کلیدواژه‌ها = میان‌رشته‌ای
میان رشته‌ای

تبیین و دسته‌بندی جریان معاصرسازی در مطالعات نظری میان‌رشته‌ای

دوره 18، شماره 2، بهار 1405، صفحه 63-104

https://doi.org/10.22035/isih.2026.5418.5077

نسرین سلجوقی، حسن رضائی، هیرو فرکیش

چکیده در مطالعات میان‌رشته‌ای با محوریت موضوع معاصرسازی یک مدل جامع که معرف تمام ابعاد وجودی آن باشد، وجود ندارد. از این جهت مقاله قصد دارد جریان معاصرسازی در مطالعات نظری میان‌رشته‌ای را تبیین و دسته‌بندی کند؛ ظرفیت رشته‌های علمی (توانمندی یا ضعف) در میزان درکِ فرایند معاصرسازی و تطبیق با آن را بسنجد؛ و تأثیر یکپارچه‌سازی دانش‌های مختلف (با رویکرد میان‌رشته‌ای) بر میزان فهم معاصرسازی را مورد واکاوی قرار دهد. روش تحقیق در این مطالعه، تحلیل محتوا (روش استدلال استقرایی) با رویکرد مرور نظام‌مند است که تحلیل محتوای کمی-کیفی منابع فارسی حوزه معاصرسازی را انجام داده‌ است. مطالعات به ترتیب فراوانی در چهار حوزه معماری و شهرسازی، هنر، دین و ادبیات تقسیم‌بندی شده‌اند. هر حوزه دارای زیرمجموعه‌ای است، که به لحاظ محتوایی همگرا با موضوع اصلی پژوهش می‌باشد. حوزه مطالعاتی معماری و شهرسازی با بیشترین موضوعات محوری، در این زمینه نیز پیشرو می‌باشد. ارائه مدل جریان معاصرسازی دستاورد دیگر پژوهش می‌باشد. یافته‌ها نشان داد که معاصرسازی، فرایندی نامتوازن است. نامتوازن از این جهت که سرعت تطبیق حوزه‌های دانشی مختلف با تحولات معاصر، متفاوت می‌باشد؛ و این ناهم‌زمانی به «ناسازگاری» منجر می‌شود. اگرچه رشته‌های دانشی به صورت منفرد، در فهم جامع فرایند معاصرسازی، ضعیف عمل می‌کنند؛ اما تعامل میان‌رشته‌ای در سه سطح بنیادین، روشی و کاربردی، توانمندی سیستم را افزایش می‌دهد. حوزه‌های علمی چهارگانه، به دو شکل اساسی می‌توانند در فرایند معاصرسازی مشارکت داشته باشند: نخست، از طریق بازتعریف رابطه دیالکتیکی سنت-مدرنیته در حوزه تخصصی خود؛ دوم، با ایفای نقش مترجم فرهنگی که مفاهیم انتزاعی مدرنیته را به زبان قابل درک برای جامعه تبدیل می‌کنند.

معماری

رهیافت میان‌رشته‌ای در خوانش حس مکان از منظر هنر‌های معماری و سینما

دوره 18، شماره 2، بهار 1405، صفحه 137-161

https://doi.org/10.22035/isih.2026.5550.5162

الناز ابی زاده

چکیده حس مکان، به‌عنوان مفهومی میان‌رشته‌ای و چندلایه، نقشی محوری در درک تجربه‌ زیسته‌ انسان ایفا می‌کند. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی کیفی و بهره‌گیری از روش تحلیل تطبیقی، به بررسی عوامل مؤثر بر شکل‌گیری حس‌مکان در دو حوزه معماری و سینما می‌پردازد و با تکیه بر ظرفیت‌های تحلیلی مطالعات میان‌رشته‌ای، چارچوبی برای خوانش این پدیده ارائه می‌دهد. هدف اصلی پژوهش، تبیین بنیان‌های مشترک حس مکان در قالب رویکرد میان‌رشته‌ای است. این مطالعه به‌عنوان نمونه‌ای از به‌کارگیری رویکرد میان‌رشته‌ای در علوم انسانی، هم به توسعه روش‌شناسی تحقیق میان‌رشته‌ای و هم به درک عمیق‌تر مفهوم حس‌مکان کمک می‌کند. در این راستا، سه بعد فیزیکی، فعالیتی و معنایی به‌عنوان ابعاد اصلی تحلیل انتخاب شده‌اند. نتایج نشان می‌دهد سازوکارهای شکل‌گیری حس مکان در هر دو حوزه، از الگویی مشابه پیروی می‌کنند و از طریق تعامل عناصر کالبدی، رفتاری و معنایی، موجب تجربه‌ای یکپارچه و معنامند می‌شوند. پژوهش حاضر بر ظرفیت هم‌افزای معماری و سینما در خلق فضاهای معنادار و روایت‌محور تأکید دارد و رهیافت میان‌رشته‌ای را ابزاری کارآمد برای فهم پیچیدگی‌های تجربه‌ مکان در بسترهای فرهنگی و اجتماعی معاصر معرفی می‌کند.

آموزش عالی

آینده‌پژوهی توسعۀ دانش‌های میان‌رشته‌ای‌ در آموزش عالی: بررسی تجارب دانشگاه‌های علوم پزشکی ایران

دوره 14، شماره 3، تابستان 1401، صفحه 87-122

https://doi.org/10.22035/isih.2022.4642.4586

محمد حسینی مقدم، مهرداد حمیدی

چکیده پیچیدگی روزافزون حاکم بر مسائل اکنون و آیندۀ جهان، درهم‌تنیدگی و به‌هم‌پیوستگی حوزه‌های موضوعی، تنوع نقش‌آفرینان و موقعیت‌های شکل‌دهنده به این مسائل از هنجارها و رویه‌های معمول جهان امروز است. این تحولات موجب توسعۀ دانش‌های میان‌رشته‌ای در نهادهای علمی و فناورانه و تبدیل آن‌ها به روندهای جهان‌شمول سیاست‌گذاری علم، فناوری و نوآوری شده است. موضوعاتی ازقبیل تغییرات آب و هوا، آلودگی‌های زیست‌محیطی، افزایش طول عمر و پیری جوامع، فقر جهانی، بحران‌های مالی بین‌المللی، بیماری‌های عالمگیر، تروریسم، اعتیاد و بی‌عدالتی از جمله مسائلی است که تدبیر، اندیشه‌ورزی و آینده‌نگری آن‌ها از حوزه و توان تخصص‌های فردی خارج بوده و نیازمند هم‌اندیشی، گفت‌وگو و همکاری حوزه‌های تخصصی متفاوت است. با توجه به این نکات، پرسش اصلی این مقاله آن است که در آینده‌ کدام سناریوها می‌توانند باعث پیشرفت دانش‌های میان‌رشته‌ای‌ در دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور شوند؟ روش‌‌های استفاده‌شده در این مقاله عبارت‌اند از: مطالعات اسنادی، پانل خبرگان، ذهن‌انگیزی و تحلیل‌ لایه‌لایۀ علت‌ها. دستاوردهای مقاله عبارت‌اند از: نخست، دانش‌های میان‌رشته‌ای در پاسخ به مسائل پیچیده که در زمان اکنون و آینده ریشه دارد، هویت پیدا می‌کنند؛ دوم، توسعۀ میان‌رشته‌ای‌ها در علوم پزشکی نیازمند فرایند توسعۀ هم‌زمان از بالا به پایین و از پایین به بالای نظام خط‌مشی‌گذاری و اقدام در اجتماعات علمی علوم پزشکی است؛ سوم، ساخت آیندۀ مطلوب توسعۀ دانش‌های میان‌رشته‌ای در علوم پزشکی کشور مستلزم توجه به واقعیت‌‌های شکل‌دهنده به موضوع در لایه‌های متفاوت عینی تا ذهنی است و براین‌اساس، به رویکردها، برنامه‌ها و اقدامات کوتاه‌مدت تا بلندمدت برای ساخت عینیت‌ها و ذهنیت‌های مرتبط نیاز است.

