی استخراج شد که عبارت‌اند از: تقسیم‌کار ملی، اصلاح ساختار نهادی، تقویت ستاد توسعه زیست‌فناوری، اصلاح قوانین و مقررات، اصلاح قانون حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان، ایجاد ثبات و پایداری در قوانین، اصلاح ساختار بودجهٔ کشور، تقویت نقش اهرمی بودجه، اصلاح روش‌های بودجه‌ریزی، بودجه‌ریزی عملیاتی، اصلاح بودجهٔ پژوهشی کشور، اصلاح مدل‌های تأمین مالی، اصلاح مرحله دستورگذاری، زیرساخت فناوری اطلاعات، رعایت اصول بودجه، نظارت بر هزینه‌کرد اعتبارات.

نوآوری و فناوری

ارائهٔ مدلی برای هم‌آفرینی ارزش در رسانه‌های خبری؛ مورد مطالعه، سامانه فارس‌من خبرگزاری فارس

دوره 13، شماره 1، زمستان 1399، صفحه 39-61

https://doi.org/10.22035/isih.2021.362

علی بیات سیدشهابی، محمدرضا سعیدآبادی، داتیس خواجه‌ئیان

چکیده با همه‌گیری رسانه‌های اجتماعی و توانمندشدن کاربران در مشارکت با سازمان‌های رسانه‌ای، هم‌آفرینی ارزش به یک روند فزاینده در صنعت رسانه تبدیل شده است. خبرگزاری‌ها ازجمله سازمان‌های رسانه‌ای هستند که به میزان قابل‌توجهی تحت تأثیر مشارکت کاربران از طریق شبکه‌های اجتماعی، شهروند خبرنگاری و محتوای تولیدشده توسط کاربران قرار گرفته‌اند و از مشارکت کاربران به اشکال گوناگون، از محتوای خبری تا تحلیل و پویش و گفت‌وگو و محتوای کاربرساخته بهره‌مند می‌شوند. پژوهش جاری با نظرسنجی از 735 نفر از کاربران فعال سامانه «فارس‌من» متعلق به خبرگزاری فارس به شناسایی مؤلفه‌ها و ابعاد هم‌آفرینی ارزش در خبرگزاری‌ها و توسعهٔ مدل هم‌آفرینی ارزش راهبردی می‌پردازد. مدل تحقیق مبتنی بر این است که انگیزه مشارکت کاربر در هم‌آفرینی تحت تأثیر سه نوع ارزش رابطه‌ای، اقتصادی و سرگرمی است که از طریق تقویت برند به وفاداری نگرشی و وفاداری رفتاری می‌انجامد. با اجرای یک پرسشنامه و جمع‌آوری داده از 12330 نفر از کاربران فارس‌من که حداقل یک‌بار سوژه‌ای را در فارس‌من ثبت کرده‌اند، سپس با استفاده از رویکرد کمّی و با بهره‌گیری از نرم‌افزار‌های SPSS، EXCEL، و SMART-PL  به تجزیه‌وتحلیل پرسشنامه‌های تکمیل‌شده پرداخته و مدل معادلات ساختاری تأیید شد. یافته‌ها نشان می‌دهد مشارکت مخاطبان شبکه‌های خبری به‌ترتیب در هم‌آفرینی ارزش رابطه‌ای، سرگرمی و اقتصادی تأثیر مثبت داشته و با تقویت ارزش برند خبرگزاری، باعث افزایش وفاداری نگرشی و وفاداری رفتاری مخاطبان می‌شود.

نوآوری و فناوری

سنجش تعاملات توانمندسازهای لجستیک طرف سوم با تکنیک ترکیبی DANP

دوره 13، شماره 1، زمستان 1399، صفحه 61-91

https://doi.org/10.22035/isih.2021.3906.4022

مریم علی ئی، اسماعیل قادری‌فر، منصوره حورعلی، فاطمه حمیدی

چکیده جهانی‌شدن و انطباق‌پذیری با شرایط بازار، وجود فشارهای رقابتی‌ای مانند ورود شرکت‌های نوپا به بازار رقابت، و لزوم افزایش هزینه‌های سرمایه‌گذاری باعث شده‌اند که تولیدکنندگان به‌سوی بهبود روش‌های خلاقانۀ خدمت‌رسانی به مشتریان، دستیابی به بازارهای جدید، گسترش جغرافیایی دامنۀ ارائۀ خدمات، و فعالیت‌های دیگری روی آورند تا بتوانند ضمن بهبود کیفیت، افزایش رضایت مشتری، و دستیابی به مشتریان جدید، هزینه‌های لجستیکی خود را کاهش دهند. مؤثرترین راه‌حل این معضل تجاری، برون‌سپاری خدمات لجستیک برپایۀ قراردادهای طولانی‌مدت است که توسط تأمین‏کنندۀ خدمات لجستیک طرف سوم ارائه می‌شود. این شرکت‌ها، دارای دانش تخصصی در زمینه هماهنگی منابع اقتصادی هستند و می‌توانند فرصت‌های جدیدی را برای تولیدکنندگان خلق کنند. تأمین‏کنندۀ خدمات لجستیک طرف سوم، یک تأمین‏کنندۀ خارجی است که مدیریت، کنترل، و اجرای فعالیت‏های لجستیکی را از طرف بنگاه‌های تجاری انجام می‏دهد. در این مقاله، هفت بعد اصلی توانمندسازهای لجستیک طرف سوم، به‌کمک بررسی پیشینۀ پژوهش، تحلیل محتوای متنی، و مصاحبه‌های تخصصی با 16 نفر از خبرگان صنعت لجستیک به‌کمک نرم‌افزار MAXQDA مشخص شده است؛ سپس، این توانمندسازها، به‌کمک تکنیک دیمتل مبتنی‌بر تحلیل شبکه‌ای (DANP) و انجام مقایسه‌های زوجی و پیاده‌سازی در نرم‌افزار اکسل، وزن‌دهی و روابط میان آن‌ها کشف شد. برای گردآوری داده‌ها از پرسش‌نامه‌های محقق‌ساختۀ زوجی استفاده ‌شده است که روایی و پایایی آن نیز تأیید شد. نتایج تحلیل نشان می‌دهد که مهم‌ترین توانمندسازها به‌ترتیب عبارت‌اند از: توانمندسازی تولیدی، فنی و بازاریابی و فروش، مالی، نیروی انسانی، و توانمندسازی راهبردی.

نوآوری و فناوری

شناسایی عوامل مؤثر بر ظرفیت نوآوری بنگاه‌های دانش‌بنیان حوزۀ فناوری اطلاعات و ارتباطات در ایران

دوره 13، شماره 1، زمستان 1399، صفحه 93-123

https://doi.org/10.22035/isih.2021.3909.4026

محمد احسان زندی، محمدصادق خیاطیان یزدی، مهدی محمدی

چکیده هدف این مقاله، شناسایی عوامل مؤثر بر ظرفیت نوآوری بنگاه‌های دانش‌بنیان حوزۀ فناوری اطلاعات و ارتباطات در ایران است. در این مقاله که از نوع توصیفی‌ـ‌تحلیلی است، از روش پژوهش کمی‌ـ‌کیفی استفاده شده و پژوهش در دو بخش انجام شده است. بخش نخست، به‌صورت کیفی و با استفاده از روش تحلیل پیشینۀ موضوع و مصاحبه با 9 نفر از سیاست‌گذاران، خبرگان، و مدیران بنگاه‌های حوزۀ فناوری اطلاعات و ارتباطات انجام شده است. در بخش دوم، الگوی به‌دست‌آمده در مرحله نخست از طریق توزیع پرسش‌نامه در میان 275 بنگاه فعال در این حوزه، پیمایش شد تا اعتبار الگوی پیشنهادی سنجیده شود. بنا بر نتایج به‌دست‌آمده، عوامل محیطی، نسبت به عوامل سازمانی، در ارتقای ظرفیت نوآوری بنگاه‌های حوزۀ فناوری اطلاعات و ارتباطات اهمیت بیشتری دارند. به‌نظر می‌رسد، دلیل این اهمیت، تأثیرپذیری بالای کسب‌وکارهای دانش‌بنیان این حوزه از عواملی همچون رشد و ثبات اقتصادی، رقابت‌پذیری، و حمایت دولت از نوآوری باشد. همچنین، نتایج به‌دست‌آمده در این مقاله نشان می‌دهد، مهم‌ترین عوامل سازمانی مؤثر بر ظرفیت نوآوری عبارت‌اند از: همکاری و ارتباطات، منابع ایده‌یابی، عوامل فردی، فرهنگ ‌سازمانی، راهبردها و مدیریت فناوری، مدیریت دانش و یادگیری سازمانی، و تخصیص منابع به نوآوری. در میان عوامل محیطی مؤثر بر نوآوری، حمایت نهادی، عوامل کلان اقتصادی، و موقعیت بنگاه، به‌ترتیب دارای بیشترین اهمیت بوده‌اند. افزون‌براین، نتایج نوآوری، نتایج بازار، نتایج مالی، و نتایج انسانی، مهم‌ترین شاخص‌های اندازه‌گیری ظرفیت نوآوری به‌شمار می‌آیند.