مدیریت آموزشی

ارزیابی نظریه‌پردازی در مطالعات مدیریت آموزشی بر اساس معیارهای بین‌رشته‌ای

دوره 13، شماره 4، پاییز 1400، صفحه 1-30

https://doi.org/10.22035/isih.2021.374

سمیه ابراهیمی کوشک مهدی، محمد رضا آهنچیان، رضوان حسینقلی زاده

چکیده مناقشه دربارهٔ نظریه و نظریه‌پردازی در مدیریت آموزشی چالشی کهن ‌و پابرجاست. با وجود ادعای بسیاری از متخصصان مبنی بر بین‌رشته‌ای و تلفیقی‌بودن حوزه مدیریت آموزشی، کار پیرامون مبانی معرفتی و شناسایی نوع و گونهٔ بین‌رشته‌ای در مدیریت آموزشی، که منجر به نظریه معتبر در این حوزه شود، بسیار اندک است. با در نظر گرفتن دو رویکرد کلان تک‌رشته و بین‌رشته‌ای در تولید علم، یکی از ملاحظات نظریه‌پردازی، توجه به رویکرد بین‌رشته‌ای از بعد تنوع گونه‌های تلفیقی و کارایی متفاوت هر گونه  است. این مقاله با رویکرد تحلیلی‌ـ‌ استنتاجی پس از شناسایی و معرفی معیارهای ارزیابی بین‌رشته‌ای‌ها در قالب سه گونهٔ چندرشته‌ای‌، میان‌رشته‌ای و فرارشته‌ای و با تحلیل یک نمونه نظریه با عنوان «مدرسه به عنوان سیستم اجتماعی» در مدیریت آموزشی، به شناسایی وضعیت کنونی «نظریه‌پردازی» در مدیریت آموزشی پرداخته سپس روند طبیعی و ناگزیر آن در آینده را تبیین کرده است. یافته‌ها نشان داد که نظریه‌پردازی در مطالعات مدیریت آموزشی در وضعیت کنونی در آستانه گذر از رویکرد تک‌رشته‌ای و ورود به گونهٔ چندرشته‌ای از رویکرد بین‌رشته‌ای است.  در این صورت، تحول در نظریه‌پردازی با گذر از گونهٔ چندرشته‌ای به‌سوی گونهٔ فرارشته‌ای قابل پیش‌بینی خواهد بود. 

بحران ویروس کرونا

آینده‌پژوهی تأثیرات بحران کووید‌ـ19 بر آموزش عالی

دوره 12، شماره 2، بهار 1399، صفحه 181-211

https://doi.org/10.22035/isih.2020.3962.4063

غلامرضا ذاکرصالحی

چکیده در این مقاله به آینده‌های محتملی خواهیم پرداخت که بر اثربحران کرونا پیش‌روی آموزش عالی قرار خواهد گرفت. این مقاله از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی‌ـ‌اکتشافی و از نظر روش، زمینه‌یاب مقطعی است. آینده‌پژوهی به‌عنوان یک حوزهٔ میان‌رشته‌ای جهت‌گیری این مقاله را تشکیل می‌دهد نحوهٔ جمع‌آوری داده‌ها میدانی است. داده‌ها از طریق ابزار پرسش‌نامهٔ بسته محقق‌ساخته گردآوری شد. در تهیه پرسش‌نامه از مقیاس گاتمن استفاده شد. پاسخگویان جمعی از خبرگان و متخصصان آموزش عالی هستند که به‌صورت راهبردی و هدفمند انتخاب شدند. نتایج در قالب سناریوهای آینده ارائه شده‌اند. سناریوهای محتمل برای کشف و اعتباربخشی سناریو مرجح در اختیار عده‌ای از خبرگان آموزش عالی قرار گرفت. در پیمایش مربوط به اعتباربخشی، 84 نفر از متخصصان و صاحب‌نظران آموزش عالی مشارکت داشتند. سناریوهای محتمل در هفت مؤلفه سازماندهی شدند: 1) هویت و جایگاه دانشگاه؛ 2) توجه به پایداری 3) ورود به دانشگاه؛ 4) تغییر سبک زندگی دانشگاهی؛ 5) بین‌المللی‌شدن؛ 6) یادگیری الکترونیکی؛ و 7) حکمرانی و مدیریت. یافته‌ها نشان داد خبرگان آموزش عالی اصل وجود تأثیرات و پیامدهای بحران کووید‌ـ‌‌19 برآموزش عالی را پذیرفته‌اند. همچنین، از دیدگاه آنان این تأثیرات بسیط و ساده نبوده و دارای ابعاد وسیع و متنوّعی است. همان‌گونه‌که ملاحظه شد، در هر یک از ابعاد هفت‌گانهٔ معطوف به آینده حداقل یک سناریو مرجّح با میانگین بالای 50درصد موافق وجود دارد. سه روند کلان که بیشترین احتمال وقوع را از نظر پاسخگویان دارند به ترتیب عبارت‌انداز: 1) تقویت یادگیری الکترونیکی(اما نه به‌صورت تحوّل بنیادین و مجازی‌شدن کامل)؛ 2) تغییر در سبک زندگی دانشگاهی؛ و 3) توجه بیشتر به مقولهٔ پایداری. این سه روند بیشترین سناریوهای مرجّح را در درون خود جای داده‌اند.

آموزش عالی

ضرورت‌های مفهومی و الزامات روشی در مطالعات فرهنگ دانشگاهی

دوره 11، شماره 1، زمستان 1397، صفحه 129-164

https://doi.org/10.22035/isih.2019.3139.3440

فیروزه اصغری، عباس عباس پور، حمید رحیمیان، سعید غیاثی

چکیده مطالعه درباره فرهنگ هر اجتماع بدلیل ویژگی هویت بخشی و ایجاد مرز در تشخیص اجتماعات گوناگون از هم، از الزامات اصلی برای شناخت آن اجتماع تلقی می‌گردد. دانشگاه نیز یکی از این اجتماعات است که اگر چه مطالعه درباره فرهنگ آن مورد توجه محققان حوزه‌های مختلف علمی قرار گرفته است؛ اما برخلاف دیگر مطالعات انجام شده درباره دانشگاه، از کاستی‌ها و شکاف مطالعاتی قابل توجهی برخوردار است. به نحوی که می توان به صراحت به عدم بلوغ مطالعات فرهنگ دانشگاهی در ایران اشاره نمود. مقاله حاضر با هدف پاسخ به این مساله، به واکاوی مفاهیم، دیدگاه‌ها و نظریه‌های مرتبط در این حوزه و تحلیل آن پرداخته است. واکاوی انجام شده نشان می دهد که عدم توسعه مفهومی و روشی مطالعات « فرهنگ دانشگاه(ی)» صرف نظر از پیچیدگی سه مفهوم فرهنگ، سازمان و دانشگاه، از سه دلیل اصلی نشات می گیرد: عدم تفکیک مفهومی «فرهنگ دانشگاه» از «فرهنگ دانشگاهی»، عدم توجه به تعلق مطالعات فرهنگ دانشگاه(ی) به حوزه میان رشته ای و عدم تفکیک روش شناختی میان دو رویکرد« داشتن» فرهنگ به مثابه یک متغیر و « بودن» فرهنگ به مثابه استعاره ریشه است.

زبان‌شناسی

ارزیابی دوگانه‌های علوم سخت/نرم و رشته/میان‌رشته‌ای براساس عنوان مقالات علمی‌ـ‌پژوهشی فارسی و آی‌اس‌آی انگلیسی

دوره 10، شماره 2، بهار 1397، صفحه 117-139

https://doi.org/10.22035/isih.2018.280

علی رضاقلی‌فامیان

چکیده در چارچوب تاریخ و فلسفه علم، دوگانه‌های علوم سخت/نرم و نیز علوم رشته‌ای/میان‌رشته‌ای از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است. در این مقاله، نگارنده می‌کوشد تفاوت‌ها و شباهت‌های احتمالی دوگانه‌های فوق‌الذکر را در خرده‌ژانر «عنوان مقاله» مطالعه کند. همان‌طور که می‌دانیم، عنوان هر مقاله پژوهشی، نخستین بخش از هر مقاله است که خواننده با آن مواجه می‌شود، بر اساس آن، ارتباط مقاله با موضوع تحقیق خود را می‌سنجد و درخصوص مطالعه کامل مقاله تصمیم می‌گیرد. به‌منظور انجام پژوهش، 6000 عنوان مقاله (3000 عنوان فارسی و 3000 عنوان انگلیسی) منتشرشده در نشریات علمی‌ـ‌پژوهشی و آی.اس.آی مربوط به 12 رشته و میان‌رشته‌ای علوم سخت (علوم پایه و تجربی) و علوم انسانی به‌عنوان دادۀ تحقیق مدنظر قرار گرفت و طول عنوان و نیز سه نشانۀ نقطه‌گذاری شامل دونقطه (:)، ویرگول (،) و نشانۀ پرسشی (؟) به‌عنوان متغیرهای تحقیق انتخاب شد. براساس یافته‌ها، در کل پیکره 72281 واژه به‌کاررفته و میانگین طول عنوان برای هر مقاله 12 واژه است. عنوان مقالات فارسی نسبت به عنوان مقالات انگلیسی طولانی‌تر است، اما میزان استفاده از نشانه‌های نقطه‌گذاری در عنوان‌های انگلیسی بیشتر است. بررسی داده‌ها با توجه به محور زمان نیز نشان می‌دهد که عنوان مقالات به مرور زمان افزایش یافته‌اند. در مجموع، یافته‌های مقاله حاکی از آن است که دیدگاه‌های محققان پیشین در تأکید بر ملاحظات کلان دوگانه‌های علوم سخت/نرم و همچنین علوم رشته‌ای/میان‌رشته‌ای، در زمینه خرده‌ژانرهایی مانند عنوان مقاله نیز قابل‌تأمل و پذیرفتنی است.

آموزش عالی

نقش روان‌شناسی در ایجاد پیوند بین‌ رشته‌های علوم انسانی برای توسعه مؤسسه‌های میان‌رشته‌ای

دوره 8، شماره 4، پاییز 1395، صفحه 173-193

https://doi.org/10.22035/isih.2016.239

محمد نقی فراهانی، حمید خانی پور

چکیده روان‌شناسی می‌تواند در نقش یک علم میانجی، علوم انسانی را به هم مرتبط کند. اهداف این مقاله عبارتند از: 1- بررسی تاریخچه علاقه‌مندی‌های میان‌رشته‌ای در روان‌شناسی؛ 2- بررسی حوزه‌های مشترک روان‌شناسی و سایر علوم انسانی؛ 3- تبیین‌های روان‌شناختی ناکام ماندن مطالعات میان‌رشته‌ای در علوم انسانی ایران؛ 4- سازوکار‌های روان‌شناختی ‌اثرگذاری تأسیس مؤسسه‌های میان‌رشته‌ای در توسعه آموزش عالی؛ و 5- راه‌های ارتقای همکاری روان‌شناسان در مطالعات میان‌رشته‌ای ایران. مطالعات میان‌رشته‌ای، نیازمند تأسیس و توسعه مؤسسه‌های میان‌رشته‌‌ای است که برون‌داد آن، یکپارچگی نظری و توسعه راه‌حل‌های جامع و کل‌نگر به نیازهای زیستی، روانی، اجتماعی، و اخلاقی انسان خواهد بود. فرایندهای مخرب مرتبط با پویایی‌های کار گروهی، سوگیری خود افزایی و کمبود مؤسسه‌های میان‌رشته‌ای به‌عنوان داربست‌های اجتماعی تحول علوم انسانی، ازجمله دلایل شکست همکاری‌های میان‌رشته‌ای در ایران است. توسعه مؤسسه‌های میان‌رشته‌‌ای که روان‌شناسی نیز در آن نقش داشته باشد، مستلزم تغییر ‌دادن برنامه‌های درسی، گسترش شاخه‌های روان‌شناسی، و اتخاذ رویکردهای گفتمانی در روان‌شناسی است.

بررسی تطبیقی _ میان رشته ای چاپ و تولید کتابهای داستانی سیمین دانشور و بلقیس سلیمانی

دوره 7، شماره 3، تابستان 1394، صفحه 63-93

https://doi.org/10.22035/isih.2015.194

فرشته رستمی

چکیده مطالعات میان‌رشته‌ای گواه آن است که گرایش‌های گوناگون علوم انسانی در پیوند با هم هستند و بازدهی یکدیگر را افزایش می‌دهند. بررسی تطبیقی ـ میان‌رشته‌ای به خوانش متون ادبی در پیوند با دیگر زمینه‌هایی که چندان ادبی نیستند، همانند «صنعت چاپ»و «نشر» کتاب می‌پردازد. این جستار تولید محصولات فرهنگی و شگردهای طراحی‌ برای فروش بهتر آنها را بررسی می‌کند. «پیرامتنیت» از دیدگاه ژرار ژنت چارچوب نظری تحقیق است و این پژوهش سر آن دارد تا پیرامتن «درونی» و «بیرونی» را در کتاب‌های داستانی سیمین دانشور و بلقیس سلیمانی ارزیابی نماید. بنابراین، این مقاله، نخست به تعریف بررسی تطبیقی ـ میان‌رشته‌ای پرداخته، سپس پیرامتن‌های درونی و بیرونی را در کتاب‌های داستان این نویسندگان جست‌وجو می‌کند. گردآوری داده‌ها کتابخانه‌ای است؛ اما در بخش‌هایی از روش مصاحبه با دست‌اندرکارانِ نشر‌ استفاده شده ‌است؛ داده‌ها به روش (توصیفی ـ تحلیلی) بررسی شده‌اند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که ویژگی‌هایی در ظاهر کتاب وجود دارند که بر خریدار تأثیر می‌گذارند. راهکارهای جلب خریدار در درازنای زمان دگرگون شده‌اند که بانی آن ساختارهای فرهنگی، استراتژی‌های تبلیغی و نوشته‌های منتقدان است. این دگرگونی در ظاهر کتاب‌ها برای داستان‌های سلیمانی که شهرت کمتری در مقایسه با دانشور داشته، دامنه گسترده‌تری پیداکرده‌ و ناشران توانسته‌اند بازار بهتری را برای آثار او بیافرینند.