نوآوری و فناوری

عوامل تأثیرگذار بر اشتغال در کسب‌وکارهای تبلیغاتی اینترنتی؛ دیجیتال‌مارکتینگ

دوره 13، شماره 1، زمستان 1399، صفحه 125-149

https://doi.org/10.22035/isih.2021.4166.4228

حسینعلی قجری، علی نقوی

چکیده نیاز به تبلیغات در فضای اینترنت امروزه به یک ضرورت برای کسب‌وکارهای اینترنتی و غیراینترنتی تبدیل شده ‌است. کسب‌وکارهای دیجیتال‌مارکتینگ، کسب‌وکارهای نوپایی در ایران است که تحلیل جامعه‌شناختی این کسب‌وکارها یکی از نیازهای ضروری جهت رشد و توسعه آنها است. این مقاله سعی دارد عوامل مؤثر بر اشتغال افراد در کسب‌وکار‌های تبلیغاتی اینترنتی را احصاء و مورد بررسی قرار دهد. برای دستیابی به این مهم، پس از کنکاش در نظریات مختلف جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، علوم تربیتی و... یک مدل نظری با رویکرد بین‌رشته‌ای ارائه شد و6 متغیر استعداد، علاقه، فرهنگ سازمانی، مزایای شغلی، طبقهٔ اجتماعی‌ـ‌اقتصادی و بازار کار به‌عنوان عوامل مهم تأثیرگذار بر اشتغال در کسب‌وکارهای تبلیغاتی اینترنتی تعیین شد. سپس با توزیع پرسشنامه محقق‌ساخته در بین نمونهٔ جامعهٔ آماری، فرضیات تحقیق مورد آزمون قرار گرفت و با استفاده از آزمون همبستگی اسپیرمن معناداری 5 فرضیه از ۶ فرضیه با متغیر وابستهٔ «اشتغال» (به‌جز عامل طبقه اجتماعی‌ـ‌اقتصادی) مورد تأیید قرار گرفت. همچنین بر اساس یافته‌های آزمون معادلات ساختاری (لیزرل) معناداری متغیرهای مستقل «علاقه» و «بازار کار» با متغیر وابستهٔ «اشتغال» مورد تأیید قرار نگرفت و مشخص شد که عامل استعداد (با ضریب استاندارد 3/0) و مزایای شغلی (با ضریب استاندارد 62/0) بیشترین تأثیر را در جذب شاغلین  به کسب‌وکارهای تبلیغاتی اینترنتی داشته‌اند.