بازشناسی جایگاه روح مکان در طراحی فضای کودکان؛ بر مبنای آراء پدیدارشناختی نوربرگ شولتز

دوره 7، شماره 1، زمستان 1393، صفحه 145-172

https://doi.org/10.7508/isih.2015.25.006

ریحانه نیک روش، مریم قاسمی سیچانی

چکیده کریستین نوربرگ شولتز در تبیین نظریات خود در رابطه با پدیدارشناسی معماری، وامدار اندیشه‌های مارتین هایدگر بوده و یکی از راهکارهای هویت‌بخشی به مکان را ایجاد محیط‌های واجد معنا دانسته است. شولتز را می‌توان از جمله نظریه‌پردازانی به‌شمار آورد که پس از گیدئون، به ایجاد نگرش‌های نوین در معماری پرداخت و توجه به دیگر زمینه‌های علمی را لازمه دستیابی به ماهیت واقعی معماری دانست. در واقع رویکرد پدیدارشناسی را می‌توان یکی از گونه‌های میان‌رشته‌ای دانست که در راستای تبیین هستی و معرفت در دیگر زمینه‌ها همچون طراحی فضاهای مختلف گام برمی‌دارد. بر این اساس تأکید بر گرایش‌ها و مطالعات میان‌رشته‌ای می‌تواند شناخت و فهم موضوعات چندوجهی را میسر نموده و با بررسی راهکارهای گوناگون، بسط و گسترش علمی ابعاد مسئله را امکان‌پذیر سازد. مقاله حاضر در رویکردی میان‌رشته‌ای و پدیدارشناسانه و با تأثیرپذیری از نظریه‌های نوربرگ شولتز، به بررسی مفهوم مکان و فضا و لزوم توجه به آن در فضاهای کودکان پرداخته است. در این میان ابتدا شناخت مختصری راجع به کتاب نوربرگ شولتز در رابطه با رویکرد پدیدارشناختی به‌دست آمده و با بررسی ایده‌های دیگر نظریه‌پردازان، نتایجی پیرامون اهمیت القاء مفهوم روح مکان در فضاهای معماری حاصل می‌شود. در این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با بهره‌گیری از ابزار گردآوری اطلاعات، همچون مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی، سعی شده است تا مفاهیم و اصول مرتبط با ارتقای کیفیت فضاهای کودکان مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.  بر این اساس می‌توان گفت، معانی، فرهنگ و تاریخ یک مکان از جمله عوامل هویت‌بخش آن بوده که باعث ایجاد خاطرات و حس تعلق افراد به مکان و در نتیجه شکل‌گیری شخصیت افراد در دوران کودکی می‌گردد. لذا یکی از وظایف اصلی معماران امروز، ایجاد معانی در فضاهای کودکان و یادآوری سنت‌ها و هویت فرهنگی آن‌ها از این طریق می‌باشد، تا در نتیجه آن کودکان بتوانند ارتباطی تنگاتنگ میان گذشته، حال و آینده خود برقرار نمایند.

بازسازی ساختار میان‌رشته‌ای‌ها در آموزش عالی (با تأکید بر شاخص ها)

دوره 6، شماره 1، زمستان 1392، صفحه 55-77

https://doi.org/10.7508/isih.2014.21.003

نادر شهامت، حمیدرضا آراسته، فاطمه شهامت، مریم روزگار

چکیده میان‌رشته‌ای‌های دانشگاهی استانداردهای تعالی خاص خود را می‌طلبند. هدف پژوهش حاضر طراحی مدل مفهومی و تدوین شاخص‌های ساختاری آن در دانشگاه  بوده و در آن از روش توصیفی – تحلیلی استفاده شده است . به این منظور ابتدا ابعاد مفهومی ساختار میان‌رشته‌ای شناسایی شده و بر مبانی آن عوامل، ملاک‌ها و شاخص‌های مناسبی طراحی و تدوین شده است. جامعه آماری تحقیق شامل اسناد و مدارک موجود در پایگاه‌های اطلاعاتی قابل دسترس محقق در خصوص موضوع پژوهش بوده و نمونه آماری با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند مشخص شده است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که برای ایجاد ساختار میان‌رشته‌ای دانشگاهی باید به پنج بعد مفهومی شامل:  فلسفه‌ی میان‌رشته‌ای، شرایط و موقعیت‌ها، گزینش، توازن و مشارکت جمعی و همچنین پنج عامل اصلی راهبردهای ایجاد ساختار میان‌رشته‌ای شامل:  خط مشی‌ها، مدیریت و ساختار سازمانی، حمایت زیر ساختی، رهبری، حمایت و سرپرستی، تأمین بودجه، رسمیت توجه کرد. بر این اساس در این تحقیق برای ایجاد ساختار میان‌رشته‌ای عامل‌ها، ملاک‌ها و شاخص‌های ویژه‌ای شناسایی و طراحی شده است.

ماهیت میان‌رشته‌ای دانش سیاست

دوره 6، شماره 1، زمستان 1392، صفحه 117-134

https://doi.org/10.7508/isih.2014.21.006

حسین سلیمی

چکیده در این مقاله تلاش خواهد شد که با بررسی اندیشه‌ها و نظریه‌های تأثیرگذار در حوزه‌ی دانش سیاست نشان داده شود که این دانش از همان سرآغاز پیدایش آن ماهیتی میان‌رشته‌ای داشته است و اندیشیدن و بررسی سیاست بدون توجه اصولی به دیگر حوزه‌های دانش بشری امکان‌پذیر نبوده است. اصولاً سیاست محصول تقاطع و تأثیر متقابل پدیده‌های اجتماعی بوده و دانش سیاسی نیز برآیند دانش‌های مختلف انسانی به خصوص دانش‌های مختلف اجتماعی بوده است. این ویژگی‌ ثابت دانش سیاست از دوران‌های کهن تا عصر جهانی شدن بوده است. از زمانی که انسان در فلسفه‌های کهن به سیاست توجهی خاص کرد تا هنگامی که با آغاز عصر جهانی شدن پدیده‌های مختلف اجتماعی در هم تنیده شدند، اشکال مختلف دانش سیاست، در یک خصوصیت با هم مشترک بوده‌اند و آن میان‌رشته‌ای بودن آن است. از ارسطو و افلاطون گرفته تا فارابی و ابن خلدون، و از هابس گرفته تا مارتین آلبرو سیاست را محصول و برآیند دانش‌های مختلف دانسته‌اند. این ماهیت میان‌رشته‌ای نافی استقلال علم سیاست و لزوم تخصص در آن نیست بلکه مرتبه‌ی بالای آن را نشان می‌دهد که برای رسیدن به آن لازم است تا به دانش‌های متنوعی مسلح باشند.

تفکر دکتر علی شریعتی؛ از چندرشته‌ای تا میان‌رشته‌ای

دوره 5، شماره 2، بهار 1392، صفحه 19-36

https://doi.org/10.7508/isih.2014.18.002

سید رضا شاکری

چکیده میان‌رشته‌ای زمانی می‌تواند یک مزیت نسبی محسوب گردد که نسبت تعین‌یافته‌ای با امکانات معرفتی و علمی در یک جامعه برقرار کند. بخشی از این امکانات در ایران معاصر میراث روشن‌فکری دینی ماست که با نظر به پدیده میان رشته‌ای می‌تواند مورد بهره‌برداری علمی، روش‌شناسی و تا حدودی سیاست‌گذاری دانشگاهی قرار بگیرد. میراث روشن‌فکری علی شریعتی به مثابه موردی که از حیث زبان، قدرت نظری و اقبال دانشجویان در فضای فکری ما غیرقابل انکار است، واجد زمینه‌های تفکر چندرشته‌ای و میان‌رشته‌ای است. از این نظر، شریعتی با احاطه علمی چندرشته‌ای موضوعاتی چون انسان، تاریخ، سرزمین و هویت را که صرفا با یک رشته‌، تبیین بسنده‌ای از آن‌ها به دست نمی‌آید، به بحث و تفکر میان‌رشته‌ای می‌گذارد. کانون تفکر میان‌رشته‌ای شریعتی را می‌توان در مفهوم «ثابت ـ متغیر» به بحث گذاشت. در این مقاله بر محور چالش ثابت  متغیر به تحلیل هرمنوتیکی امکانات میان رشته‌ای در روشنفکری شریعتی می‌پردازیم. نتیجه به دست آمده از این بررسی نشان می‌دهد که میان‌رشته‌ای می‌تواند زمینه بومی‌گرایی در علوم انسانی در ایران را فراهم نماید. اگر با روش میان‌رشته‌ای مبتنی بر واقعیت‌های تاریخی و اجتماعی نگاه کنیم، چالشهای واقعی معرفتی و فکری بر ما آشکار شده، امکان بسط میان‌رشته‌ای بر ما گشوده خواهد شد. 

شکل‌گیری و توسعه میان‌رشته‌ای‌ها در آموزش عالی: عوامل و الزامات

دوره 5، شماره 2، بهار 1392، صفحه 91-117

https://doi.org/10.7508/isih.2014.18.005

رضا مهدی

چکیده محوریت دانش در حیات اجتماعی، پیچیدگی مسائل و نیازهای جامعه، انتظار خدمات اجتماعی و نوآوری و کارآفرینی علمی از دانشگاهها، مساله گشایی و غنی سازی وظایف آموزشی و پژوهشی، توسعه و گسترش فعالیتها و رشته‌های میان‌رشته‌ای را به یک ضرورت راهبردی در آموزش عالی و نظام دانشگاهی تبدیل کرده است. در نیم قرن اخیر، گسترش و توسعه فعالیتهای آموزشی و پژوهشی میان‌رشته‌ای دستاوردها و نتایج مناسبی برای نظام آموزش عالی، دانشگاهها، صنعت و جامعه در کشورهای توسعه یافته داشته است. علاقه‌مندی و تمایل دانشگاهها، صنایع، دولت، استادان، محققان و دانشجویان به طراحی و اجرای فعالیتها و رشته‌های میان‌رشته‌ای یکی از مهمترین دستاوردهای فعالیت‌های میان‌رشته‌ای در نظام دانشگاهی و آموزش عالی است. در آموزش عالی و نظام دانشگاهی ایران، شکل‌گیری و توسعه فعالیت‌ها و رشته‌های دانشگاهی میان‌رشته‌ای نسبت به اهداف و برنامه، توفیق چندانی نداشته است. در راستای جبران عقب ماندگی‌های گذشته و فراهم کردن شرایط مطلوب برای شکل‌گیری و توسعه میان‌رشته‌ای‌ها، هدف اصلی این مقاله شناسایی عوامل و الزامات کلیدی برای شکل‌گیری و توسعه فعالیتهای دانشگاهی میان‌رشته‌ای، است. برای انجام این پژوهش، از روش تحقیق کیفی ترکیبی شامل مرور اسناد، فراتحلیل یافته‌های پژوهشهای دیگر و پیمایش محدود، استفاده شده است. در نهایت، با جمع‌بندی تحقیقات انجام شده، شش عامل عمده و دوازده الزام کلیدی برای شکل‌گیری و توسعه فعالیت‌ها و رشته‌های دانشگاهی میان‌رشته‌ای، استخراج و ارائه شده است.

درآمدی بر ماهیت میان‌رشته‌ای جغرافیای شهری و برنامه‌ریزی شهری

دوره 4، شماره 3، تابستان 1391، صفحه 1-14

https://doi.org/10.7508/isih.2012.15.001

کیومرث ایراندوست

چکیده قرن بیستم دوره دگرگونی زندگی اجتماعی انسان و تسلط الگوی زندگی شهری بود. ظهور شهرهای بزرگ در سرتاسر جهان با مسائلی بس پیچیده و متنوع همراه بود، از این رو ایجاد علومی که بتوانند پدیده شهر و مسائل و مشکلات پیامده آن را در شکلی جامع و فراگیر مطالعه و بررسی کنند، بیش از پیش ضرورت یافت. در این میان جغرافیا از پیشتازان عرصه آموزش و پژوهش در زمینه امور شهری به شمار می‌آید. اگرچه تاریخ علم جغرافیا با تاریخ زندگی بشر بر روی کره خاکی و شناخت انسان از محیط پیرامون خود آغاز می‌شود اما جغرافیای شهری با سابقه‌ای کوتاه (در مقایسه با سایر شاخه‌های جغرافیا) بسیار سریع به یکی از رشته‌های پرکاربرد علمی در سطح جهان بدل شد. هم‌زمان‌، رشته برنامه‌ریزی شهری تکوین و تکامل خود را آغاز کرد و ابتدا در غرب و سپس در کشورهای در حال توسعه جایگاه خود را در دانشگاه و عرصه‌های تخصصی باز کرد. غالباً این توافق وجود دارد که جغرافیا شهری و برنامه‌ریزی شهری هر دو از علوم جدید هستند و ماهیتی میان‌رشته‌ای دارند و پیوندهای مشخص و روشنی در روند تکاملی خود دارند. این نوشتار با روشی تحلیلی و توصیفی و با استفاده از منابع مکتوب و متون مرتبط در پی آن است تا با تحلیل روند تکوین و تکامل این دو رشته ماهیت میان‌رشته‌ای آنها را بررسی و تحلیل کند. جغرافیای شهری در حالی که ماهیتی میان‌رشته‌ای دارد، به جزئی از رشته جدید برنامه‌ریزی شهری بدل شده است و برنامه‌ریزی شهری با بهره‌گیری از علم جغرافیا و سایر علوم شهری یک نظم میان‌رشته‌ای جدید را جهت کاربردی کردن و مدیریت تلفیق علوم موجود در راستای حل مسائل و مشکلات شهری بنیان گذاشت.