نوآوری و فناوری

تحلیل اجتماعی زیست‌بوم استارت‌آپی ایران

دوره 13، شماره 1، زمستان 1399، صفحه 151-179

https://doi.org/10.22035/isih.2021.363

اباذر اشتری مهرجردی

چکیده گزارش آنکتاد، سه موج ده‌سالهٔ توسعه سیاست‍های علم، فناوری و نوآوری در ایران را از ابتدای دههٔ 1370 شناسایی کرده است. اولین موج بر توسعهٔ آموزش عالی، موج دوم بر توسعهٔ پژوهش و فناوری و موج سوم بر اقتصاد دانش‌بنیان و مبتنی بر نوآوری، تمرکز داشته است. از این‌رو، از اوایل دهه 90 زمینه‌های ظهور و بروز استارت‌آپ‍ها هموارتر شد. بررسی مطالعات داخلی و خارجی درخصوص موفقیت و شکست استارت‌آپ‍ها حاکی از فقدان دید و رویکردی جامعه‌شناختی است و دلیل اصلی مطالعهٔ حاضر به‌شمار می‌آید. روش مطالعه از نوع کیفی بوده و مهمترین ابزار ما مصاحبه‌های عمیق باگرفتن روایت و تجربه زیسته‌شان بوده است. سپس به دسته‌بندی، سنخ‌بندی و مفهوم‌سازی (روش استقراییِ شش مرحله‍ای کلارک و براون) پرداختیم. جامعهٔ مورد مشاهده، شامل شش نفر از مدیران و صاحبان استارت‌آپ‍، دو نفر از مدیران شتاب‌دهنده‍ها و شش نفر از همکاران بودند. پس از جمع‌بندی و دسته‌بندی یافته‌ها، به 5 گروه متغیر(تم) که به‌صورت PESTE نام‌گذاری شدند، دست یافتیم. P نشانهٔ Politics، E نشانهٔ Economy، S نشانهٔ Social-cultural، T نشانهٔ Technology و E نشانهٔ Education است. بر همین اساس، زیست‌بوم استارت‌آپی در ایران و جهان بسیار جدید و نوپا است؛ اما به دلیل اطلاق آنها به دنیای مدرن کنونی بسیار پیچیده و چندوجهی هستند به‌طوری‌که اگر یکی از پایه‍های پنج‌گانه آن با دیگر پایه‍ها، متناسب و همراه نباشد، با شکست روبه‌رو خواهد شد.

نوآوری و فناوری

طراحی الگوی ساختاری استدلال حسابرس با استفاده از رهیافت الگو‌سازی ساختاری‌ـ‌تفسیری فازی

دوره 12، شماره 4، پاییز 1399، صفحه 35-73

https://doi.org/10.22035/isih.2020.3907.4023

مرتضی شفعتی، محمد رضا عبدلی، حسن ,ولیان

چکیده استدلال، به‌عنوان نشانۀ وجود تفکر منطقی، استعدادی ذهنی است که به شیوه‌ای عقلانی عمل می‌کند. در پس هر استدلالی، فردی قرار دارد که برخی مقدمه‌ها را به‌گونه‌ای هدفمند، در راستای حمایت از نتایج به‌کار می‌گیرد و هرچه امکان تجربۀ مستقیم محتوای گزاره‌ها کمتر باشد، نیاز به آوردن استدلال برای توجیه نتایج بیشتر می‌شود. حسابرسی، به‌عنوان عرصه‌ای که ویژگی اصلی آن، اعمال قضاوت حرفه‌ای است، برای ارزشمندتر شدن نیازمند قضاوت بر پایهٔ استدلال‌هایی قوی است؛ بنابراین، در این مقاله، عواملی را معرفی خواهیم کرد که زمینه‌های بهبود قدرت استدلال حسابرسان را فراهم می‌کنند. در این مقاله به‌ کمک 13 خبرهٔ حسابرسی، حسابداری، و مدیریت ‌مالی و برپایۀ روش دلفی نخست، 24 عامل مؤثر بر استدلال، در بازه یک‌ساله بهمن 1397 تا 1398، مشخص و سپس اتفاق‌نظر خبرگان با به‌کارگیری ضریب هماهنگی کندال تأیید شده است. داده‌های پژوهش‌ نیز به کمک پرسش‌نامه مقایسه زوجی محقق‌ساخته با نرخ ناسازگاری 03/0 و برپایۀ روش الگو‌سازی ساختاری‌ـ‌تصویری فازی، در 11 سطح، الگو‌سازی شده‌اند. هوش، تجربه، استانداردهای حسابرسی و حسابداری، و دستورالعمل‌های حسابرسی، در پایین‌ترین سطح الگو، و توانایی دفاع، عدم سوگیری متن، تردید، و استقلال حسابرس (به‌عنوان عوامل تأثیرگذار بر استدلال) در بالاترین سطح قرار گرفته‌اند. همچنین، در نمودار میک‌مک، پایبندی به اخلاق، فرهنگ سازمانی اخلاق‌محور و به‌دور از تقلب، دانش و مهارت در صنعت موردنظر، و صراحت و شفافیت اطلاعات، به‌عنوان عوامل پیوندی استخراج شده‌اند که تأکید بر آن‌ها می‌تواند استدلال حسابرسان را بهبود بخشد.

نوآوری و فناوری

اثربخشی عناصر زنجیرۀ تأمین و نوآوری سبز بر رضایت مشتریان محصولات لبنی

دوره 12، شماره 4، پاییز 1399، صفحه 75-104

https://doi.org/10.22035/isih.2020.3874.3999

علی یوسفی، مهدی همایونفر، عبدالعزیز پقه، امیر اخوان فر

چکیده مقالۀ حاضر تلاش می‌کند تأثیر ابعاد زنجیرۀ تأمین سبز را بر رضایت مشتریان محصولات لبنی  ‌با توجه به نقش تعدیل‌کنندۀ رقابت‌پذیری شرکت‌ بررسی کند. روش به‌‌کارگرفته‌شده، به‌لحاظ نحوۀ گردآوری داده‌ها، توصیفی‌ـ‌همبستگی با برپایۀ شیوه پیمایشی، و به‌لحاظ هدف یا ماهیت، کاربردی است. برای تبدیل داده‌های کیفی به کمی، از طیف طبقه‌بندی‌شده پنج‌گزینه‌ای لیکرت استفاده کرده‌ایم و ابزار گردآوری داده‌ها، پرسش‌نامه است. آزمون فرضیه‌ها نیز به‌‌کمک نرم‌افزار SmartPLS3 انجام شده است. جامعه آماری موردمطالعه، 695 نشان شرکتی مشغول به فعالیت در زمینۀ تولید محصولات لبنی است که 484 شرکت از وزارت صنعت، معدن، و تجارت و 211 شرکت نیز از وزارت جهاد کشاورزی، مجوز فعالیت دریافت کرده‌اند و روی‌هم‌رفته دارای 2352 شعبه در سطح کشور هستند. برای تعیین حجم بهینۀ نمونه، از نرم‌افزار نمونه‌گیری SPSS Sample Power استفاده کرده‌ایم. حداقل حجم نمونه، 298 شرکت برآورد شد که به‌منظور اطمینان‌یابی بیشتر، تعداد 305 شرکت بررسی شدند. نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهند که اقدامات سبز داخلی و مشارکت سبز بیرونی، از بیشترین میزان تأثیرگذاری بر نوآوری سبز برخوردار بوده‌اند و همچنین، نوآوری، عملکرد، و کارآفرینی سبز، بر رضایت مشتری تأثیرگذار هستند، اما اثر تعدیلی رقابت‌پذیری شرکت تأیید نشد.

نوآوری و فناوری

طراحی الگوی تاب‌آوری با رویکرد ارزش‌آفرینی در مدیریت شهری

دوره 12، شماره 4، پاییز 1399، صفحه 105-127

https://doi.org/10.22035/isih.2021.3928.4037

پدرام طلوعی، فرزام بابایی سمیرمی، رضا ارجمندی، امیرحسام حسنی، رضا عزیزی‌نژاد

چکیده تاب‌آوری شهرها در مدیریت شهری، اهمیت زیادی دارد، زیرا بر زیست و بقای یک شهر تأثیر می‌گذارد. با افزایش ظرفیت و توان سکونتگاه‌های شهری و ضریب تاب‌آوری آن‌ها است که مدیریت باکیفیت شهرها برای نسل‌های آینده امکان‌پذیر می‌شود. این پژوهش با هدف طراحی الگوی تاب‌آوری برپایۀ رویکرد ارزش‌آفرینی در مدیریت شهری انجام شده است. مقالۀ حاضر به‌لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده‌ها، از نوع کیفی است. جامعۀ آماری پژوهش، دربردارندۀ خبرگان دانشگاهی و مدیران شهرداری در حوزه مدیریت شهری تهران است که پس از 11 مصاحبه، اطلاعات به‌ کفایت داده رسید. برای انتخاب نمونه در مرحلۀ کیفی از روش گلوله‌برفی استفاده شد و روایی محتوای پرسش‌های مصاحبه توسط 4نفر از هئیت علمی دانشگاه تأیید شد. نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهد که چهار عامل اقتصادی، اجتماعی، نهادی، کالبدی‌ـ‌فضایی در این عرصه نقش چشمگیری دارند. پیشنهاد می‌شود، ابعاد شکل‌دهندۀ الگو، به‌عنوان عامل تعدیل‌کننده در سازمان‌ها بررسی شده، و اثر تغییرات محیط کالبدی‌ـ‌فضایی بر الگوی مدیریت تاب‌آوری در سازمان‌های دیگر سنجیده، و با یافته‌های پژوهش حاضر مقایسه شود.