پیش‌نیازها و موانع تحقق توسعه علوم‌انسانی میان‌رشته‌ای

دوره 4، شماره 2، بهار 1391، صفحه 1-16

https://doi.org/10.7508/isih.2012.14.001

غلامحسین خورشیدی، شیوا پیشگاهی

چکیده توسعه علوم میان‌رشته‌ای، مساله‌ای چند بعدی است. از این رو، پرداختن به ساز و کارها، ظرفیت‌ها، و موانع تحقق توسعه این علوم در ایران کار پیچیده‌ای است. در این رابطه نمی‌توان به کلی گویی کرد و تنها به ذکر عناوینی بسنده نمود زیرا همه آنچه در این رابطه مطرح است برای همه حوزه‌های علم مشترک نمی‌باشد و حتی در یک حوزه خاص هم گرچه مشترکات فزونی می‌گیرند ولی مورد به مورد تفاوت‌ها نیز رخ می‌نمایند. این پیچیدگی‌ها آنگاه که میان‌رشته‌ها حاصل ازدواج دو یا چند حوزه متفاوت باشند، عمق و وسعت بیشتری می‌یابند. در این مقاله کوشیده‌ایم تا موضوع را تنها در حوزه علوم انسانی مورد بررسی قرار دهیم. اصطلاح میان‌رشته‌ای اغلب، با مسامحه به ‌کار می‌رود و معمولاً، همراه با واژه‌های مشابه، از جمله چندرشته‌گرایی و فرارشته‌گرایی، استفاده یا جایگزین آنها می‌شود که در این مقاله تلاش ما پرهیختن از این مسامحه نیز می‌باشد. چندین دهه است که‌درمحیط دانشگاهی جهانی رشته‌مداری حاکم ‌شده‌است که تأکید فزاینده‌ای بر تخصص و مزایای آن دارد و تنهابه‌ متخصصان یاصاحب‌نظران یک رشته خاص اجازه‌داده می‌شود به‌پژوهش و ارائه ‌نظریه‌ در آن ‌رشته بپردازند. در سال‌های ‌اخیر، به‌دلیل پیچیدگی جوامع ‌و گستردگی‌ و تنوع مسائل، ناکارآمدی ‌این شیوه بیش ‌از پیش آشکار شده است و این امر مهم‌ترین ‌پایه رواج مطالعات بین‌رشته‌ای به حساب می‌آید؛ البته درک عمیق‌تر موضوعات‌ و شناخت بیشترو کامل‌تر پدیده‌ها نیز انگیزه دیگر رواج ‌این نوع تحقیقات می‌باشد. منظور از مطالعات بین‌رشته‌ای، فرایند درگیر شدن رشته‌های مختلف علمی در پاسخ‌گویی به یک سؤال، ‌حل یک مسأله یا طرح موضوعی است که به‌علت پیچیدگی‌ و وسعت‌ زیاد آن قابل بررسی با استفاده‌ از یک رشته واحد نیست. در مطالعات میان‌رشته‌ای کارآمد از هر رشته علمی به‌عنوان یک منبع معتبر اطلاعاتی به تناسب استفاده می‌شود و این در واقع نوعی رویکرد ماتریسی در سامانه بهره‌برداری از دانش‌های متنوع بشری است؛ بنابراین، چنین مطالعاتی، نه‌تنها با ترکیب ‌اطلاعات به دانش جدیدی دست می‌یابند، بلکه‌ درک کامل‌تری ‌از تشابهات ‌و تمایزات بین رشته‌ها نیزایجاد می‌کنند. تفاوت در مفروضات، دیدگاه‌ها، روش‌ها، زبان و اصطلاحات فنی هر رشته ‌و موانع شناختی دیگر در انسان‌ها از جمله مشکلاتی هستند که‌ استفاده ‌از مطالعات میان‌رشته‌ای را محدود می‌سازند. دراین مقاله، ابتدا به‌اهمیت و ضرورت گسترش تحقیقات میان‌رشته‌ای در علوم انسانی‌ و دانشگاه‌هااشاره می‌شود، پس ازآن به مفهوم تحقیقات میان‌رشته‌ای و شرایط ‌انجام ‌آن پرداخته می‌شود. موانع انجام‌این‌گونه تحقیقات و راه‌های غلبه بر این موانع مطرح خواهند شد. 

موج چهارم تحول در فضای علمی دانشگاه (نگاهی میان‌رشته‌ای)

دوره 4، شماره 1، زمستان 1390، صفحه 69-83

https://doi.org/10.7508/isih.2012.13.004

غلامحسن عبیری

چکیده مسوولیت دانشگاه‌ها در امر توسعه سرمایه‌های انسانی با هدف حل مسایل روز، با مشکل روبرو شده و دانش آموختگان آموزش عالی در چارچوب تقسیم کار موجود، پاسخگوی نیازهای جامعه ایدئولوژیک ایران نیستند. این مقاله با هدف تبیین تحول در دانشگاه‌ها و ضرورت توجه به مطالعات میان‌رشته‌ای در جهت پاسخگویی به عدم کارآمدی ساختار اقتصادی به تحریر درآمده است. پوشش منطقی پیوند میان‌رشته‌ای به منظور انسجام تخصص‌های جدید، می‌تواند ساختار اقتصادی ایران را، که با عدم تعادل روبرو می‌باشد، از بحران خارج نموده، شرایط پویایی را در نظام سیاسی ـ اجتماعی، در جهت افزایش بهره‌وری، نوید دهد. آزادسازی، فعال نمودن و انعکاس پذیری، سه اصل برای پویایی امر آموزش عالی است. ادغام دانش موجود با هدف ایجاد تخصص‌های جدید، ساختار دانشگاه‌ها را با تعییر روبرو خواهد کرد. این تغییر می‌بایست در یک چارچوب منطقی، اعتماد دانش پژوهان را به رشته‌های تحصیلی جدید بدنبال داشته باشد. آماده سازی جامعه برای کنش‌های پیش رو باید بهره‌وری نظام سیاسی ـ اجتماعی را افزایش دهد، تا پویایی به ساختار اقتصادی برگردد. 

مدیریت شهری در نظام آموزش عالی ایران: ارزیابی فلسفه وجودی و الزامات میان‌رشته‌ای

دوره 3، شماره 2، تابستان 1390، صفحه 75-98

https://doi.org/10.7508/isih.2011.1011.004

غلامرضا کاظمیان، مجید حقیقی

چکیده رشته مدیریت شهری چند سالی است که در دانشگاه‌های معتبر کشور ارائه می‌شود. هدف این رشته آماده کردن دانشجویان برای اداره و مدیریت شهرها به عنوان یک سیستم پیچیده و مشتمل بر مؤلفه‌ها و متغیرهای غیرمنتظره است. با وجود گذشت چند سال از برقراری رشته مدیریت شهری هنوز هم در میان برخی مجامع تخصصی و اجرایی ابهاماتی در مورد ضرورت و نیاز به این رشته وجود دارد. همچنین به نظر می‌رسد این رشته دانشگاهی، با وضعیت مطلوب یک میان‌رشته فاصله زیادی دارد و بسیاری از الزامات و ضرورت‌های رشته‌های میان‌رشته‌ای در آن رعایت نشده است. این مقاله سه هدف اصلی را دنبال می‌کند: اول شناسایی ماهیت رشته مدیریت شهری؛ دوم بررسی ضرورت‌ها و الزامات رشته مدیریت شهری به عنوان یک میان‌رشته و تبیین و آسیب‌شناسی وضعیت موجود آن؛ و سوم ارزیابی و تدوین چهارچوب تحلیلی فلسفه وجودی رشته مدیریت شهری در ایران. از مشاهده، مطالعات نظری ـ تطبیقی، تدوین و توزیع پرسش‌نامه و مصاحبه با متخصصان و مدیران شهری کشور به عنوان روش‌های تحقیق استفاده شده است. نتیجة پژوهش بر ماهیت میان‌رشته‌ای مدیریت شهری و ضرورت توجه جدی به این ماهیت در دانشگاه‌های کشور تأکید دارد. همچنین طبق یافته‌ها، بسیاری از الزامات رشته‌های میان‌رشته‌ای مانند ویژگی‌های اساتید، شیوه‌های تدریس و برنامه درسی در رشته مدیریت شهری دانشگاه‌های کشور رعایت نمی‌شود و نیازمند تجدیدنظر و اصلاح در برخی امور است. فلسفه وجودی رشته مدیریت شهری طبق چهارچوب تدوین‌شده، بر چهار پایه نیاز نهادهای اصلی مدیریت شهری کشور به یک میان‌رشته جامع در زمینه مدیریت شهرها، امکان رفع بسیاری از مسائل و مشکلات شهری، عدم جامعیت رشته‌های دانشگاهی مرتبط با اداره و مدیریت شهرها در داخل و تجربه موفق برگزاری رشته مدیریت شهری در دانشگاه‌های خارجی استوار است که ضرورت و صدق همه موارد فوق مورد تأیید قرار گرفت.

تجربۀ ایرانی رشته‌های میان‌رشته‌ای: سه دهه بومی‌سازی دانش سیاست

دوره 3، شماره 1، زمستان 1389، صفحه 47-81

https://doi.org/10.7508/isih.2011.09.003

غلامرضا خواجه سروی

چکیده سابقة تاریخی پرداختن به ابعاد نظری سیاست در ایران به پیش از اسلام بازمی‌گردد؛ اما سیاست به عنوان یک علم وارداتی در دورة قاجار در ایران شناخته شد. این دانش با تاریخ مواجهة گسترة تفکر ایرانی با تجدد هم‌داستان بوده است. از این‌رو محتوا، روش و سؤالات این دانش نیز متناسب با ضرورت‌های تاریخی و عینی محل تولد و توسعة آن یعنی مغرب‌زمین، در ایران مطرح شد. وقوع انقلاب اسلامی ایران موجب شد تا انقلابی نیز در ساحت تفکر سیاسی ایران رخ دهد. این انقلاب با تزریق اصول ارزشی اسلامی به کلیة ساحت‌های زندگی ایرانیان، موجب شد تا بومی‌سازی دانش و دانشگاه به یکی از ضرورت‌های مهم تبدیل شود.
در سه دهه‌ای که از انقلاب اسلامی ایران می‌گذرد، بومی‌سازی علم سیاست در ایران با مکتوبات و تولیدات نظری مختلف پیگیری شد. در این میان برخی از دانشگاه‌ها مانند دانشگاه امام‌صادق علیه‌السلام و دانشگاه باقرالعلوم علیه‌السلام پیشرو بودند. این دانشگاه‌ها با تعریف رشته‌های میان‌رشته‌ای، موجب شدند تا علم سیاست با مؤلفه‌های بومی دینی مورد بازتقریر قرار گیرند. این تجربه‌ها می‌توانند نمونه‌های کاربردی مناسبی برای بومی‌سازی و اسلامی‌سازی دانشگاه و دانش در کشور محسوب شوند.

رویکردهای میان‌رشته‌ای و طراحی برنامه درسی رشته اقتصاد و مالیه اسلامی

دوره 2، شماره 3، تابستان 1389، صفحه 31-58

https://doi.org/10.7508/isih.2010.07.002

حسین میثمی، محسن عبدالهی، مصطفی شهیدی نسب، مهدی قائمی اصل

چکیده این تحقیق الگوها و انواع مختلف برنامه درسی تلفیقی را مورد بررسی قرار داده و تناسب آن‌ها را در رشته اقتصاد و مالیه اسلامی مورد توجه قرار می‌دهد. در واقع به این سوال پاسخ می‌دهد که اگر رشته اقتصاد و مالیه اسلامی به عنوان حوزه‌ای میان‌رشته‌ای در علوم انسانی-اسلامی بخواهد تشکیل شود، از کدامیک از رویکردهای مطرح می‌تواند استفاده کند و ظرفیت هر یک از رویکردهای میان‌رشته‌ای در این رابطه چه میزان است؟ ضمن ارائه دو اصل «ارتباط حداکثری» و «بهره‌برداری حداکثری»، نشان می‌دهد که رویکرد مناسب برای دوره اقتصاد و مالیه اسلامی رویکردی محتوا محور است و از گونه‌های مطرح شده نیز، رویکردهای درون‌رشته‌ای و میان‌رشته‌ای موازی در شرایط موجود مناسب نبوده و توانایی تامین اصول مطرح شده را ندارند؛ رویکردهای چندرشته‌‌ای، متقاطع، متکثر و همچنین فرارشته‌ای و پسارشتگی نیز گرچه از دو رویکرد قبلی متناسب‌تر می‌باشند، اما در شرایط موجود استفاده از آن‌ها با توجه به نقاط ضعفی که دارند پیشنهاد نمی‌شود. در نهایت به نظر می‌رسد ظرفیت و کارایی رویکرد بین‌رشته‌ای از بقیه‌ رویکردها بیشتر بوده و برنامه‌ریز رشته اقتصاد و مالیه اسلامی می‌تواند در تدوین برنامه درسی دوره از آن بهره ببرد. به هر حال در عمل می‌توان از رویکرد بین‌رشته‌ای به عنوان رویکرد اصیل و مبنایی بهره برد و در کنار آن از نقاط قوت موجود در سایر رویکردها نیز به منظور تقویت برنامه درسی استفاده کرد.

شاخص‌های ارزیابی کیفیت میان‌رشته‌ای‌های دانشگاهی؛ ابزاری برای برنامه‌ریزی

دوره 2، شماره 2، بهار 1389، صفحه 89-112

https://doi.org/10.7508/isih.2010.06.005

محمود مهرمحمدی، امیرحسین کیذوری

چکیده میان‌رشته‌ای‌های دانشگاهی استانداردهای تعالی خاص خود را می‌طلبند. هدف پژوهش حاضر طراحی و تدوین شاخص‌های ارزیابی کیفیت میان‌رشته‌ای‌های دانشگاهی بوده و در آن از روش توصیفی ـ تحلیلی استفاده شده است. به این منظور ابتدا ابعاد مفهومی و مؤلفه‌های اساسی میان‌رشته‌ای‌های شناسایی شده و بر مبانی آن ، عوامل، ملاک‌ها و شاخص‌های مناسبی طراحی و تدوین شده است. جامعة آماری تحقیق شامل اسناد و مدارک موجود در پایگاه‌های اطلاعاتی قابل دسترس محقق در خصوص موضوع پژوهش بوده و نمونه آماری با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند مشخص شده است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که برای ارزیابی میان‌رشته‌ای‌های دانشگاهی باید به پنج بُعد مفهومی شامل: مسائل چندوجهی، بینش‌های میان‌رشته‌ای، تولید دانش تلفیقی، فهم میان‌رشته‌ایِ مسائل و ساختار میان‌رشته‌ای، و همچنین پنج عامل اصلی شامل: اهداف، برنامه درسی، فرایند تدریس ـ یادگیری، هیئت علمی و مدیریت، توجه کرد. بر این اساس، در این تحقیق برای ارزیابی کیفیت میان‌رشته‌ای‌ها ؛ 5 عامل، 14 ملاک و 59 شاخص شناسایی و طراحی شده است.