نوآوری و فناوری

‌تأثیر ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری مدیران بر گرایش‌های احساسی سرمایه‎گذاران

دوره 12، شماره 4، پاییز 1399، صفحه 129-158

https://doi.org/10.22035/isih.2020.3935.4043

آرش حسین پور، محمدحسین رنجبر، جهانبخش اسدنیا، فائق احمدی

چکیده عوامل رفتاری و روانی در قالب اطمینان بیش‌از‌حد مدیران، هزینه‌های نمایندگی، رفتار مدیریت سود، و کوته‌بینی مدیران می‌تواند بر شفافیت اطلاعاتی تأثیر بگذارد و باعث تغییرات چشمگیری در آن‌ها شود. افزون‌براین، شواهد حکایت از این دارد که سرمایه‌گذاران برای تعیین ارزش سهام، تحت تأثیر قضاوت‌های مبتنی‌بر تصورات ذهنی، اطلاعات غیرعلمی، و شرایط روانی و احساسی در بورس حضور دارند و این درحالی است که می‌توان به پشتوانۀ شفافیت اطلاعاتی در این بازار حضور یافت؛ بنابراین، با توجه به اهمیت این روابط برای بازار، مقالۀ حاضر تأثیر ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری مدیران را بر گرایش‌های احساسی سرمایه‌گذاران در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران بررسی کرده است. دراین‌راستا، فرضیه‎هایی تدوین و اطلاعات مربوط به شرکت‎های عضو بورس اوراق بهادار در طول دورۀ زمانی بین سال‌های 1387 تا 1396 بررسی و تجزیه‌و‌تحلیل شده است. جامعۀ آماری پژوهش، با توجه به شرایط درنظرگرفته‌شده برای انتخاب نمونه، دربردارندۀ 150 شرکت است که به روش حذف سیستماتیک انتخاب شده‌اند. الگوی رگرسیون مقاله با استفاده از روش داده‌های تابلویی با رویکرد اثرات تلفیقی، بررسی و آزمون شد. نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که به‌لحاظ تأثیر ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری مدیران، ویژگی‌های رفتاری خوش‌بینانه، کوته‌بینانه، رفتار نمایندگی، و مدیریت سود با کاهش شفافیت در محیط تصمیم‌گیری شرکت، سبب تشدید گرایش‎های احساسی سرمایه‌گذاران شده و اثر مثبت و معناداری بر آن دارد. افزون‌براین، نتایج به‌دست‌آمده، بیانگر این است که شاخص قدرت مدیریت که نشان‌دهندۀ رفتار مقتدرانۀ مدیر است، اثر معناداری بر گرایش‌های احساسی سرمایه‌گذاران ندارد.

نوآوری و فناوری

واکاوی اثر ظرفیت نوآوری بر عملکرد نوآورانه شرکت‌های نوپای فین‌تک

دوره 12، شماره 4، پاییز 1399، صفحه 191-159

https://doi.org/10.22035/isih.2020.4053.4131

مجید فروزان مهر، مهرداد حسینی شکیب، سعید شوال پور، عباس خمسه

چکیده ظرفیت نوآوری، مفهومی است که تحت تأثیر عوامل گوناگون، نقش مهمی در افزایش احتمال موفقیت فرایند نوآوری دارد. هدف این مقاله، واکاوی اثر ظرفیت نوآوری بر عملکرد نوآورانه شرکت‌های نوپای فین‌تک با تأکید بر نقش ظرفیت جذب و قابلیت یادگیری است. مقالۀ حاضر، یک پژوهش کاربردی، کمی، و مبتنی‌بر رویکرد قیاسی است که موضوع پژوهش را با استفاده از روش الگو‌سازی معادلات ساختاری و به‌کمک نرم‌افزار اسمارت پی.ال.اس تجزیه‌‌و‌تحلیل کرده است. جامعۀ آماری افراد شاغل در 48 شرکت عضو انجمن کسب‌وکارهای نوپای فین‌تک ایران انتخاب شد که تعداد آن‌ها  279 نفر و اندازه نمونه با استفاده از نرم‌افزار سمپل‌پاور، 160 نفر برآورد شد. پرسش‌نامۀ الکترونیکی، برپایۀ روش نمونه‌گیری تصادفی ساده، بین افراد، توزیع و سرانجام، 143 پرسش‌نامه تکمیل و برگشت داده شد. نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که ظرفیت نوآوری، تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد نوآورانه دارد و در رابطۀ ظرفیت جذب بالفعل و عملکرد نوآورانه نیز نقش میانجی جزئی را ایفا می‌کند. همچنین، درحالی‌که قابلیت یادگیری بر هر دو بعد ظرفیت جذب، یعنی ظرفیت جذب بالقوه و ظرفیت جذب بالفعل تأثیرگذار بوده و ظرفیت جذب بالقوه نیز بر ظرفیت جذب بالفعل تأثیر گذاشته است، تنها ظرفیت جذب بالفعل بر عملکرد و ظرفیت نوآوری تأثیر مثبت و معنا‌داری داشته است.

نوآوری و فناوری

هوش مصنوعی اخلاقی: تحلیل و بررسی چالش‌های پیاده سازی هوش مصنوعی حساس به ارزش

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 خرداد 1405

https://doi.org/10.22035/isih.2026.5675.5249

زهره عبدخدائى، فاطمه فلاح تفتی

چکیده یکی از رویکردهایی که به منظور تعبیه ارزش‌های اجتماعی در فناوری مورد توجه قرار گرفته، رویکرد طراحی حساس به ارزش است. این ایده بر این مبنا استوارست که تکنولوژی "خنثی از ارزش‌ها" نبوده، بلکه "ارزش‌بار" است. این رویکرد، اگرچه در بحث طراحی و تعبیه ارزش‌ها در سیستم‌های فناوری مورد توجه قرار گرفته‌، اما به دلیل ویژگی‌های منحصر به فرد هوش‌مصنوعی، در تعمیم آن به سیستم‌های هوشمند دچار چالش‌های گوناگونی شده‌است.
نوشتار حاضر با روش تحلیلی- استنتاجی و در چارچوب میان‌رشته‌ای، بر بسط رویکرد طراحی حساس به ارزش به منظور تعبیه ارزش‌های اجتماعی- اخلاقی در فناوری هوش‌مصنوعی و چالش‌های آن متمرکز شده‌است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد دو ویژگی منحصر به فرد هوش‌مصنوعی یعنی خود-یادگیری و خود-تصمیم‌گیری، چالش‌هایی را در سطوح مختلف طراحی ایجاد می‌کنند. این چالش‌ها شامل ابهام در تعریف و اولویت‌بندی ارزش‌ها، محرومیت ضمنی گروه‌های به حاشیه‌رانده شده، عدم شفافیت، ناخوانایی و توضیح‌ناپذیری سیستم‌ها، پدیده انفکاک ارزش، دشواری ترجمه مفاهیم اخلاقی به الزامات فنی و پیچیدگی ارزیابی تأثیر واقعی ارزش‌ها در عمل هستند. به منظور رفع این چالش‌ها، پیشنهاداتی نظیرجایگزینی ساختار هیبرید و ترکیبی در طراحی، توسعه چارچوب‌های نظارتی و ارزیابی، ارتقای سواد هوش‌مصنوعی و مکانیسم‌های نظارت بر مقاصد ارائه می‌شود. هدف این پژوهش آن است تا با تبیین و بسط مفهومی رویکرد طراحی حساس به ارزش در هوش‌مصنوعی، نه تنها به درک عمیق‌تر موانع و چالش‌های تعبیه ارزش‌ها و اخلاق در هوش‌مصنوعی کمک کند، بلکه با تاکید بر اهمیت هم‌افزایی‌ میان رشته‌ای، راهبردهایی عملی برای توسعه هوش‌مصنوعی مسئولیت‌پذیر و همسو با ارزش‌های اجتماعی ترسیم نماید.