بررسی عوامل اثرگذار بر کارآفرینی در ورزش؛ به عنوان حوزه‌ای میان‌رشته‌ای

دوره 2، شماره 2، بهار 1389، صفحه 113-136

https://doi.org/10.7508/isih.2010.06.006

زینب مندعلی‌زاده، حبیب هنری

چکیده هدف این پژوهش بررسی عوامل اثرگذار بر کارآفرینی در ورزش از دیدگاه متخصصان این حوزه است. این پژوهش توصیفی ـ پیمایشی، از نوع کاربردی است که نمونه آماری آن را 64 نفر از اساتید و مدیران ستادی سازمان تربیت بدنی جهموری اسلامی ایران تشکیل می‌دهد. جمع‌آوری داده‌ها به صورت کیفی (نظرخواهی از نمونه آماری) و کمّی با استفاده از پرسشنامة محقق‌ساخته صورت پذیرفت. پس از تأیید روایی (توسط اساتید)، پایایی پرسش‌نامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (95/0=α) به دست آمد. این مقاله مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر کارآفرینی ورزشی را که هر دو به عنوان یک حوزه میان‌رشته‌ای در جهان مطرح شده‌اند، مورد بررسی قرار می‌دهد. در ابتدا این مقاله به بررسی فرصت‌های زیربنایی برای کارآفرینی در ورزش کشور و سپس شناسایی موانع این بخش می‌پردازد تا با شناسایی این عوامل راه برای کارآفرینان برای پیشرفت اجتماعی، فرهنگی و توسعه اقتصادی هموار شود، زیرا کارآفرینی ورزشی با ایفای نقش مؤثر در توسعه کسب‌وکار، رفاه و توسعه سلامتی و مشارکت در ابعاد گوناگون جامعه می‌تواند نقش مهم و برجسته‌ای در توسعه کشور داشته باشد و در نهایت به تدوین راهکارهایی برای توسعه کارآفرینی ورزشی می‌پردازد.

بررسی فراگشت آموزش و پژوهش میان‌رشته‌ای: نیاز دیروز، رویکرد امروز، زیرساخت فردا

دوره 1، شماره 4، پاییز 1388، صفحه 1-17

https://doi.org/10.7508/isih.2009.04.001

کیوان زاهدی

چکیده این مقاله دو هدف را پی می‌گیرد: در مرحله نخست رخ‌داد فراگشت میان‌رشته‌ای با تکیه بر فرایند تحول و نه تاریخ تحول بررسی می‌شود، و در مرحله بعد رویکرد آینده در امتداد این فراگشت در چارچوب رویکرد مدیریت علم آینده‌نگر پیشنهاد می‌شود. بدین ترتیب نشان داده می‌شود که فراگشت میان‌رشته‌ای از مرز روش‌شناسی مدل یک یا سرمشق معمول عبور کرده و در حال گذر از مرحله پسامعمول یا روش‌شناسی مدل دو است. همچنین در ادامه پیش‌بینی می‌شود این فراگشت که تاکنون دارای تحول انگیختگی سازگاری بوده است منتهی به انگیختگی هم‌گزینگی در چارچوب مهندسی تفاعلی خواهد گشت. بدین ترتیب این مقاله با بررسی تمایزهای میان‌رشته‌ای، به فلسفه وجودی این حوزه پرداخته و با گذر از روش‌شناسی ناشی از فلسفه وجودی آن به بررسی چالش‌ها، ویژگی‌های آموزش و پژوهش میان‌رشته‌ای و در نهایت ارائه راهکاری جدید برای افزایش بهره‌وری در تثبیت و توسعه این روند می‌پردازد.

نگاهی کلی به برنامه درسی میان‌رشته‌ای

دوره 1، شماره 3، تابستان 1388، صفحه 19-53

https://doi.org/10.7508/isih.2009.03.002

هدایت الله اعتمادی زاده، احمدرضا نصر، محمد جواد لیاقت دار

چکیده اصطلاح‌های میان‌رشته‌ای، آموزش میان‌رشته‌ای، و برنامه‌های میان‌رشته‌ای به‌ طور روزافزون، در حوزه آموزش ‌عالی به‌ کار می‌رود. این اصطلاح‌ها اغلب، با مسامحه زیاد به ‌کار می‌رود و معمولاً، همراه با واژه‌های مشابه، از جمله چندرشته‌ای و فرارشته‌ای، استفاده یا جایگزین آنها می‌شود. در دهه‌های پیش، رویکرد میان‌رشته‌ای به برنامه ‌درسی، اهمیت خود را از دست داد و به مدت دو دهه، رویکرد رشته‌محوری مهم قلمداد شد، اما اندیشه تلفیق و برنامه ‌درسی میان‌رشته‌ای اندیشه‌ای جدید نبوده است و تلفیق برنامه ‌درسی در اندیشه‌ها و عقاید اندیشمندان پیشین ریشه دارد که دغدغه وحدت دانش، تشکیل علم منسجم، دانش عمومی و فراگیر، ترکیب و تلفیق دانش را داشته‌اند. در این مقاله، ضمن طرح مباحث تاریخی و نظری راجع به میان‌رشته‌ای، به بحث درباره برنامه ‌درسی و نگاهی به تاریخچه برنامه ‌درسی میان‌رشته‌ای، رشته‌های علمی، ترکیب‌های متفاوت رشته‌های علمی در برنامه درسی، نقد جامعه‌شناختی برنامه ‌درسی تک‌رشته‌ای به ‌عنوان زمینه حمایت از برنامه ‌درسی میان‌رشته‌ای، تبیین زیست‌شناختی برنامه ‌درسی میان‌رشته‌ای، الگو‌ها، رویکردها و راهبرد‌های میان‌رشته‌ای، مزایای برنامه درسی بین‌ رشته‌ای، مسائل و آسیب‌های برنامه ‌درسی میان‌رشته‌ای پرداخته شده است.

چگونگی ارزشیابی برنامه‌های درسی میان‌رشته‌ای

دوره 1، شماره 3، تابستان 1388، صفحه 55-66

https://doi.org/10.7508/isih.2009.03.003

عباس بازرگان

چکیده در گذشته، در دسترس بودن سرمایه، نیروی کار و مواد اولیه از جمله عوامل اصلی پیشرفت کشورها محسوب می‌شد. اما در آغاز هزاره سوم، دستیابی به دانش، اشاعه و کاربرد آن جایگاه بسیار تعیین‌کننده‌ای در سرنوشت کشورها پیدا کرده است. لذا، جایگاه آموزش عالی در این زمینه انکارناپذیر است. همچنین، نیاز به تدوین و اجرای برنامه‌های آموزشی و درسی که بتواند هماهنگ با تحولات یاد شده به نیازهای جامعه پاسخ دهد، در اولویت است. در این مقاله ابتدا، ضمن اشاره به ویژگی های برنامه درسی میان رشته ای به هدف ارزشیابی این نوع برنامه درسی اشاره خواهد شد. سپس ملاک‌های ارزشیابی آن مورد نظر قرار می‌گیرد و سرانجام، چهار سطح ارزشیابی برنامه درسی میان‌رشته‌ای بیان می‌شود.